QI

QI

Farsi Persian felirat letöltése

23. évad

Kiadási információk

QI XL S23E13 Wordmongery 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-TBN
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 23 قسمت 13 QI 2003 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-28
Letöltések: 14
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 182 sor.

این برنامه حاوی الفاظ رکیک است

شب بخیر، به برنامه «کیو-آی» خوش اومدین

جایی که امشب قراره تاری از کلمات رو به هم ببافیم

بیاین با زبون‌شناس‌های رندمون آشنا بشیم:

مایکل اودِواله‌یِ خوش‌سخن و کنایه‌پرداز

کالی بیتونِ پُر‌مطالعه و کتاب‌خون

یه پُر‌حرفِ دوست‌داشتنی، جایلز برندرث

و کسی که زبونم در وصفش قاصره؛ اَلن دیویس

زنگ‌های مسابقه‌ی امشب، واژه‌محور و لرزان و لغزان هستن

مالِ مایکل اینطوریه:

آره

مالِ کالی اینه:

جایلز اینطوریه:

و اَلن هم این شکلی:

عاشقشم. حرف نداشت

خب، حالا که حرف از کلمه‌های مسخره‌ست

بدترین چیزی که آدم می‌تونه باهاش از خواب بیدار بشه چیه؟

یه «ووبولاتور»؟

یه «وود پوسی» یا اینکه آدم کاملاً احساسِ «وامبل‌اسکراپت» بودن کنه؟

واو. آره

«وود پوسی»... به نظر میاد اسم یه وسیله‌ی جنسیِ

سازگار با محیط زیست باشه که طرحش رد شده

اسم «هاولاک الیس» رو شنیدین؟

اون یکی از پیشگام‌های سکسولوژی (رابطه‌شناسی) بود

اوه، بله البته! همون درمانگرِ جنسی بود

سال ۱۸۹۷ یه کتابِ قطور درباره همجنس‌گرایی نوشت

و چند سال بعدش کتابی درباره‌ی خودکامی (خودارضای جنسی) نوشت

که این سه تا کلمه توش به کار رفته بودن

«ووبولاتور» برای کمک کردن بهتون بود

«وود پوسی» برای الهام بخشیدنتون

و «وامبل‌اسکراپت» هم حسی بود که بعدش بهتون دست می‌داد

جایلز، فکر کنم باید یه اکانت «اونلی‌فنز» باز کنی

منظورم اینه که، واقعاً... آره!

جنبه‌ی آموزشی داره

باید بگم که، همه‌ی این‌ها

یه جورایی شبیه دوران یائسگی هم هست

یا قرار گذاشتن‌های دوران میان‌سالی. آره، «وود پوسی» یه جورایی به نظر می‌رسه

خشک و بی‌آب‌وعلف باشه، نه؟ همین‌طوره

«وود پوسی» کلمه‌ایه که از سال ۱۸۹۹ اومده

یه اصطلاح عامیانه در آمریکای شمالیه برای «اسکانک» (راسوی آمریکایی)

خب

اوه، فیگور رو ببین! می‌دونم

داره سعی می‌کنه تظاهر کنه یه چیز دیگه است؟

آره، فکر کنم. داره علامت میده؟ به نظرم آره

یا این، یا اینکه دارن توسط فضایی‌ها تلپورتش می‌کنن بالا

یه سفینه فضایی که توسط جوندگان کوچولو از یه کهکشان دیگه هدایت میشه

چی، فقط...؟ (صدای پرتوی بشقاب‌پرنده درمی‌آورد)

از این ایده خوشم اومد. ولی سندی، اگه واقعاً قضیه همین باشه چی؟

چی؟ چی؟! فضایی‌هایی که میان زمین

توی سفینه‌هاشون، پشمالو و خیلی خیلی کوچولو باشن

و اصلاً به پستاندارهای بزرگ اهمیت ندن

فقط دنبال ریزه‌میزه‌ها باشن. فقط اسکانک‌ها رو بخوان

و اونا هم برن اون بالا مورد آزمایش قرار بگیرن و هیچ‌کس هم عین خیالش نباشه

تو تا حالا

این اواخر ضربه‌ای چیزی به سرت خورده؟

خب، من تو نیویورک بزرگ شدم و ما از این اسکانک‌های راه‌راه داشتیم

توی آمریکای شمالی خیلی زیادن

اسمش از یه کلمه «آلگونکوین» میاد که معنیش میشه «روباهی که جیش می‌کنه»

و دلیلش هم

شیوه عجیب‌وغریبیه که این بوی گند رو از پشتش اسپری می‌کنه

کسی می‌دونه اگه اسکانک روتون بو بپاشه، باید چیکار کنید؟

گوجه‌فرنگی

این چیزیه که همه فکر می‌کنن، ولی فایده‌ای نداره. اوه

قدیما مردم با آب‌گوجه حموم می‌کردن

ولی در واقع موضوع اینه که بوش تندتره

برای یه مدت کوتاه، نسبت به بوی اسکانک

و بعدش، همین که بوی آب‌گوجه پرید

اسپری لینکس

جدی می‌گم، بهت یه امتیاز می‌دم چون واقعاً همین‌طوره

بریم سراغ کلمه بعدی

نظرتون درباره «وابولاتور» چیه؟

نظرمون درباره وابولاتور چیه؟

فکر کنم این کلمه رو بلد باشم. اوه خدای من

فکر کنم یه کلمه‌ای مربوط به روزهای اول رادیو باشه

و تلاش برای اینکه موج‌ها درست کار کنن

«اوضاعِ وابولاتور چطوره؟»

کاملاً درسته

واو

خیلی ساده بخوام بگم

یه ابزاریه که می‌تونه صداهای مختلف تولید کنه

اون موقع این شکلی بود

ولی تو این دور و زمانه، ما مدل خودمون رو ساختیم

که الان این شکلیه

کاری که می‌تونه انجام بده اینه که

می‌تونه تو یه محدوده خاص، فرکانس‌های صوتی بی‌نهایتی بفرسته

یعنی هم می‌تونه صداهای خیلی بم تولید کنه

هم صداهای خیلی زیر و هر صدایی که این وسط هست

خب، الان از اینجا روشنش می‌کنم

صدای لرزاننده‌ی وابولاتور

بعد می‌تونید از این صداها دربیارید

اوه، دکتر هو داره از راه می‌رسه. (خنده)

خب، جالبه بدونید که

می‌خوای یه امتحانی بکنی عزیزم؟ می‌تونی... بله، حتماً

فکر می‌کردم بخوای

بخش صدای بی‌بی‌سی از این برای کارهای سرگرمی استفاده می‌کرد

و باهاش آهنگ تیتراژ «دکتر هو» رو ساختن

اوه، واقعاً؟ آره

این خانمی که توی عکسه، دیلیا داربیشر هست

اون آهنگ تیتراژ دکتر هو رو سال ۱۹۶۳ ساخت

این هم خودشه که داره توی کارگاه رادیوفونیک بی‌بی‌سی کار می‌کنه

توی منطقه مِیدا ویلِ لندن

اون مادر موسیقی الکترونیکه

که روی پینک فلوید، کمیکال برادرز

پل مک‌کارتنی و خیلی‌های دیگه تأثیر گذاشته

زن معرکه‌ای بود. این یه نسخه بازسازی شده از وابولاتوره

که توسط نینا ریچاردزِ تکنسین طراحی شده

برای خیریه روز دیلیا داربیشر به مناسبت شصتمین سالگرد دکتر هو

می‌خوای یه دستی بهش بزنی؟

مگه میشه من کار با یه کلید کوچیک روی بُرد رو بلد نباشم

مایکل، تو با این سن و سالت چقدر با رادیو آشنایی داری؟

آره، آشنام. آشنایی؟

خب، آره... می‌دونم چی هستن، آره

چون احتمالاً تا حالا هیچ رادیویی رو موج‌یابی نکردی

فقط رفتی سراغ گوشیت و

آره، من فقط یه جورایی استفاده... ولی راستش هیچ‌وقت موجش رو تنظیم نکردم

نه. نه

سیری، رادیو رو بگیر. دقیقاً

توی رادیوی من

هنوز می‌تونم شبکه‌های «لایت پروگرم» و «هوم سرویس» رو بگیرم

اوه! تو اصلاً نمی‌دونی اینا چی هستن. نمی‌دونم منظورت چیه

من فقط... (خنده)

ولی خب، به خاطرت خوشحال بودم

مایکل خیلی زود قانع میشه

من وقتی یه پسر بچه بودم یه رادیو کریستالی داشتم

معرکه‌ست. منم یه چراغ‌قوه داشتم که سه تا رنگ داشت

اوه، چه جالب. یادش بخیر. یادش بخیر

قرمز، زرد، و وقتی می‌خواستم خودم رو بترسونم

سبز می‌پوشیدم

کسی خاطره‌ای در ادامه‌اش نداره؟ نه؟

خب، بریم سراغ واژه‌ی «وومبل‌اسکراپت»

من عاشق «وومبل‌ها» هستم. آره. ربطی به اونا داره؟

هیچ ربطی به وومبل‌ها نداره

شخصیت موردعلاقه‌ت کی بود؟

اورینوکو. آره، اورینوکو. اورینوکو، چون یه احمق تمام‌عیار بود

هنوزم دارن توی «ویمبلدون» برای خودشون آزادانه می‌پلکن

آره؟ وومبل‌ها در واقع حکم راسوهای نسل ما رو دارن

واقعاً؟ همین‌طوره

من کلاً از هر سه تا جمله‌ت، یکیش رو می‌فهمم

خب مایکل، قضیه اینه

اگه می‌خوای نزدیک‌تر به من بشینی مشکلی نیست

من پنج سال با «سوزی دنت» پادکست اجرا کردم

آهان، بله. اونم که عاشق این کلمه‌های قدیمیه‌

مثلاً می‌گفت: «امروز صبح یکم احساس وومبل‌اسکراپت بودن دارم»

منم می‌گفتم: «یعنی منظورت اینه که حالت یکم ناخوشه؟»

اونم می‌گفت: «آره، احتمالاً بیشتر سوءهاضمه‌ست تا خمارِ بعد از مستی»

بله، کاملاً درسته عزیزم

بابت این جواب، دو امتیاز می‌گیری

امتیازها رو برای سوزی دنت می‌فرستم

و بعداً عکسش رو هم بهت نشون می‌دم

پس معنیش می‌شه سوءهاضمه

اما به‌خصوص بعد از زیاده‌روی در نوشیدن

می‌تونم درباره یکی از تحقیق‌های موردعلاقه‌م براتون بگم؟

این یکی از برنده‌های جایزه «ایگ‌نوبل» پارسال بود

که مربوط می‌شد به کرم‌های «وومبل‌اسکراپت»

کارِ شیمیدان‌های دانشگاه آمستردام بود

اونا فهمیدن اگه کرم‌ها رو توی یه مارپیچ رها کنی

اونایی که مست هستن، زمان بیشتری طول می‌کشه تا خارج بشن

تعجبی نداره که این اتفاق توی آمستردام افتاده

خب، این‌ها کرم‌های لجن‌زیست هستن

و توی رسوبات دریاچه‌ها و رودخانه‌ها و این‌جور جاها پیدا می‌شن

و چیزی که فهمیدن این بود که مست‌ها اولش شل و ول می‌شن، خب؟

و مقاومت کمتری از خودشون نشون می‌دن

و همین‌طوری توی مارپیچ غوطه‌ور می‌شن

اما معلوم شد که در طول مسیر به گوشه‌ها و ستون‌ها

گیر می‌کنن

یه چیزی مثل آدم‌های مست که به تیر چراغ‌برق آویزون می‌شن

خلاصه هی می‌رفتن و می‌رفتن و بعدش یهو این شکلی می‌شدن

و به همین خاطر زمان بیشتری ازشون می‌گرفت

بیایین نگاهی به چندتا کلمه‌ی دیگه بندازیم

کسی می‌خواد از اینجا یه کلمه انتخاب کنه؟

من از «وودنر» خوشم میاد. چیزی شبیه ویاگرای دوران ادواردیه؟

اون دیگه چیه؟

آه، خیلی خوب بود. نظری ندارین؟

خب، «ددی وودن‌تاپ» از «مامی وودن‌تاپ» چوبی‌تر بود

بله. وودن‌تاپ

وقتی بعداً داشتم درباره «وامبل‌ها» براتون می‌گفتم... آره

نشونت می‌دم. چند تا کتاب سالونه قدیمی و باحال از «وودن‌تاپ» دارم

بسیار خب. مایکل

بگو نه. بگو نه

من فقط دارم از طرف آنجلا می‌پرسم. آنجلا رو می‌خوام

اوه، نگرانم می‌کنه که اینو می‌دونی. خب حالا

پس نه، «وودنر» یعنی یه ضربه‌ی مشتِ فنی

QI subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for QI

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left