The first 200 lines.
راوی: در ادامه... - -سال: باید ببینیش!
راوی: بچهها - جو رو مجبور میکنن پابازی کنه
جدی میگی؟
پاتو ببر سمت صندلیش - اونجا پیشش
راوی: سال میشه
مایه خنده
مر: کونش - دقیقاً جلو صورتشه
راوی: و کیو خودشو خیس میکنه
کیو: شامپو رفت تو چشمم
شوخی میکنی؟
راوی: بهعلاوه، بازنده بزرگ امشب
باید باد در کنه
چته؟
ما برگشتیم - تو کلمبوس سیرکل
داریم میریم سراغ غریبههای کامل
و میپرسیم: "من شما رو نمیشناسم مگه نه؟"
بقیه بچهها - این کارتهای راهنما رو بالا میگیرن
با جزئیات شرمآور
که مثلاً ما چطور - اون شخص رو میشناسیم
هدف اینه که ما - یه غریبه رو متقاعد کنیم
که ما رو میشناسه
و اگه نتونیم، میبازیم
من شما رو میشناسم، مگه نه؟
اوف!
رفیق، رفیق، جیمزم
چه خبر رفیق؟
منو یادت نمیاد؟
دقیق نگاه کن، رفیق
توی تولد پسر دنزل واشنگتن بود
اون ۱۶ سالگیش، یادت میاد؟
مطمئنی؟
دقیق نگاه کن
من همون پسره بودم که نمیتونست - از اسپانکس دربیاد
خیلی تنگ بودن، - اون اسپانکسها
نمیتونستم - ازشون دربیام
منو یادت نمیاد، رفیق؟ - جیمز؟
خب، بگذریم
من یه خواهر دارم به اسم لری
آره، عجیبه
خوب فکر کن رفیق
دارم بهت میگم
ما همدیگه رو میشناسیم
نه. - -منو یادت نمیاد؟
رفیق، داری دیوونهام میکنی!
جو: - تلاش خوبی بود آقا، ولی فایدهای نداشت
و بعد گفتم: "اینطوری نبود که"
هانسل جادوگر رو کشت
اینجوری بود که...
یه لحظه صبر کن، خانم
ببخشید. اسمتون رو فراموش کردم. - برایان
آره، ما همو دیدیم
ما تو اون عروسی روستایی همدیگه رو دیدیم
من به - یه عروسی روستایی نرفتم
تا جایی که من میدونم
برایان. - من اون... اون الاغم
من کار میکنم رو... رو...
پروکتولوژیست الاغ
پروکتولوژیست الاغ
برایان
خب، من الان یه خیریه رو اداره میکنم
برای مدلهای مرد کمبضاعت
مدلهای مرد
کمپ اُسرا؟ - نه
یعنی، من دردسر درست نمیکنم
پس دردسری هم نیست
من شما رو میشناسم. - منم شما رو میشناسم
مهمونی خداحافظی - آیک ترنر
متاسفم
من هیچ ایدهای ندارم - که چی میگین
هیچکدوم از اینا
آشنا نیست؟
کیو: من شما رو نمیشناسم؟
آره. برایان
فکر کنم شما رو میشناسم
از هالیدی این
جکوزی
مهمونی جکوزی رو یادت میاد؟
توی هالیدی این؟
نه؟
من اون... من اون آدمیم... - من معتاد رنگینکمونم
من عاشق رنگینکمونم. - معتادشونم
سیر نمیشم ازشون
باشه. -
اوه، خب، من فکر کردم
در حال حاضر، در حال حاضر... - منظورم اینه
م-م-م-م... - نمیدونم چی بگم
باشه. اوکی
خب، خوشحال شدم
از آشناییتون امروز
باشه. - خیلی خوبه
خوش باشی... خوش باشی
از جلو به عقب تمیز میکنی؟ - -میدونم
من دارم - "من از جلو به عقب تمیز میکنم."
من اینو نمیگم
اوه، هی رفیق، - بهت زنگ میزنم
جو
چطوری؟
آره، شما... شما منو نمیشناسی؟ - منو یادت نمیاد؟
نه. - آره، جدی میگم
نه. - نه، من همون پسره بودم
از جربیل فست
جربیل فست، آره
جداً؟
نه، اینجوری بود که
چند ماه پیش
من که
با اون مکزیکیه کشتی گرفتم
جداً؟
از جربیل فست؟
من الان بیشتر با اسپرم وال پوستم رو مرطوب میکنم.
فقط موقعی که
اگه این به یادت نمیاره، دیگه نمیدونم چی به یادت میاره.
پنجشنبه بعدی میرم پایین.
اوه، هی. ببخشید!
جو
نه، من جوام.
یادت نمیاد؟
مور: وای خدا. درست جلومونن!
منو یادتون نمیاد؟
وای خدا!
ن... من...
نه؟
من همون پسرم که تو برج ایفل برام دستی کشیدن.
نه؟
از اپرا وینفری یه مشت خوردم.
نه. اصلاً؟
پدر پدربزرگم
یه اسب مسابقه بود.
نه؟ هیچی؟
یه نفرو یادت میاومد که
جد بزرگش
که
اسب مسابقه بود.
جو: شیطنتها ادامه دارد.
اینم از این!
هی، من شما رو نمیشناسم؟
چه خبر؟ من سالم.
من تو رو میشناسم.
ما قبلاً همو دیدیم... کجا بود؟
کبابپارتی فت مایک
همین تابستون پیش.
وای خدا!
من اون راهبه لعنتی رو
تو صورتش سیلی زدم.
اون تو مهمونی بود.
فقط خیلی رو مخ بود.
ما همه داشتیم شیطنت میکردیم.
وای، رفیق.
منو یادت نمیاد؟
من همونیم که
تو کونم کوکائین قاچاق میکنم.
مطمئنی؟ سال؟
اسمت چیه؟
آره! رایان!
به خدا... رایان!
نه، اون تأیید نمیکنه که میشناسدش.
خوشحالم دیدمت، رفیق.
آره.
آره، فت مایک اون مهمونی رو
تقریباً هر سه ماه یه بار برگزار میکنه.
قراره یه
مهمونی زمستونی هم داشته باشه.
داره در مورد فت مایک حرف میزنه.
کیو: هنوز داره انجامش میده.
آره، حتماً باید
یه سر بزنی.
باشه، آره. آره، آره.
منو یادت میاد، نه رایان؟
آره! رایان!
بعضی وقتا حس میکنم که
خیلی آسونه.
هی، منم!
آره!
راوی: سال تنها کسیه که
همه اعتراف میکنن میشناسنش.
که باعث میشه سه نفر مساوی بشن
تو جدول بازندهها.
سال، تو تو به کار بردن اصطلاح "بهترین دوست" خیلی بیقید و بند بودی.
من میگم دوست، دوست خوب.
دوست خیلی خوب.
یکی از بهترین دوستام. مور: من چی هستم؟
اینا دستهبندیهای منن. من چی هستم؟
تو یکی از بهترین دوستامی.
هستم؟
آره. ممنون.
ما داریم آموزشگاه رانندگی اِنا رو تسخیر میکنیم.
قراره به این دانشجوها قوانین جاده رو یاد بدیم.
خب، افتضاح... این دانشجوها اصلاً نمیدونن
چی در انتظارشونه.
تو تو آزمون رانندگیت رد نشدی؟
مثلاً سه بار؟
چهار بار.
چهار بار. یه لحظه وایسا.
سلام. من جیمز هستم.
اسمت چیه؟ آماندا.
آماندا؟ از دیدنت خوشبختم.
قبلاً رانندگی کردی؟
تو واقعاً هیچ وقت
نه.
قبلاً رانندگی کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.