Les 200 premières lignes.
فکر میکنم باید به بابام بگیم که با تو در ارتباطیم لوئیس
موافقم - من هم -
وقتی بهش گفتیم، اگه بهمون حملهور شد
اون کاره رو میکنم که موقع حمله خرسها باید انجام داد
موضعم رو حفظ و خودم رو تا جایی که میتونم گنده میکنم
بعدش هم محکم دست میزنم
خدایا
...از سکوها فاصله
داستان اون خانمه چیه؟
اون رو میگی؟
مشهورترین متخصص زنان و زایمان تو پاسادیناست
و به تازگی حلقه ازدواجش رو توی یکی از بیمارهاش جا گذاشته
مگه موقع عمل نباید دستکش بپوشن؟
میگه با دستکش نمیتونه هیچی رو درست حس کنه
چه هنرمندیه پس
خیلیخب، اون آقاهه چی؟ ببخشید - اشاره نکن، زشته -
فرنکی خیلی لاشیای - یه آدمکش اجیرشدهست -
زنگ زده به رئیسش بگه تیرش خطا رفته
میکشمت
خیلی ناراحته که امروز قسمت نشده کسی رو بکشه
بهنظرت تنهاست؟
نه. با مادرش زندگی میکنه
و اون هم همیشه بهش میگه
درصورتی که نهایت تلاشت رو بکنی برام مهم نیست موفق میشی چند نفر رو بکشی
آخی چه مهربون
خیلی
وقتی همخونهت بشم دیگه این کار رو نمیکنیم، نه؟
چی؟ یعنی ولت کنم تنها منتظر قطار شی؟
اونوقت میخوای تا بیاد چی کار کنی؟ کتاب بخونی مثلا؟
میدونی که سواد ندارم
آره. خوبه
.تا ابد این کار رو میکنم بهترین بخش روزمه
کابوی! وای یه کابوی واقعی
صبحتون بخیر
سلام
شرمنده
جدی یه کابوی واقعیه
آره. که قراره جدی جدی هم بکشتمون
تف! دستهات چقدر یخن
داشتم یه حرکاتی صورت میدادم ها
اوه. باشه. من عاشق اینجور حرکاتم
از بدنم برای گرم کردن دستهات استفاده کن
هورا
میدونم. خیلی سردن. یخ یخن
خیلیخب
بیدارین؟
نمیذاره به عیشم برسم
بیا تو
سلام - سلام -
دوستم این آهنگه رو برام فرستاده و حتما باید براتون بذارمش
ایولا. مهمونی آهنگ گوش دادن داریم پس
خیلیخب - این دوستی که میگی، همون پسرهست -
که بعد از تمرین رسوندنت؟ - مامان -
جان؟ کدوم پسر؟
هیچکس. مامان - حالا شد هیچکس؟ -
زود باش. اسم؟ سن؟
باهم دیگه کلاس هم دارین؟ - دیلان اصلا یه مدرسه دیگه درس میخونه -
دیلان
دیلان از یه مدرسه دیگه؟
اوف. وایب سریال 90210 رو میده - دیلیجون -
دوستش داری؟ - میشه پدرش رو دعوت کنم باهم آبجو بخوریم؟ -
خدایا. اصلا من رفتم - دعوتش کن بیاد خونه -
نه عزیزم قهر نکن. ما پدر و مادر باحالی هستیم دیگه - خیلی باحالیم، بیخیال -
اینطوری نگاهمون نکن
خداحافظ - خداحافظ -
میدونستم اینطوری میشه از دستش خلاص شد
دختر فوقالعادهایه
آره، حالا بدش نیست
قول بده بهش گند نمیزنیم
بهترین دستاوردیه که تو عمرمون داشتیم
قول میدم
وای خدا
چطوری دستهات به این سرعت دوباره یخ کردن؟
من که دیگه بیخیالش شدم
پاول به عزیز دردونهش جیمی خان گفته که پارکینسون داره
اما هنوز به من هیچی نگفته
اصلا به درک، خودش ضرر میکنه
من کلی درباره پارکینسون تحقیق کردم باعث خشکی پوست و بدن میشه
.اطلاعاتی که هر خانم سیاهپوستی کاملا بهش واقفه میتونم راهنمای کره کاکائوییش باشم
میشه حالا درمورد یه مشکل واقعی صحبت کنیم؟
،اون پسره بود که بهم معرفیش کردی، چارلی عمرا اگه جور بشیم
چی؟ یکی از سکسیترین آدمهاییه که به عمرم دیدم
چشه مگه؟
بهم گفت هیچی درباره زندگیش ازش نپرسیدم که خب حقیقت نداره
چون ازش پرسیدم کدوم یکی از داستانهام رو بیشتر دوست داشته
باریکلا به تو - اون هم از تو خوشش نیومده -
ای بابا. حالا باید بهدستش بیارم
.میپرسم ببینم دوست داره دوباره بریم بیرون یا نه این بار درباره خودش ازش سوال میکنم
حالا اونقدرها هم سخت نیست. میتونم
سلام - سلام برایان -
شما هم گبی بودین، درسته؟ - بله -
تیا راستی میخواستم بهت بگم
اگه برای آزمون مقدماتی اسایتیِ آلیس معلم خواستین
.یه خوبش رو میشناسم کانر خیلی دوستش داشت
چه خوب. مرسی لیز - خواهش میکنم -
خداحافظ - خداحافظ -
میبینمت
اِند مامانهاست
هیس
تو جشن شب سال نوت باهاش آشنا شدم
حس کردم دارم با یه درگ کوئین پیر صحبت میکنم بس که همه رو قضاوت میکرد
عاشقش شدم
قطعا همینطوره. خودت هم همین مدلیای آخه - آره -
حالا اگه درگ کوئین بودی اسمت رو چی میذاشتی؟
ارین کاکوویچ
چون وکیلم دیگه - آره. در جریانیم -
روزی نیست که بهمون یادآوری نکنی
خیلیخب. دیگه به صورت رسمی همخونهت شدم
خیلیخب
...یه سوال - همم؟ -
وسایلم زیر چیز میزاته یا به تاریخ پیوستن؟
به تاریخ پیوستن رفت
میدونی عجیبترین بخشش چیه؟
به هیچ وجه دلت براشون تنگ نمیشه
راست میگی. کلا برام مهم نبودن
خوبه
فقط... یه چیزی
یه چیز خیلی کوچولو موچولو
.البته همچینم کوچولو نیست اینقدیه حدودا
نزدیک سندی شدی نشدی ها
سندی - اجازه نداری مخفف اسمش رو بگی -
باید بهش احترام بذاری - خیلی عجیبه که فیلم موردعلاقه یه مرد گنده -
دختر شایسته باشه و من باهاش رابطه جنسی داشته باشم
درکش نمیکنی چون خودت خوشگلی
هیچوقت نیاز نبوده دچار یه تغییر و تحول شگرف بشی
تا بفهمی از اول زیبا بودی
من که فقط اون قسمت خوشگلمش رو شنیدم
لب کلام همین بود
خب، چطور باید پیش بریم؟
جلسات هفتگی خواهیم داشت و بعدش اگه ...تو این فواصل اتفاقی افتاد من بهتون پیام میدم یا
نه راستش ترجیح میدم ارتباطمون به جلسات توی مطب محدود باشه
رعایت حد و مرزها بخش مهمی از روابط درمانی هستن
خیلی با وایبی که ازتون گرفتم حال نکردم
ولی نمیدونم، شاید هم احمقانهست
احتمالا خودتون بهم بگید من اصلا به مشاوره احتیاجی ندارم
نه. نه، اصلا
آخه رفتارهای وسواسی متعددی رو توی فرم پذیرشتون ذکر کردین
.مشکل تکرار هست لباسهای درون و بیرون از خونه؟
درسته - همیشه شارژ گوشیت رو -
روی 17 درصد نگه میداری؟
...خب هفده عدد اوله برای همین
آخه 97 هم هست
گندش بزنن
یعنی دیگه هیچکی تو این مملکت پیدا نمیشه که به کارش متعهد باشه؟
صبح خوبی رو شروع کردی پاول جان؟
یه پسره به اسم بریدن سفارش بیگلم رو اشتباه آورد
و وقتی بهش گفتم که پنیر خامهای اشتباهی رو استفاده کرده
صرفا برگشت گفت، شرمنده
بیخیالطور گفت، شرمنده یا همچین لحنی داشت، شرمنده؟
فکر کنم دومی. اصلا به کتفم
.خودم تو خونه یه نوجوون دارم صادقانهترین فرم عذرخواهی کردنشون همینه
خدایی؟
پس خیلی خوشحالم که کره زمین رو داغون و نابود تقدیمشون کردیم
نظر لطفته پاول
صبحتون بخیر
هی - سلام -
.انگار دستت یهکم میلرزه روبراهی؟
...نه، چیزی نیست. من
صرفا یه مقدار خوابم بهم ریخته
.خیلیخب. پس مطمئن شو اتاق خوابت خنک باشه قبل خواب هم اصلا سراغ گوشیت نری ها
حاجی! کِی میخوام به جای اینکه عین نردبون دزدها وایسی اینجا
،بر و بر نگاه کنی مجبورش کنی جریان رو بهم بگه؟
داشتم سعی میکردم دیگه گبی
ندیدی با چشمهام بهش اشاره دادم؟
عجب. پس سعی داشتی همچین کاری کنی؟
آخه بهنظرم رسید در تلاشی محکمتر به خایههاش بچسبی
که یه وقت مالش مداومت قطع نشه خدای نکرده
.نیازی به این کار نیست گبی جان خودش با چسب دوقلو چسبوندتم
اوهوم
.واقعا ازتون ممنونم خیلی عالی بود
.خیلی خوش گذشت بچهها خوشحالم که بالاخره فرصت شد انجامش بدیم
واقعا. خوشوقت شدم - شماها باالاخره باهم آشنا شدین -
آره. آره - مطمئن بودم باهم جور میشین -
اون مقالهـه که درباره کشاورزهای بادام هندی بود برات میفرستم
البته. خوشحال میشم
خداحافظ - خداحافظ -
.من زیادی شراب خوردم لیفت بگیریم، باشه؟
.نمیخواد. خودم میشینم پشت فرمون دوتا گیلاس بیشتر نخوردم
به اینهم که عملا لب نزدم
ماشین رو میذاریم همینجا باشه صبح برمیگردیم دنبالش
.نه، صبح زود باید برم سرکار یک و نیم کیلومتر هم که بیشتر راه نیست
میخوای بدزدیشون؟ - خیلی گوگولیان -
برو، برو، برو
خداحافظ. به زودی باید یه برنامه مردونه بچینین - آره -
هرگز قرار نیست همچین اتفاقی بیفته
بس کن
میدونی خیلی دوستت دارم دیگه؟
امشب حسابی قراره بهت حال بدم
بریم خونه
بهت نگفته بودم؟ - نه -
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
میشه یهکم کره بادام زمینی بردارم؟
البته
...میخوای کلش رو ببری؟
آره - سایز بزرگشه ولی باشه -
هی
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
خیال میکردم امشب قراره خونه سامر اینها بخوابی
اون دیشب بود
دخترته؟
No comments yet. Be the first to leave one.