نخستین 200 خط.
این برنامه حاوی الفاظ تند است
عصر بخیر. کریسمس مبارک و به کیو-آی خوش اومدین
جایی که داریم در یک سرزمین عجایب زمستونی قدم میزنیم
بیاید با آوارههای بادخوردهمون آشنا بشیم
کسی که داره برای کریسمس به خونه رانندگی میکنه: جولیان کلاری
کسی که داره از میون برفا میتازه: فتیحه الغوری
کسی که تمام مسیر رو زنگوله زده: جیمی کار
زنگولهزن
و گوزنِ ماتزده جلوی نور چراغ: آلن دیویس
بذارید صدای زنگهای زمستونیشون رو بشنویم
مالِ جولیان اینه
مالِ فتیحه اینه
فکر کردم یه خورده بیشتر قراره باشه
یه ذره خسیسیه. کریسمسه ها. الو؟
آره
مالِ جیمی
و مالِ آلن
خب. بیاید با نگاه کردن به زیر میزاتون شروع کنیم
برای همهتون کادوی کریسمس دارم
اه، سندی؟ بله. چی؟
هر سال... خب؟ ...تو به ما کادو میدی
آره، همینطوره. و امسال من برات یه کادو دارم
اوه، خب
تشویق کنید لطفاً
این از طرف همهی ماست. بسیار خب
و کی... کی کادوش کرده؟
نگران کادوپیچیش نباش
کادوپیچیش خوبه. خب
چرا احتمالاً از این هدیه خیلی خوشحال میشم
دقیقاً به همین شکلی که ارائه شده؟
انگار یه بچه کادوش کرده
و پس ممکنه از
از صمیم قلب باشه
آره. من هیچوقت کادویی نمیخوام
که مجبور باشم برای باز کردنش از ابزار استفاده کنم
آره، اگه مجبور باشی قیچی بیاری
اگه مجبور باشی چاقوی جیبی یا یه چیزی بیاری تا بازش کنی
از اون کادوها خوشم نمیاد
این یکی بهتره
احتمالاً اگه فوتش کنی خودش باز میشه
فکر کنم احتمالاً حق با توئه
یه نویسندهی آمریکایی بود به اسم دروسلا لوری
که کتابی نوشت به اسم هنر کادو کردن هدیهها، خب؟
و اون گفت که کادوپیچیِ شلخته نشونهی بدسلیقگی
بیتفاوتی یا نداشتن مهارته
اما سال ۲۰۱۹ یه تحقیق در دانشگاه نوادا انجام شد
و اونا به نتیجهی برعکس رسیدن
مردم در واقع به کادوهایی که بد پیچیده شدن واکنش بهتری نشون میدن
چون انتظارشون از چیزی که داخله خیلی میاد پایین
من از کادو گرفتن خوشم نمیاد. واقعاً؟ چرا؟ نه
چون مردم بعدش انتظار قدردانی دارن و منم بهندرت چنین حسی دارم
کادوت رو برای خودت نگه دار
بخشیدن رو ترجیح میدی یا گرفتن رو؟ بخشیدن
میشه همین تیکهش رو ببُریم و بذاریم تو تیکتاک؟
بذار ببینم چیه، و
خودت انتخابش کردی؟
آره. خب، جیمی هم کمک کرد
اوه، ببین
یه وافلسازه
خیلی نازه. بفرمایید
عاشقشم. ممنون
این
خب، این تأثیرِ واکنش بهتر به کادوهای بدپیچیدهشده
در صورتی درسته که از یه غریبه بگیریدش
یا از یه دوست صمیمی، درسته؟
جایی که از کادوی شلخته خوشمون نمیاد
وقتیه که از طرف یه آشنا باشه
اوه. من دارم سعی میکنم از شر آشناها خلاص بشم
یا با مایی یا بر مایی
آره، دقیقاً. مگه نه، جولیان؟
همینطوره
روحیه همینه
فکر کنم کل شب همین بساط رو داشته باشیم، نه؟
خب، مطمئنم براش یه پمادی چیزی هست
ولی اگه طرف آشنا باشه
ظاهراً مردم ترجیح میدن کادو تمیز پیچیده شده باشه
چون اونوقت حس میکنن طرف براش وقت گذاشته
وقتی توی فروشگاه بهت میگن "میخواید کادوش کنیم؟"
باید بگی آره یا نه؟
من گاهی فکر میکنم این نشون میده که اصلاً برات اهمیت نداره
آره، اگه بدی یکی دیگه انجامش بده. واقعاً همینطوره
اگه فقط بذاری اونا یه...
با قیچی و یه روبان انجام بدن
اگه کسی بهت یه هدیهی بدپیچیدهشده بده... آره
یعنی تو هم میتونی بهش یه هدیهی شلخته بدی
واسه همین من مشکلی ندارم. آره
یا میتونی دوباره همونجوری کادوش کنی و پسش بدی
یا بعضی وقتا کاری که میکنم اینه که میندازمش تو سطل آشغال
و بعد که میان دیدنم
بهشون میگم: "میشه لطفاً اینو بندازی تو سطل آشغال؟"
و اونجا کادوشون رو میبینن. اونوقت میفهمن که کادوشون آشغال بوده
اوه.
مادرم یه بار زشتترین ساعت آشپزخونهای رو که تو کل عمرم دیده بودم بهم داد
تو تمام زندگیم
خلاصه، تری ووگان اون روزا که برنامهی ووگان رو اجرا میکرد
از مردم خواست چیزای زشتی رو که کادو گرفتن بفرستن
تا به شوخی برای خیریهی کودکان نیازمند بفروشن، خب؟
پس منم اون ساعت رو فرستادم
یه شب مادرم اونجا بود و گفت: "بیا برنامهی ووگان رو ببینیم."
بعد برنامه شروع شد و من دیدم که ساعت دقیقاً جلوی تری گذاشته شده
و خودم رو زدم به تشنج
بگذریم، من یه هدیهی واقعاً فوقالعاده گرفتم
که میخوام بهتون نشون بدم
پس میخوام خیلی خیلی با احتیاط باهاش برخورد کنم
الان میارمش... این دستکشها
نکنه میخوای بهم تنقیه بزنی؟
خب، به این جعبهی حیرتانگیزی که اینجا داریم نگاه کنید
و وقتی درش رو باز میکنم
این بقایای متبرکهی یک قدیسه
خب؟ این سنت وولفستانـه
از این خوشت میاد: قدیس حامیِ گیاهخوارها و رعایا
شبیه استخون مرغه. آره، هست. خب
در واقع استخون مرغِ ناهارِ یکی از محققای برنامه است
همینطوره
چیزی که سعی داشتم ثابت کنم، پدیدهایه که بهش میگن اثرِ ضریح
یعنی اگه یه استخون معمولی رو نشون بدی
و بذاریش توی یه جعبهی بقایای متبرکهی مجلل
مردم فکر میکنن خیلی باارزشتر از اونیه که واقعاً هست
حتی اگه فقط یه استخون مرغ باشه، که واقعاً هم بود
این یه جورایی مثل وقتیه که من آرایش میکنم، نه؟
آره
خب، یه زمانی بود که از کاغذ قهوهای کاملاً معمولی استفاده میشد
بذار این اثر متبرکه رو بذارم کنار
توی مغازهها برای کادو کردن هدیهها کلی از کاغذ قهوهای استفاده میکردن
دههی ۱۹۱۰، کاغذی که معمولاً توی خواربارفروشیهای آمریکا استفاده میشد
و بعد روزنامهها شروع کردن به نوشتن مقالات تند علیه این کار
۱۹۱۰ خب، چرا ممکنه اینطور باشه؟ دههی
سال ۱۹۱۰ به چی نزدیک میشیم؟
جنگ؟
جنگ جهانی اول. به کاغذ نیاز دارید. برای جنگ حیاتیه
و داشت روز به روز گرونتر میشد
و فکر کنم با خودشون گفتن اگه بتونن تقاضا رو کم کنن با
تشویق مردم به اینکه دیگه چیزاشون رو کادو نکنن
با این حال، در این کشور
هر سال ما ۲۲۷ هزار مایل کاغذ کادو استفاده میکنیم، که
اوه، چه همهمهی خوبی شد
این مقدار کاغذ کادو برای ۹ بار دور زدن دورِ زمین کافیه
مقدار مقوایی که هر سال توی کارتهای کریسمس استفاده میشه
میتونه بیش از صد بار فاصلهی لندن تا لاپلند رو طی کنه
منظورم اینه که کاغذ خیلی زیادیه که ما... آره
و بیشترش هم قابل بازیافت نیست. نه
من در مورد این قضیهی کارت کریسمس
نمیدونم آداب و معاشرتش دقیقاً چیه
در مورد کارت پستال تولد هم همینم
قراره تا کی نگهش داری؟
باید بخونیش و مستقیم بندازیش سطل آشغال یا چی...؟
من اونایی رو دوست دارم که مردم خودشون عکسش رو گرفتن
و عاشق این نامههای گروهیِ خانوادگیام
اوه، نامههای راند رابین
"خیلی خوشحال شدیم که پیریزیِ..."
"...گلخونهمون تموم شد."
واو
در واقع داره بهت میگه که یکی از فامیلا رو خاک کردن
"یه پاسیوی جدید ساختیم."
حالا، عموی من یه آدمِ به شدت خسیسیه، خب؟
قسم میخورم یه بار روز تولدم
یه کارت گرفتم و بازش کردم
دیدم روی "کریسمس مبارک" غلطگیر زده
و جاش نوشته "تولدت مبارک"
روی کارت هم عکس یه سینه-سرخ بود
با خودم گفتم: "آخه ما مسلمونیم، توروخدا!"
"داری چیکار میکنی؟!"
من از این کار خوشم میاد
من دوست دارم مثلاً برای تولد ۶ سالگی برم کارت بازنشستگی مبارک بخرم
مادربزرگ منم همین کار رو میکرد
یه کارت میگرفت، از وسط نصفش میکرد و فقط تیکهی عکسدارش رو بهت میداد
و پشتش یه چیزی مینوشت
و ادعا میکرد به این خاطره که زمان جنگ
باید صرفهجویی میکردی. خب
بهش گفتم: "عزیز، الان سال ۱۹۷۶ـه!"
اما چرا بیشتر کارتهای کریسمس رو نمیشه بازیافت کرد؟
زرق و برق؟
آره، به خاطر اون همه اکلیل و خرتوپرتهای اضافه است
مواد فلزی و لمینتهای براق توشونه
و چیزایی از این دست
میدونید؟ همین الان یه ترندی راه افتاده، آره
احتمالاً نه
کاری که زنها و دخترا دارن میکنن
اینه که به خودشون اکلیل اسپری میکنن. خب؟
و اونوقت اگه شوهرت خیانت کنه، روش اکلیل پیدا میکنی
و چون میدونی اون اکلیل مالِ تو نیست، میفهمی داره خیانت میکنه
و بعد دخلش رو میاری! واو
پس، به خودت اکلیل اسپری میکنی
و اونوقت اگه خیانت کنه میفهمی
چی؟ چون... اون میفهمه
اون یکی زن میفهمه
اوه
باعث سوزش و عرقسوز شدن نمیشه؟
جولیان، فکر نکنم این نگرانیِ اصلیشون باشه
خب، اینم از بحث کادوپیچیِ کریسمس که پروندهش رو بستیم
ولی برای همهتون هدیه هم دارم
لطفاً زیر میزاتون رو نگاه کنید
برای اینا یه جورایی تمِ سلامت و تندرستی رو انتخاب کردم
خب، آلن چرا با تو شروع نکنیم؟
میبینی که راحت باز میشه
میدونم، آره. راحت باز میشه
روبانِ قشنگی هم داره
دونههای گردنی. آره
خب، چرا ممکنه به کسی دونههای گردنی هدیه بدی؟
چون...
No comments yet. Be the first to leave one.