As primeiras 200 linhas.
این یارو چطوره؟
اِم، نمیدونم، به نظر یه کم پیر میاد
مگه خودت ۲۰۰ سالت نیست؟
سالمه. چطور جرئت میکنی؟ ۱۷۵
چه خبره؟ تروور به هتی کمک کرد تا
یه پروفایل دوستیابی آنلاین بسازه تا یه همراه پیدا کنه
واسه روز سنت پاتریک
وقتی که، اگه طبق روال قبل باشه
توسط زندهها دیده میشه
و دلم میخواد اون زمان رو صرف دلبری کردن
و در نهایت حرص دادن یه خواستگار مرد بکنم
خب، اینا همهی گزینههاتن؟
یه جورایی انتخابهات کمه
خب، محدودیتمون اینجاست که عکس پروفایل هتی
یه نقاشی رنگ روغنه
و شرایط خیلی سختی هم داره
«به دنبال نجیبزادهای از طبقه مرفه...»
«...برای یک روز گپ و گفت متمدنانه.»
«مکان هم غیرقابل تغییره.»
آره، میفهمم چطور میتونه دست و پاگیر باشه
اوه، از نیمهشب گذشته
معلومم؟
تو همیشه واسه ما معلومی
درسته. هوم
یه فکری دارم
جی. جی؟
جی
اوه، آره
این دیگه چی بود؟ اوه، خیله خب
فقط یه روح دیدی
برگرد بگیر بخواب
بچهها عمراً حدس بزنین اسم کی توی لیست رزروه
واسه امشب توی رستوران «ماهش»
سیندی کول
همون برنامهریز مراسمهای معروف؟
عکسش روی جلد
نسخه نوامبر مجله «هادسون لیوینگ» بود
اوه، اون اسم واقعاً به جامعهی مردهها توهین میکنه
چرا نذاشتن «آدمهای هادسون»؟
عزیزم، این عالیه. آره
اگه از رستوران خوشش بیاد، راه رو واسه
یه عالمه مشتری جدید باز میکنه
داریم درباره عروسیها و مراسمهای شرکتی حرف میزنیم
به نظر میاد امشب باید سنگ تموم بذاریم
میخوام قبل از سرو شام یه چرت کوتاه بزنم
نظرت درباره مجله «لایف» چیه؟
اِ... زیاد خوشم نمیاد
هی، یه کم نگران بلام
متوجه شدی این اواخر خیلی میخوابه؟
آره، واقعاً نگرانکننده است
از وقتی که اون و اریک به هم زدن، به نظر خوب میاد
اما این چرت زدنهاش عجیبه
هی، اِ، ببخشید دیر کردم
سلام کایل
وایسا، کایل اینجا چیکار میکنه؟
خب، نمیخواستم بهتون بگم چون میدونستم
ناراحت میشین، ولی باز باید برم خارج از شهر
واسه جشن سیسمونی دوستم. و کایل قراره
وقتی نیستی مراقب ما روحها باشه؟ ایول، دمش گرم
کایل! کایل! آلبرتا و آیزاک: کایل
کایل! کا
روحها چطور باهاش کنار اومدن؟
خیلی خوب
فکر کنم بعضی وقتا فقط دیدن یه آدم متفاوت
نیاز نیست توجیهش کنی
من میذارم تا دیر وقت بیدار بمونن تلویزیون ببینن
دیگه ادامه نده
همه: کایل! کایل! کایل
و این هم پیشغذای مخصوص
از طرف سرآشپز جی
اوه، چه با ملاحظه
حله. تامی فرانگز، یه میز چهار نفره
جمعه میبینیمتون
هی. به نظر میاد اوضاع خوب پیش میره، نه؟
اون خانمِ، اِ، برنامهریزِ مراسم
انگار داره لذت میبره
جی، آروم باش، داره بهش حسابی خوش میگذره
جف حواسش به همه چی هست
جف کیه؟ گارسون جدید
از یه رستوران شیک همین نزدیکیها قاپیدمش
توی کارش حرف اول رو میزنه
هتی ووداستون
یه میز دو نفره
داری چیکار میکنی؟
اوه، درسته. روز سنت پاتریکه
باورنکردنیه. تیپت عالیه هتی
اوه، ممنونم
همراهم هنوز نیومده؟
از گروهتون، شما اولین نفری هستین که اومدین
خب، نه
تو قرار نیست توی رستوران من بری سر قرار
اونم دقیقاً همون شبی که سیندی کول اینجاست
اگه یکی از تو رد بشه یا یه همچین چیزی چی؟
مردم زهرهترک میشن
جی، من فقط واسه یه روز معلومم
حالا، یا میذاری سر جای حقم بشینم
یا میرم و دستم رو
میکنم توی کلهی سیندی کول
باشه، خیلی خب، ببرش میز شماره نه
دمت گرم، هتی
هی، خب، اِ
یه سوال عجیب؛ ماهی «سیم» دارین؟
ماهی؟
ثور میخواست بوی ماهی سیم رو استشمام کنه
تا بتونه بگه: «ماهی سیم رو سین کردم»
اولش خندیدم ولی اون گفت: «نه، جدی میگم.»
این شد که الان اینجام
خیلی باحالی کایل
فکر نکنم ماهی سیم داشته باشیم ولی میتونی توی یخچال سردخونه رو چک کنی
اوه، عالیه، ممنون
خب، انگار همه چی تحت کنترله
توی بخش سرو شام، پس شاید برگردم
خونه و یه ۲۰ دقیقهای چرت بزنم تا انرژی بگیرم
راستی بلا، داشتم فکر میکردم
تو مجردی، کایل هم مجرده
خب، این جالبه
و میدونی که واسهش سخته که با کسی وارد رابطه بشه
چون زنها به نظرشون این قضیهی «دیدن روحها» عجیبه
اگه کایل با بلا ازدواج کنه
شاید بیاد اینجا زندگی کنه و اونوقت ما یه پیشخدمت ذخیره داریم
خب، حقیقت اینه که من یه جورایی با یکی هستم
واقعاً؟ چرا به من نگفتی؟
اون ساساپیسه
بیخیال بابا. سَس؟
منظورم اینه که، اون یه بار توی خوابم با هم بودیم
و فکر کردیم همون یه باره و تمام
اما بعدش قضیه جدیتر شد
پس واسه همینه که همش در حال چرت زدنه
راستش خیالم راحت شد
فکر کردم تب خفیف گرفته
داشتم سامانتا رو میفرستادم بره زالو بخره
این دیوانگیه. آخرش قراره به کجا برسه؟
نمیدانم. واقعاً دربارهاش حرف نزدیم
ببین، من باید برم
قرار دارم ۱۵ دقیقهی دیگه توی پاریس ببینمش
میتونی کنترل کنی چی خواب ببینی؟
دارم توش حسابی ماهر میشم. یه مقاله خوندم
خب، فقط اومدم یه سری بزنم
ببینم همه چی بر وفق مراد هست یا نه
اوه، خب ما از پاکوراها خوشمون اومد
ولی عاشق جف شدیم
توروخدا بس کنین
درست بعد از اینکه به مامانم زنگ زدی و کلمه به کلمه حرفات رو واسش تکرار کردی
اوه، اون واقعاً بهترینه
خب، اگه چیز دیگهای خواستین به من بگین
اوه، وقتی جف پیشمونه دیگه هیچ غمی نداریم
اوه، هتیِ بیچاره
انگار هنوز خواستگارش نیومده
سلام خانم
متوجه شدم هنوز منتظر بقیه همراهانتون هستین
جدی؟ متوجه شدی جفری؟
ببخشید، فقط میخواستم بدونم
مایلید تا وقتی منتظرین چیزی سفارش بدین؟
مثلاً یه پیشغذا
اوه، فکر کردی قراره حالا حالاها منتظر بمونم
پس گفتی بذار جیب این خانم منتظر رو خالی کنم؟
میخواستم بهت انعام بدم، ولی دیگه خبری نیست
واقعاً قصد نداشتم ناراحتتون کنم
و الان منو عصبی کردی
خب، میتونی همین الان
منو بفرستی میشیگان، جفری
اصلاً کی تو رو کارشناس روابط کرده؟
توی اون انگشتت که انگشتری نمیبینم
خب، به خاطر اینه که
شوهرم هفته پیش منو ول کرد... رفت با اون کسی که سگمون رو میگردونه
اوه، من... نمیدونستم
نمیتونم این کار رو انجام بدم
میدونی واسه برگشتن سر کار خیلی زوده
ببخشید جی، باید برم
چه زن بداخلاقی
هتی
چه غلطی کردی هتی؟
جف با اختلاف بهترین گارسون ما بود و سیندی هم خیلی ازش خوشش اومده بود
نمیفهمم مشکل بزرگش چیه
یه شاگرد پادو دیگه نداری که جاش رو پر کنه؟
به همین سادگیها نیست هتی
جف یه بچه مدرسهای نیست
اون گارسون حرفهایه
لطفاً، یه میمون هم از پس این کار برمیاد
دقیقاً به معنای واقعی کلمه
ما یه بار یه میمون کپوچین داشتیم که توی مهمونی باغ کوکتل سرو میکرد
فقط چون هیچوقت یه شغل واقعی نداشتی
فکر میکنی کار راحتیه
چه خبر شده؟ شنیدیم جف استعفا داده
فقط یه گارسون برامون مونده. برایان هم که نیومد
بلا کجاست؟ اون نمیتونه کمک کنه؟
من... فکر کنم بتونم برم بیارمش
ولی اون توی خونه مشغول یه سری کارهاست
توصیف خیلی سخاوتمندانهای بود واسه چرتِ بعد از رابطهشون، جی
اون خانمی که سر میز سیندی کول ایستاده کیه؟
سلام. اسم من هتیه
حال جفری زیاد خوب نبود
پس من امشب جاش رو پر میکنم
داره چه غلطی میکنه؟ اوه، نه
چه اتفاقی واسهش افتاد؟
سل گرفت
پیش میاد دیگه
این دست و پا چلفتی رو نگاه کن
حتی نمیتونه تلویزیون رو روشن کنه
فقط منتظره تا «انگشت» از راه برسه
No comments yet. Be the first to leave one.