200 ensimmäistä riviä.
مترجم: iredprincess
تقریبا ده سالی از بقیه کسایی که توی مشروبفروشی بودن بزرگتر بودیم
نه، دیدم مدیر اونجا داشت کتاب میخوند
حداقل 28 سالش بود
من خیلی خستهام
ساعت 10:35ـه و من خستهام
چرا نوشته پنجشنبه؟
جیسون برای چی روی گوشیم زده که پنجشنبهست؟
- خب، پنجشنبهست، پس... - نه من فکر میکردم چهارشنبهست
- خب نیست. نه - وای لعنتی
چیه؟ چیه؟
- خب، چهارشنبه تخمکگذاریم بود - لعنتی
فرصتـمون بود. دوشنبه تا چهارشنبه فرصت داشتیم
- فرصتمون داره از دست میره جیسون - چقدر طول میکشه؟
خیلی سریع. چرا بهم نگفتی که سهشنبه بود؟
خب عجیب میشه اگه هر روز بهت بگم که چندشنبهست
- فقط فکر میکردم که روزای هفته رو میدونی - الان کمتر بارورم
- کاملا میتونم حسش کنم - گوش بده. ببین
چند دقیقه هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه، میکنه؟
کلی با خونه فاصله داریم و هر دقیقه شانسمون کمتر میشه، اونم خیلی زیاد
برای امنیت همگان، لطفا راننده رو درمورد هرگونه موضوع مشکوکی مطلع سازید
- چی؟ داری چیکار میکنی؟ - الان انجامش میدیم
- نمیتونیم - هیچکس نگاه نمیکنه
خب...
فقط این پیرزنِ توی اتوبوسه و هفت تا پادشاهم داره خواب میبینه
اما ما توی اتوبوسیـم
فقط میخوایم یواشکی یه کاری کنیم
- نیکی، نیکی نه - خب، داره اتفاق میفته دیگه
- فقط باهاش کنار بیا - نه
- من نمیتونم اینکار رو بکنم - فقط تمرکز کن. تمرکز کن و یه بچه بساز برام
یکمی کمکم کن. من نمیتونم...
- آره، همینه. خیلهخب - آره
خیلهخب، باشه
- مشکل چیه؟ - معذبم جلوش
- خب نگاهش نکن. به من نگاه کن - باشه
- به من نگاه کن - باشه
- اگه بیدار بشه چی؟ - نمیشه
- خب ممکنه - فقط ساکت شو
- خیلهخب، بسه - چشمات رو ببند بابا
باشه
نه، الان دیگه واضحتر میتونم توی ذهنـم ببینمش
ای تو روحت
- آره، خوبه - آره، آره
- آره؟ آره - خوبه، آره خوبه
باشه، باشه
وای آره
توقف بعدی، میدان الدون
شب بخیر
- قسم میخورم که کار رو یکسره کردیم - آره
بچه رو ساختیم
پس دارید میگید که بچهای در کار نیست؟
هیچوقت؟
خب الان داره تستهای ارزیابی ناباروریتون رو نگاه میکنم
جدی؟ مطئمنید؟ چون قطعا یه حس دیگهای ما داریم
فکر میکنم بااستفاده از تخمکهاتون برای بارداری از طریق لقاح مصنوعی خیلی بعیده
خب حالا چیکار کنیم؟
خب میتونید دوباره امتحان کنید
هرچند هیچ جنینی نمونده
که اینطوری باید خودتون پرداخت کنید
شوخیتون گرفته؟
خب با این پول میتونیم بچه بخریم
واقعا میتونیم... میتونم برم توی اینترنت و یه بچه بخرم
باید بگم که با تموم سختیهایی که پشت سر میذارید،
شانس موفقیتتون هم خیلی پایینه
پس من نمیتونم بچهدار بشم؟
بذارید یه بروشور دیگه براتون بیارم
خب حالا چیکار کنیم؟
یه تیکه ازمون میمیره و ما هم با هرچیزی که مونده ادامه میدیم
- خیلهخب، خوبه که برنامه داریم - خب، دیگه چی؟
- میتونیم به تلاش ادامه بدیم - گفت که بیفایدهست
- نه همچین چیزی نگفت - با چشماش اینو گفت جیسون
آره اما از کجا بدونیم که دکتر خوبیـه؟
آسیایی بود. یدونه دکتر آسیایی بد هم گیرمون نیومده
چرا دلم برای چیزی تنگه که اصلا نداشتمش تابحال؟
بیا اینجا
- خیلی دوست داشتنیه - آره نازه
واقعا همینطوره
باشه
آروم عزیزم
مامانیت رو میخوای، مگه نه؟
همیشه میخواستم اون تیکهی نرمی که روی سرشونه رو فشار بدم
نه، نگران نباش، اینکار رو نکردم
باشه. مرسی
- بچه نداری؟ - نه، نه، نه
الان فقط میخوام که روی شغلم تمرکز کنم
شغلت چیه؟
توی تاکسی سرویس ویستا کار میکنم
پشت تلفن
عالیه، باریکلا
ممنون
- شما کارتون چیه؟ - من سردبیر مُد مجلهی وگ نوجوانانم
باشه. خب باریکلا به شما
اون تنها مشتری منه که رسما هیولا نیست
فقط نصفِ هیولامم
ما مدتی میشه که داریم برای بچهدار شدن تلاش میکنیم
وقتی 30 سالتون بشه بچهدار شدن خیلی سختتـر میشه
- عه جدی فردی؟ تا حالا نشنیده بودم - البته کاملا ارزشش رو داره
وقتیـکه با بچه از بیمارستان میای بیرون، همه چیز تغییر میکنه
آره همینطوره
آره، مثل این میمونه که دیگه نیازی نیست دنبال عشق بگردی
درست همینجاست، میدونی؟
- بچه خوشگلیـه - مرسی
امیدوارم وقتی بزرگ شد الدنگ نباشه
تا حالا بچهای رو دیدی که اسمش زفیر باشه؟
- زفیر؟ - آره زفیر
اسم که به حساب نمیاد پسورد دراپباکسـه
و متاسفم اما بچهی اون زنِ اصلا اونقدرام ناز نبود
- مدل سرش خنده دار بود - آره، مدل سرش خنده دار بود
انگار که توی کوزهگری مبتدیان درستش کردن
و همچنین، هیچکس به چیزای بد اشاره نمیکنه
امروز هیچکس درمورد افسردگی پس از زایمان حرف نزد
یعنی، خدا نکنه بحث این افسردگی پس از زایمان باز بشه
فکر میکنی اگه توی جشن سیسمونی
درمورد افسردگی پس از زایمان صحبت کنی بقیه معذب میشن؟
- آره، شاید - شاید
مرسی که گذاشتی درمورد دوستامون غیبت کنم
خدای من. قابلت رو نداشت
سکس میخوای؟
باشه
- چیه؟ - مکث کردی
- نکردم - مکث کردی
- هیچوقت مکث نمیکردی - من مکث نکرد...
باشه. یکم مکث کردم اما بخاطره اینه که شام سنگین خوردم
و الانم ساعت یک نصف شبه یکم بهم زمان بده
- هنوزم از سکس باهام لذت میبری؟ - معلومه که آره
دقیقا مثل قبل؟
آره
- یه مکث دیگه - ببین، مثل یه فیلمیِ که قبلا دیدم
ببین شاید هیجانی رو که اولین بار داشتم نداشته باشم
اما هنوزم واقعا فیلم موردعلاقمه
هردفعه که میبینمش چیزهایی جدیدی پیدا میکنم. من...
خیلهخب، تموم شد؟ میخوای که تموم کنیم؟
باشه. آره، خوبه. بیا جدا بشیم
و وقتیکه بقیه پرسیدن که چرا از هم جدا شدید
میتونی بگی که وای مکث کرد
و اونوقت همه فکر میکنن که تو دیوونهای
و به جای تو با من دوست میمونن
- دیدی؟ - چیو؟
این بلا سر آدمای بدون بچه میاد
کم کم از همدیگه خسته میشن
من ازت خسته نشدم
وقتیکه اول آشنا شدیم، ساعتها پشت تلفن باهم صحبت میکردیم
- دیگه اینکار رو نمیکنیم - الان باهم زندگی میکنیم دیگه نه؟
- اینطوری عجیب میشد، مگه نه؟ - جیسون میدونی منظورم چیه
اگه همچنان با تلفن باهم حرف میزدیم
فکر میکنم که آمادهام تا درمورد فرزندخوندگی حرف بزنیم
جدی؟
- باشه، باشه - جدی؟
آره، نه. آره منظورم اینه که بیا حرف بزنیم
باشه
میدونم بد بنظر میاد...
اما فکر میکنی حس کنیم که داریم بچه یکی دیگه رو بزرگ میکنیم؟
فکر کنم اولش آره اینطوری میشه
اما فکر کنم، میدونی، مثل کفش کتونی بهشون عادت میکنی
میدونی بهترین کار چیه؟ اینکه بچهای که مدل سرش خنده داره رو نگیریم
- واقعا؟ - آره
ممکنه به بچهی این شکلی علاقمند نشیم
- فکر نکنم اینطوری باشه - دقیقا همینطوریه
ملت از اقصی نقاط دنیا میان تا بچهی کلهگردمون رو ببینن
- میشه منبع درآمدِ جدیدی باشه برامون - واقعا؟
چون مردم میخوان که نقاشیش رو بکشن
اما با دست نمیتونن بکشنش درسته؟
چون کاملا گرده
- باید از پرگار استفاده کنن - آره، از پرگار استفاده میکنن
یا میتونن از بشقاب کمک بگیرن راههای زیادی داره
آره، دوست دارم اینکار رو بکنیم
- حالا میشه لطفا سکس کنیم؟ - نه
بیخیال
تصمیم خوبیه. حامله شدن وحشتناکه
- آره، از کی تا حالا تجربهاش کردی؟ - من حامله شدم
جدی؟ چند وقت؟
خب گمونم چهار یا پنج ماه
خدای من جن! اصلا نمیدونستم خیلی متاسفم
نه، همش برای یکبار نیست
فقط یه هفته برای یه سری، یه هفته برای یه سری دیگه، میدونی؟
آها درسته
پس میری خارج؟ من اگه بودم میرفتم راحتتره
نمیدونم فعلا فقط حرفش رو زدیم
همینطوری یدونه رو انتخاب میکنی؟ یا اینکه مثل مزایدهست؟
نه ببین، باید نام نویسی کنی توی سازمان
مطمئن میشن که آدم خوبی هستی و بعدش چندتا بچه رو میبینی
- چرا اصلا باید کسی به خودش زحمت حامله شدن بده؟ - آره میدونم
خب، شبیه ما نیستن دیگه
خب، چه خوب
مرسی رفیق. لطف داری
سلام، ممنون که صبر کردید
بله، من همین الان با رئیسم صحبت کردم و متاسفانه ارزونتـرین قیمت همینه
به توراهی سوار شدن فکر کردین؟
این آناناسیان رو نگاه کنید
هیچی بهم نمیده
ونزوئلا
جاییِ که اصل دموکراسی اجتماعی حس بدی بهت میده
فکر نمیکنم سوسیالیستها مسئولان ونزوئلا باشن بابا
کاملا مطمئنید؟
آره، فکر میکنیم که زمان مناسبیـه. آره
توی فرزندخوندگی گرفتن باید مراقب باشید
مِل یکی از بچههای توی باشگاه سگ گرفته همهجا ریده
نمیدونم این اطلاعات به چه دردم میخوره
شنیدم که بچههایی که به فرزندخوندگی میگیرن میتونن دردسرساز باشن
No comments yet. Be the first to leave one.