El internado

El internado

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Boarding School S01E04 Un mensaje en una botella 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 The.Boarding.School زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-19
ഡൗൺലോഡുകൾ: 61
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

باهام ازدواج میکنی؟ آره؟

هکتور، سرم کلاه گذاشتی و فکر نکنم بتونم ببخشمت.

حداقل دو متر از هکتور فاصله بگیر.

وگرنه چی؟

روز خوبی داشته باشی.

از السا خواستگاری کردم.

تبریک میگم، رفیق! بیا اینجا!

بعد از ده سال، بالاخره باید اتفاق می‌افتاد، نه؟

به السا بگو یه چیزی رو بهت اعتراف کردم.

بهش بگو سال‌هاست پنهانی دیوونه آملیا هستم.

میدونی پدرو چی بهم گفت؟ چی؟

نباید از این اتاق خارج بشه.

قبل از اینکه روز تموم بشه، آملیا می‌فهمه.

ماریا! میتونم بیام تو؟

اگه کمکم کنی یه سری مدارک پیدا کنم، هر کاری میکنم.

تو فقط یه دختری، چطور ممکنه یه ۱۶ ساله داشته باشی؟

۱۳ سالگی داشتمش.

هیچکس تا حالا اینطوری بدون درخواست چیزی در عوضش کمکم نکرده.

پیداش کردی؟

ایوان! گورتو گم کن از روی من!

خیلی زحمت کشیدی تا به اینجا رسیدی.

اگه آخرین کاریه که می‌کنی، باید دلشو به دست بیاری.

پس باید یه کار بدتر کنم، نه، خدمتکار کوچولوی لعنتی؟

تو هم مثل پدرت مریضی.

تو کی هستی؟ تو هیچی درباره من نمی‌دونی.

من فقط یه چیز می‌دونم.

تو مثل پدرت نیستی.

سلام کارلوس، چطوری؟ لطفاً این اثر انگشت رو برام تحلیل کن.

حرومزاده!

چطوری می‌خوای به جزیره مخفی بری

اگه نمی‌دونی کجاست؟

از یه تاکسی می‌خوام منو ببره.

تو تاکسی هستی؟ منو میبری به جزیره مخفی؟

بخواب، همه چیز خوبه.

این مدرسه رو ترک کن، خطرناکه.

آلفونسو کجاست؟

مدرسه تصمیم گرفت اخراجش کنه و خلاص.

استبان اِل، خوزه ئی، ساموئل ئی.

فرانسیسکو اچ و لوکاس پی. یه چیز دیگه هم هست.

۵ اکتبر ۱۹۷۲. یتیم‌خانه لاگونا نگرا.

"ناپدید شدن عجیب پنج کودک

منجر به بسته شدن یتیم‌خانه شد."

اونا چشم هستند! چشم؟

این همون چاهیه که زیر اینجاست، درسته؟

چرا باید یه در اینجا باشه؟ در اینجاست.

خب، بریم داخل.

کسی صدامو می‌شنوه؟

کمک! ما اینجاییم!

کمک!

"اول نور آمد" "و بعد جنایات."

از طرف آلفونسو به خبرنگار ایمیل زدم.

به یکی به اسم مونتویا. تو دیوونه‌ای؟

اونا ایمیل آلفونسو رو جلوی چشمامون پاک کردن و ایمیل تو رو هم میتونن بخونن.

می‌خوای چشمهاتو از حدقه در بیارن؟

با آلفونسو در تماس بودم. اون تنها کسیه که میتونیم بهش اعتماد کنیم.

آقای مونتویا!

فردا می‌بینمت، ویکی. فردا می‌بینمت، شب بخیر.

کارول؟

عجیبه!

میتونی بیای؟

الان نمیتونم. باید ببینمت.

حالت خوبه؟ نه، خوب نیستم.

فردا تو جای همیشگی میبینمت.

ایوان، اون مرده! نه!

چی شده؟

شماها کی هستید؟ ما دوستای آلفونسو هستیم.

کدوم دوستاش؟

سوال اینه که تو کی هستی لعنتی؟

ریکاردو مونتویا.

آلفونسو کجاست؟ یه هفته پیش ناپدید شد.

نه! بهش گفتم! بهش گفتم!

بهش گفتم دور بمونه. چی؟

آلفونسو مرده.

این کاملاً دیوانگیه!

باید به پلیس بگیم. نه!

نمیتونی بری پیش پلیس.

به هیچکس نمیتونی بگی. اگه بگی، مرده‌ای.

من و آلفونسو ۲۰ سال رو صرف کردیم

تا ناپدید شدن پنج یتیم از مدرسه رو بررسی کنیم.

مطمئنم اون جسدها رو پیدا کرده بود.

پس اونا کشتنش. تو خبرنگاری، درسته؟

چرا چیزی که میدونی رو منتشر نمیکنی؟ یا بهتره بگم، گزارش نمیدی؟

با چه مدرکی؟

به من بگو.

این.

اونا این کارو با من کردن.

به به، ببین کی اینجاست!

بدون وکیل هیچی نمی‌گم. از خر شیطون بیا پایین و بگو.

بذار اینطور بگم که الان میفهمم چرا اون معلم ورزشه.

خب، نمیتونی ازش انتظار عاشقانه داشته باشی. نه، نه، اون یه جنبه لطیف هم داره.

اون بامزه و شیرینه.

با این حال، زیاد طول نکشیده. باهات بازی شده.

نه، اصلا. من میدونم چطور کار میکنه.

هر چی که بود تموم شد و رفت.

تو چی؟ شام با هکتور چطور بود؟

مجبورم نکن درباره‌اش حرف بزنم.

بهم نگو دوباره سر قرار نرفته.

پس سوار یه تاکسی شدم و رفتم به جزیره مخفی.

میخواستم پیش پدر و مادرم بمونم.

ولی نمیدونم کی دوباره منو به تختم برگردوند.

پائولا

با کی حرف می‌زنی؟ دارم با دوست گنومم حرف می‌زنم.

دوست داری ببینیش؟ نه.

می‌خوام لباستو بپوشی.

نه، مارکوس، جدی می‌گم! گنومه اونجاست!

بیا دیگه، خیلی دیره. خیلی خیلی دیره.

راست میگم مارکوس. گنومه زیر پله‌هاست.

آره حتماً. بیا دیگه، لباستو بپوش.

کتت کجاست؟

بندها.

اینجاست.

چشات چیزی شده؟ می‌سوزه.

واقعاً؟ بذار ببینم.

خوب نشستی‌شون، پائولا.

الان میریم دستشویی.

صورتت و زخمهاتو می‌شوریم.

به گنومه گفتم یه داداش دارم ولی اون نمی‌خواد تو رو ببینه.

چون زشته و خجالت می‌کشه.

واقعاً؟ خب بهش بگو خجالت نکشه.

بیا بریم. بدو!

ماریا، منو رو بذار روی تخته.

برای صبحونه خیلی دیرم شده. یه لطفی بهم بکن، لطفاً.

سوپ نخود، لوبیای سرخ‌شده، تخم‌مرغ سرخ‌کرده و فلان.

باشه؟ ممنون.

فکر می‌کنی راسته که دارن ما رو می‌پایند؟

چشم توی فرمالدهید پیدا کردیم و اونا همه جا رو خراب کردن تا اونا رو پس بگیرن.

معلومه که دارن ما رو می‌پایند.

نمی‌دونم چه کوفتی داره اتفاق میفته ولی می‌خوام از اینجا برم.

قهوه؟ آره.

ببین. عالیه! "سوپ".

بچه‌ها، "سوپ" می‌خواین؟ "سوپ"، این فرانسویه؟ محشره!

هکتور، باید فرمین رو یه هفته تنبیه کنی. نه، دو هفته.

فرمین، گذاشتن منو روی تخته کار توئه.

ماریا کار خودش رو داره.

اوه، تو بودی؟

جدی می‌گم، چه توهینی.

چه توهینی به قواعد گرامر.

نوآرت، دوست داری یکی از برگه‌های امتحانی نمونه‌وار پر از مزخرفاتت رو برای دوستات بخونم؟

درخت‌ها می‌تونن بیشتر از آدما عمر کنن.

اون چیه؟ چقدر زشته! اون دوست گنوم منه.

خیلی خوبه.

امروز بعدازظهر میریم و تالاب رو کشف می‌کنیم.

آره! می‌تونیم ببینیم.

صبح بخیر، ماریانو.

نامه. ممنون.

بچه‌ها، نامه‌هاست. هورا!

ماری آنجلس.

اولین.

هیچی برای من نیست؟

امروز هیچی نیومده.

ولی نگران نباش چون یه روز دیگه از پسرعموها/دخترعموهات نامه می‌گیری.

می‌خوام پدر و مادرم برام نامه بنویسن.

بله، ماریانو.

پائولا، اگه دوست داری، می‌تونیم نامه مامانم رو با هم بخونیم.

غمگین نباش.

مامانم برات یه بوس فرستاده.

ببین. "یه بوس برای دوست کوچولوت، پائولا."

منم می‌خوام مامانم برام بوس بفرسته.

اولین، فکر کنم پدر و مادرم مُردن.

وگرنه برام نامه می‌نوشتن.

امروز بعدازظهر میریم جنگل تا سن درخت‌ها رو اندازه بگیریم.

برگ‌ها و موجودات اونجا رو ببینیم.

می‌تونیم چند تا چیز برگردونیم و فردا یه نقاشی دیواری بکشیم. باشه؟

چی کار می‌کردی که با اون پسر کلیسا ور می‌رفتی؟

ول کن، ایوان.

هیچی نبود.

داری به من میگی چیزی که دیدم، ندیدم؟

صبح بخیر.

لطفاً کتاب‌هاتون رو صفحه ۲۰ باز کنید.

خب بچه‌ها.

من می‌خونم.

"تحت حکومت تزار، امپراتوری روسیه تبدیل شد به..."

مشکلی پیش اومده؟

باید اون جسدها رو پیدا کنیم تا خبرنگار بتونه همه چی رو فاش کنه.

ساکت میشی؟

"این رژیم با این ویژگی‌ها شناخته می‌شد..."

مارکوس.

باید برگردیم پایین چاه. اون دره، خودت دیدی.

ساکت، کارولینا.

آره، ولی اون در تخته‌کوب شده.

برای باز کردنش به یه کلنگ، یه بیل نیاز داریم.

خب، بسه دیگه. یه برگه سفید در بیارید.

امتحان می‌گیریم. چی، بدون هیچ هشداری؟

متاسفم، ولی هیچ کس آماده نیست. نمی‌تونی این کارو با ما بکنی.

این یک ارزشیابی مستمره.

و اگه توی کلاس حواستون جمع بود، هر درسی رو بلد بودید.

سوال اول: پیامدهای اجتماعی انقلاب صنعتی.

چی شده؟ هیچ ایده‌ای نداری؟

نه، ندارم.

و تو ویکتوریا؟

تو هم نداری.

نمی‌دونم فکر می‌کنید برای چی اینجا تو این مدرسه‌اید.

هر شش نفرتون الان برید پیش مدیر.

ولی... برید!

بقیه، سر کارتون باشید.

هر چی که درباره هکتور د لا وگا هست.

مسیر درست رو پیش می‌رید. دنبال نخ رو بگیرید.

می‌دونی چی کار باید بکنی.

فقط برای اینکه متوجه بشم.

به نظرت کار السا اشتباهه که ازتون امتحان گرفته؟

El internado subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left