FROM

FROM

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

From S04E10 1080p HEVC x265-MeGusta[EZTVx to]-Fa
A Commentary by Srt_hub

Tags

webdl
Published on: 2026-06-28
Downloads: 103
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 192 lines.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫«آنچه گذشت...»

‫«اون چیزی که توی وجودم حملش می‌کردم، ‫هنوزم حسش می‌کنم.»

‫«وایسا!»

‫«من با اون هیولا ارتباط برقرار کردم.»

‫«و تونستم کنترلش کنم.»

‫«شاید بالاخره یه راهی پیدا کردم ‫که بتونم باهاش مقابله کنم.»

‫«ضربان قلبش ۱۹ بار در دقیقه‌ست.»

‫«این غیرممکنه!»

‫«(فاطمه) الان دیگه نباید ‫زنده می‌بود.»

‫«می‌خوای اینجا بمونی، (هنری)؟»

‫«آره، آره.»

‫«باید با قدرت ازش جدا بشی.»

‫«باید از شر این پیوند خلاص بشی.»

‫«پس خانم دکتر می‌خواد از شرت خلاص شم؟ ‫بکشمت؟ نه!»

‫«اون واقعی نیست.»

‫چطور می‌تونم همچین کاری بکنم؟ ‫حتی اگه دلم بخواد.

‫رویا هر چیزی که لازم داشته باشی رو برات فراهم می‌کنه.

‫فقط باید قبول کنی که واقعی نیست.

‫چطور می‌تونم همچین کاری کنم؟!

‫می‌دونی من واقعاً کی هستم؟

‫اون دختری که اون پشته،

‫دقیقاً شبیه خودته.

‫چون واقعاً خودمم.

‫ما دقیقاً بالای همون غاری ایستادیم که ‫اون استخون‌ها توش دفن شدن.

‫می‌خوای درخت رو قطع کنی؟

‫نه، می‌خوام از ریشه درش بیارم.

‫به محض اینکه اون درخت از ریشه دربیاد، ‫انگار که یه پنجره باز شده.

‫چه با طلسم و چه بدون اون، ‫اون هیولاها میان تو.

‫هر کسی که وارد اون تونل بشه، سلاخی می‌شه.

‫به محض اینکه استخون‌ها رو از زمین دربیاریم،

‫اتاق امن می‌مونه.

‫بعدش هم تیم رو با نردبونی که

‫توی اون رستوران می‌سازن، میاریم بیرون.

‫درخت «بطری»، می‌خواید از ریشه درش بیارید؟

‫باید مطمئن بشیم که می‌تونیم ‫رفقامون رو به سلامت از توی تونل‌ها بیاریم بیرون.

‫نه! نمی‌تونید این کار رو بکنید.

‫نمی‌تونید!

‫جلوی همه‌تون رو می‌گیرم!

‫نه! نه! نه! من دارم سعی می‌کنم بهتون کمک کنم!

‫- می‌دونم! ‫- دارم سعی می‌کنم کمک کنم!

‫این کار فقط باید ‫توسط من و «جید» انجام بشه.

‫- چی؟ ‫- ما همونایی هستیم که نتونستیم اون بچه‌ها رو نجات بدیم.

‫به طلسم نگاه کن.

‫فکر می‌کنی این دو نفر کی باشن؟

‫فقط یه فرصت برای انجام این کار داریم.

‫و به نظرم همین‌جا، تو همین مکان،

‫اینکه چطوری این کار رو انجام می‌دیم مهمه.

‫وارد اتاق شدن.

‫بیاین کامیون رو بذاریم سر جاش.

‫با علامت بعدی، حرکت می‌کنیم.

‫یا خدا!

‫«جید»..

‫می‌دونین، واقعاً نباید ‫این کار رو می‌کردین.

‫نه، نه «تابیتا».

‫پیشم بمون.

‫دیگه چیزی نمونده تموم بشه.

‫«تابیتا»؟

‫بیا بگیر.

‫یالا، یالا، عجله کنین، یالا.

‫بابا؟

‫فقط یه لحظه بهشون فرصت بده، باشه؟

‫موضوع اینه که اونا ‫یه مدتیه که زیر زمین بودن.

‫- فقط... ‫- باشه.

‫یا خدا!

‫به این فکر نکن که چیه.

‫فقط بذارش توی کیف.

‫باشه.

‫بچه‌ها! یالا. نردبون طنابی رو آماده کنین.

‫باشه، باشه.

‫اون محفظه‌ی پایین معلوم می‌شه

‫به محض اینکه اون ‫درخت شروع به لرزیدن کنه، خب؟

‫اگه نتونستیم درخت رو از جا بکنیم، نقشه جایگزین چیه؟

‫نقشه جایگزینی در کار نیست.

‫باید بهشون علامت بدیم تا درخت رو از جا بکنن.

‫هنوز نه.

‫چرا؟

‫چون همون لحظه‌ای که نردبون آویزون می‌شه،

‫باید آماده باشی که با استخونا ‫بری بالا.

‫منظورت چیه؟ داری درباره چی حرف می‌زنی؟

‫آخرش باید استخونا رو ببری بالا!

‫چون اونا تنها چیزی هستن که وقتی درخت از ریشه دربیاد، ‫از اتاق محافظت می‌کنن.

‫دروغ گفتم.

‫وقتی درخت از ریشه دربیاد، ‫هیچ‌چیزی از اتاق محافظت نمی‌کنه.

‫این استخونا جلوی وارد شدنشون رو نمی‌گیره.

‫چی؟ نه، نه، تو بهم گفتی...

‫اگه «بوید» می‌فهمید که امن نیست، ‫کل نقشه رو لغو می‌کرد.

‫- نمی‌ذاشتم همچین اتفاقی بیفته. ‫- لعنت بهت «جید».

‫باید این قضیه رو تموم کنی.

‫باید این چرخه لعنتی رو بشکنی.

‫با این دوتا کیف ‫از نردبون طنابی برو بالا.

‫بهت قول می‌دم...

‫اون‌قدر معطلشون می‌کنم ‫تا بتونی فرار کنی.

‫«جید»، خواهش می‌کنم این کار رو نکن.

‫- گوش کن... ‫- نه.

‫بچه‌هات لیاقت این رو دارن که برگردن خونه.

‫«جید»!

‫نه، نه «جید».

‫نه، خواهش می‌کنم این کار رو نکن، ‫نکن این کار رو!

‫می‌دونی، خوشحالم که اون آدم تو بودی.

‫اگه قرار بود تمام این زندگی‌های طولانی رو ‫در کنار کسی بگذرونم،

‫خوشحالم که اون آدم تو بودی.

‫اینم از علامت! کامیون رو روشن کن، زود باش!

‫باشه، بزن بریم!

‫- حتماً یه راه دیگه هم هست! ‫- نیست!

‫بیشتر گاز بده!

‫باید همین الان درخت رو بندازیم، بجنب!

‫یا خدا!

‫- زود باش! ‫- ما اینجاییم! آماده باشین.

‫- زود باش، زود باش. ‫- یالا.

‫خیلی عالیه که دوباره دور هم جمع شدیم.

‫اونا نمی‌تونن بیان توی نور، «جید».

‫اونا نمی‌تونن بیان توی نور!

‫صبر کنین، اون نردبون رو بگیرین، زود باشین!

‫- راه بیفتیم! ‫- صبر کن!

‫«تابیتا»!

‫«جید»!

‫«تابیتا»! «جید»! حالتون خوبه؟

‫«جید»...

‫اون نردبون رو بفرستین پایین اینجا!

‫آره! نه!

‫«اونو بده به من! بده‌ش به من!»

‫«هر دوتامون از اینجا می‌زنیم بیرون.»

‫«همینه. می‌تونی از پسش بربیای.»

‫- خیلی خب. ‫- برو بالا، یالا.

‫«قدم به قدم، پایین رو نگاه نکن.»

‫«همینه. به بالا رفتن ادامه بده!»

‫«به بالا رفتن ادامه بدین! یالا!»

‫«موفق شدین! چیزی نمونده.»

‫«محکم سر جاشه؟»

‫- آره، محکمه. ‫- گرفتیش؟

‫«خیلی خب، به بالا رفتن ادامه بدین! یالا!»

‫«(تابیتا)!»

‫«خوبی؟»

‫- طوری نیست. ‫- (جِید).

‫«همه چی ردیفه.»

‫نه! صبر کنین! حالتون خوبه؟!

‫«تابیتا»؟!

‫صبر کن! «جید»!

‫این دیگه چه...؟

‫- نه، نه، نه. ‫- وای خدای من!

‫آخه چه اتفاقی داره می‌افته؟

‫«بوید»؟

‫اصلاً نمی‌دونم...

‫نه!

‫نه، نه! نه، نه!

‫وای خدای من!

‫وای خدای من!

‫|| فرام: قسمت دهم با عنوان || ‫|| «اگه درختی توی جنگل بیفته» ||

‫ترجمه و تنظیم ‫||دکتر علی طلال||

‫آهای تو!

‫آهای تو!

‫منو از اینجا بیار بیرون! خواهش می‌کنم!

‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

‫باشه، صبر کن، فقط صبر کن! ‫وایسا! وایسا! وایسا!

‫- نه! ‫- بچسب به...

‫- نه! ‫- اینجا جات امنه!

‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

‫می‌دونم، می‌دونم!

‫بهتون هشدار داده بودم که درخت رو از ریشه درنیارید!

‫چرا به حرفم گوش ندادید؟

‫یا خدا.

‫نه!

‫نه، نه! نه، نه!

‫جید! جید، اونجاست! زود باش بریم.

‫آشغال‌ها!

‫بزن بریم!

‫زود باش، زود باش، راه بیفتیم! باید بریم!

‫تابیتا؟! جید؟!

‫رفیق، نمی‌تونیم همین‌طوری تو فضای باز بمونیم.

‫تابیتا!

‫می‌خوام جوابم رو بدید.

‫جید؟! تابیتا، می‌خوام جوابم رو بدید!

‫- بوید، باید بریم. ‫- زنجیر رو از توی کامیون بیار.

‫- چی؟ ‫- می‌رم اون پایین.

‫- نمی‌تونی بری اون پایین. ‫- اون زنجیر لعنتی رو بیار!

‫- نه! ‫- نه، نه، باید بریم.

‫- خواهش می‌کنم، همین الان باید بریم! ‫- (بوید)!

‫نمی‌ذارم اونا رو از دست بدم.

‫اگه همین الان نریم، همه رو از دست می‌دیم.

‫- بابا! ‫- باید بریم!

‫(بوید)!

‫بابا؟

‫- لعنتی! ‫- (بوید)!

‫بابا!

‫همه سوار کامیون‌ها بشین! همین حالا!

‫حرکت کنین، حرکت کنین، یالا! برین! ‫خیله‌خب، بزن بریم!

‫(راندال)، کمکم کن ‫زنجیر رو از کامیون باز کنم!

‫یالا!

‫سریع سوار اتوبوس بشید!

‫چیزی نیست، طوری نیست!

‫طوری نیست «پتی»! «پتی»!

More Farsi/persian subtitles for FROM

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left