Ghosts

Ghosts

Download Farsi/persian Subtitle

Season 5

Release info

Ghosts 2021 S05E17 WEB h264-ETHEL Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-23
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ببینین، کاش می‌تونستم کمک کنم، ولی اون پول‏ ‏ضبط شده‏

‏چون بخشی از تحقیق...‏

‏دربارهٔ بازی پوکر غیرقانونی در محل اقامت‏ ‏شماست‏

‏- یعنی همین‌طوری می‌تونین نگهش دارین؟‏ ‏- اسمش مصادرهٔ مدنیه‏

‏و هیچ راهی برای پس گرفتنش نیست؟‏

‏یه شانس خیلی کم هست، ولی روند طولانی‌ای‏ ‏داره‏

‏رئیس، این دستگاه اسپرسوی جدید رو کجا‏ ‏بذارم؟‏

‏- اتاق استراحت خوبه‏ ‏- اوه‏

‏اون پیاجیه؟ سعی کردم یکی برای رستوران بخرم‏

‏- قیمت‌شون حدود ده هزار دلاره‏ ‏- اوه، اِم‏

‏- قیمت خوبی گرفتیم‏ ‏- ببخشید، رئیس‏

‏ولی برای هاموی، بریم سراغ...‏

‏چرم ناپای ارتقایافته با دوخت متضاد؟‏

‏اون با...‏

‏- بستهٔ ممتاز نمیاد؟ - جداست‏

‏حتماً، چرا که نه؟‏

‏خب، همهٔ این‌ها خیلی گرون به نظر میاد‏

‏خانم، نمی‌شه روی امنیت عمومی قیمت گذاشت‏

‏هیچ‌وقت پول‌مون رو پس نمی‌گیریم، نه؟‏

‏نه، نمی‌گیرین. ولی...‏

‏می‌تونم یه کاپوچینو بهتون تعارف کنم‏

‏- باشه‏ ‏- کف کم باشه؟‏

‏خب، آره‏

‏با یه سری مشکلات مالی روبه‌رو شدیم و...‏

‏فکر کردیم مهمه که صادقانه بهت بگیم‏

‏هوم، «صادقانه» یه کم اغراقه‏

‏این مرد هنوز نمی‌دونه...‏

‏فرار مالیاتیِ یه روحه‏

‏جزئیات مهم نیست هوم‏ ‏می‌دونستیم باید...‏

‏بهت بگیم، چون فقط شریک تجاری‌مون نیستی‏

‏دوست‌مون هم هستی‏

‏اصلاً گوش می‌دی، مارک؟‏

‏هوم؟ آره، همه‌ش عالی به نظر میاد‏

‏همین الان گفتیم مشکل مالی جدی داریم‏

‏حق با شماست، خیلی متأسفم‏

‏تازه یه آپدیت جدید اومده‏

‏برای بازی «له‌کردن میوه»‏

‏خیلی اعتیادآوره‏

‏تمشک اضافه کردن؛ شاید چیز مهمی به نظر نیاد‏

‏سه‌برابر امتیاز له‌کردن می‌ده‏

‏قدردانم که باهام صادق بودین‏

‏و برای هر کاری که لازم داشته باشین هستم‏

‏- به‌جز قرض دادن پول‏ ‏- اوه‏

‏- مرد عاقلیه، مارک‏ ‏- یه راهی پیدا می‌کنیم‏

‏ممنون که گذاشتی درد دل کنیم، مارک‏

‏- مارک!‏ ‏- ببخشید‏

‏فقط یه طالبی تا سالاد میوه فاصله دارم‏

‏- واقعاً موفقیت بزرگیه‏ ‏- بعداً می‌بینمتون‏

‏می‌رم اون مشکل سردخونهٔ...‏

‏رستوران رو بررسی کنم‏

‏- ممنون مارک‏ ‏- چی...‏

‏حالا برنامه چیه؟‏

‏مجبور می‌شین خونه رو بفروشین؟‏

‏اگه آره، به کایل می‌فروشینش؟‏

‏اوه! محشر می‌شه‏

‏- فوق‌العاده‌ست‏ ‏- عاشق کایلیم‏

‏هیچ‌کس بهتر از اون صفحهٔ مجله رو ورق‏ ‏نمی‌زنه‏

‏ولی معلومه که خیلی دلمون‏ ‏براتون تنگ می‌شه حتماً‏

‏نمی‌خوایم بفروشیم، ولی راهی نمونده‏

‏سم و جی‏

‏سلام، شهردار تاد‏

‏پارسال توی مراسم جمع‌آوری کمک مالی‌تون‏ ‏دیدمتون‏

‏فقط چون اون موقع، به قول خودتون...‏

‏«تا خرخره نشئه بودین»، یادآوری کردم‏

‏سلام آقا‏

‏عاشق دست دادن با دو دستم؛ آدم حس خاص بودن‏ ‏می‌کنه‏

‏نه به خاصی ماساژ شش‌دستی‏

‏تا حالا ماجرای...‏

‏مهمونی مجردی جردن بلفورت رو تعریف کردم؟‏

‏چه افتخاری نصیب‌مون شده، آقای شهردار؟‏

‏خب، شنیدم یه کم توی مخمصهٔ مالی افتادین‏

‏از مراجعه‌تون به شهرداری خبر دارم‏

‏و فکر می‌کنم یه راه‌حل داشته باشم‏

‏- گوش می‌دیم‏ ‏- می‌خوام...‏

‏شخصاً توی کسب‌وکارتون سرمایه‌گذاری کنم‏

‏هتل و رستوران‏

‏می‌خوام بخشی از راه‌حل باشم‏

‏واقعاً؟ ولی چرا؟‏

‏خب، معلومه که با وودستون...‏

‏ارتباط خاصی دارم‏

‏چون همراه پرامت اینجا با اره کشته شد.‏ ‏ادامه بده‏

‏و شما فقط...‏

‏رأی‌دهنده‌هام نیستین، شغل هم ایجاد می‌کنین‏

‏اگه مجبور بشین بفروشین‏

‏هیچ تضمینی نیست که این ملک...‏

‏تبدیل به خونهٔ سوم یه پولدار نشه‏

‏نمی‌دونم از نظر فنی بشه به کسی گفت‏ ‏پولدار...‏

‏وقتی فقط سه تا خونه داره، ولی باشه‏

‏خب، قطعاً جالبه‏

‏این‌طوری کنیم؛ ناهار بخوریم‏

‏درباره‌اش حرف بزنیم و ببینیم به درد هم‏ ‏می‌خوریم یا نه‏

‏ممنون، آقای شهردار‏

‏هوم، حالا جی هم...‏

‏- با دو دست دست می‌ده‏ ‏- این دیگه زیادیه‏

‏از همه ممنونم...‏

‏که جمع شدین‏

‏بالاخره روز موعود رسید‏

‏روز انتخابات نمایندهٔ ارواح‏

‏حالا بیاین سخنان پایانی نامزدها رو بشنویم‏

‏اول، کسی که به هر دلیلی نمایندهٔ ارواح‏ ‏زیرزمینه‏

‏آیزاک هیگینتوت‏

‏ممنون، سَسَپیس‏

‏هم‌روحان آمریکایی من‏

‏کارزار طولانی و پرحادثه‌ای بود‏

‏مشکلات‌تون رو شنیدم‏

‏و براشون راه‌حل طراحی کردم‏

‏یادتون باشه، رأی به آیزاک یعنی رأی...‏

‏به دستگاه پاپ‌کورن سینمایی...‏

‏توی لابی اصلی‏

‏- اوه، آره!‏ ‏- و این...‏

‏وعدهٔ دروغین نیست‏

‏واقعاً موافقت سامانتا رو گرفتم‏

‏عطر دل‌انگیز ذرت تازه‌بوداده...‏

‏توی این تالارها می‌پیچه‏

‏قول می‌دم‏

‏- آره!‏ ‏- هوو!‏

‏و حالا، نمایندهٔ ارواح طبقهٔ بالا‏

‏فلاور مونترو‏

‏عصبی‌ام. گفتم قبل سخنرانی از توی گیب رد‏ ‏بشه...‏

‏تا باهوش بشه، ولی قبول نکرد‏

‏می‌خواست خودش انجامش بده‏

‏ممنون، هم‌روحان من‏

‏فقط یه سؤال از همه‌تون دارم‏

‏این برای چیه؟‏

‏سخنرانی پایانی انتخاباتته، فلاور‏

‏درسته؛ انتخابات‏

‏باید اون حروم‌زاده نیکسون رو از قدرت‏ ‏بندازیم، مرد‏

‏با رفتن به جشنواره‌های موسیقی‏

‏اسید زدن و گاز خنده کشیدن از بادکنک‏

‏کی با منه؟‏

‏آره!‏

‏ما همون دستگاه پاپ‌کورن سینمایی رو‏ ‏می‌خوایم‏

‏دستگاه پاپ‌کورن!‏

‏دستگاه پاپ‌کورن! دستگاه پاپ‌کورن!‏

‏- دخترمون توی دردسره‏ ‏- دستگاه پاپ‌کورن! پاپ...‏

‏باید بگم...‏

‏مهمان‌پذیر خیلی دل‌نشینه، رستوران‏ ‏فوق‌العاده‌ست‏

‏و هیچ‌کدوم‌تون الان...‏

‏حتی ذره‌ای نشئه به نظر نمی‌رسین‏

‏آه، حداقلِ حداقل رو رد کردیم‏

‏آدم کیف می‌کنه‏

‏خلاصه که... نمی‌دونم‏

‏حس خیلی خوبی به این قضیه دارم‏

‏مسلماً به پول احتیاج داریم‏

‏ولی رک بگیم، یه کم نگرانیم...‏

‏که سهم عمدهٔ وودستون رو بفروشیم. درسته سم؟‏

‏- سم؟‏ ‏- اوه، ببخشید‏

‏اون بازی احمقانه رو دانلود کردم؛ نمی‌تونم‏ ‏ولش کنم‏

‏کمکت می‌کنم از «خربزهٔ هیولا» رد بشی؛‏ ‏بعداً حرف می‌زنیم‏

‏- کجا بودیم؟‏ ‏- ببینین، کاملاً درک می‌کنم‏

‏وودستون فقط یه کسب‌وکار نیست؛ خونه‌تونه‏

‏که اگه این معامله رو نبندین از دستش می‌دین‏

‏نمی‌دونم اصلاً چه چیزی برای حرف زدن مونده‏

‏ولی من روی خود شما سرمایه‌گذاری می‌کنم‏

‏وقت ندارم شخصاً دخالت کنم‏

‏کاری که می‌کنین رو دوست دارم؛ می‌خوام‏ ‏ادامه‌اش بدین‏

‏یعنی می‌خواین پول بدین...‏

‏تا نجاتش بدیم و خودمون بچرخونیمش‏

‏و هیچ‌چیز عوض نمی‌شه؟‏

‏خلاصه‌کردنش حرف نداره‏

‏بله، و خب...‏

‏اگه در سال انتخابات چندتا تیتر هم منتشر‏ ‏شد...‏

‏که شهردار تاد یک کسب‌وکار محلی را نجات داد‏

‏آن هم سال انتخابات؛ خب چه بهتر‏

‏پس چی می‌گین؟‏

‏اِم... قبول می‌کنیم‏

‏وودستون نجات پیدا کرد!‏

‏بازم می‌تونین از کایل بخواین بیاد پیش‌تون‏

‏هی جی، خبر بد دربارهٔ سردخونه؛ انگار...‏

‏به برد کنترل جدید نیاز داری‏

‏اوه، سلام تاد‏

‏مارک‏

‏شما دوتا همدیگه رو می‌شناسین؟‏

‏من دیوونه‌ام یا...‏

‏یه خرده‌حسابی با هم دارن؟‏

‏مارک یه کارهایی...‏

‏- توی آشپزخونه‌ام انجام داد - عالیه‏

‏اون شریک تجاری ماست‏

‏بهترینه‏

‏تاد علاقه‌منده بخشی از...‏

‏سهم ما از کسب‌وکار رو بخره‏

‏علاقه‌مند بودم‏

‏متأسفانه اگه مارک توی کار باشه، من کنار‏ ‏می‌کشم‏

‏مارک توی آشپزخونهٔ این مرد چیکار کرده؟‏

‏من نمی‌رم؛ می‌خوام بفهمم‏

‏ببخشید، یعنی فقط چون مارک شریکه...‏

‏توی کسب‌وکار سرمایه‌گذاری نمی‌کنین؟‏

‏دقیقاً. وارد کسب‌وکار شدن با کسی...‏

‏همه‌اش به اعتماد بستگی داره و به مارک...‏

‏نمی‌شه اعتماد کرد‏

‏خودت گفتی صفحهٔ کابینت لبه‌گرد می‌خوای‏

‏من هرگز همچین چیزی نمی‌خواستم‏

‏همه‌چیزم داد می‌زنه «لبهٔ تیز»‏

‏بچه‌ها، لازم نیست این رو بزرگش کنین‏

‏- سوءتفاهم پیش میاد‏ ‏- آره‏

‏سوءتفاهم نبود؛ واضح‌تر از این نمی‌شد بگم‏

‏آره، موافقم‏

‏وقتی توی آشپزخونه حرف زدیم‏

‏واضح گفتی لبه‌گرد می‌خوای‏

More Farsi/persian subtitles for Ghosts

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left