Trying

Trying

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Trying S01E01 1080p WEB h264-TBS
Trying S01E01 WEBRip x264-ION10
Trying S01E01 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Trying S01E01 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Trying S01E01 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Trying S01E01 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Trying S01E01 WEB H264-BTX
Trying S01E01 720p WEB H264-BTX
Trying S01E01 1080p WEB H264-BTX
Kommentaari iredprincess
🔴 30nama | iredprincess 🔴

Tunnisteet

web
720p
720
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Julkaistu: 2020-05-05
Lataukset: 46
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

‫ ‫مترجم: iredprincess

‫تقریبا ده سالی از بقیه کسایی ‫که توی مشروب‌فروشی بودن بزرگتر بودیم

‫نه، دیدم مدیر اونجا داشت کتاب میخوند

‫حداقل 28 سالش بود

‫من خیلی خسته‌ام

‫ساعت 10:35ـه و من خسته‌ام

‫چرا نوشته پنجشنبه؟

‫جیسون برای چی روی گوشیم ‫زده که پنجشنبه‌ست؟

‫- خب، پنجشنبه‌ست، پس... ‫- نه من فکر میکردم چهارشنبه‌ست

‫- خب نیست. نه ‫- وای لعنتی

‫چیه؟ چیه؟

‫- خب، چهارشنبه تخمک‌گذاریم بود ‫- لعنتی

‫فرصتـمون بود. دوشنبه تا ‫چهارشنبه فرصت داشتیم

‫- فرصتمون داره از دست میره جیسون ‫- چقدر طول میکشه؟

‫خیلی سریع. چرا بهم نگفتی که ‫سه‌شنبه بود؟

‫خب عجیب میشه اگه هر روز بهت بگم ‫که چندشنبه‌ست

‫- فقط فکر میکردم که روزای هفته رو میدونی ‫- الان کمتر بارورم

‫- کاملا میتونم حسش کنم ‫- گوش بده. ببین

‫چند دقیقه هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه، میکنه؟

‫کلی با خونه فاصله داریم و هر دقیقه ‫شانسمون کمتر میشه، اونم خیلی زیاد

‫برای امنیت همگان، لطفا راننده رو درمورد ‫هرگونه موضوع مشکوکی مطلع سازید

‫- چی؟ داری چیکار میکنی؟ ‫- الان انجامش میدیم

‫- نمیتونیم ‫- هیچکس نگاه نمیکنه

‫خب...

‫فقط این پیرزنِ توی اتوبوسه ‫و هفت تا پادشاهم داره خواب میبینه

‫اما ما توی اتوبوسیـم

‫فقط میخوایم یواشکی ‫یه کاری کنیم

‫- نیکی، نیکی نه ‫- خب، داره اتفاق میفته دیگه

‫- فقط باهاش کنار بیا ‫- نه

‫- من نمیتونم اینکار رو بکنم ‫- فقط تمرکز کن. تمرکز کن و یه بچه بساز برام

‫یکمی کمکم کن. من نمیتونم...

‫- آره، همینه. خیله‌خب ‫- آره

‫خیله‌خب، باشه

‫- مشکل چیه؟ ‫- معذبم جلوش

‫- خب نگاهش نکن. به من نگاه کن ‫- باشه

‫- به من نگاه کن ‫- باشه

‫- اگه بیدار بشه چی؟ ‫- نمیشه

‫- خب ممکنه ‫- فقط ساکت شو

‫- خیله‌خب، بسه ‫- چشمات رو ببند بابا

‫باشه

‫نه، الان دیگه واضحتر میتونم ‫توی ذهنـم ببینمش

‫ای تو روحت

‫- آره، خوبه ‫- آره، آره

‫- آره؟ آره ‫- خوبه، آره خوبه

‫باشه، باشه

‫وای آره

‫توقف بعدی، میدان الدون

‫شب بخیر

‫- قسم میخورم که کار رو یکسره کردیم ‫- آره

‫بچه رو ساختیم

‫پس دارید میگید که بچه‌ای در کار نیست؟

‫هیچوقت؟

‫خب الان داره تست‌های ‫ارزیابی ناباروریتون رو نگاه میکنم

‫جدی؟ مطئمنید؟ چون قطعا ‫یه حس دیگه‌ای ما داریم

‫فکر میکنم بااستفاده از تخمک‌هاتون برای ‫بارداری از طریق لقاح مصنوعی خیلی بعیده

‫خب حالا چیکار کنیم؟

‫خب میتونید دوباره امتحان کنید

‫هرچند هیچ جنینی نمونده

‫که اینطوری باید خودتون پرداخت کنید

‫شوخیتون گرفته؟

‫خب با این پول میتونیم بچه بخریم

‫واقعا میتونیم... میتونم برم توی اینترنت ‫و یه بچه بخرم

‫باید بگم که با تموم ‫سختی‌هایی که پشت سر میذارید،

‫شانس موفقیتتون هم خیلی پایینه

‫پس من نمیتونم بچه‌دار بشم؟

‫بذارید یه بروشور دیگه براتون بیارم

‫خب حالا چیکار کنیم؟

‫یه تیکه ازمون میمیره و ما هم با ‫هرچیزی که مونده ادامه میدیم

‫- خیله‌خب، خوبه که برنامه داریم ‫- خب، دیگه چی؟

‫- میتونیم به تلاش ادامه بدیم ‫- گفت که بی‌فایده‌ست

‫- نه همچین چیزی نگفت ‫- با چشماش اینو گفت جیسون

‫آره اما از کجا بدونیم که دکتر خوبیـه؟

‫آسیایی بود. یدونه دکتر آسیایی ‫بد هم گیرمون نیومده

‫چرا دلم برای چیزی تنگه که اصلا نداشتمش تابحال؟

‫بیا اینجا

‫- خیلی دوست داشتنیه ‫- آره نازه

‫واقعا همینطوره

‫باشه

‫آروم عزیزم

‫مامانیت رو میخوای، مگه نه؟

‫همیشه میخواستم اون تیکه‌ی نرمی ‫که روی سرشونه رو فشار بدم

‫نه، نگران نباش، اینکار رو نکردم

‫باشه. مرسی

‫- بچه نداری؟ ‫- نه، نه، نه

‫الان فقط میخوام که روی ‫شغلم تمرکز کنم

‫شغلت چیه؟

‫توی تاکسی سرویس ویستا کار میکنم

‫پشت تلفن

‫عالیه، باریکلا

‫ممنون

‫- شما کارتون چیه؟ ‫- من سردبیر مُد مجله‌ی وگ نوجوانانم

‫باشه. خب باریکلا به شما

‫اون تنها مشتری منه که رسما هیولا نیست

‫فقط نصفِ هیولامم

‫ما مدتی میشه که داریم برای ‫بچه‌دار شدن تلاش میکنیم

‫وقتی 30 سالتون بشه بچه‌دار ‫شدن خیلی سختتـر میشه

‫- عه جدی فردی؟ تا حالا نشنیده بودم ‫- البته کاملا ارزشش رو داره

‫وقتیـکه با بچه از بیمارستان میای بیرون، ‫همه چیز تغییر میکنه

‫آره همینطوره

‫آره، مثل این میمونه که دیگه ‫نیازی نیست دنبال عشق بگردی

‫درست همینجاست، میدونی؟

‫- بچه خوشگلیـه ‫- مرسی

‫امیدوارم وقتی بزرگ شد الدنگ نباشه

‫تا حالا بچه‌ای رو دیدی که ‫اسمش زفیر باشه؟

‫- زفیر؟ ‫- آره زفیر

‫اسم که به حساب نمیاد ‫پسورد دراپ‌باکسـه

‫و متاسفم اما بچه‌ی اون زنِ ‫اصلا اونقدرام ناز نبود

‫- مدل سرش خنده دار بود ‫- آره، مدل سرش خنده دار بود

‫انگار که توی کوزه‌گری مبتدیان درستش کردن

‫و همچنین، هیچکس به ‫چیزای بد اشاره نمیکنه

‫امروز هیچکس درمورد افسردگی ‫پس از زایمان حرف نزد

‫یعنی، خدا نکنه بحث این افسردگی ‫پس از زایمان باز بشه

‫فکر میکنی اگه توی جشن سیسمونی

‫درمورد افسردگی پس از زایمان صحبت کنی ‫بقیه معذب میشن؟

‫- آره، شاید ‫- شاید

‫مرسی که گذاشتی درمورد ‫دوستامون غیبت کنم

‫خدای من. قابلت رو نداشت

‫سکس میخوای؟

‫باشه

‫- چیه؟ ‫- مکث کردی

‫- نکردم ‫- مکث کردی

‫- هیچوقت مکث نمیکردی ‫- من مکث نکرد...

‫باشه. یکم مکث کردم اما بخاطره ‫اینه که شام سنگین خوردم

‫و الانم ساعت یک نصف شبه ‫یکم بهم زمان بده

‫- هنوزم از سکس باهام لذت میبری؟ ‫- معلومه که آره

‫دقیقا مثل قبل؟

‫آره

‫- یه مکث دیگه ‫- ببین، مثل یه فیلمیِ که قبلا دیدم

‫ببین شاید هیجانی رو که اولین بار ‫داشتم نداشته باشم

‫اما هنوزم واقعا فیلم موردعلاقمه

‫هردفعه که میبینمش چیزهایی جدیدی ‫پیدا میکنم. من...

‫خیله‌خب، تموم شد؟ ‫میخوای که تموم کنیم؟

‫باشه. آره، خوبه. بیا جدا بشیم

‫و وقتیکه بقیه پرسیدن که ‫چرا از هم جدا شدید

‫میتونی بگی که وای مکث کرد

‫و اونوقت همه فکر میکنن که تو دیوونه‌ای

‫و به جای تو با من دوست میمونن

‫- دیدی؟ ‫- چیو؟

‫این بلا سر آدمای بدون بچه میاد

‫کم کم از همدیگه خسته میشن

‫من ازت خسته نشدم

‫وقتیکه اول آشنا شدیم، ساعت‌ها ‫پشت تلفن باهم صحبت میکردیم

‫- دیگه اینکار رو نمیکنیم ‫- الان باهم زندگی میکنیم دیگه نه؟

‫- اینطوری عجیب میشد، مگه نه؟ ‫- جیسون میدونی منظورم چیه

‫اگه همچنان با تلفن باهم حرف میزدیم

‫فکر میکنم که آماده‌ام تا درمورد ‫فرزندخوندگی حرف بزنیم

‫جدی؟

‫- باشه، باشه ‫- جدی؟

‫آره، نه. آره منظورم اینه ‫که بیا حرف بزنیم

‫باشه

‫میدونم بد بنظر میاد...

‫اما فکر میکنی حس کنیم که ‫داریم بچه یکی دیگه رو بزرگ میکنیم؟

‫فکر کنم اولش آره اینطوری میشه

‫اما فکر کنم، میدونی، مثل کفش ‫کتونی بهشون عادت میکنی

‫میدونی بهترین کار چیه؟ اینکه بچه‌ای ‫که مدل سرش خنده داره رو نگیریم

‫- واقعا؟ ‫- آره

‫ممکنه به بچه‌ی این ‫شکلی علاقمند نشیم

‫- فکر نکنم اینطوری باشه ‫- دقیقا همینطوریه

‫ملت از اقصی نقاط دنیا میان تا ‫بچه‌ی کله‌گردمون رو ببینن

‫- میشه منبع درآمدِ جدیدی باشه برامون ‫- واقعا؟

‫چون مردم میخوان که نقاشیش رو بکشن

‫اما با دست نمیتونن بکشنش درسته؟

‫چون کاملا گرده

‫- باید از پرگار استفاده کنن ‫- آره، از پرگار استفاده میکنن

‫یا میتونن از بشقاب کمک بگیرن ‫راه‌های زیادی داره

‫آره، دوست دارم اینکار رو بکنیم

‫- حالا میشه لطفا سکس کنیم؟ ‫- نه

‫بیخیال

‫تصمیم خوبیه. حامله شدن وحشتناکه

‫- آره، از کی تا حالا تجربه‌اش کردی؟ ‫- من حامله شدم

‫جدی؟ چند وقت؟

‫خب گمونم چهار یا پنج ماه

‫خدای من جن! اصلا نمیدونستم ‫خیلی متاسفم

‫نه، همش برای یکبار نیست

‫فقط یه هفته برای یه سری، یه هفته برای ‫یه سری دیگه، میدونی؟

‫آها درسته

‫پس میری خارج؟ من اگه بودم میرفتم ‫راحتتره

‫نمیدونم ‫فعلا فقط حرفش رو زدیم

‫همینطوری یدونه رو انتخاب میکنی؟ ‫یا اینکه مثل مزایده‌ست؟

‫نه ببین، باید نام نویسی کنی توی سازمان

‫مطمئن میشن که آدم خوبی هستی ‫و بعدش چندتا بچه رو میبینی

‫- چرا اصلا باید کسی به خودش زحمت حامله شدن بده؟ ‫- آره میدونم

‫خب، شبیه ما نیستن دیگه

‫خب، چه خوب

‫مرسی رفیق. لطف داری

‫سلام، ممنون که صبر کردید

‫بله، من همین الان با رئیسم صحبت کردم و ‫متاسفانه ارزونتـرین قیمت همینه

‫به توراهی سوار شدن فکر کردین؟

‫این آناناسیان رو نگاه کنید

‫هیچی بهم نمیده

‫ونزوئلا

‫جاییِ که اصل دموکراسی اجتماعی ‫حس بدی بهت میده

‫فکر نمیکنم سوسیالیست‌ها مسئولان ‫ونزوئلا باشن بابا

‫کاملا مطمئنید؟

‫آره، فکر میکنیم که زمان مناسبیـه. آره

‫توی فرزندخوندگی گرفتن باید مراقب باشید

‫مِل یکی از بچه‌های توی باشگاه سگ گرفته ‫همه‌جا ریده

‫نمیدونم این اطلاعات به چه دردم میخوره

‫شنیدم که بچه‌هایی که به فرزندخوندگی میگیرن ‫میتونن دردسرساز باشن

More Farsi Persian subtitles for Trying

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left