Masters of the Universe

Masters of the Universe

Lataa Farsi/persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Masters of the Universe 2026 iNTERNAL 1080p 10bit HDRip 2CH x265 HEVC-PSA
Kommentaari subdlmaker

Tunnisteet

webdl
AI translated
Julkaistu: 2026-07-07
Lataukset: 102
Kuulovammaisille: No
FPS: 24

Farsi/persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

از کجا شروع کنم؟

خب، فکر می‌کنم چیزی که واقعاً می‌خواهم بگویم این است که

تمام آنچه هستم به خاطر جایی است که از آن آمده‌ام.

اترنیا.

دنیایی از زیبایی بی‌پایان.

تمام آن چیزهایی که فقط در افسانه‌ها و داستان‌های قبل از خواب وجود دارند.

در اترنیا، آن چیزها واقعی هستند.

گریفین‌ها، اژدهاها، ببرهای سخن‌گو، جنگل‌های جادویی،

کویرهای سوزان، جزایر در آسمان، هرچه که بگویی.

قسم می‌خورم که حالم خوب است.

و بعد ما قلعه گری‌اسکال را داریم.

پدرم یک بار به من گفت که اترنیا ضربان قلب دنیاست.

قلب تپنده کیهان.

و گری‌اسکال قلب آن قلب است.

پس فکر می‌کنم قلبِ قلبِ قلب، قدرت گری‌اسکال است.

می‌گویند می‌تواند مردی را به قدرت خدایان کند.

برای حفظ آن، قدرت در یک ظرف بسته شد.

شمشیری باستانی که آن را شمشیر قدرت نامیدند.

هه.

آره.

می‌دانم.

اما این چیزی است که انتخاب کردند.

افسانه می‌گفت که وقتی اترنیا در بزرگترین

نیاز خود بود، قهرمانی ظاهر می‌شد و شمشیر را به دست می‌گرفت.

و، می‌دونی، ازش استفاده می‌کرد.

به طرز شگفت‌انگیزی.

تا آن روز، در قلعه، زیر نظر

جادوگر، قفل شده بود.

که دانا و باستانی و کمی ترسناک بود، راستش را بخواهی.

اما او خوب است.

او... او خوب است.

صدها سال، گری‌اسکال تحت حفاظت اجداد من باقی مانده است.

ببین، من از یک تبار کاملاً چشمگیر از قهرمانان قدرتمند می‌آیم.

نجیب.

قوی.

بی‌باک.

اما مامان!

من نمی‌خواهم بجنگم.

همه از من بزرگتر و قوی‌ترند، و من هماهنگی چشم و دست ضعیفی دارم.

چرندیات.

چه کسی این را به تو گفت؟

حقیقت دارد.

او کوچکترین و ضعیف‌ترین است.

معجزه است که استخوان‌هایش نشکسته.

یا مرده.

پس شاهزاده به جای تمرین نظامی باید چه کار کند؟

نمی‌دانم.

شاید وقت گذراندن و بازی کردن با رینگر؟

تو برو.

من یک توپ کاموا پیدا می‌کنم و کارم تمام است.

هیچ امیدی نیست، می‌دانی.

آیا مجبورم بروم؟

تمرین نظامی.

الان.

گوش کنید!

بهترین‌های آینده اترنیا.

هیچ مجسمه‌ای از بازندگان وجود ندارد.

هیچ خیابانی به نام ترسوها نامگذاری نشده است.

و هیچ رژه‌ای برای بهترین تلاش شما وجود ندارد.

این زمین، آن قصر، تمام زندگی شما بر اساس

پشت مردان و زنانی ساخته شده است که در نبرد پیروز شده‌اند.

و به عنوان فرمانده ارتش پادشاه شما، می‌توانید شرط ببندید که من در بسیاری از نبردها پیروز شده‌ام.

به همین دلیل است که همه ما اینجا هستیم.

من جان مادر و پدرت را نجات دادم.

من جان همسایه‌ات را نجات دادم.

من جان مادر و پدر همسایه‌ات را نجات دادم.

این تعداد زیادی جان است.

می‌دانی چیست؟

نکته این است که من برای تو جنگیدم، و حالا تو با

واکنش‌های سریع، هدف‌گیری دقیق و عضلات باشکوه برای من خواهی جنگید.

و این.

کسی می‌داند چیست؟

این یک چوب است.

ممنون که بدیهیات را بیان کردی.

کس دیگری؟

تیلا.

بازوهای تو.

این دختر من است.

اینها بازوهای تو هستند.

آنها امتداد تو هستند.

باشه؟

جفت شوید.

بازو بالا.

می‌خواهم کبودی‌های بزرگ و براق ببینم.

می‌خواهم بینی‌های خونین ببینم.

می‌خواهم دندان‌های شکسته ببینم.

خب، بزن بریم.

آدم.

چشم‌ها بالا.

هری، وگرنه دفعه بعد سخت‌تر خواهد بود.

شاید بتوانیم بنشینیم و در مورد این موضوع صحبت کنیم؟

هی، آدم.

آدم.

فقط هر کاری می‌توانی انجام بده، باشه؟

آره.

تیلا.

چه جور دوستی هستی؟

از آنهایی که تو را کتک می‌زنند.

دانکن.

حالت خوب است؟

فکر می‌کنی نوآموزان ما چطور پیش می‌روند؟

آنها گروهی خوب و سخت‌کوش هستند، قربان.

جدی می‌گویی.

همه آنها؟

رقص ممنوع، آدم.

بیا دیگه.

او خودش را مسخره می‌کند.

قول می‌دهم او را به یک مرد تبدیل کنم.

و من این کار را خواهم کرد.

اما چه جور مردی؟

آدم.

فقط بزن تو صورتم!

او این کار را کرد.

خلع سلاحش کن.

اینطور کار نمی‌کند، دوست قدیمی.

پسر.

با من روبرو شو.

با این، آن را برمی‌دارم.

حالا، از خودت دفاع کن.

این دنیا جای آدم‌های ضعیف نیست.

بله پدر.

حالا ببین.

این دنیا جای آدم‌های ضعیف نیست.

بلند شو.

بلند شو.

وقتی می‌افتی، این شانس توست که با صلابت بایستی.

باشه؟

حالا قوی به نظر برس.

وقتی او برمی‌گردد، تو را خواهد دید.

و تو می‌خواهی به او نشان دهی که می‌توانی ضربه بخوری.

وقتی او برمی‌گردد، او یک پسر بچه ترسو را نخواهد دید.

او یک مرد را خواهد دید.

او چه خواهد دید؟

یک مرد.

خوب.

نگاه کن.

به محض اینکه او برگردد،

آن را از سر راه بردار.

نمایش تمام شد.

برگرد سر کار.

بریم.

آدم.

اینجا چه کار می‌کنی؟

دنبالت بودم.

آره، خب، من اومدم اینجا تنها باشم، پس...

اینقدر احمق نباش.

من فکر نمی‌کردم ضعیف باشی، می‌دونی.

امروز؟

تمرین؟

پدر من این کار رو کرد.

این...؟

جادوگره؟

اون داره به چی نگاه می‌کنه؟

تو فقط یه تفنگ داری.

رندال رو بیار.

ما مورد حمله قرار گرفتیم.

من این رو در دست دارم، سرورم.

من این رو در دست دارم، سرورم.

گارد سلطنتی برای این آموزش دیده بود.

گارد سلطنتی برای این آموزش دیده بود.

یه مکث کوچیک... و ما برگشتیم.

قول می‌دم، هیچ آسیبی به تو یا خانواده‌ات نرسه.

تو رو سالم به گری‌اسکال می‌رسونم.

نگهبان‌ها!

هی، اشکالی نداره.

نزدیک بمون.

تینا، بیا!

پدر.

پدر، من ترسیدم.

چه کسی اون کلمه رو بهت یاد داد؟

ها؟

من نه.

همه چیز درست می‌شه، پت.

هر اتفاقی بیفته، تا وقتی من اینجا هستم، تو چیزی برای ترسیدن نداری.

درسته؟

بیا.

بیا.

برو!

برو!

برو!

برو!

خیلی زیادن.

یه بازوی بزرگتر فقط یه معنی داره.

هدف‌های بیشتر.

جاوا.

جاوا!

لوکا!

اوه، لعنتی!

دنبال من بیا.

من از این طرف میرم.

فقط همونجا بمونیم.

پسرای ضعیف و کوچولوی قصر.

قربان، برو!

و متوقف نشو.

برو!

من اینو حل می‌کنم.

یکی می‌خواد دعوا کنه.

همین‌جا کافیه!

چطور جرأت کردی وارد شهر من بشی!

نمی‌دونی با کی طرفی؟

More Farsi/persian subtitles for Masters of the Universe

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left