DMV

DMV

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

DMV S01E04 Dont Kill the Job 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 DMV 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 76
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

قیمت پایه یک دلاره. کسی یک دلار نمی‌ده؟ یک دلار؟

یک دلار که کمه! بریم دو دلار!

آره، آره، سه دلار. آره.

پس شما وسایل رو به مزایده می‌ذارید

از بخش اشیای گمشده هر ماه؟

اوهوم. این جوری که

زیاد به مشتری‌ها وقت نمی‌ده

که برگردن و وسایل‌شون رو بگیرن

نه بابا، مردم حتی واسه بچه‌هاشون هم برنمی‌گردن

برای این آشغال‌ها که دیگه برنمی‌گردن

چیزی که برای یه نفر آشغاله، برای یه نفر دیگه یه شخصیت کاملاً جدیده!

ماه پیش، من یه خودکار خریدم

که مال بازیگر تیا لئونی بود

پنج دلار فروخته شد. عالیه!

خب بچه‌ها، این همه چیزی بود که برای این ماه داشتیم. عالی بود!

حالا صبر کنید. یه قلم آخر داریم، و یه چیز محشره!

اوه، خدای من!

ن... نکنید... ماساژور گردن.

اوه.

اندازه‌اش حرف نداره، واقعاً میره تو عمق!

اوه خدای من، این یه...؟

آره. یه دست دوم.

اوهوم. راستش، این شاید باشه

یه کم کثیف باشه ولی حتی می‌تونید ازش استفاده کنید

واسه اون پایین‌تنه‌تون. اوه.

اوه!

آخه کی یه همچین چیزی رو میاره اداره راهنمایی و رانندگی؟

واقعاً کی می‌دونه؟ مح... محاله بشه فهمید.

یا ثابت کرد. یعنی شاید

اون شخص امروز کیفش رو تو تاریکی بسته

یا هر روز دیگه که آوردتش.

خب، من هیچ‌وقت اینقدر رها نبودم.

و من پنج دلار تمام پیشنهاد می‌دم

برای این موشک جیبی کوچولو.

عالیه. پنج دلار. کسی ده دلار نمی‌ده؟

نه. یک، دو... فروخته شد به بارب.

این مزایده برای همیشه تموم شد.

خداحافظ، بچه‌ها.

گرگ، به پیراهنت میاد.

من و تو برای ناهار؟

اوه. خیلی ممنون. یعنی...

واقعاً بدون شما نمی‌تونستم تو این آزمون رانندگی قبول بشم.

می‌دونی چیه؟ فکر کنم رمز موفقیت این بود که به غریزت اعتماد کردی

به عنوان یه زن قوی، درسته؟ آره.

و اینکه تمام مدت چشات رو باز نگه داشتی. این کمک می‌کنه.

تو بهترینی.

آره. ممنون.

خب، این... -پشت باجه

شماره پنج... اوه خدای من. کلت تایلر؟

اوه خدای من. امبر!

من تو ارتباط نگه داشتن افتضاحم.

چقدر شده، سه سال؟

اوه، تقریباً هشت سال.

نه. آره، هشت سال، آره.

ولی می‌فهمم. خیلی سرت شلوغ بوده، داشتی آتیش خاموش می‌کردی.

اوه. به معنای واقعی کلمه.

اون بدلکار منه.

ما بازیگرها رو فقط برای نماهای نزدیک میارن.

این رو می‌دونستم. باور می‌کنی

دارم میرم برای فصل چهارم سریال 'آتش‌نشان نجات‌غریق'؟

آره، در واقع می‌تونم. چون یه بیلبورد هست

که مستقیم به آپارتمان من دید داره.

عمراً. آره، پس من این رو دارم، مثلاً...

یادآوری دائمی از موفقیت تو.

یعنی، اشتباه متوجه نشو. پولش فوق‌العاده‌ست.

اوه، نه؟ یعنی، حتی یه جورایی مسخره‌ست.

اوه. پول مسخره‌ست. ولی من فقط به این فکر می‌کنم

به وقتی که من و تو با هم رانندگی کردیم تا لس‌آنجلس

دو تا رویاپرداز از دلاور، و ما قول دادیم

که هیچ‌وقت روی اهدافمون سازش نکنیم.

کردیم؟ راستی...

تو دانشکده دامپزشکی رو ترکوندی یا چی؟

چی می‌تونم بگم؟

جز... حقیقت که بله، من یه دامپزشکم.

و دارم طبابت می‌کنم... آره.

روی حیوونا. آره. آره.

باشه. با من نشسته‌ای. می‌خوام بشنوم

راجع به زندگی عشقی‌ت، دانشکده دامپزشکی، همه چیز.

باشه.

چقدر وقت داری؟

زندگی عشقی‌م غوغا می‌کنه.

بلیپ، بلیپ.

گرگی سو، یه مشکلی داریم.

راجع به قطع کردن چرت‌های روی صندلی‌م چی گفته بودیم؟

که نباید انجامش داد، ولی این مهمه.

نوآ داره تو استراحت صبحش کار می‌کنه.

اوه خدای من!

می‌دونم. تازه‌وارده. یه مشکله.

نه تو...

می‌خواستی بگی 'شیفت'؟ بامزه می‌شد.

ممنون از صبوری شما.

هی. هی.

پس متوجه شدم که داری تو استراحتت کار می‌کنی؟

آره. فکر کردم یکم بار رو سبک کنم

برای بقیه همکارا.

اوه.

نه.

الان نوبت دو، پنج.

پشت باجه شماره...

خب، سال اول دانشکده دامپزشکی...

گربه‌هات، سگ‌هات، و خب، همسترهات.

ما بهشون می‌گیم اهلی‌های کوچیک.

بعدش می‌ری سراغ کله‌گنده‌ها.

خب، همون شیر و ببر و خرس‌ها.

وای خدایا.

راستش، ما این فصل یه ببر داشتیم سر صحنه "نجات غریق آتش".

اوه، وای. اسپویل شد!

یه ببر تو ساحل هاوایی چیکار می‌کرد؟

سؤال منم همین بود، تا وقتی که فیلمنامه رو خوندم.

سقوط هواپیمای سیرک.

آها. میگن...

بعد شش ماه به بو عادت می‌کنی، ولی...

وای خدایا. اوه.

دو-دو-دی. بو-بو-بو. اوه اوه.

فقط داشتم چک می‌کردم ببینم هنوز می‌تونم نوک پامو لمس کنم، که می‌تونم، پس...

بعد از اون همه پماد، امیدوارم که همینطور باشه.

که مجبور بودی بزنی.

همه چی خوبه، با خوشحالی گزارش میدم. عادی راه میرم، عادی شنا می‌کنم.

آره.

دوباره می‌خوای از پنجره بپری بیرون؟

چی؟ نه.

قایم شدم اینجا چون یه دوست قدیمی اون بیرونه.

و نمی‌خوام بدونه که من تو DMV کار می‌کنم.

احمقانه‌ست، می‌دونم، ولی خب...

نباید بترسم فقط چون اون ستاره‌ی...

یه برنامه مسخره‌ی ساحلی دور آتیشه.

وایسا، وایسا، وایسا. چارلی اوشن اینجاست؟

وای خدایا. دارم از هیجان می‌میرم!

تریلر جدیدشو دیدی؟

نه، راستش من زیاد اهل... اِم، ولی خب، داری بهم نشون میدی دیگه.

خب.

اون آتش‌سوزی با ساحل اشتباهی درافتاد.

دارن یه چیزیو آهسته نگاه می‌کنن؟

این که کاری نداره! انگار که...

اوه نه. آتیش!

می‌تونم با سینه‌های بی‌نقصم خاموشش کنم؟

مامان، حسادت بهت نمیاد.

می‌دونم.

تو DMV شرق هالیوود، ما هیچ وقت بی‌خیال استراحت نمیشیم.

سال‌ها پیش سیگارو ترک کردم.

ولی هنوزم روزی دوبار میام اینجا.

چون دولت این حق رو بهم داده.

خب، من به... تعهدت... احترام می‌ذارم؟

آره. ممنون.

می‌بینی، استراحت کردنه که نمی‌ذاره این کار از ما جون بگیره.

ببخشید.

استراحت یکی از...

چند تا مزایاییه که هنوز اینجا تو DMV برامون مونده.

و اگه قهرمانایی مثل شما...

شروع کنن تو این مدت کار کنن، دیگه فقط بحث زمانه.

قبل از اینکه بیگ سَک (Big Sac) بیاد اینجا...

و اونم ازمون بگیره.

آره، منم قبلاً مثل تو بودم، می‌خواستم بیشتر از وظیفم کار کنم.

و بعد یه روز حسابی گیر افتادم...

سر یه ثبت‌نام قایق.

و تا ساعت تعطیلی کار کردم، که اون موقع...

ساعت ۴ بعدازظهر بود. فردای اون روز...

ما شروع کردیم ساعت ۵ تعطیل کنیم.

اوه. وای، حتماً ازت متنفر بودن، گرِگ. آره.

بعضی از قدیمی‌ها هنوز بهم میگن "گرِگ-استرا کرِدیت".

اوه. حتماً خیلی دردناک بود.

آره، نوآ. این بدترین چیزیه که تا حالا بهم گفتن.

هوم.

بالاخره!

سلام.

اومدم برای گرفتن یک REAL ID.

من واقعاً دارم تو آتلانتا فیلم بازی می‌کنم.

آتلانتا؟ اونجاییه که پسرعموم داره حبس ابد می‌گذرونه.

مطمئن نیستم چرا اینو با این همه اشتیاق گفتم.

واقعاً غم‌انگیزه. خیلی غم‌انگیزه.

آه، خیلی غم‌انگیزه. خب، پس REAL ID، هر وقت یه لحظه وقت کردی؟

باشه. بیا شروع کنیم. من فقط نیاز دارم...

شناسنامه قدیمی‌ت و دو تا مدرک اثبات آدرس.

و تو چشم به هم زدنی کارت راه می‌افته.

وایسا. دو تا؟ اِم...

ببخشید. فکر کردم فقط یکی بود.

اِم، نمی‌دونم.

می‌تونید از، مثلاً، صفحه‌ی IMDb من استفاده کنید؟

نمی‌دونم چیه، پس نه.

می‌دونید "وریفای" شدن تو اینستاگرام چیه؟

باشه. اوه، اینجایی. سلام!

کوکو؟ آره.

ظاهراً، شش تا نقش بازیگری و دو بار حضور به عنوان "خودم"...

که یکیش تو برنامه آخر شب بوده – کافی نیست...

برای این خانم. به عنوان "خودم"؟

چه جور سیرکی رو اینجا راه انداختی خانم؟

ممنون. ببخشید؟

متأسفم. کل این پروسه...

خیلی گیج‌کننده‌ست.

آره، همینطوره. تو چقدر رو داری که از مشتری‌ها انتظار داری...

یه جمله خیلی واضح و پررنگ رو بخونن...

بالای هر فرم، بارب.

که حدس می‌زنم اسمت باشه.

از سرنخ‌های محیط و کارت شناسایی‌ت، چون اینجا کار می‌کنی.

و من اینجا کار نمی‌کنم. نه، اون یه کهنه‌کاره.

اِم... اوه.

چی داره اتفاق می‌افته؟ می‌دونی چیه؟

می‌تونم با مدیر صحبت کنم؟ بله.

اوه، اوه، اوه، عالیه! تو مدیری؟

عالیه. می‌تونیم اینجا خصوصی صحبت کنیم، لطفاً؟

More Farsi Persian subtitles for DMV

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left