The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
جی، مارک
میخوام دربارهٔ چشماندازم برای...
«کوههای دره»، اولین رستوران سینهنمای...
لوکس دنیا، باهاتون حرف بزنم
گیج شدم، تروِر
فکر کردم علامت تجاری اون اسم مال توئه...
و حاضر نشدی بهش بفروشیش
درسته، ولی آخرش جی نتونست...
اسم جایگزینی رو که تاد انتخاب کرده بود تحمل کنه:
«سینه و استیک»
پس ازم خواستن بذارم تاد...
اسم «کوههای دره» رو داشته باشه
- و حالا اینجاییم - منو چطور پیش میره، جی؟
ایمیلم دربارهٔ گوشت بره رو گرفتی؟
آره، گرفتم
تاد، فقط اینکه...
تکههای جداگانهٔ گوشت امضای کار منه
آره، باید یه راستهٔ کامل باشه؛ وگرنه...
وقتی پیشخدمتها میپرسن...
کی دوست داره راستهٔ گندهش رو ببینه، شوخی درنمیاد
خب، سخت میشه با این استدلال مخالفت کرد، تاد
و دقیقاً «سینههای هالوپینو» چیان؟
اون رو جی باید بفهمه
ولی توی منو هست
گیب، باید راهی برای نجات ماهش پیدا کنیم
نمیتونیم بذاریم رستورانمون به این تبدیل بشه
باشه بچهها، فردا میبینمتون
آره، این جهنمه
اون کیه؟
نیکی، متصدی بار جدید
خیلی...
واجد شرایط به نظر میاد
منظورت اون دستهای قوی برای لهکردن مواد کوکتله؟
آره، منم متوجه شدم
پینه تا دلت بخواد، نه؟
اوه آره؛ هیچ برگ نعنایی در امان نیست
یعنی چی داری اسبابکشی میکنی؟
میدونم شوکهکنندهست
وقتی اومدم زیرزمین، فکر میکردم...
تصمیمی دائمی و اصیل گرفتهام
ولی چی بگم؟ دوستهام دلتنگم شدن
بیخیال آیزاک
اومدی زیرزمین تا بتونی...
بهعنوان ساکن زیرزمین نامزد نمایندگی ارواح بشی
حالا دیگه به ما احتیاج نداری
پس میری؛ خیلی خب
فرشت رو جمع کن، بذار توی کیفت...
- و بچپونش یه جایی - اوه
خب، این برای همهمون احساسیه، نه؟
من یکی تکتکتون رو با محبت یاد میکنم
برگشتم؛ از دست اون عجیبوغریبها آزاد شدم
اوه، این بو رو حس میکنین؟
- من چیزی بو نمیکنم - دقیقاً
اوه، چه خوبه آدم برگرده خونه
خوش برگشتی، آیزاک
هی
اِم تاد؟ میخواستم دربارهٔ یه چیزی حرف بزنم
اوه، خوشحالم اینجایی
اگه بهجای اندازهٔ کوچک، متوسط و بزرگ...
نوشیدنیها رو...
کاپ B، C و D بدیم چی؟
فکر کنم این یارو نابغهست
تاد، مطمئنی این تغییر برند...
بهترین کار برای کسبوکاره؟
فقط اینکه ماهش برای جی خیلی عزیزه
اسمش رو از روی پدرش گذاشته
منم اسم شخصیت اصلی فیلم نوآر کلاسیکم...
«جیمی مفتخور» رو از روی پدرم گذاشتم
حتماً خیلی تحتتأثیر قرار گرفته
حرومزادهها؛ ببخشید، ببخشید
شورای شهر فردا رأی میده...
تا رسماً من رو از سمت شهردار برکنار کنه
اوه، فکر کردم همین اتفاق افتاده
عملاً آره؛ فقط تشریفات مونده
ولی اگه فردا رأی به نفع تو باشه
میتونی دوباره شهردار بشی؟
هرگز نمیشه؛ عضو شورا گاس هیوارد...
دشمن قسمخوردهام
رأی تعیینکننده رو داره
پس مگر اینکه معجزهوار نظرش عوض بشه
متأسفم که باید با من کنار بیاین
همیشه یک دشمن قسمخورده میخواستم
پس اون دوستت که سالها...
با زنت میخوابید چی؟
اوه آره؛ فکر کنم یکی دارم
وایسا
اگه گاس نظرش رو عوض کنه و دوباره شهردارت کنه...
خودت علاقه داری برگردی؟
معلومه
خدمت عمومی شور و اشتیاق منه
فقط میخوام به مردم کمک کنم و دنیا رو بهتر کنم
هی تاد، تاپهای بندی رسیدن ولی...
اونطور که میخواستی نگینکاری نشدن
جدی؟
بیست دقیقه با اون یارو تلفنی حرف زدم
چندتا طرح هم براش فرستادم
ببخشید، یه لحظه
این جالبه
سم، انگار اگه بتونی...
شهرداری رو به تاد پس بدی، کل ایدهٔ رستوران رو ول میکنه
وایسا، یه لحظه مکث کنیم
نیکی چی؟ تازه این کار رو گرفته
اصلاً کسی به اون فکر میکنه؟
چون من بهش فکر میکنم
خیلی هم بهش فکر میکنم
باید با این عضو شورا حرف بزنیم
ببینیم میشه نظرش رو عوض کرد
دست نگه دار؛ برای چرخوندن سیاستمدار...
- به اهرم فشار نیاز داری - منظورت چیه؟
دارم از آتو حرف میزنم
این یارو کیه؟ چی رو پنهان میکنه؟
همه یه چیزی دارن که نمیخوان...
- کسی ازش باخبر بشه - مثل ایوان بدون مجوز من
حاضرم تقریباً هر کاری بکنم...
تا کسی ازش باخبر نشه
حتی پلههاش هم استاندارد نبود؛ خدا من رو ببخشه
این خیلی چیزها رو توضیح میده، جون
میرم دربارهٔ این عضو شورا یه کم تحقیق کنم
ببینم چیز مفیدی پیدا میکنم یا نه
انگار اصلاً براش مهم نیست چه بلایی سر نیکی میاد
سنگدل
آیزاک!
ببخشید، ببخشید
اصلاً خوابم نمیبره
شاید دیگه یادم رفته درازکش بخوابم
توی زیرزمین ایستاده میخوابیم
مثل گاو یا اسب
زرافه هم همینطور؛ تا جایی که میدونم...
یه جور الاغ نارنجیِ قدبلنده
ببین، فردا روز مهمی دارم
شمارهٔ جدید مجلهٔ «پیپل» میرسه
و امیدوارم شالامی روی جلد باشه
اوه، پس موموآ چی شد؟
اوه، دورهٔ مردهای عضلانی تموم شده؛ حالا مردهای جذابِ موشچهره مدن
«مردهای جذابِ موشچهره»
باشه، شببخیر
به خدا قسم
اوه خدا، من رو برد به روزهای قدیم
آتو درآوردن از یه آدم مهم
یه سیاستمدار با گذشتهای تاریک
کلیشههای نابِ نوآر
این یارو قدیسه؛ عضو شورا گاس هیوارد...
توی کلیسا داوطلبه
برای ارتش رستگاری پول جمع میکنه
و سرپرستی موقت سگهای معلول رو قبول میکنه
بوم! سال ۱۹۹۶ جریمهٔ پارک گرفته
به درد میخوره؟
دقیقاً جنازهٔ یه روسپی نیست، ولی شروعیه
باجگیریتون خوش بگذره؛ اوضاع چطوره؟
هیچی نداریم
این یارو از بشقاب اورسن ولز...
بعد از شام استیک توی موسوز هم تمیزتره
عجب بازیای با کلمات داره
نمیفهمم هیچکدومشون یعنی چی
ولی طرز گفتنش رو دوست دارم
وایسا، اون خودشه؟
- اون گاسه؟ - آره
- چرا؟ - چون قبلاً دیدمش
و اگه آتو میخوایم...
اوه پسر، یه کامیون پُر دارم
برای پسدادن شهرداری به تاد کافیه؟
اونقدر و بیشتر
اوه! یه جریمهٔ پارک دیگه هم گرفتم
یه الگو داره شکل میگیره
فقط بگو پیت؛ چه چیزی دربارهٔ گاس داری...
که اونقدر رسواکنندهست که مجبور میشه...
تاد رو دوباره شهردار کنه؟
خب، بهتون میگم
درست بعد از رول طبل اختصاصی مارتینو
FILAMINGO-MID
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم: ZIMO
- توی یک عیاشی دیدمش - اوه
- چی؟ - یادتونه چند ماه پیش...
یواشکی رفتیم اتاق رسانهٔ فارنسبیها...
تا قفسهٔ کتاب رو جابهجا کنیم و ثور...
بتونه عروسی پسرش رو ببینه؟
ما واقعاً خوش میگذرونیم
آره یادمه؛ از پنجره پریدم بیرون
و دویدم خونه اشتراک آب «اِور کریک» رو لغو کنم
خب، بعد از رفتنت یادتونه جی توی کمد گیر کرده بود
و دوستهات که خونهٔ فارنسبی رو اجاره کرده بودن...
یه دیویدی گذاشتن که فکر میکردن فیلم «سویینگرز»ـه
ولی معلوم شد فیلم جنسی آدمهایی بوده...
که واقعاً اهل رابطهٔ چندنفره بودن
دقیقاً
یه عیاشی هفتادسالهها که یکی از ستارههاش...
همین دوستمون گاس بود
- اوه - اوه
جی، گاس توی همون فیلم پورن آماتوری بود...
که توی کمد فارنسبیها صداش رو شنیدی
اوه خدا
اون تقتق ترسناک زانو؟ مال گاس بود
تق و توق و یه غلت توی رختخواب
چه خوب مهملاتش رو جا میاندازه
ولی عزیزم، هیچکدوم اینها به درد نمیخوره...
مگر اینکه مدرک محکمی پیدا کنیم
بازی با کلمات عمدی نبود
دقیقاً
این مرد از شوخی جنسی هم نمیترسه
No comments yet. Be the first to leave one.