FROM

FROM

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

From S03E01 1080p WEB H264-LAZYCUNTS
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-09-22
Downloads: 641
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫آنچه گذشت...

‫تبی، هر چی هست واقعیه...

‫و گیر کردیم

‫داری بهم میگی توی شهری هستم ‫که نمی‌تونم ازش برم...

‫و هر شب هیولاها از جنگل میان

‫نه!

‫یه مرد از خونواده‌ش محافظت می‌کنه، فرانک!

‫چشم‌هاتو باز کن و ببین!

‫ببین چی کار کردی! بهشون نگاه کن!

‫و ای کاش اینقدر توانمند بودی که ‫سوگواری کنی، ولی نداری، بوید

‫این آدم‌‌ها بهت نیاز دارن

‫تو باید کسی باشی که این ‫مردم رو به سمت خونه هدایت کنی.

‫نه!

‫پیشم بمون!

‫درختها دارن برگ‌هاشونو از دست میدن.

‫بده که دارن برگ‌هاشونو از دست میدن؟

‫همه چی تغییر می‌کنه. ‫اینجا تغییر معمولا بده

‫توفان نصف محصولاتمون رو از بین برد

‫باید با این همه آدم جدید...

‫حسابی جیره‌بندی کنیم

‫دیشب، الجین نزدیک بود...

‫توی خواب غرق بشه

‫چی شد؟

‫دانا، بهت گفتم که هنوز ‫نمی‌تونم بچه داشته باشم

‫با تمام چیزهایی که دیدی، نمی‌تونی ‫یه معجزه رو باور کنی؟

‫چیزی دیدم که اونجا نبود

‫- چی؟ ‫- دو تا بچه رو دیدم...

‫که وسط جاده وایستاده بودن ‫و بهم زل زده بودن

‫شبی که اتفاقات بد افتاد...

‫وقتی مادرم رفت بچه‌های زندانی ‫توی برج رو نجات بده

‫- نه! ‫- مامان!

‫چی شده؟ جولی! جولی!

‫اگه تنها راه نجات جولی ‫پیدا کردن اون برج باشه چی؟

‫- تبی... ‫- باید امتحانش کنم، جیم

‫لطفا

‫یه درخت فاراوی ـه. بیا

‫مادرم گفت این اونو به برج و ‫پیش بچه‌ها برده

‫هر بار که یه چیز عجیب می‌بینم، ‫این نماد رو می‌بینم

‫تابیتا بهت گفت که این نماد رو ‫اون پایین توی تونل‌ها دیده

‫آنگکویی

‫اگه قراره جوابی پیدا بشه، اون ‫پایین پیدا میشه

‫آنگکویی!

‫همه چی خوب بود تا وقتی ‫که رفتی توی جنگل

‫فکر کنم این کمکم کنه درستش کنم

‫ترس تو نیست که جنگل ‫رو تغذیه می‌کنه، بوید

‫امیده

‫رهاش کن، بوید

‫اگه امروز نمیرن، فردا می‌میرن

‫نه

‫نمی‌تونی منو در هم بشکنی

‫شنیدی؟! تو لعنتی نمی‌تونی منو در هم بشکنی!

‫متاسفم. تنها راه همینه

‫- من کجام؟ ‫- بیمارستان سنت آنتونی

‫سه روز پیش دو تا طبیعت‌گرد ‫توی جنگل پیدات کردن

‫کنار جاده بیهوش افتاده بودی

‫گفتی بیمارستان سنت آنتونی، ‫ولی کجا هست؟

‫در کمدن هستی

‫مین

‫می‌تونی اسمتو بهم بگی؟

‫چی؟

‫بدون هیچ مدرک شناسایی پیدا شدی

‫می‌تونی هر اتفاقی که ‫برات افتاده رو بهم بگی؟

‫کجا اینطوری زخمی و کبود شدی؟

‫من...

‫چرا نمیای بشینی؟

‫چیزی نیست

‫همه چی مرتبه

‫کسی قرار نیست بهت آسیب بزنه

‫کسی هست که بهش زنگ بزنیم؟

‫مثلا خونواده؟

‫نه

‫دکتر برودی؟

‫پلیس داره میاد

‫ممنونم

‫چرا...

‫تشریفات اداری ـه

‫همه می‌خوایم مطمئن بشیم ‫حالت خوبه، همین و بس

‫حالا که بیدار شدی، ‫دوست دارم چند تا آزمایش بگیرم...

‫اگه حس و حالش رو داری. ‫مشکلی که نیست؟

‫یه دقیقه میرم بیرون...

‫ولی آخر راهروم

‫همینجا بشین و استراحت کن، خب؟

‫پرستار، میشه بیای اینجا ‫لطفا کمک کنی؟

‫دکتر کارلین، به بخش ۳۲۱

‫لطفا صبور باشید

‫هی! حواست کجاست!

‫خداحافظ

‫منظورت چیه، تنها راه همینه؟

‫بهش دست نزن

‫خیلی متاسفم. من...

‫چه مرگت شده؟

‫ببخشید. متاسفم

‫من چی میشم؟

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫نباید کریستی اون کار رو بکنه؟

‫کریستی مشکلات دیگه‌ای داره

‫باید از مرییل مراقبت کنه

‫باشه

‫راستی اونا چطورن...

‫مرییل، رندل و جولی؟

‫به نظر که خوبن

‫چیه؟

‫خب، این واقعیت که می‌تونی ‫الان به هر چیزی نگاه کنی...

‫و خوب توصیفش کنی...

‫واقعا آدم رو گیج و افسون می‌کنه

‫آره، خب، هنوز که اینجاییم، نه؟

‫یکی از آدم‌های خودت سه ‫روز پیش سعی کرد تو رو بکشه

‫نصف شهر هنوزم از ‫خوابیدن می‌ترسن...

‫کمبود غذا داری و هیچ راه‌حلی براش نیست...

‫مطمئن نیستم متوجه شدی یا نه...

‫بیرون هوا داره خیلی سرد میشه

‫آره، خب، پتو داریم

‫آره، راست میگی، پتوها رو یادم رفته بود

‫مهم نیست. گمونم حالا دیگه مشکلی نداریم

‫می‌خوای چی کار کنم؟

‫داد بزنم آتیش؟ همه رو ‫به وحشت بندازم؟

‫شاید به اندازه کافی وحشت نکردن

‫شاید تو به اندازه کافی وحشت نکردی

‫می‌دونی، وقتی توی ‫اون اتاق بودم...

‫می‌خواستم جعبه موسیقی رو خرد کنم...

‫اون چیز باهام حرف زد...

‫بهم گفت تسلیم بشم...

‫که جنگل از امید تغذیه می‌کنه...

‫اون موجود، هر چی که بود، ‫مطمئنم زنم نبود

‫خب تو چی هستی؟

‫متاسفانه نمی‌تونم این سوالت ‫رو جواب بدم، بوید

‫وایستا!

‫نه! ولم کن!

‫باید بهش کمک کنیم! وایستا! ولم کن!

‫ولم کن برم!

‫نه! ولم کن!

‫ایتن!

‫همه جا رو دنبالت گشتیم

‫بهشون گفتی، مگه نه؟

‫هی، با توام

‫چرا بهشون گفتی؟

‫باید بریم مامان رو پیدا کنیم!

‫نمی‌تونیم همونطوری اونجا ولش کنیم!

‫- باید یه کاری بکنیم! ‫- می‌دونم

‫برو داخل، باشه؟ برو

‫بابا!

‫پیداش کردی

‫خوبه

‫آره، میرم قدم بزنم

‫جولی

‫تقصیر تو نیست، بابا. ‫هیچکدوم اینا تقصیر تو نیست

‫جیم؟

‫می‌دونی که نمی‌تونی این کار رو بکنی

‫اصلا نباید میذاشتم بره. ‫نمی‌تونم دست روی دست بذارم

‫جیم، نمی‌تونی شب توی جنگل بمونی

‫پسرم سعی کرد فرار کنه تا ‫بره دنبالش مادرش بگرده

‫دخترم هنوزم حاضر نیست...

‫در مورد اتفاقی حرف بزنه که...

‫بچه‌هام به مادرشون نیاز دارن

‫باید چه خاکی به سرم بریزم؟

‫نمی‌دونم. ولی نباید این کار رو بکنی

‫طلسم رو توی چادر نگه می‌دارم

‫جیم، صبر کن، جیم!

‫گوش کن، جیم!

‫وقتی با سارا رفتم توی جنگل ‫این کار رو امتحان کردم...

‫و خدا می‌دونه چی چادرمونو ‫با خودش کشید و برد

‫بازم تونستی سالم برگردی

‫آره، به زور تونستم برگردم

‫این گفتگو رو ادامه نمیدم

‫تو هم مثل من خوب می‌دونی ‫چقدر احتمالش کمه که اون...

‫نگو!

‫حتی فکرشم نکن

‫چی شده؟

‫میرم دنبال زنم بگردم

‫باشه، صبر کن. یه لحظه وایستا

‫اگه می‌خوای بری، شاید ‫یه راه امنتر براش وجود داشته باشه

‫زود باش! الان یه ساعتی میشه ‫که اونجایی!

‫یه لحظه بهم وقت بده

‫۱۵ دقیقه پیش همینو گفتی. زود باش!

‫دیگه نمی‌تونم صبر کنم!

‫زود باش! داری چی کار می‌کنی؟

‫به اندازه کافی بد هست که ‫دو برابر بقیه غذا می‌خوری...

‫که دستشویی رو هم بند بیاری

‫هی، اینقدر تند نرو، نیکی

‫برو گوه‌تو بخور، کلارا

‫هی، مشکلی هست؟

‫آره، مشکل هست. چیزی نمونده ‫روی کف اینجا بشاشم

‫چقدر عوضیه

‫حالت خوبه؟

‫آره، خوبم

‫عزیزم، واقعا باید ‫یه چیزی بخوری

‫می‌خورم، فقط...

‫معده‌م خوب کار نکرده

More Farsi Persian subtitles for FROM

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left