The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آیزاک، رأیگیری برای رئیس کلاس تموم شد
خب؟ معطلم نکن مرد
نتیجه چی شد؟
- خب، تو: یک - اوه، بردم؟!
همین حالا برای پدر نامه مینویسم
هورا! چه روزیست برای آیزاک هیگینتوت
اوه...
اوه، نه. بله، اشتباه از من بود
منظورم این بود: «تو، دو نقطه، یک»
عدد یک؛ ی، ک
- چی؟ - فقط یک رأی آوردی
ابنزر هابارد بقیه رأیها رو آورد
پس تو: یک
ابنزر هابارد: تمام بقیه
چرا اینطوری گفتی؟
تازه حتماً اشتباه شمردی
من باید دو تا رأی آورده باشم
یکی رأی خودم بود و اون یکی رأی تو
هماتاقی عزیزم
فقط ابنزر هابارد توی غذاخوری
- پودینگ بیشتری میداد - اوه
تو هم که فقط بر اساس پودینگ رأی میدی
میدونی که پودینگ خوراک بچههاست؟
جناب، تو مشکل داری
ببخشید، فقط ناراحتم
میدونی وقتی ناراحتم چی حالم رو بهتر میکنه؟
نگو پودینگ
اوه! خب، آیا...
- از جعبه نون کوچیکتره؟ - آره
بازم سر یه دانمارکیه؟
ها! چه حدسزن قهاری هستی
بچهها، خیلی خوش گذشت
باورم نمیشه تا حالا قرار چهارنفره نرفته بودیم
دختر، قبلاً بارها این کارو کردیم
آهان، دمت گرم
این دیگه چیه؟ شماها قرار چهارنفره میرفتین؟
ظاهراً
خب، تا دفعه بعد
چرا من و بِلا رو به این قرارهای گروهی دعوت نکردین؟
ما هم یه زوج دیگه توی خونهایم
خب... تقریباً
تو فقط وقتی میری توی خوابهاش میتونی ببینیش
بیاحترامی نباشه، ولی...
شما بیشتر یه زوج شبانهاین
- و خیلی هم براتون خوشحالیم - گوش کنین
میدونم رابطه من و بِلا معمولی نیست
یعنی آخرین قرارمون...
توی بالن هوای گرم، بالای مریخ شناور بود
ولی رابطهٔ ما هم بهاندازهٔ بقیه واقعیه
باشه، سَس
تو و بلا دوست دارین با من و پیت
بعداً قرار چهارنفره بریم؟ مثلاً بعد از بوی ناهار؟
با کمال میل. راستی بگین چیزی هم بیاریم
چون دوستدختر من میتونه وسایل رو جابهجا کنه
اوه
عالیه، مشتاقیم
- این قراره چطور عملی بشه؟ - هیچ ایدهای ندارم
بله، ببخشید خانم استیونز، خبر داریم
و همین الان داریم مشکل آب گرم رو حل میکنیم
خیلی از اسپاهای لوکس حوضچهٔ آب سرد دارن
که مهمونها بابتش پول اضافه میدن...
قطع کرد
من که قبلاً سهام بنجل میفروختم
از تلاشت برای بزک کردن این افتضاح خوشم اومد
آفرین
عالیه که مهمانهای بیشتری داریم
از وقتی رفتیم توی فهرست بوتیکها
ولی کمی نگرانم
فشاری که به آبگرمکن قدیمی میاد
ثور نمیفهمه چرا کسی حموم گرم لازم داره
یا اصلاً حموم
یکی از بزرگترین لذتهای زندگی من...
لم دادن توی وان آب گرم بود؛ بخار، تنهایی
و نالههای دردناک خدمتکارهایم وقتی...
آب جوش رو سه طبقه بالا میکشیدن
مگه هفته پیش به یه کشف بزرگ نرسیدی؟
یه چیزی درباره احترام تازهات به زحمتکشها؟
واقعاً؟ آره، یه چیزایی یادمه
سلام به همگی. روز انتخابات مبارک
آهان، درسته؛ امروز روزیه که
آن کودنهای پایین نامزدشان را انتخاب میکنن
- برای نمایندهٔ ارواح - بله
اگه اینو ببرم و بعداً فلاور رو...
توی انتخابات عمومی شکست بدم، مقام مال منه
سامانتا، چه خبره؟ نشانت رو نزدی
زده بودم، ولی مهمونها مدام میپرسیدن...
«آیزاک برای نماینده ارواح» یعنی چی
و جواب خوبی نداشتم
اصلاً نماینده ارواح چهکار میکنه؟
روحی که از طرف بقیه ارواح با سم حرف میزنه
برمیگرده به اوایل که سم...
توانایی دیدن ارواح رو پیدا کرد
ولی حالا بیشتر یه مقام تشریفاتیه
دقیقاً. من همیشه آرزو داشتم یه مقام تشریفاتی باشم
اوه، خیلی استرس دارم
در آستانهٔ اولین پیروزی انتخاباتی عمرمم
نمیفهمم چرا اصلاً رقابت اینقدر نزدیکه
اسم رقیبت واقعاً «دیرک چندشآور» نیست؟
پایین اونجا چندش بودن نقطهضعف نیست
باعث میشه مردم راحت باهات ارتباط بگیرن
سلام عزیزم. من و مارک داشتیم روی آبگرمکن کار میکردیم
البته مارک کار میکرد
جی فقط چراغقوه گرفته بود و جیغ میزد: «آه! تار عنکبوت!»
خبر بدیه؛ یه دستگاه نو لازم دارین
آره عزیزم، یه دستگاه نو لازم داریم
یه آبگرمکن جدید؟
سامانتا، زیرزمینیها اصلاً از این خوششون نمیاد
اونا عاشق اون آبگرمکنن
مطمئنی نمیشه همینو تعمیر کرد؟
متأسفانه نه. ولی خبر خوب اینه که...
سریع یه نو برات جور میکنم
آره، میتونیم فوری سفارش بدیم
- لطفاً این کارو نکن - باشه
جی، این خوب نیست
ارواح زیرزمین واقعاً به...
- اون آبگرمکن قدیمی وابستهان - چرا؟
عملاً خدایشونه
چرا؟
چرا باستانیها زئوس رو میپرستیدن؟
چرا پوست ختنهگاهم را بریدند
وقتی مردم سخنرانی میکردند و سالمون دودی میخوردند؟
حرفم اینه که...
اونا عاشق اون آبگرمکنن؛ ما کی باشیم که ایراد بگیریم؟
آیزاک، شاید بهتره چیزی به ارواح زیرزمین نگی
خودشان میفهمند
وقتی مارک با آبگرمکن تازه بیاید
میدونم، ولی تا اون موقع حوصله غر زدنشون رو ندارم
و نمیخوام منصرفم کنن
نمیدونم سامانتا. درست نمیدونم...
اطلاعات رو از اون غولها... یعنی مردمم پنهان کنم
اگه قبول کنم نشانت رو بزنم چی؟
قبوله!
هی، هنوز اینجا چیکار میکنی؟
چون خیلی سرشون شلوغه...
سم خواست چند روزی بمونم
و توی کارهای ارواح کمکش کنم
ثور بیضه قوچ خواسته بود
برای همین دارم کوفتهٔ سوئدی درست میکنم
و امیدوارم از بو تفاوتش رو نفهمه
- با کی حرف میزنی؟ - سَس اینجاست
سلام عزیزم
بالنسواری دیشبمون عالی بود
برای مریخیها حسابی نمایش راه انداختیم
عالیه
خب، این بینقصه
میشه از بِلا بپرسی...
امروز میخواد با من...
پیت و آلبرتا قرار چهارنفره بیاد؟
نمیشه صبر کنه تا بِلا چرت بزنه؟
سَس میخواد همدیگه رو ببینیم؟ ناهار لازانیا خوردم...
خیلی سنگین بود؛ احتمالاً...
تا یه ساعت دیگه خوابم میبره
خوبه. راستش میپرسه...
میخواد امروز با من، پیت و آلبرتا قرار چهارنفره بیای
توی خواب؟
نه، نه، یه قرار واقعی...
توی بیداری؛ که فقط زوج شبانه نباشیم
میگه همینجا، وقتی بیداری، یه قرار واقعی
باشه، جالبه. ولی چطور؟
خب کایل، اینجا دیگه نوبت توئه
اوه، نه نه
نه، من توی یه قرار چهارنفره ارواح...
توی قرار چهارنفرهٔ ارواح مترجم نمیشم
بیخیال کایل، خواهش میکنم
من و سَس تا حالا یه قرار واقعی نرفتیم
نه، این درست نیست
کلی قرار واقعی رفتیم
فقط...
خواهش میکنم، کایل؟
برای هردومون خیلی مهمه
باشه، خیلی خب. بهعنوان نفر پنجم...
بهعنوان نفر پنجمِ اضافهٔ یه قرار فرابُعدی ارواح شرکت میکنم
فقط چون یه غاز روی ترن هوایی زد بیهوشم کرد
- آفرین، همینه - حالا اینا...
شبیه بیضه قوچن؟
- کاملاً - عالیه
عاشق زندگیمم. بعداً میبینمتون
سلام. آیزاک هیگینتوت هستم
نامزد نمایندگی ارواح
جدی؟ منم، کاترین
ماههاست کنار هم وایمیستیم
اوه
آخه خیلی متفاوت شدی
این گونی جدیده؟
زردیِ گونههات رو برجستهتر کرده
تعجبی نداره که نشناختت
وقتی تمام وقتش رو طبقه بالا...
با دوستهای بالانشینش میگذرونه
اوه، چه تیکهای
- ها! تازهوارد فرصتطلب - نه، نه، نه
من روح زیرزمینم؛ چندشآورم
بوی بد میدم و کسی دلش نمیخواد دوروبرم باشه
یکی از خودتونم
ببین آیزاک، میخواستم خوشبین باشم
وقتی این ماجرا رو شروع کردی، اما پلنگ
خالهاش رو عوض نمیکنه
هر فرصتی گیرت بیاد میری بالا
پونزده دقیقه پیش بالا بود
بوی نور خورشید و هوای تهویهشده میدی
No comments yet. Be the first to leave one.