QI

QI

Farsi Persian felirat letöltése

23. évad

Kiadási információk

QI XL S23E12 Willy Nilly 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-TBN
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 23 قسمت 12 QI 2003 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-27
Letöltések: 7
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

این برنامه از همون ابتدا حاوی کلمات رکیک است

شب بخیر و به برنامه QI خوش اومدین

امشب یه برنامه «باری به هر جهت» داریم

سوال‌هامون بین موضوعاتی مثل کار کردن، برنده شدن و غُر زدن تاب می‌خورن

و کلی چیزهای دیگه غیر از این‌ها

شرکت‌کننده‌های امشب‌مون حسابی جاافتاده و اصیل هستن

با شخصیتی غلیظ و میوه‌ای: جاش ویدیکوم

بسیار شفاف و پیچیده: کاترین بوهارت

خاکی و معطر: راسل کین

و کسی که داره یه کم شراب می‌نوشه (یا شاید هم غُر می‌زنه): آلن دیویس

و زنگ‌های همه‌شون هم برنده‌ست. صدای جاش:

صدای کاترین:

آه، چه عالی. صدای راسل:

و صدای آلن:

واقعاً نباید موقع... آره دیگه، بنوشی

خب، بیاین برنامه رو با یه سوال درباره برنده شدن و باختن شروع کنیم

چرا یه شوالیه قرون‌وسطایی نمی‌تونست توی مسابقه اسب‌دوانی «گرند نشنال» برنده بشه؟

به خاطر اینه که مسابقات گرند نشنال اصلاً توی قرون‌وسطا وجود نداشته؟

داری مته به خشخاش می‌ذاری. اِم

اگه یه برنامه وجود داشته باشه که بشه توش مته به خشخاش گذاشت، همینه

به خاطر نوع اسب‌هاشون بوده یا یه همچین چیزی؟

یه ربطی به اسب داره. خیلی بزرگ بودن. کی؟

شوالیه‌های قرون‌وسطایی یا...؟ آره، اسب‌های شوالیه‌های قرون‌وسطایی

خیلیا نمی‌دونن

که شوالیه‌های قرون‌وسطایی با پونی‌های شتلند (اسب‌های مینیاتوری) می‌رفتن جنگ

درسته. برو بابا

ببخشید، ببخشید

این واقعاً جواب درسته؟ خب، دقیقاً پونی شتلند نبودن

اما اون‌قدری کوچیک بودن که نمی‌تونستن

با اسب‌های مسابقه‌ای امروزی رقابت کنن

شما احتمالاً اون‌ها رو سوار بر اسب‌های غول‌پیکر تصور می‌کنین

۲۰۲۱ اوه، عجب. ولی در سال

باستان‌شناس‌ها استخون‌های ۲۰۰۰ اسب رو مطالعه کردن

که از میادین جنگ قرون‌وسطایی در سراسر بریتانیا پیدا شده بود

و به این نتیجه رسیدن که اسب‌های جنگی هم‌اندازه پونی‌های امروزی بودن

پس امتیازش رو می‌گیری. واو! ایول

این کاملاً با تئوری قبلی من جور درمی‌آد... اوه، واقعاً؟

اینکه در گذشته همه‌چیز کوچیک‌تر بوده

آره، همه‌چیز. و من این رو ثابت کردم

چون بچه‌های من دارن به سرعت از خودم بزرگ‌تر می‌شن

ولی واقعیت داره

قدیما همه کوچیک‌تر بودن. حتی بستنی‌های مگنوم هم الان کوچیک‌تر شدن

واقعاً؟ آره. نکنه داری از اون مینی‌مگنوم‌ها می‌خری؟

اوه، شاید همینه

فقط دارن بهت مینی می‌فروشن

زیر بار نرو، توهین‌آمیزه. نه

«من یه دونه سایز کامل می‌خوام! نصفش رو الان می‌خورم، نصفش رو بعداً.»

آره. اگه الان یه شهاب‌سنگ به زمین بخوره و بعد... اوه، نیمه پر لیوان رو ببین

بی‌خیال بابا. آره، دقیقاً

و بعد ۱۰۰۰ سال دیگه بیان زمین رو بکنن

و بقایای من و تو رو پیدا کنن، سندی

آره. اون‌وقت می‌گن: «این‌ها شرکت‌کننده‌های برنامه‌های کمدی بودن.»

«۱۰۰۰ سال پیش آدم‌ها خیلی کوچیک‌تر بودن.»

خب... آدم‌های کوتاه‌قد بیشتر از آدم‌های بلندقد عمر می‌کنن

بله! اما گونه‌های جانوری کوچیک‌تر

طول عمر کمتری نسبت به گونه‌های بزرگ‌تر دارن

پس در داخل یک گونه

بهتره که نسخه کوچیک‌ترِ اون باشی

طبق آمار، هر دوی شما بیشتر از ما عمر می‌کنین

شبیه مردهایی حرف می‌زنی که تو اولین قرار عاشقانه هستن

بله، ممنون

و علاوه‌بر این... و علاوه‌بر این

قشنگ توی صندوق‌عقب ماشینم جا می‌شین

خب، بزرگ‌ترین اسب قرون‌وسطایی که ثبت کردن

همین افرادی که روی این اسب‌های باستانی مطالعه کردن

اون‌ها قد اسب رو با واحد «وجب» (دست) اندازه می‌گیرن

یه وجب چقدره؟

می‌خوام ریسک کنم و جواب بدم. بله؟

به اندازه یک فوت (پا)

چهار اینچه. پس بزرگ‌ترین اسبی که پیدا کردن

قدش از زمین تا شونه‌اش ۵ فوت بوده، که می‌شه ۱۵ وجب

بیشتر اسب‌هایی که پیدا کردن زیر ۱۴.۵ وجب بودن

که می‌شه ۴ فوت و ۱۰ اینچ و این یعنی در دسته پونی‌ها قرار می‌گیرن

میانگین قد اسب‌های مسابقه‌ای ۱۶ وجبه، یعنی ۵ فوت و ۴ اینچ

ولی این «اَن» کیه؟ (شوخی با کلمه Hand). این یه واحد اندازه قدیمیه. ۴ اینچ می‌شه یک... اوکی

نذار هیچ مردی چیزی غیر از این بهت بگه. ممنون

که... که ما رو می‌بره سر قرار دوم‌مون

داشتم فکر می‌کردم چون بحثِ «دست» وسط اومد

شبیه لزبین‌ها توی اولین قرارشون به نظر می‌رسیم

«حداقل به دو تا دست نیاز داری.»

هیچ‌وقت فکر کردین

حتی اگه لزبین بودن یه انتخاب بود، باز هم می‌گفتی: «آره، همین رو انتخاب می‌کنم.»

عزیزم، من فقط فکر می‌کنم وقتی به گزینه‌های موجود نگاه می‌کنی با خودت می‌گی:

«آره. نه، قطعاً انتخاب خوبی کردم.»

تو حاضر بودی لزبین باشی؟

آره، خب، من در واقع... هستم. ...هستم. آره

خب، آلن اونیه که اون پیراهن رو پوشیده، ولی باشه

من عاشق پیراهن‌های چهارخونه‌ت هستم. حقیقته. خیلی قشنگن

فقط من رو یاد «اره‌برقی» می‌ندازه. اِم

خب، اسب‌های بزرگ‌تر و سنگین‌تر مناسب

آشوب و سرعتِ میدان جنگ نبودن

شما یه چیزی می‌خواستین که خیلی چابک‌تر باشه

یه چیزی مثل یه وینگر تکنیکی مثل لیونل مسی یا یه همچین کسی

متوجه منظورم هستین؟ مثلاً مرکز ثقلش پایین باشه

آره، ضمن اینکه اگه خیلی بزرگ نباشن، سوار شدنِ مجدد بهشون راحت‌تره

آدم‌ها تازه بعد از دوران تودور

شروع کردن به پرورش اسب‌های بزرگ‌تر

و دلیلش هم واقعاً اینه که تجهیزات کشاورزی

خیلی سنگین‌تر می‌شن

و بعدش هم استفاده از کالسکه‌ها رایج‌تر می‌شه

و این‌ها همون اسب‌های نژاد «شایر» هستن

این مال دوران ویکتوریاست و واقعاً برای کشیدنه

مطمئنی؟ چون اون‌جوری که اون اسبه لباس پوشیده، شبیه سال ۱۹۷۵ نیست؟

دو جفت چکمه فضایی پاشه

آره، چکمه فضایی یا از این گرم‌کن‌های ساق پا پوشیده

و قدشون می‌تونه به ۱۹ وجب برسه که یعنی بیش از ۶ فوت

واو. واقعاً غول‌پیکرن

کوچیک‌ترین اسبی که تا حالا توی گرند نشنال برنده شده

که سال ۱۹۳۸ بود، توسط بلندقدترین جاکی (سوارکار) رونده می‌شد؛ اسم اسبه «بتل‌شیپ» (کشتی جنگی) بود

یه اسب ۱۵.۵ وجبی بود

و سوارکارش بروس هابز بود که قدش ۶ فوت و ۴ اینچ بود

اوناهاش. واو

و فقط ۱۷ سالش بود

در واقع تا به امروز، اون جوون‌ترین برنده مسابقاته

این یه سوال خوبه:

کدوم وسیله دستشویی اسمش رو از یه اسب خیلی کوچیک گرفته؟

احتمالاً بیشتر توی دستشویی‌های باکلاس پیدا می‌شه

بیده

بیده‌ست. کاملاً درسته. آره

در واقع یه نژاد فرانسوی از اسب‌های کوچیکه

از یه کلمه قدیمی فرانسوی به معنی «یورتمه رفتن» می‌آد

اوه، چقدر جالب. می‌دونم، جالبه نه؟ به خاطر طرز نشستنِ روشه

همین بود؟ ولی داشتم فکر می‌کردم

اگه مهارت نقاشی کشیدن داشتی، چرا باید این رو انتخاب می‌کردی...؟

این یه نقاشی از سال ۱۷۹۰ هست

اثر کسی به اسم لویی لئوپولد بویی

یه جورایی شبیه «اونلی‌فنز» قرن هفدهمیه، نه؟ آره

در ضمن، انگار یکی می‌خواسته

یه اسب راکینگ (گهواره‌ای) درست کنه ولی خوب از آب درنیومده

بعد با خودش گفته: «بیده؟» علامت سوال

شاید اون خانم فقط روی یه صندلی بوده و نقاش بعداً بیده رو اضافه کرده

اوه، آره

اوه، فکر می‌کنی فتوشاپش کرده؟ آره، نظرت چیه؟ آره

حالا از اسب‌دوانی بریم سراغ شهر وینیپگ

یه راه عالی برای خندوندن یه کانادایی چیه؟

اوه، واو. هوم

فکر نکنم هیچ‌کدوم‌مون تا حالا خوش‌تیپ‌تر از این به نظر رسیده باشیم

نه، منم همین‌طور

شبیه یه گروه موسیقی پسرونه‌ست که از جهنم اومدن، نه؟

کی توی کانادا اجرا داشته؟ من داشتم. خب، و...؟

اساساً فقط کافیه بگی «لطفاً» و اون‌ها می‌خندن

خیلی آدم‌های همراه و خوش‌برخوردی هستن

من عاشق این داستانم. ما توی کانادا هستیم

سال ۱۹۴۲؛ شهر وینیپگ تصمیم گرفت

حمله نازی‌ها رو شبیه‌سازی کنه تا برای هزینه‌های جنگ پول جمع کنه

اوکی؟ اون‌ها می‌خواستن

مردم رو بترسونن تا اوراق قرضه جنگی بخرن

می‌دونین، همون وام‌های دولتی برای تأمین بودجه جنگ

و به همین خاطر جک‌های رسمی چاپ کردن

توی ستون اجتماعی روزنامه «وینیپگ تریبون»

و به شهروندان دستور داده شد که این‌ها رو

موقع شام بلند بخونن و بخندن

چیزهایی که بهشون می‌گفتن «خنده‌های طبق مقررات آلمانی»

و به کسانی که نمی‌خندیدن

گفته شده بود که اعضای خانواده‌شون رو به گشتاپو گزارش بدن. خب؟

پس این موضوع عجیبیه

ببینین، من وینیپگ رفتم

و وینیپگ جمعیت آلمانی زیادی داره

ببینین، به نظرم کل این ماجرا عجیبه. یکی از جک‌ها رو براتون می‌خونم

این‌ها یه جورایی عمداً بی‌مزه بودن

«سوال: اون خانمی که دیشب باهاش بیرون بودی کی بود؟

جواب: اون خانم زنم بود.»

و بعدش باید می‌گفتی: «ها-ها! ها-ها! ها-ها!»

اسم کل این برنامه «روزِ اگر» بود

خب؟ ایستگاه‌های رادیویی پخش اضطراری داشتن

اعلام وضعیت خاموشی شد

نیروی هوایی کانادا تظاهر کرد که داره شهر رو بمباران می‌کنه

تا ساعت ۹:۳۰ صبح

اسم خودِ وینیپگ به «هیملرشتات» تغییر کرد

قوانین نازی‌ها اعمال شد. می‌دونین چیه؟

هر چی می‌خواین درباره نازی‌ها بگین

ولی اون‌ها صبح زود بیدار می‌شن و کارها رو پیش می‌برن

مسئولین شهر رو به صف کردن و به اردوگاه‌های زندانی‌ها بردن

توی مغازه‌ها پول آلمانی پخش شد

روزنامه وینیپگ تریبون که روزنامه محلی بود

اسمش رو به «داس وینیپگر لوگن‌بلات» تغییر داد

به هر حال، کل اون روز با یه رژه تموم شد

و ۳ میلیون دلار جمع کردن

برای هزینه‌های جنگ، که به پول امروز می‌شه ۵۹ میلیون دلار. واو

آره. به هر حال خیریه «کمیک ریلیف» سال آینده هم ردیف شد

حالا که صحبت از جنگ جهانی دوم شد

چرا درباره حمله بریتانیا به ایسلند چیز زیادی نمی‌شنویم؟

گفتی ایسلند؟ آره ایسلند. همون‌جوری که بودی بمون. اوه

به خاطر موقعیتش نبود؟

موقعیتش بسیار استراتژیکه

نگران نازی‌ها بودن یا کانادایی‌ها... اِم

همه اون آدم‌های مزاحمِ وینیپگی

نگران بودن آدم‌های وینیپگ اونجا رو تصرف کنن

واسه همین «کری کاتونا» و «پیتر آندره» رو فرستادن اونجا... (شوخی با تبلیغات فروشگاه زنجیره‌ای ایسلند)

و واسه همینه که مامان‌ها می‌رن ایسلند خرید

خب، دانمارک در سال ۱۹۴۰ توسط آلمانی‌ها اشغال شد و در اون زمان

پادشاه دانمارک، پادشاه ایسلند هم بود

این پادشاهِ اون زمانه، کریستین دهم

مرد فوق‌العاده‌ای بود

ایسلند رابطه‌اش رو با دانمارک قطع کرد

و بریتانیا خیلی نگران بود که آلمان به ایسلند حمله کنه

چون یه پایگاه بسیار استراتژیک در اقیانوس اطلس شمالی بود

و به همین خاطر پیشنهاد دادن که در ازای دسترسی به امکانات‌شون

به حفظ استقلالشون کمک کنن

و ایسلندی‌ها گفتن: «ما می‌خوایم بی‌طرف بمونیم.»

QI subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for QI

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left