Az első 200 sor.
فکر کرده چی دیده؟ تمام
زیاد مطمئن نیستم
فکر کنم یه جور دعوا بوده. تمام
دعوا؟
آره، اینطور که اون میگفت. تمام
وایستا! وایستا رفیق، وایستا
چطوره؟ زیاد تنگ نیست؟
اوه نگاهت کن، انگار میخوای از سنگ خون بکشی
عین مامانت بدقلق هستی
آره، همون زنی که کلاً دو بار دیدیش؟
هی بدش به من. دیدی؟
یک، دو، سه
پوند و ۹۹ پنس، ممنون ۵۹
اوه ببین، بقیه پول هم هست
خوبه، نه؟
نمیفهمم چرا داری
اینقدر بزرگش میکنی
فقط چون شاید بزرگترین و مهمترین روزِ
زندگیش باشه؟
کاره دیگه
شنبهست
میدانم، متأسفم
اشورث
به «برایتر موبایل» خوش آمدید
میدونستید با هزینهای کمتر از
ممکنه واجد شرایط ارتقا باشید؟
برای صحبت با یکی از مشاوران ما
نه
بهشون گفتم برن پی کارشون
یالا، چی میگی؟
ممنون، بابا
ایول
تموم شد دیگه، گفتم که، نگفتم؟
میدونی، اولین مراسم عشای ربانی دخترمه
جوری رفتار میکنی انگار داره عروسی میکنه
سالشه، امیدوارم که عروسیش نباشه ۱۰
هشت، هشت سالشه
یادم نمیآد وقتی من مراسمم رو گرفتم
بقیه اینقدر شلوغش کرده باشن
بیا، اینو واسم نگه میداری عزیزم؟
منم دیگه خسته شدم
به هر حال، همین یکشنبهست، اگه وقت داشتی
گفتم یه بپرسم
در
سربازرس استنهوپ
یه لقمه گنده برات آوردم. گوش میدی؟
یه مرد جوون، با چندین ضربه چاقو
نه کیفی، نه چیزی که بشه شناساییش کرد
ساعت پیش توی یه سطل زباله بزرگ بیرون لنگرگاه پورتسموث پیدا شده ۷۲
خب، به ما چه ربطی داره؟
یه رسید داروخونه توی خیابون کینگ توی جیبش بوده
ساعت ۱۸:۰۲، جمعه شب؛ که یعنی از لحاظ تئوری طرف بومی همینجاست
مورد اول گزارش حادثه
زمان تقریبی مرگ، اوایل صبح شنبهست
گزارش آسیبشناسی چی؟ کسی چیزی میدونه؟
طبق این، هنوز آماده نشده
خب پیگیرش شو
یا پیگیر اون خانم باش
بتانی، تو هم برو سراغ داروخونه
از آخر هفته به اینور، گزارش مفقودی داشتیم؟
ردیفش میکنم
درسته
امم، یه یارویی که مرده، توی تاینساید چند تا ایبوپروفن خریده
از کی تا حالا این ثابت میکنه طرف اهل اینجاست؟
اوه، لنگه کفشش، عزیزم
هان؟
یارو فقط یه لنگه کفش پاش بوده
دستدوز، ساخت یه تولیدی محلی به اسم
هاربینسون و لیچ
بفرما
آقای گاتری؟
واسه یه لنگه کفش کهنه خیلی دردسر کشیدین
اگه دنبال تنوع هستی
یه سری به کشوی جورابهای من بزن
ولی این کفش شماست، درسته آقای گاتری؟
آره، اگه اون "نفس اژدها"ی پیر اینو بهت گفته
هاربوتله، نه؟
هاربینسون
به هر حال، اون آمار همه رو داره
اسمشون چی بود؟
شماره سریالها
کندو زیاد داری؟
حدود ۴۰ تایی میشه
چند تاش اینجاست، یه کشاورزی هم نزدیک وِلدون هست
که اجازه میده از زمینش استفاده کنم
اینا رو تو گرفتی؟
آره. مگه کلکسیونر هستی؟
نه، نه. بهار گذشته توی بالکنم چند تا زنبور داشتم
خب، چطور پیش رفت؟
آه، هیچی، همهشون پر کشیدن و رفتن
بگیرش
ممنون
عسل گل خلنگه
بگذریم، من در مورد اون کفش اطلاعات زیادی ندارم
همونطور که به اون یکی یارو هم گفتم
دیگه ازشون خسته شده بودم، دادمشون به یه خیریه
دو سه ماه پیش
کدوم یارو؟
یه پلیس
اون، امم، قدش چقدر بود؟ حدوداً اینقدر
یه جورایی مثل یه بره گمگشته بود
دیروز اینجا بود
خب، بگو
باشه، دو نفر
داشتن توی جاده شربورن با چاقو با هم دعوا میکردن
آدم؟ مرد بودن یا زن؟
شاهد زیاد خوب ندیده بودشون
زنگ زد به شماره اضطراری
من شاید ۳۰ دقیقه بعد رسیدم اونجا
خب، الکی نمیگفت
روی پیادهرو یکم خون ریخته بود، و این
قبلاً همدیگه رو دیدیم، خانم
دیدیم؟
آره، سر پرونده قتل مارگارت وایلد
آه، مأمور ادواردز
بله، اولین جسدی بود که باهاش روبرو شدی، درسته؟
همینطوره؟
خب، چاقو یا چیزی شبیه به اون
توی صحنه پیدا کردی؟
نه، نه، ولی به همه بیمارستانها زنگ زدم
دو بار هم به سردخونه زنگ زدم
۹۹۹ توی اون بازه زمانی نه موردی بود، نه تماسی با
رئیسم، گروهبان بِلیکی... شاید بشناسیدش؟
آره، خب به هر حال اون گفت بیخیالش بشم
وقتی قربانی نباشه، تحقیقی هم در کار نیست
پای چپ
پای راست
به نظر من که با هم جفتن
چی؟ منظورت چیه؟
خب، اون یکی لنگهاش روی یه جسد پیدا شده
بیرون لنگرگاه پورتسموث
آفرین، پسر جان
منم فکر کردم اومدی واسم ناهار بخری
بیلی میشه خفه شی؟ فقط بخونش
«مرد سفیدپوست نسبتاً جوون، هفت ضربه چاقو، با تیغه ۶ اینچی.»
و؟
میشه گفت قاتل توی این کار تازهکاره
خب، اتوبوس توی جاده فرعیه و داره برمیگرده به سمت شهر
روی پل به شدت زخمی شده
پس چطور از یه سطل زباله بیرون پورتسموث سر درآورده؟
قاتل به قربانی چاقو میزنه
میندازدش توی صندوق عقب
میزنه به اتوبان به سمت جنوب
قبل از رد شدن از کانال، جنازه رو رها میکنه
حدسمون اینه، درسته؟
چی، توی صندوق عقب ماشینش؟
تا پورتسموث چقدر راهه، ۶ ساعت رانندگی؟
پس اثر الیاف کجاست؟
خب، طبق این گزارش، هیچ الیافی روی جسد نبوده
آره، چون قتل حسابشده بوده
قاتل یه چیزی زیر جسد پهن کرده بوده
یه چیزی مثل پارچه برزنتی
یه چیزی که بهش نچسبه
وایستا، کبودی شدیدی روی بالاتنه هست
آره، پس قاتل درگیر شده و چند تا مشت هم زده
اینجا رو ببین، شکستگی جزئی ستون فقرات
این با چند تا مشت اینطوری نمیشه
اگه سقوط کرده باشه چی؟
چی؟
از روی نردهها
اگه افتاده باشه سقف یه کامیون چی؟
شکستگی ستون فقرات، کبودی بالاتنه
راننده هم بیخبر ۳۰۰ مایل رانندگی کرده
بعد بیرون پورتسموث واسه صبحانه نگه داشته
یه بارِ اضافی روی سقفش دیده
ترتیبشو داده، پرتش کرده دور و بعدش هم رفته اروپا
پیش تو هیچچی راحت و مستقیم نیست، نه؟
با شواهد جور در میآد؟
حدس میزنم
آره، پس همینجا مرده
قتل مال ماست، تحقیقش هم مال ماست
هی، ولی بذار یه چیزی بهت بگم
ممکنه طرف اینجا چاقو خورده باشه
ولی نه چاقو کشتدش و نه شکستگی ستون فقرات
طبق این، از سرمازدگی مرده
منظورت اینه که روی سقف کامیون مرده
خب، پزشکی قانونی رد خون مقتول رو
روی نردههای پلِ ما پیدا کرده
با عقل جور در میآد، از پل پرت شده پایین
آره، روی یه کامیون؛ تئوری اینه
تمام راه تا پورتسموث؟
تئوری اینه
پس چطور قل نخورده بیفته پایین؟
کسی اون راننده کامیون رو پیدا کرد؟
شاید توش یه بطری باشه
اوه آره، از این دستسازهای خونگی
خب، از اونجایی که این کار صبر و جربزه میخواد
شاید بهتر باشه تو بیخیال این یکی بشی، عزیزم
دمت گرم
جو، به بیلی بگو میخوام خودش گزارشش رو بنویسه
به محض اینکه مقتول رو آوردیم اینجا
هی، یادداشت رو ندیدی؟
چی؟
همپشایر گفته جنازه رو تحویل نمیده
چی؟ پرونده ماست، جنازه هم مال ماست
من نیم ساعت پیش با رئیس کل حرف زدم
خب، جنازه در اختیار پزشکی قانونیه
اول اون باید اجازه بده
خب، یکی زنگ بزنه به دفتر پزشکی قانونی
قبلاً زنگ زدم
No comments yet. Be the first to leave one.