The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
خانم نمایندهٔ ارواح، یه جلسهٔ کابینه...
با سامانتا توی اتاق نشیمن داریم
اوه، درسته؛ ممنون آیزاک
یعنی...
آقای معاون نمایندهٔ ارواح
هوم جلسهٔ کابینه؟ نمیدونستم نمایندهٔ ارواح...
واقعاً کاری هم انجام میده
دوران دیرک ترسناک همینطور بود، ولی...
در دولت مونترو–هیگینتوت...
این مقام رو به هدف اصلیش برمیگردونیم:
اذیت کردن سامانتا با درخواستهای جزئی
جی اخیراً زیاد پنکیک درست میکنه
میشه از سم بخوای به جی بگه...
برای صبحانه یه چیز غیرشیرین میخوام بو بکشم؟
تروِر، توی دستور جلسهست
ولی اِم فلاور، قرار بود بریم قدم بزنیم
یادته؟ میخوام یه زنبور مرده نشونت بدم...
که توی حالت بامزهای مُرده
انگار داره دیسکو میرقصه
اوه درسته؛ لعنت. میشه بعداً بریم؟
آره باشه؛ یعنی اگه تا اون موقع خورده نشه...
یا باد نبرهش توی یه حالت غیرخندهدار
صبر کردن یه کم پرریسکه، ولی باشه
عالیه، بعداً میبینمت ثور
مرد، این حتماً حس خوبی نداره
- منظورت چیه؟ - انگار حالا که فلاور
آدم مهمی شده
دیگه برای تو وقت نداره
- تو شدی استدمنِ اپرای اون - اوف
تروِر
این «استد من» کیه؟
اپرا یه زن خیلی موفق و قدرتمنده
و استدمن مردشه که فقط یه جورهایی اونجاست
ولی ثور «آقای اول»ـه
و ما عاشق این نقشتیم
خودش نقش مهمیه
این دقیقاً حرفیه که یه استدمن میزنه
داره میرسه!
کی داره میرسه؟
اون زن، پائولا رو یادتونه؟
تهیهکنندهٔ یه قسمت...
«مرگهای احمقانه» رو اینجا فیلمبرداری کرد؟
اوه آره، تو نقش فلاور رو بازی کردی
و به باسن جی تیر خورد
بعدازظهر بامزهای بود
خب، میخواد وودستون رو بررسی کنه...
بهعنوان لوکیشن احتمالی...
برای فصل جدیدِ... پیت؟
«اینجا داره داغ میشه: نسخهٔ ستارهها»
به بیضههای اودین، آره!
باشه، شاید یه کم هیجانت رو کنترل کن، ثور
نمیخوایم فکر کنه سیمکشیمون خرابه
آره، باید برم؛ تازه به لوکیشن رسیدم
هنوز فرسودهست، ولی امیدوارم ارزون باشه
- سم، جی، خوشحالم میبینمتون - سلام پائولا
خوشحالم میبینمت؛ عاشق کیفتم
اوه، آره، یه ولخرجی بود
یه کم مشکل خرید آنلاین دارم
هر بار اَمبین میخورم، حافظهم میپره...
و فرداش میبینم چه بلایی دم درم نازل شده
از این یکی خوشم اومد
زن آتیشپارهایه
ببخشید، چی شده؟
به لیسی شابرت بگو...
فکر میکنیم خانم کلاوس اون لباس شنا رو میپوشه
و اگه از تریلرش بیرون نیاد
ملیسا جون هارت دور پارکینگ میچرخه
ببخشید، کمدی رمانتیک تعطیلاتی هم تهیه میکنم
وای خدای من، عاشقشونم
- آره، دقیقاً مخاطب هدف مایی - ممنون
فکر نکنم تعریف بود
اتفاقاً تهیهکنندهٔ «مجرد و آمادهٔ کریسمس» بودی؟
به زور از پسش برآمدم؛ فیلمبرداری سختی بود
رودولفمون سر صحنه زیادی دستدرازی کرد
هوم، ببرمت اتاقت، پائولا؟
حتماً
الو؟
چون اسمش «کریسمس در کابو»ـه، لیسی
و ماریو لوپز قبول کرده اسپیدو بپوشه
آره، میخوام ببینم آخرش چی میشه
سم، فوقالعادهست؛ باید دربارهٔ...
فیلمنامهٔ کمدی رمانتیک تعطیلاتیت به پائولا بگی
«قطبهای مخالف»؟ نمیدونم
آره، جون خوندش و عاشقش شد
و خودش فیلمنامهنویس حرفهای بود
نمیدونم آمادهست یا نه؛ اگه پائولا دوستش نداشته باشه چی؟
هی، صددرصد فرصتهایی رو که امتحان نمیکنی از دست میدی
یه بار توی بار به جری همین رو گفتم...
وقتی گفت از یه دختر خوشش اومده
فکر نمیکرد شانسی داره و...
ای وای، اون کارول بود
فلاور، داشتم فکر میکردم...
حالا که تازه انتخاب شدی، خوبه...
یه جور مراسم برای بهرسمیتشناختنش بگیریم
هوم، مثل عیاشی؟
شبیه اون، از این نظر که آدمها اونجان...
ولی بیشتر به جشن تحلیف فکر میکردم
فلاور، اتفاق بزرگیه
و باید به رسمیت شناخته بشه
من واقعاً توی مراسم تحلیف نیکسون بودم
خب، توی شورش بیرون مراسم
فکر کردم بامزهست...
چون یکی گفت: «چه غوغایی!»
ولی واقعاً شورش شده بود
خانمها
اوه، سلام آیزاک؛ هِتی داشت دربارهٔ جشن تحلیف...
پوشیده و غیرجنسیای که میخواد بگیره حرف میزد
اوه، ایدهٔ عالیایه و من هم میتونم سخنرانی کنم
میتونم دربارهٔ اختراع دموکراسی حرف بزنم
از آتن تا هیگینتوت
و توجهها رو هم از کسی نمیدزدم
سه، نهایتاً سه ساعت و نیم
آیزاک، عالی به نظر میاد
متأسفانه حضورت برای این جشن زیادی حیاتیه
- منظورت چیه؟ - تو بازماندهٔ تعیینشدهای
خدا نکنه توی جشن اتفاقی بیفته
مثلاً یه مکیدهشدن دستهجمعی ارواح...
ارواح باقیمانده به یه رهبر نیاز دارن
نمیتونیم هم فلاور رو از دست بدیم هم تو رو
پس بهجای سخنران ویژه بودن
اصلاً اونجا نیستم
چون خیلی مهمی
منطقیه
فقط یه خبر؛ باد زنبور دیسکویی رو برد
- اوه - اینجا چه خبره؟
دارم برای خانم نمایندهٔ ارواح...
یه جشن تحلیف باشکوه ترتیب میدم
من دعوت نیستم؛ زیادی مهمم
وایسا، حس میکنم این کاریه که...
آقای اول باید برنامهریزی کنه
اوه، نمیدونستم به این چیزها اهمیت میدی
خب، اگه دربارهٔ فلاوره، ثور اهمیت بده
فقط اینکه بهعنوان بانوی خونه
تجربهٔ زیادی در برنامهریزی...
اینجور مراسم سطحبالا دارم
خب، شاید هردوتون با هم برنامهریزی کنین؟
- هِتی، مشکلی نداری؟ - خب، من...
فکر میکنم حضورش با اون...
- دیدگاه منحصربهفردش مفید باشه - خوبه
پس با هم برنامهریزی میکنیم
و باور کن، ثور مهمونی بلد باشه
ثور یه بار مهمونی وایکینگی گرفت؛ گوزن شمالی کشتیم
خون هنوز گرمش رو خوردیم
و بعد دلورودهش رو خوردیم
خب، هیچ ایدهای بد نیست
پس پائولا، مکنر و جوردانا برای...
نسخهٔ ستارههای «اینجا داره داغ میشه» برمیگردن؟
جوردانا آره؛ مکنر متأسفانه...
میره فصل بعد «خانهٔ سکس»
که راستش انگار اصلاً قصهای نداره
ولی مردم دوستش دارن
چه بلایی سر صنعت من اومده؟
تقتق
فقط خواستم ببینم چطور مستقر شدی
حقیقت نداره؛ دخترمون نقشه داره
همهچی عالیه
مکنر داره میره «خانهٔ سکس»
- شامپا دیوونه میشه - خب
قبلاً گفتی...
کمدی رمانتیک تعطیلاتی هم تهیه میکنی...
- از پسش برمیای - و مطمئنم همیشه این رو میشنوی
ولی من واقعاً نویسندهام و یه فیلمنامه دارم
- چه خبره؟ - ممکنه...
یه نگاهی بهش بندازی؟
معمولاً متنهایی رو که خودم درخواست نکردهام نمیخونم
ولی برای تو، چرا که نه؟
واقعاً؟ ممنون؛ بفرما
- نه! - چی؟ هوم؟
نمیتونی بذاری اون فیلمنامه رو بخونه، سم
- فکر کردم گفتی دوستش داری - تعارف کردم
اگه این تهیهکننده فیلمنامه رو بخونه، کارت تمومه
هی پائولا، مامانم میپرسه...
«بِرَدِ باسنباز» این فصل هست؟
بدون اون که نسخهٔ ستارهها نمیشه
خیلی خوشحال میشه
باید به هر قیمتی شده فیلمنامه رو پس بگیری
میدونی پائولا، حالا که فکر میکنم
شاید بهتره یه دور غلطگیری سریع بکنم
- این چیزها برام مهم نیست - اه، جدی میگم سم
فقط یه فرصت برای برداشت اول داری
و حالا فهمیدم...
اصلاً اون فیلمنامهٔ من نیست
وصیتنامهمه
جی، چیزهای خوبی گیرت میاد
مگر کار خودت باشه
چه خبره؟
باشه، همین وقتکشیت...
از بیشتر پردهٔ دومش بهتره
باشه، اگه میخوای یه دور آخر بخونی، قبول
- صبح یه ساعت وقت دارم چیزی بخونم - ممنون
حالا اگه اجازه بدین
باید ببینم اتاقک اسپری برنزه توی انبار جا میشه یا نه
از توی اون کاپشنهای زمستونی رنگپریده بیرون میان
عاشق اطلاعات پشتصحنهام
سم، اینجا چه خبره؟
خب، جون بهم دروغ گفت
اول گفت عاشق فیلمنامه شده
و حالا میگه فاجعهست
نگفتم فاجعهست؛ فقط هنوز آمادهٔ خوندن نیست
No comments yet. Be the first to leave one.