ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت
تو منو جلوی دانش آموزام خجالت دادی
به تلفنت جوای نمیدادی
من خوبم
لیز دلورم
اون داشت روی جان تحقیق میکرد
فکر میکرد جان فاسده
وقتی داشت تماس تلفنی تو رو لاپوشونی میکرد
اون فقط میخواد ازت محافظت کنه
بهتره دوباره نرفته باشی سراغ مواد کوین
نرفتم
کسی تو ماشینه ؟
نه ماشین بنام ریموند بدفورده
خودشه
ریموند بدفورد
ری نورث ویند
میدونی چیه ؟ مال خودت
من نیستم
امکانش نیست
الان برای من کار میکنی
مرده یا زنده
موقرمزُ میخام
اون کجاست ؟
تحت محافظت خونگیه
این ممکنه از " پالو میوم " الهام گرفته باشه
ولی اونم به این شکل نیست
با اعضای بریده شده چیکار میکنه ؟
... اونارو در یک ظرف آهنی میزاره
برای اطمینان به خون تازه نیاز داره
قربانیان بیشتر
بهترین زمان قربانی اول ماه جدیده
همه بیرون ، الان
قبلا قدرتشُ نمیشناختم
اونو برگردن پیشم
زنده لازمش دارم
پایپر
باید تصاویر دوربین امنیتی رو ببینم
داخله
کلانتر میگه آتش بیرون خونه بوده
پس میتونید برگردید داخل
لیز ، بیا داخل
الان میام
اونا فکر میکنن آتیش در محفظه زیر خونه بوده
خودشه
لئون روکوفسکی
بزار دوباره پخش بشه با حرکت آهسته
ما فکر میکنیم این همونیه که به تری شلیک کرده
چیزی پیدا کردی ؟
نه چیزی که نشون بده کجا بردتش
احتمالا اینجارو زیر نظر داشته
دنبال لحظه مناسب بوده
یکی بهش خبر داده تری اینجاست
آره ، کی ؟
تنها کسانی که میدونستن اون اینجاست
زن های ساکن اینجا بودن
و تیم ما
این پرونده های اوناست
تری و کوین تیت
ریموند بدفورد
و لئون روکوفسکی
... اون ممکنه سوار یه
ماشین قدیمی آبی رنگ باشه
لئون از کجا مخفیگاه تری رو پیدا کرده ؟
... الان اگه کسانی که در این اتاق حضور دارن
. چیزی برای گفتن دارن وقتشه بگن
تا پیداشون نکنیم نمیریم خونه
فردا هلال ماه جدیده
روز مورد علاقه بدفورده
برای مراسم قربانی کردن
Mostafa-p مترجم : مصطفی
ری متاسفم
فقط 3 تا قانون داشتم
میدونم
وقتی مادرم سعی کرد پاک بشه
گفت باید بدنش از هم باز بشه
مرگ آسودگی خاطره ، مگه نه ؟
خواهش میکنم
فقط بدتر میشه
من بهت رسیدم ، کوین
.. حالا وقتشه تمام دردهات رو
. بمن بدی
آره
باشه ممنون
باشه
جان
به یک پرونده حل نشده در تورنتو برمیگرده
مجرم شخصی بنام ریموند بدفورده
ممکنه یه چیزی باشه ، یه نگاه بنداز
آرون آزبورن
جسدش در سال 2016 در رودخانه دون پیدا شده
بدون سر و دست و پا
مثل دیو الهورست
ارتباطش با بدفورد چیه ؟
چک کردم ، هردو در سدبوری بودن
باهم به یک مدرسه ابتدائی میرفتن
از کلاس دوم تا پنجم
کارت خوب بود
هرچی درباره آزبورن میتونی پیدا کن
و هر کسی که راجب اونا چیزی میدونه
قبلا انجام شده
بدفورد سوابق نوجوانی خشنی داره
اون به مادرخوندش حمله کرده
اون 2 سال پیش بخاطر سرطان مُرد
من تونستم مددکارشُ پیدا کنم
سندرا میسون ، اون تو راه اینجاست
کارت حرف نداره ، مکلود
خوبه
ماشینتُ پیدا کردن
اسم واقعیتُ میدونن
میدونن رئیس قبیله خلیج موس رو
تهدید کردی
باید بزاری اون دختره تیت بره
آلن آروم باش
کارم هنوز تموم نشده
تو روحت ، باید از اینجا بری
تا فرصت داری برو
ازم میخای از همه چیز دست بکشم
چیزائی که براشون تلاش کردم
سعی دارم ازت محافظت کنم
تو میخای از شهر فرار کنم
اگه گیر بیفتی منم باهات نابود میشم
چه انتظاری داشتی ؟
... من لاسال رو بهت بدم
بعدش از شرم خلاص بشی ؟
... میدونی من
به دوچرخه جدیدی که قراه برای ایوی بخری فکر کن
... چون اون دوچرخه قدیمی قرمز خیلی
براش کوچیک شده
حالا
از دست کی باید فرار کنم ؟
جان کاردینال
اسمش ریموند اوبیجه ست ؟
گمونم والدینش مجارستانی باشن
و گفتی بهت حمله کرده ؟
با میله شومینه
وقتی بهش گفتم دیگه نمیتونه با مادرش زندگی کنه
ولی هرگز گزارش نکردی
اون 9 سالش بود
میخاستم باور کنم که یک تصادف بوده
میتونی مشخصات خاصی بهمون بدی
درباره ریموند ؟
نمیشه همچین بچه ای رو فراموش کرد
خیلی باهوش
عقیده به مذهب و مرگ داشت
و هرچیزی که پس از مرگ مربوط باشه
و اولش تشویقش میکردم تا کنجکاویش برطرف بشه
خوندن کتاب برای بچه خوبه
ولی بعدش
ازم پرسید تا حالا داخل بدن یه گربه رو دیدم
میخواست وارد جزئیات بشه
که چطور داوینچی خدارو پیدا کرد
درون اجساد
و نگاهی که داشت
هیچوقت دیدی که به حیوانات آزار برسونه ؟
اینکه موقع عمل مُچشو بگیرم ؟نه ولی
در اون برحه زمانی
حیوانات گم میشدن
ولی بعد از رفتن ریموند
متوقف شد
کجا رفت ؟
گمونم فلوریدا
ولی خارج از سیستم بزرگ شد
پس دیگه ازش خبری نشنیدیم
آرون آزبورن رو یادته ؟
اون هم مدرسه ای ریموند بود
همونی که با بیل ضربه خورد
آره ، چی شد ؟
آرون به مادرش گفت هرزه موتورسوار
مادرش با موتورسواران همکاری میکرد ؟
اوهوم
سالها
انقدر مواد مصرف کرد تا دیگه چیزی ازش باقی نموند
... ری موقعی که آزبورن رو با بیل زد
11ساله بوده
... و 20 سال بعدش در تورنتو
پیداش شده
عجب کینه ای
بخاطر مادرش احساساتی شده
شاید برای همین موتورسواران رو مورد هدف قرار داده
تلافی
پس مجذوب مرگ و جاودانگی شده
... و بعدش اون
پالو میوم " رو پیدا کرده "
... همچین چیزی به پسری که تمام زندگیش
. آشوب بوده حس قدرت میده
ریشه اصلیش رو در "سدبوری " آموخته
ولی بعدش برای یادگیری بیشتر به فلوریدا رفته
منطقیه
یه اجتماع از " پالو میوم " اونجاست
میرم چند تا تماس بگیرم
یه زن دیروز به دیدنم اومد
... اون میگفت جان بخاطر کاری که من کردم
بهش باج میداده
تو چیکار کردی ؟
یه تماس گرفتم
وقتی مجنون بودم
و بخاطرش یه پلیس مخفی کشته شد
جان هرگز بهت نگفت
اون کارشُ بخاطر من بخطر انداخت
و وقتی فهمیدی چه حسی داشتی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.