Fallout

Fallout

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Fallout S01E04 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
HD
webrip
x264
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-04-11
ഡൗൺലോഡുകൾ: 122
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫اینجا چیزی تمیز نمی‌مونه پناهگاهی

‫خواهی دید

‫بنظرم وظیفمونه که به این آدما کمک کنیم

‫اونا آدمکشن

‫خب میگی چیکار کنیم؟

‫می‌تونیم کاری رو بکنیم که اونا حاضر بودن با ما بکنن

‫عجب

‫اونا شوهرم رو کشتن

‫اگه پدرت اینجا بود...

‫کار درست رو انجام می‌داد

‫تو خوبی؟

‫کلا اون قضیه «باز کردن در پناهگاه برای لوسی»

‫خیلی به مذاق انجمن خوش نیومد

‫برای همین دیگه انگار دربان نیستم

‫اون سر رو نیاز دارم

‫فقط اینجوری می‌تونم پدرم رو برگردونم

‫نمی‌تونی با آدما اینجوری رفتار کنی!

‫چرا اونوقت؟

‫بخاطر قانون طلایی

‫ویست‌لند قانون طلایی خودش رو داره

‫هر سری یه کسشری حواست را پرت خواهد کرد

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫راجر!

‫اسم من راجرـه!

‫اسم من راجرـه

‫اسم من راجرـه

‫راجر

‫راجر. اسم من راجرـه

‫اسم من راجرـه

‫اسم من راجرـه

‫اسم من راجرـه

‫سلام راج

‫سلام. سلام

‫از این طرفا

‫تو هم اومدی دنبال اون جایزهه، نه؟

‫آره

‫ای تف توش

‫حالت چطوره؟

‫می‌دونی... این بیرون اوضاع سخته

‫صیغلی‌های لعنتی بعضی وقتا خیلی نامهربون میشن

‫می‌بینم که خودتم یه صیغلی داری

‫داری تبدیل میشی

‫آره. آره، شاید

‫شاید

‫هی، احیانا تو ویال‌ نداری؟

‫فقط یه کوچولو کافیه تا دوباره سرپا شم

‫می‌دونی که راست میگم

‫شرمنده راجر. تموم کردم

‫اشکالی نداره. اشکال نداره

‫البته تو و دوست صیغل‌چهره‌ت

‫شاید بهتر باشه برید... ‫قبل از اینکه اوضاع بی‌ریخت بشه

‫زندگیم بد نبود

‫28 سال از اولین باری که ‫علائم نشون دادم می‌‌گذره

‫ای سگ توش

‫ولی به اندازه تو نمیشه

‫تو از همه‌مون بیشتر دووم آوردی

‫چقدر از وقتی که بیابان‌گردی رو شروع کردی می‌گذره؟

‫خیلی زیاد

‫کلی ویال خرجش شده

‫خب، من همیشه تو پول درآوردن

‫کاردرست بودم راجر

‫ببینم...

‫یادته قبلا غذا چه خوشمزه بود؟

‫آره. مک‌ اند چیز بلام‌کو

‫بستنی و پای سیب

‫خارشو

‫پای سیب

‫می‌دونی، مامانم قبلا...

‫وایسا...

‫چرا این کارو کردی؟

‫مریض بود

‫وایسا. نکن، نکن، لطفا

‫نه، می‌دونم اینجا شرایط سخته ‫ولی مجبور نیستی...

‫مجبور نیستی متوسل بشی به...

‫اسمت چی بود؟

‫لوسی مک‌لین

‫مک‌لین؟

‫ها

‫خب، لوسی مک‌لین

‫ما اینجا کنسرو هلو

‫و مارمالاد نداریم قشنگم

‫بعضی وقتا باید هم‌نوعمون رو بخوریم

‫می‌دونی، پناهگاه منم سختی کشیده

‫تو طاعون بزرگ سال 77

‫همه باید قرنطینه می‌شدن

‫و نمی‌تونستن با همدیگه توی مزارع کار کنن

‫مردم از گرسنگی مردن

‫از جمله مادرم

‫بابام شد 60 کیلو

‫و بازم قبول نکرد همچین کاری بکنه

‫چیه؟ چرا می‌خندی؟

‫خب، کاری که آدم‌ها ادعا می‌کنن کردن

‫و کاری که واقعا کردن دو تا مسئله جداست

‫شرط می‌بندم بابا جونت تو پیک‌نیک ‫نفر اول صف بوده

‫شرط می‌بندم یه پیش‌بند داشته

‫که روش کون همسایه‌ش رو نقاشی کرده بوده

‫چطوری اینجوری زندگی می‌کنی؟

‫چرا ادامه میدی؟

‫خب، یه سوال خوب باید با یه سوال خوب دیگه همراه بشه

‫چرا همش من دارم جون می‌کنم اینجا؟

‫یالا پناهگاهی

‫کالباس کون خودش درست نمیشه

‫- صبح بخیر وودی ‫- صبح بخیر رج

‫- پوسترهات قشنگ شدن ‫- مرسی رج

‫منم کارای تو رو دوست داشتم

‫فرجی نشد؟

‫همه‌جور سوال ازش پرسیدم

‫اینکه کیه و برای کی کار می‌کنه

‫چرا همکارهاش سرپرست مک‌لین رو دزدیدن

‫چه اصول سازمانی‌ای دارن؟ اصلا دارن؟

‫به جایی نرسید، ها؟

‫دویست سال بدون هیچ تماسی

‫این جونور چه مصیبت‌هایی کشیده

‫چیکار می‌کنه؟

‫ای وای

‫آقا؟ لطفا نکن. ‫به خودت آسیب می‌زنی

‫کون لقت!

‫بهتره دوباره بهش آرامبخش بزنیم

‫- برای ایمنی خودش ‫- فردا دوباره امتحان می‌کنیم

‫اینجایی پس

‫گفتم شاید اینجا باشی

‫پای درست کردم اگه می‌خوای

‫اولین باری که پای ریواس

‫و بستنی رو امتحان کردی من بودم

‫اون روز که خیلی پای دوست داشتی

‫اومدی درباره چیزی که تو مجمع گفتم ‫باهام حرف بزنی

‫بنظرت چرا؟

‫مردم رو ناراحت کرد

‫تو دوست نداری مردم ناراحت بشن

‫ولی تو دوست داری؟

‫فقط تو نیستی که ‫نبودِ پدرت رو حس می‌کنی

‫آدمای اینجا دلشکسته‌ان

‫سردرگمن

‫و حالا که خواهرت هم نیست، ‫تو آخرین مک‌لینِ سرپا هستی

‫صدای تو بیشتر از اونی که فکرشو بکنی ‫اهمیت داره

‫قایم شدم

‫موقع حمله، ‫رفتم تو یه انباری و قایم شدم

‫این عصبانیت می‌کنه؟

‫چه اهمیتی داره؟

‫پسرهای معمولی...

‫عصبانی میشن و میرن می‌شاشن رو دیوار

‫وقتی پسرهای باهوش مثل تو عصبانی میشن...

‫هوم

‫خوش‌شانسی که ندیدی ‫ممکنه به کجا کشیده بشه

‫فقط احتیاط کن

‫فقط همینو می‌خوام

‫این شد یه چیزی

‫اون قانون طلاییت الان با...

‫با افکاری که تو سرت هستن ‫چه سنخیتی داره؟

‫تو چه جونوری هستی؟

‫من خود توئم قشنگم. ‫فقط یکم صبر کن

‫کجا می‌خوای بری؟ ‫تو هیچ‌جا نمیری

‫حالا خودتو نشون دادی، قاتل کوچولو

‫تا الان این نزدیک‌ترین چیزیه

‫که به یه مبادله بی‌شیله‌‌پیله داشتیم

‫گفتم بیام یه سر بهت بزنم ‫و ببینم در چه حالی

‫راستش خیلی خوب نیستم

‫اول که لوسی رو گم کردم ‫و بعدم کارم رو توی دربانی از دست دادم

‫- درسته ‫- تو چطور کنار اومدی با...

‫مرگ پدر بچه‌ی توراهیت؟

‫مثل تو

‫اتفاقا الان داشتم یه سری ‫وسایل برت رو مرتب می‌کردم

‫و گفتم شاید تو بعضی‌هاش رو بخوای

‫اوه

‫همینا ازش مونده

‫اون مرد خوبی بود استف

‫واقعا اینطور فکر می‌کنی؟

‫البته. چه میشه گفت؟

‫خب...

‫از کفشاش خیلی خوب مراقبت کردی

‫می‌دونی، یکی از معدود چیزایی بود ‫که واقعا دوست داشت

‫وقتی بحث مراقبت از کفش می‌شد...

‫دیگه...

‫انقدر حرف می‌زد تا همه از اتاق برن بیرون

‫خیلی دوستش داشتم

‫و اون هیولاها ازم گرفتنش

‫وحشتناکه

‫آدمای بد

‫خیلی برام ارزشمنده اگه ‫تو کفشای برت رو برداری

‫عجب

‫ممنونم استف. حالا...

‫- سعی می‌کنم بپوشمش ‫- خوبه

‫و این

‫اوه، برت

‫برت... برت

‫- خیلی‌خب... ‫- وای، برت

‫اوه، برت

‫اوه، برت

‫برت

‫برت

‫برت

‫نه، نه، نه

‫میشه تنت بمونه تا وقتی...؟

‫آره، معلومه. ببخشید

‫چه فکری با خودم کردم؟

‫اوه، برت

‫- آره، من برتم ‫- آره

‫به تو میگن یه خانوم خیس

More Farsi Persian subtitles for Fallout

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left