The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
ببینین، کاش میتونستم کمک کنم، ولی اون پول ضبط شده
چون بخشی از تحقیق...
دربارهٔ بازی پوکر غیرقانونی در محل اقامت شماست
- یعنی همینطوری میتونین نگهش دارین؟ - اسمش مصادرهٔ مدنیه
و هیچ راهی برای پس گرفتنش نیست؟
یه شانس خیلی کم هست، ولی روند طولانیای داره
رئیس، این دستگاه اسپرسوی جدید رو کجا بذارم؟
- اتاق استراحت خوبه - اوه
اون پیاجیه؟ سعی کردم یکی برای رستوران بخرم
- قیمتشون حدود ده هزار دلاره - اوه، اِم
- قیمت خوبی گرفتیم - ببخشید، رئیس
ولی برای هاموی، بریم سراغ...
چرم ناپای ارتقایافته با دوخت متضاد؟
اون با...
- بستهٔ ممتاز نمیاد؟ - جداست
حتماً، چرا که نه؟
خب، همهٔ اینها خیلی گرون به نظر میاد
خانم، نمیشه روی امنیت عمومی قیمت گذاشت
هیچوقت پولمون رو پس نمیگیریم، نه؟
نه، نمیگیرین. ولی...
میتونم یه کاپوچینو بهتون تعارف کنم
- باشه - کف کم باشه؟
خب، آره
با یه سری مشکلات مالی روبهرو شدیم و...
فکر کردیم مهمه که صادقانه بهت بگیم
هوم، «صادقانه» یه کم اغراقه
این مرد هنوز نمیدونه...
فرار مالیاتیِ یه روحه
جزئیات مهم نیست هوم میدونستیم باید...
بهت بگیم، چون فقط شریک تجاریمون نیستی
دوستمون هم هستی
اصلاً گوش میدی، مارک؟
هوم؟ آره، همهش عالی به نظر میاد
همین الان گفتیم مشکل مالی جدی داریم
حق با شماست، خیلی متأسفم
تازه یه آپدیت جدید اومده
برای بازی «لهکردن میوه»
خیلی اعتیادآوره
تمشک اضافه کردن؛ شاید چیز مهمی به نظر نیاد
سهبرابر امتیاز لهکردن میده
قدردانم که باهام صادق بودین
و برای هر کاری که لازم داشته باشین هستم
- بهجز قرض دادن پول - اوه
- مرد عاقلیه، مارک - یه راهی پیدا میکنیم
ممنون که گذاشتی درد دل کنیم، مارک
- مارک! - ببخشید
فقط یه طالبی تا سالاد میوه فاصله دارم
- واقعاً موفقیت بزرگیه - بعداً میبینمتون
میرم اون مشکل سردخونهٔ...
رستوران رو بررسی کنم
- ممنون مارک - چی...
حالا برنامه چیه؟
مجبور میشین خونه رو بفروشین؟
اگه آره، به کایل میفروشینش؟
اوه! محشر میشه
- فوقالعادهست - عاشق کایلیم
هیچکس بهتر از اون صفحهٔ مجله رو ورق نمیزنه
ولی معلومه که خیلی دلمون براتون تنگ میشه حتماً
نمیخوایم بفروشیم، ولی راهی نمونده
سم و جی
سلام، شهردار تاد
پارسال توی مراسم جمعآوری کمک مالیتون دیدمتون
فقط چون اون موقع، به قول خودتون...
«تا خرخره نشئه بودین»، یادآوری کردم
سلام آقا
عاشق دست دادن با دو دستم؛ آدم حس خاص بودن میکنه
نه به خاصی ماساژ ششدستی
تا حالا ماجرای...
مهمونی مجردی جردن بلفورت رو تعریف کردم؟
چه افتخاری نصیبمون شده، آقای شهردار؟
خب، شنیدم یه کم توی مخمصهٔ مالی افتادین
از مراجعهتون به شهرداری خبر دارم
و فکر میکنم یه راهحل داشته باشم
- گوش میدیم - میخوام...
شخصاً توی کسبوکارتون سرمایهگذاری کنم
هتل و رستوران
میخوام بخشی از راهحل باشم
واقعاً؟ ولی چرا؟
خب، معلومه که با وودستون...
ارتباط خاصی دارم
چون همراه پرامت اینجا با اره کشته شد. ادامه بده
و شما فقط...
رأیدهندههام نیستین، شغل هم ایجاد میکنین
اگه مجبور بشین بفروشین
هیچ تضمینی نیست که این ملک...
تبدیل به خونهٔ سوم یه پولدار نشه
نمیدونم از نظر فنی بشه به کسی گفت پولدار...
وقتی فقط سه تا خونه داره، ولی باشه
خب، قطعاً جالبه
اینطوری کنیم؛ ناهار بخوریم
دربارهاش حرف بزنیم و ببینیم به درد هم میخوریم یا نه
ممنون، آقای شهردار
هوم، حالا جی هم...
- با دو دست دست میده - این دیگه زیادیه
از همه ممنونم...
که جمع شدین
بالاخره روز موعود رسید
روز انتخابات نمایندهٔ ارواح
حالا بیاین سخنان پایانی نامزدها رو بشنویم
اول، کسی که به هر دلیلی نمایندهٔ ارواح زیرزمینه
آیزاک هیگینتوت
ممنون، سَسَپیس
همروحان آمریکایی من
کارزار طولانی و پرحادثهای بود
مشکلاتتون رو شنیدم
و براشون راهحل طراحی کردم
یادتون باشه، رأی به آیزاک یعنی رأی...
به دستگاه پاپکورن سینمایی...
توی لابی اصلی
- اوه، آره! - و این...
وعدهٔ دروغین نیست
واقعاً موافقت سامانتا رو گرفتم
عطر دلانگیز ذرت تازهبوداده...
توی این تالارها میپیچه
قول میدم
- آره! - هوو!
و حالا، نمایندهٔ ارواح طبقهٔ بالا
فلاور مونترو
عصبیام. گفتم قبل سخنرانی از توی گیب رد بشه...
تا باهوش بشه، ولی قبول نکرد
میخواست خودش انجامش بده
ممنون، همروحان من
فقط یه سؤال از همهتون دارم
این برای چیه؟
سخنرانی پایانی انتخاباتته، فلاور
درسته؛ انتخابات
باید اون حرومزاده نیکسون رو از قدرت بندازیم، مرد
با رفتن به جشنوارههای موسیقی
اسید زدن و گاز خنده کشیدن از بادکنک
کی با منه؟
آره!
ما همون دستگاه پاپکورن سینمایی رو میخوایم
دستگاه پاپکورن!
دستگاه پاپکورن! دستگاه پاپکورن!
- دخترمون توی دردسره - دستگاه پاپکورن! پاپ...
باید بگم...
مهمانپذیر خیلی دلنشینه، رستوران فوقالعادهست
و هیچکدومتون الان...
حتی ذرهای نشئه به نظر نمیرسین
آه، حداقلِ حداقل رو رد کردیم
آدم کیف میکنه
خلاصه که... نمیدونم
حس خیلی خوبی به این قضیه دارم
مسلماً به پول احتیاج داریم
ولی رک بگیم، یه کم نگرانیم...
که سهم عمدهٔ وودستون رو بفروشیم. درسته سم؟
- سم؟ - اوه، ببخشید
اون بازی احمقانه رو دانلود کردم؛ نمیتونم ولش کنم
کمکت میکنم از «خربزهٔ هیولا» رد بشی؛ بعداً حرف میزنیم
- کجا بودیم؟ - ببینین، کاملاً درک میکنم
وودستون فقط یه کسبوکار نیست؛ خونهتونه
که اگه این معامله رو نبندین از دستش میدین
نمیدونم اصلاً چه چیزی برای حرف زدن مونده
ولی من روی خود شما سرمایهگذاری میکنم
وقت ندارم شخصاً دخالت کنم
کاری که میکنین رو دوست دارم؛ میخوام ادامهاش بدین
یعنی میخواین پول بدین...
تا نجاتش بدیم و خودمون بچرخونیمش
و هیچچیز عوض نمیشه؟
خلاصهکردنش حرف نداره
بله، و خب...
اگه در سال انتخابات چندتا تیتر هم منتشر شد...
که شهردار تاد یک کسبوکار محلی را نجات داد
آن هم سال انتخابات؛ خب چه بهتر
پس چی میگین؟
اِم... قبول میکنیم
وودستون نجات پیدا کرد!
بازم میتونین از کایل بخواین بیاد پیشتون
هی جی، خبر بد دربارهٔ سردخونه؛ انگار...
به برد کنترل جدید نیاز داری
اوه، سلام تاد
مارک
شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟
من دیوونهام یا...
یه خردهحسابی با هم دارن؟
مارک یه کارهایی...
- توی آشپزخونهام انجام داد - عالیه
اون شریک تجاری ماست
بهترینه
تاد علاقهمنده بخشی از...
سهم ما از کسبوکار رو بخره
علاقهمند بودم
متأسفانه اگه مارک توی کار باشه، من کنار میکشم
مارک توی آشپزخونهٔ این مرد چیکار کرده؟
من نمیرم؛ میخوام بفهمم
ببخشید، یعنی فقط چون مارک شریکه...
توی کسبوکار سرمایهگذاری نمیکنین؟
دقیقاً. وارد کسبوکار شدن با کسی...
همهاش به اعتماد بستگی داره و به مارک...
نمیشه اعتماد کرد
خودت گفتی صفحهٔ کابینت لبهگرد میخوای
من هرگز همچین چیزی نمیخواستم
همهچیزم داد میزنه «لبهٔ تیز»
بچهها، لازم نیست این رو بزرگش کنین
- سوءتفاهم پیش میاد - آره
سوءتفاهم نبود؛ واضحتر از این نمیشد بگم
آره، موافقم
وقتی توی آشپزخونه حرف زدیم
واضح گفتی لبهگرد میخوای
No comments yet. Be the first to leave one.