M.O.D.O.K.

M.O.D.O.K.

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

M O D O K S01E07 XviD-AFG
M O D O K S01E07 480p x264-mSD
M O D O K S01E07 WEBRip x264-ION10
M O D O K S01E07 WEBRip x264-GalaxyTV
M O D O K S01E07 WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
M O D O K S01E07 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
M O D O K S01E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره HosseinTL
██► HosseinTL حـسـیـن | Bia2Movies.bid ◄◄

تګونه

x264
480p
480
XviD
په خپور شو: 2021-05-24
ډاونلوډونه: 30
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آداپتوید

‫آداپتوید!

‫کجایی؟ خیلی گشنمه

‫غذای مغز لازم دارم

‫سس گریوی با نون پیتا خوبه؟

‫آداپتوید!

‫خودم درست میکنم بابا

‫مخلفات گریوی رو تموم کردم؟

‫هوم ‫(جوش شیرین)

‫خب، شاید...

‫خب گویا ریدم

‫باید برم بیرون غذا بگیرم

‫کوچه مال خوابیدن نیست، مردک موی دماغ

‫مرد شگفت‌انگیز

‫مال آشغال گذاشتن ‫و موش‌های ولگرده

‫محض اطلاعتون، من عاشق بی‌خانمان‌هام

‫اما این یکی بی‌خانمان خیلی ناکسه

‫و چادرش هم لانه‌ی شرارتشه

‫من که مزاحم کسی نشدم

‫مزاحم ارزش املاک شدی

‫من قربانیِ تصادف دات‌کامم

‫اون مال 20 سال پیشه

‫خودتو جمع و جور کن حاجی

‫من یه لازانیای سایز مهمونی کودکان میخوام

‫روش هم مرغ کنجدی باشه

‫آها، میتونین یه چیزی مثل

‫"بابت زندگی خفنت بهت تبریک میگم موداک" ‫رو با سس سویا بنویسین؟

‫ولی این دفعه انقدر داغ درستش نکنین

‫همش انگشتم میسوزه

‫بله قربان، متوجه هستیم ‫که با دست غذا میخورین

‫اینم بدون که شش بار آخری ‫که اینجا غذا خوردم

‫صندلیم رو کثیف کردم

‫ولی هر سه اسهال رو یک اخطار در نظر میگیرم

‫پس سه بار دیگه برینم ‫رو صندلی دیگه نمیام پیشت رفیق

‫اگه ادامه پیدا کنه، چاره‌ای ندارم ‫جز اینکه یه شکایت "ا.ا.ا" تنظیم کنم

‫انجمن اسهال آمریکایی

‫که به تازگی عضوش شدم ‫به لطف لازانیای شما...

‫- جودی ‫- سلام موداک

‫سلام جودی!

‫- اینایی که گفتم رو شنیدی؟ ‫- آره، همشو شنیدم

‫خب، اشتباه شنیدی. ‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫اومدم شام بخورم. ‫چه ظرف بزرگی هم هست

‫مهمون داری؟

‫اگه نداشتم که لازانیای سایز ‫مهمونی کودکان سفارش نمیدادم

‫یه سری بچه‌ها قراره بیان، ‫یه تیم فوتبال خیلی حرفه‌ای

‫خیلی خوشحالم می‌بینمت موداک

‫اوه، این ولگرد اومده گدایی؟

‫نه مرد شگفت‌انگیز. این موداک ـه

‫اوه. موداک معروف

‫آره، شرمنده. فکر کردم بی‌خانمانی

‫دلیلش رو هم خودت میدونی

‫من مرد شگفت‌انگیزم، ‫انتقامجوی آینده

‫مدل لباس زیر و معشوق زنت

‫معشوق، معشوق، معشوق...

‫خیلی عذر میخوام موداک. ‫باید بهت میگفتم

‫جودی، برو عقب! شوهرت رو ‫یه راکون گاز گرفته. هاری داره

‫غلطه! جوش شیرین خوردم

‫و اگه هاری گرفته بودم، ‫دلیلش راکون نبود

‫از موش‌هایی بود که تو آپارتمانم ‫باهام زندگی میکنن

‫شب بخیر!

‫شما برنامه مارول‌تینمت تونایت ‫رو تماشا میکنید

‫بهشون میگن جذاب‌ترین زوج هالیوود

‫جوی شگفت‌انگیز!

‫منابع نزدیک به این زوج میگن

‫که این مرد شگفت‌انگیز خوشتیپ ‫از هر لحاظ دقیقا...

‫نقطه مقابل موداک هست

‫می‌دونستی گریوی تموم کردی؟

‫بله! واسه همون به این وضع افتادم

‫از این عکس‌ها کاملا مشهوده

‫که این خانم زیبای مو پرکلاغی ‫به شدت از دارایی‌های

‫معروف مرد شگفت‌انگیز راضیه

‫حالا دیگه کون هم دوست داره؟

‫این چیه؟ یعنی ممکنه مجله هفتگی ‫"مرد غمگین" باشه؟

‫جودی و مرد شگفت‌انگیز صمیمانه ‫شما را...

‫به جشن انتشار کتابشان دعوت میکنند"

‫میخوان با همدیگه جشن برگزار کنن؟

‫به خونه خودم دعوتم میکنن؟

‫حالت خودنابودسازی رو فعال کن

‫یک دقیقه تا خودنابودسازی...

‫موداک، نه! ‫خودتو نکش!

‫زندگی برای مردهای متأهله گری

‫شاید اینجوری میخواد بگه

‫میخواد با کسی باشه که ‫به خودش میرسه

‫و شاید یه روز اون نفر تو باشی

‫سی ثانیه تا لحظه شیرین رها شدن

‫پس یعنی داری میگی جودی هنوز ‫دیوانه‌وار عاشقمه

‫- خب... ‫- آره، الان فهمیدم

‫دعوتش، لمس کردن شونه‌ام

‫با مرد شگفت‌انگیز دوست شده ‫چون اون رو فرمه

‫اگه منم این کارو بکنم، به جودی نشون میدم ‫که موداک هم میتونه...

‫خوشتیپ باشه!

‫لغو خودنابودسازی

‫مأموریت جذابیت محض آغاز میشه

‫ملیسا! ملیسا! سلام!

‫- ای خدا ‫- ملیسا!

‫من خیسم! ولی نترس

‫فقط خواستم خودمو تو آب خفه کنم

‫ملیسا، این بابای خیسته؟

‫خودنابودسازی رو آغاز کن

‫خودتو خفه کنی شر من کم نمیشه. ‫کمک میخوام

‫دیگه هیچوقت کمکت نمیکنم

‫- فقط گوش کن چی میگم ‫- عمراً بابا

‫هیچوقت به حرفم گوش نمیدی

‫الان هر چی هم بگی کمکت نمیکنم

‫هر چی

‫خواهش میکنم ملیسا! ‫مامانت میخواد منو فراموش کنه

‫این آخرین فرصتم برای ‫بدست آوردنشه

‫میخوام عوض شم

‫درسته. میخوام تغییر کنم

‫هر چی اذیتت میکنه ‫رو عوض کن

‫یه ساعت دیگه بیا مرکز خرید

‫انگار دختر نوجوونم میخواد ‫کمکم کنه زن تور کنم

‫سلام جان‌جان!

‫چهارشنبه‌ی ناهارخورونه؟

‫چون دلم میخواد از این ‫کره بادوم‌زمینی یه گاز بزنم

‫موداک هستم

‫خدای من، موداک، منافذ پوستت ‫اندازه چاهه قربونت برم

‫اونوقت کی بهت اجازه داد همچین ‫صورت گوگولی و گنده‌ای داشته باشی؟

‫موداک از هیچکس اجازه نمیگیره!

‫این کسل‌کننده بودنت رو خیلی دوست دارم

‫قبل از شروع، من در زمینه ‫مُد دو تا قانون دارم

‫یقه اسکی کلاس داره، ‫رنگ قهوه‌ای هم لکه‌ها رو نشون نمیده

‫هیس، بوم نقاشی حرف نمیزنه

‫زیادی "کری بردشا"طور شدی

‫زیادی "تری بردشا"طور شدی

‫جوش‌های سرسیاهت به من جون میدن!

‫اوه

‫زنگ بزن آتش‌نشانی

‫زیادی شبیه چی‌توز موتوری شدی

‫زیادی گوتیک

‫زیادی سریع

‫زیادی خشن

‫لختی که

‫خب، هر چند وقت موهاتو میشوری؟

‫وقتی خواستم خودمو بکشم ‫یکم خیس شد

‫این مدل "سزار"طورت رو خیلی دوست دارم ‫ولی بنظرم باید تنوع بدی

‫این لحظه‌ی تعیین‌کننده‌ای ‫برای موهاته

‫منِ جدید! عاشقشم!

‫هنوز کاری نکردم‌ها

‫خیلی مهربونی آخه

‫چطور شدم؟

‫از این بهتر نمیتونی بشی بابا

‫حالا وقتشه این حالت ‫مردونگی مزخرفت رو...

‫باید برم!

‫خوشتیپ‌ترین مرد رسیده!

‫من هستم، موداک، ‫و دوست‌دخترم رو آوردم

‫ژله خانم!

‫خوراکی هم هست تازه

‫یه زن واسه خودتون دست و پا کنین ‫که هر دو کارو انجام بده

‫با طعم سوسیس

‫وای نه! ‫صورت بابا رو ببین!

‫رفته خودشو با بوتاکس خفه کرده!

‫یه چروک حس میکنم! ‫ربات‌های رو بوتاکس رو آزاد کن!

‫عنکبوت کلاژنن بابا

‫بیشتر از اینکه شما ازشون بترسین، ‫اینا از شما...

‫اوه، نه، وایسا. مثل اینکه نمی‌ترسن

‫هیچکس تکون نخوره!

‫خدای من، موداک؟

‫وای، خیلی خوشتیپ شده

‫باسن صندلیم رو دوست دارین؟ ‫از جنس چربی انسانیه

‫تا فاسد نشده عکستون رو بگیرین

‫جودی، بعنوان ناشرت باید بگم

‫که واقعا داری زندگی ملت رو ‫عوض میکنی

‫و زنجیرها رو پاره میکنی با ‫اون کتاب جلد سختت

‫انقدر الهام‌بخشه که میتونم ‫الان تیکه تیکه‌ات کنم

‫مرسی برندی

‫قضیه اینه که فروش جلد سخت ‫داره کم میشه

‫برای مردم زیادی سفته

‫ولی من یه راهی تو ذهنمه. ‫جلد نرم

‫منظورت جلد کاغذیه؟

‫نه. جلد نرمت تا یه ماه دیگه ‫منتشر میشه

‫و باید از فرصت استفاده کنی

‫چیزی نمونده گوپ بشی

‫ببخشید. چی؟

‫گوپِ گوئنت پالترو

‫باید برند سبک زندگیت گوپ بشه، ‫زودم گوپ بشه

‫ترند شدن خالی فایده نداره. ‫باید ترند بمونی

‫وایسا، باید یه جرعه گوپ بخورم

‫به آب میگم گوپ، چون همه‌جا هست

‫اَی

‫واقعاً ازت میخوام ‫قفل کنی رو قضیه لاتین بودنت

‫بگو که آبوئلات (مادربزرگت) چطور

‫دستورالعمل پوزوله‌ش رو از مرز رد کرده

‫مادربزرگم اهل بولدرِ کلرادو ـه. ‫سوپ کنسروی هم میخوره

‫پس بگو با رفقات تو کویینز ‫استیک‌بال بازی میکردی

‫نه، وایسا. ‫لباس اسکلت بپوش

‫نه، صبر کن. جای راه رفتن ‫رقص چاچا کن

‫مکزیکی‌ها با چاچا کردن راه نمیرن

‫جودی، حس میکنم تو فکر میکنی ‫این کار نژادپرستانه‌ست

‫بسیار زیاد، بله

‫پس اگه نمیخوای پیازداغش رو زیاد کنی

‫پس یه اتفاق بزرگ و تحریک‌کننده ‫نیاز داریم که مردم اهمیت بدن

‫بیشتر نیاز داری!

‫پالتوی بیشتر، دستکش مشکی بیشتر، ‫قرمز بیشتر، نقشه‌ی بیشتر

‫و کلی کلاه لبه‌پهن رئیس‌طوری دیگه

‫داری کارمن سندیگو رو توصیف میکنی

‫معلومه! ‫اون یه اسطوره لاتینه!

‫خیلی‌خب، جودی. صحبت جدی

‫از سمت چپ خوشگل نیستی. ‫رایج هم هست

‫فکر کن کامیون یوپی‌اس هستی. ‫فقط میتونی راست بپیچی

More Farsi Persian subtitles for M.O.D.O.K.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left