ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
باید یه راه دیگهای برای در رفتن از اینجا پیدا کنیم
اگه از این یال میانبر بزنیم، ازش جلو میافتیم
نه، باد داره آتیش رو به سمت جنوب غربی میکشونه
اون یال ما رو لو میده. پس میریم به سمت شرق
اونجا یه راهبند طبیعی آتیش هست. اون صخره گرانیتی
تنها شانسمون همینه. کارت خوب بود، کارآموز
خیلی خب، عقبنشینی کنید! به سمت راهبند! برید شرق
آب بیشتری لازم داریم! باید برامون آب بپاشن
وقت نداریم. باید جون خودمون رو نجات بدیم
تو با بقیه برو پایین. زود باش! حله رئیس، بریم
زک، بریم
زک
دووم بیار رفیق. طاقت بیار. باید از اینجا ببریمش بیرون
آمادهای؟ با شماره سه. آره
یک. دو. سه
آخ! نه، نه، نه، نکن! کمرم
باشه
یه جای کار میلنگه
نمیتونم تکون بخورم
من پیشش میمونم. تا وقتی آتیش رد شه، روش پناهگاه آتیش میکشم
تو برو. نه! امکان نداره، تنهات نمیذارم
این یه دستوره، کارآموز. من تنهات نمیذارم
اون نمیتونه تکون بخوره! نمیتونی نجاتش بدی! کایا، من میتونم کمکت کنم
زود از این تپه برو پایین
ما هیچکس رو جا نمیذاریم. من پیشت میمونم
بزن بریم
زک، رفیق؟
خیلی قراره درد داشته باشه، باشه؟
باید برت گردونیم روی شکم. خب؟ یک
دو
همینه رفیق! تحمل کن! باشه
پاهاشو بگیر. گرفتم
پاهاش رفت تو
خودت رو جمع کن
محکم ببندش! صورتت رو بچسبون به زمین
آمادهای؟ آمادهام
صورتت رو بچسبون به زمین. یه چاله بکن، باشه؟
فهمیدم. محکمِ محکم ببندش
مارلی
مارلی، ما واقعاً جدی میگیم
لطفاً نگران ما نباش. این تصمیم خودته
باشه، ولی من
منظورم اینه که، فکر میکردم قبلاً یه جورایی تصمیممون رو گرفتیم
میدونم، ولی شاید داریم زیادی به اونا فکر میکنیم
یا به نقشه تو
آره، همون نقشهای که چون میدونم آماده مادر شدن نیستم، کشیدم
خب، تو اون رو به خاطر این خواستی که نمیخواستی تنهایی از پسش بربیای، اما
من دیگه هیچوقت تنهات نمیذارم
باشه، اوم
فکر میکنم فقط به یه مقدار زمان بیشتر نیاز داریم، میدونی؟
فقط برای اینکه... بهش فکر کنیم
آره
البته
فکر کنم کار خوبی کردن که تصمیم گرفتن برن مسافرخونه
شاید
نه، واقعاً
منطقیه
اومم
منظورم اینه که چطور میتونن ما رو نادیده بگیرن
وقتی عملاً دارن با ما زندگی میکنن؟
آره، میفهمم
فقط ایکاش میدونستیم مارلی واقعاً چی میخواست
فکر نکنم خودشم میدونست
فردا موقع چکآپش سعی میکنم بیشتر دستم بیاد چی تو سرش میگذره
اومم
ببین، ما کار درست رو انجام دادیم
پشیمونی تو کار نیست
پشیمونی تو کار نیست
شاید جز خریدن اون تراکتور
نه، میدونی چیه؟ فقط چون جریان فرزندخواندگیمون عقب افتاده
معنیش این نیست که نمیتونی مزرعهی خانوادگی رو راه بیندازی
آره، حق با توئه
خیلی خستهام
بسیار خب، من شروع میکنم. باشه
البته بعد از اینکه از اولین خواب شبونهمون توی خونهی جدید لذت بردیم
اومم
ممنونم
بابت چی؟ بابت خونهی جدیدمون
و بابت انجام دادنِ
تمام کارهایی که برای حمایت از خونوادهمون میکنی
همیشه
شب بخیر
دوستت دارم
منم دوستت دارم
برِیدی
خوبی؟
یولو، یولو، یولو
این کاپیتان برایان از تیم آتشنشانی "فایر مانتین" هست
به تخلیهی پزشکی هواییِ فوری نیاز داریم
یکی از آتشنشانها مصدوم شده
آره رفیق
میکشیمت بیرون از اینجا
باشه
ورنون، خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی توی جلسهی بررسی اضطراری شرکت کنی
مطمئنی نمیتونم به نفع تو شهادت بدم؟
ببین، دادگاه نیست. فقط یه جلسهی استماع محرمانهست
نه قاضیای هست، نه وکیلی و نه جایگاه شهودی؛ فقط
سه تا دکتر که ازم سوال میپرسن
پس یه جورایی محکمهست
از پسش برمیای. فقط اون کلهگندهی گروه رو شناسایی کن
هوب، عزیزم، آخه هیچ کاری نمیشه کرد
این دکترها هم مثل من سوگند بقراط خوردن، و
پس باید با شرایط من همدلی کنن
فقط ای کاش میتونستم برای دلگرمی کنارت باشم
منم همینطور
شما دوتا توی کل این مدت خیلی کمک کردین، برای همین
تازه، امروز کلی کار دارین
خداحافظ. خداحافظ
خداحافظ، لیزی
موفق باشی
خب، شما دوتا برای امروز چه برنامهای دارین؟
خب، سرِ مِل خیلی شلوغه، برای همین من باید برم کلینیک
عالیه! من پیش لیزی میمونم
لازم نیست این کار رو بکنی. - دلم میخواد
اگه میخوای ازم بخوای برای "روز بنیانگذاران" کمکت کنم، بیخیال شو
اصلاً جراتش رو ندارم
راستش، فکر کردم شاید من و تو بتونیم کوکو رو ببریم رستوران جک برای ناهار
یه جور دورهمیِ زنونه و ناهار و این حرفها
چه باحال! آخه میدونی که زیاد از خونه بیرون نمیای
نمیتونم. کوکو هنوز تو مرحلهایه که تند تند شیر میخواد
و اصلاً دلم نمیخواد توی یه بار بهش شیر بدم
اونجا دیگه واقعاً یه بار نیست
بیشتر شبیه یه رستورانِ لوکسِ باصفاست
و مطمئنم اگه بخوای میتونی توی دفترِ جک بهش شیر بدی
واقعاً ترجیح میدم خونه بمونم
خب، نمیتونی، چون اونموقع جشن سیسمونیت رو از دست میدی
جشن سیسمونی؟ قرار بود سورپرایز باشه
خیلی وقت بود که باید برات میگرفتیم، برای همین خانمها الان اونجا دارن تدارکاتش رو میبینن
کارِ خیلی قشنگیه
واقعاً باید از خونه بیای بیرون
حاضر میشم
فکر کنم یه دوشِ واقعی هم بد نباشه
نه، اصلاً بد نیست
اگه بیل رو بزنی تو زمین، کارت راه میافته
خیلی بامزهای
آه، سیستم آبیاری نشتی داره
دارم دنبالش میگردم
همهی شیرها رو... چک کردی؟
آره. همهشون رو. دو بار
ممکنه لولهها زنگ زده باشن و سوراخ شده باشن. آره
چند روز طول میکشه تا همه رو دربیارم و امتحانشون کنم
خب، من میخوام تا اون موقع مشغول کاشتن باشم
اگه میخوای تا آخر تابستون محصول داشته باشی، باید همین کار رو بکنی
آره
بیا، بذار کمکت کنم
قبلاً توی یه مزرعه زندگی میکردم
اوه، پس همهفنحریفی، هان؟
هی، آدم باید یه جوری شکمش رو سیر کنه دیگه. ها
راستی، دیدم که مارلی و دوستپسرش داشتن از اون کاروان جابجا میشدن
آها. بچه رو نگه میدارن؟
دارن بهش فکر میکنن
فکر کردن نمیخواد که. یا بچه میخوای یا نمیخوای، مگه نه؟
آره، آدم اینطوری فکر میکنه
آخه این نشتیِ لعنتی... کدوم گوریه؟
اوه
خب، اینجا چی داریم؟
آخ
انگار پیداش کردیم
خب، بیا اون شیر رو ببندیم
باشه
حاضری؟
زنگ زده
دکتر مولینز... چرا ما اینجاییم؟
خب، ما اینجاییم چون، امم، دکتر هیز علیه من شکایت کرده
این رو میدونم، ولی چرا امروز اینجاییم؟
چرا درخواست جلسه فوری دادید؟ چه وضعیت اضطراریای پیش اومده؟
خب، چون لطمهای که این تعلیق به بیمارهام زده
و همینطور به پرسنلم، دیگه غیرقابلتحمل شده
غیرقابلتحمل؟ خانم الیس، توی گزارش شما اومده که کلینیک باز مونده
اونم در طول مدت تعلیق دکتر مولینز. درسته؟
بله، همینطوره
کلینیک امروز بازه؟ بله. بله، بازه، اما
خانم الیس، شما برای بررسی طبابت دکتر مولینز توی ویرجین ریور بودید
آیا به نظر شما تعلیق ایشون یک مورد اضطراریه؟
متأسفم، اما به نظر من نه
اوناهاش، اینم از این
این بچهی ماست؟
آره، خودِ بچهست
چطوره؟ عالیه
مشکلی نداره یه عکس بگیرم؟ ایمون، نکن
نه، اشکالی نداره. امم، میتونم یکی برات چاپ کنم
ممنون، مِل. آره
چقدر نازه
خب، ببین. این
این اصلاً درست نیست
چی درست نیست؟
اینکه ما اینجاییم. من
حس میکنم بیانصافیه
نه، واقعاً مشکلی نیست
ردیفه
با این حال، تو قرار نبود با چنین چیزی روبرو بشی
منظورت چیه؟
منظورم اینه که شاید
اینکه الان تو مامای من باشی، ایده چندان خوبی نباشه
خب، هر دوی شما باید احساس راحتی کنید، پس
همهمون باید راحت باشیم
امم، یه متخصص زنان و زایمان عالی توی "کلیر ریور" میشناسم که قبلاً با هم مریض مشترک داشتیم
شمارهاش رو بهت میدم
امم، باشه
عالیه، آره. ممنون، مِل
No comments yet. Be the first to leave one.