The first 200 lines.
آنچه گذشت
.اون بیرون مراقب خودت باش
هرکی که هست, با کشتن یه انسان .قوانین اصلی رو نقض کرده
.به صورت گروهی در موردش تصمیم میگیریم - .گروه بهت نیاز داره -
بهتره وقتی یه دورگه رو تعقیب میکنیم .بهتر عمل کنی
!دل منم برات تنگ شده
.آدمایی هستن که دوست دارن بدونن کجا هستم
آدما یه یه نفر؟ - .یه جوری نگو که انگار برات فرقی داره -
.یه قتل دیگه .بوی کسی رو میده که انگار تازه تبدیل شده
.باید این رو ببینید
چی شده؟ - .اون فقط یه بچه است -
این قتل هم بوی اون دورگه رو میده .که توی اون اتاق کثیف بوده
بوی همونی رو میده که .اون دختره رو هم کشته
.و حالا یه پسربچه .باید تمومش کنیم
چیکار میکنی؟
این رو انداخته اینجا تا توجهها رو .به سمت ما جلب کنه. باید جابجا کنیمش
.شکارچیها توی ملک ما هستن
.بوش رو حس کرده
اگه این رو پیدا کنن، دیگه تجاوز به .ملک خصوصی براشون معنی نداره
.نیک"، کمک کن جابجاش کنیم"
.نه، جسد رو همونجا رها کنید
اگه این جسد رو اینجا پیدا کنن .همهی پلیسا میریزن روی سرمون
اگه بفهمن ما داشتیم این رو ماستمالی .میکردیم، برامون بدتر میشه
.خدای من...این یه بچه است
شماها چیکار میکنین؟ - .این ربطی به ما نداره -
.این پسرِ "ریچاردسون"ـه
.ما تازه جسدش رو پیدا کردیم .داشتیم به پلیس زنگ میزدیم
.انگار دوباره کار اون گرگه - .واقعاً؟ بهتره کلانتر این رو اعلام کنه -
ما زود برمیگردیم، حواستون باشه .کسی این شواهد رو به هم نزنه
صادقانه میگم، ما قصد .دستکاری این صحنه رو نداریم
بهترین کار اینه که .تا حد ممکن به این جسد نزدیک نشیم
.منتظر پلیس میمونیم
،ببین، من نمیدونم شما این اطراف چیکار میکنید
ولی این دومین بار در این چند روزه که ...یه گرگ یه آدم رو میکشه
.و همهی آثارش در ملک شما پیدا شده...
.اینجا یه ملک خصوصیه
شاید بخواید توضیح بدین که .پسر "ریچاردسون" اینجا چیکار میکرده
..."براکسون"
داری میگی اتفاقی که افتاده تقصیر ماست؟
جسد انسان در ملک شماست .خودت حساب کن
.ما ارتباطی با این موضوع نداریم .هر کی اینطور فکر کنه دیوونه است
تو میگی من دیوونهام؟ - ...بیخیال -
.همه آروم باشید
!آروم باش! آرام باش - !بلو"، کافیه" -
.بهتره دیگه برید
هی، چیکار میکنی؟
!"چه غلطی میکنی؟ "بلو
بار دیگه که ضامن اسلحهات رو رها کنی .کاری میکنم استفاه ازش برات لازم بشه
.کافیه
.کافی
مهمترین چیز، برخورد مناسب در مورد .این پسر و خانوادشه
..."آنتونیو" و "نیک"
این آقایون رو تا دروازهی جلویی .همراهی کنید و منتظر کلانتر بمونید
!"بلو" - ...هی، بیا -
براکسون"، اون سگ لعنتی" .راه برگشت به خونه رو بلده
خواهیم دید که نظر کلانتر .دربارهی این موضوع چیه
.بیا، از اینجا بریم
کی با یه بچه همچی کاری میکنه؟
.این چیزیه که باید بفهمیم
کلانتر "مورگان"؟ .من "جرمی دانورز" هستم
.دوباره یه قتل رخ داده
فصل 1 قسمت 3 "تجاز به ملک خصوصی"
النا"، تحریک اون سگ" .کار هوشمندانهای بود
.ممکن بود بهت حمله کنه
یه جوری حرف میزنی انگار .تا حالا گاز گرفته نشدم
!چه طعنهای - .اگه از من عصبانی هستی، روبروم بگو -
.روبروم. پیش بقیه حرف نزن - .کافیه -
.شکارچیها ملک ما رو ترک کردن - .البته بطور موقتی -
با راهی که این دورگه پیش گرفته .دوری اونا هم زیاد دووم نمیاره
،اولین قتل در حومه شهر بود
،دومیش توی محوطهی ما بوده اون چه نقشهای داره؟
داره توجه همه رو به ما جلب میکنه .و با کشتن یه بچه، محکمکاری کرده
.داره شلوغش میکنه .داره کمکم آشوب به پا میکنه
چرا؟
آسیب روانی در فردی که تازه .گاز گرفته شده، قابل پیشبینی نیست
آره، باید در نظر بگیریم .که ما هدفش هستیم
یا اینکه دوست داره ...زنها و بچهها رو بکشه
.و توی منطقهی ما خودنمائی کنه...
.کلانتر تازه رسیده .رفته که جسد رو ببینه
...ببین
.یه دورگه اون بچه رو کشته
.تا زمان پیدا کردنش میمونم
.باشه
آنتونیو"، من و تو" .با کلانتر "مورگان" حرف میزنیم
.الینا"...تو و "کلی" به شهر برین"
.ببینید میتویند بوی اون دورگه رو ردگیری کنید
.از می خونهها شروع کنید
.تا 5 دقیقه دیگه آماده میشم - .اون رو زنده میخوام -
قبل از تعیین مجازاتش باید .بفهمیم که کی تبدیلش کرده
یکی اون بیرون هست که میدونه شایعات این .دورگه، بیشتر اعصاب ما رو به هم میریزه
."کارل مارستن" - !اگه توی این کشور باشه -
.نیک"، این رو بررسی کنید"
اگه در کشوره، تو و لوگان باید پیداش کنید .و ببینید چی میدونه
.فهمیدم
.خب، من هم این اطراف رو جارو میزنم
...میتونم اجاق رو هم تمیز کنم
.پیت"، تو هم با "نیک" و "لوگان" برو"
همیشه یه خورده فشار آوردن به .کارل مارستن" لازم به نظر میاد"
فشار آوردن. شنیدی؟
اُه، خیلی خوبه که ...کوچکترین آدم جمع نباشی
.یه لحظه صبر کن
.چند لحظه بیا بیرون
.بمون
.امروز برات اومده
یکی اونقدر بهت اهمیت میداده که .میدونسته اینها گلهای مورد علاقت هستن
پس جدیه؟
.به اندازه کافی جدیه - .به قدری که از من مخفیش کنی -
میدونم تو در مورد رابطه بلندمدت .با انسانها چه حسی داری
این رو هم میدونی که .من چقدر بهت اطمینان دارم
."لازم نیست چیز رو ازم مخفی کنی، "الینا
"نمیخوام هیچ رازی رو در مورد "فیلیپ .یا هر کس دیگهای ازم مخفی کنی
.تو اسمش رو میدونی
.روی کارت امضا زده - .درسته -
.گل فرستادنش، کار قشنگیه
.آره...میدونی، اون یکی از بهترینهاست
.از دروغ گفتن بهش متنفرم
تنها دلیل زنده موندن ما .همین دروغیه که به انسانها میگیم
...و گاهی
باید بعضی رازها رو... .از همنوعهای خودمون هم مخفی کنیم
نمیتونیم تا ابد این .چیزا رو اینجا پنهان کنیم
به نظرت باید از شرشون خلاص بشم؟
.گلها به دستم رسید - .خوبه، پس به دستت رسید -
نمیدونستم اونا رو کجا بفرستم .ولی گلفروش، با اسم دانورز آشنا بود
.خب اونا خیلی قشنگن .ولی نیازی به این کار نبود
خب، در واقع خوشحال کردن دوستدخترم .کاریه که باید انجام بدم
.این قانونه - اُه، جدی؟ -
خب فکر کنم این کار باعث میشه که یه آدم متمدن به نظر بیای، مگه نه؟
.خب گاهی حس میکنم یه آشوبگر هستم
.الان زیرشلواری نپوشیدم
داری خودت رو واسه یه پیرزن که با دوربین نگات میکنه، نمایش میدی؟
.آره. خیلی داره کیف میکنه
الان واسه دیدن من توی این وضعیت .داره خرکیف میشه
واو! خب دیگه چی واسه ابراز داری؟
.توی شهر شایعاتی پیچیده .جایزهي گرگ رو بیشتر کردن
.فکر کردم این شکار گرگ، غیرقانونیه
درسته، اما حالا دو تا بچه ...از این شهر مُردن
.و یه گرگ رو دیدن که توی شهر میگشته...
قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه ...ترجیح میدم که
با سازمان "کنترل حیات وحش" مقابله کنم... .و دوباره از این جسدها نبینم
...اعصاب داغون و اسلحه
.به نظر ایمنترین راه نیست، کلانتر...
.درکت میکنم .مردم دنبال عدالت هستن
شاید کشتن اون گرگ .به این درد و عصبانیتشون خاتمه بده
.همه جلوب خونه جمع شدن
.اونا خیلی شوکه شدن
چطور شد که شما همه با هم این پسر رو پیدا کردین؟
خب ما داشتیم با هم یه قدمی میزدیم ...که اون جسد
.که اون جسد رو دیدیم
شما با ورود بچهها به ملکتون مشکل دارین؟
معمولاً نه. گاهی از این جشنهای خودمونی .در جنگل برگزار میکنن
.جوونها - .از این جشنها چیزی نشنیدم -
به نظرتون یه پسر 11 ساله این اطراف چیکار میکرده؟
.نظری ندارم
کلانتر، اون گوشه انگار .یه پیغامی گذاشته شده
.آقایون
باید بهت بگم که قصد ندارم .به خونوادش اطلاع بدم
با نظرت باید چیکار کنیم؟
بهتره قبل از کلانتر .اون دورگه رو پیدا کنیم
."آقای "ویلیامز - .لطفاً "جیمز" صدام کنید -
.ممنون که واسه دیدنم به اینجا اومدی - .این کمی عجیبه -
من معمولاً توی دفتر کارم .جلسه برگزار میکنم
.نمیتونستم این رو توی اداره بگم
.یک نبرد قدرت میون هیئتمدیرهی من وجود داره
بعضیها میخوان ما سرمایهگذاریمون رو ...کمتر کنیم
.من میمیخوام توسعه بدم... - .در وودکا -
من یکی از مرموزترین رازهای .کشور "استونی" رو فهمیدم
یه روش نیمهآشنای خانوادگی ."به نام "ویلجَندی
و اونا مرغوبترین نوع ودکا .رو در "بالکان" میسازن
.انگار یه کار نون و آب داره
و "کَسی اواردز" هم باعث شده .تو یه کاردرست بشی
.من وضعیت سهامتون رو چک کردم
و به نظرم تو بهترین فردی هستی که میتونه .وضعیت بازار این ودکا رو برای هیئت مدیرهی من روشن کنه
کار تو اینه که اونا رو متقاعد کنی .این کالا در آمریکای شمالی فروش میره
.ایدههات رو بگو
"فکر نمیکردم "بیر والی .اینقدر میخونه داشته باشه
و تا اینجا، اون دورگه .توی همشون بوده
.آره، اینجور جاها واسه شکار مناسبند
.ولی هنوز بوش خیلی ضعیفه .حداقل دو روزه که تبدیل شده
...چیز جدیدی توی هوا نیست به جز
گوجهی فاسد، شیری که ...داره خراب میشه
...روغن دیزل، عرق بدن - .گل یاس بنفش -
تا کی میخواستی این رو مخفی کنی، " کلی"؟
.تا جاییکه میتونستم
...ببین
واسه خروج ناگهانیم از تورنتو .باید یه بهانه جور میکردم
واسه همین گفتم که پسرداییم .با ماشین تصادف کرده
.واسه همین گل فرستاده - .فکر کنم خیلی سخت باشه -
.اینقدر بهانه آوردن
مثل کاری که الان دارم با تو میکنم؟
...موضوع همینه .با من نباید این کار رو بکنی
.متعجبم که شما دوتا رو اینجا میبینم
هیچی مثل یه مهموننوازی .در "بیر والی" نمیشه
.تازه از پیش "بیل ریچاردسون" اومدم
اون صاحب پمپ بنزینیه که .توی مسیر خونهی شماست
مطمئنم تا حالا چند بار .اونجا بنزین زدین
.همینطوره
خب اون بچه که توی ملک شما پیداش کردیم .نوهی اون بوده
پس شاید بهتر باشه تا چند وقت .به یه پمپ بنزین دیگه برید
.ببین، ما ارتباطی با مرگ اون نداریم
فکر نمیکنی که ما هم از این موضوع ناراحتیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.