High Potential

High Potential

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

High Potential S02E04 Behind the Music 1080p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 High Potential 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون بهش شلیک کرد. نمی‌دونم چیکار کنم. اون همین الان بهش شلیک کرد.

اوه!

اون اینجاست.

می‌دونم، گرفتم. دیرم شده.

راستشو بخوای، حواسم نبود.

جریمه شدم، ولی این بار وایسادم.

کامل وایسادی؟ نه لزوماً. این مدیریت زمان ضعیفه.

از لحن صدات، انگار یه جوری تقصیر منه؟

این کارتِ خلاص شدن از دردسر.

کارتِ خلاص شدن از دردسر نیست. اون یه کارت شناسایی مشاور پلیسه.

فایده‌ای نداره. باید دوباره برم سراغ لاس زدن تا از دست جریمه‌ها خلاص شم.

کار نمی‌کنه، ولی حداقلش اینه که باحاله. یا اینکه دیگه با سرعت از ایست‌ها رد نشو.

لازم نیست تو به من بگی چی کار کنم و چی کار نکنم.

با تابلوهای ایست، مورگان. اوضاع رو بسنج.

شماها خیلی بد وانمود می‌کنید که کار می‌کنید. باید یه دوره آموزشی براتون بذارم. چه خبره؟

سوتو قراره کاپیتان بشه. اون پست یه مدته خالیه.

میگن اون شانس بیشتری داره.

خب، چه هیجان‌انگیز!

این خبر خوبیه یا بد؟ منم همین الان می‌خواستم ازت بپرسم.

این اون چیزی نیست که شما فکر کردید. وقتی خبری بشه، خودم بهتون میگم.

شما دو تا، بیاید.

۹۱۱ چند دقیقه پیش یه تماس داشت. شما دو تا باید فایلش رو داشته باشید.

این فایل صوتی تماسه.

اون بهش شلیک کرد.

نمی‌دونم چیکار کنم. اون همین الان بهش شلیک کرد.

اوه!

اون اینجاست.

پلیس رد تماس رو به آدرس رینا ویرا زد.

خب، ممکنه دو تا قربانی و یه تیرانداز فراری داشته باشیم. حرکت کنید.

رینا ویرا، شما با ۹۱۱ تماس گرفتید در مورد یه تیراندازی و یه مهاجم تو خونه‌تون.

نه. من قبلاً به افسرهای دیگه هم گفتم همچین تماسی نگرفتم!

خب، ما به اون تماس گوش دادیم و به این آدرس ردیابی شد.

کس دیگه‌ای اینجا زندگی می‌کنه؟ من تنها زندگی می‌کنم.

کس دیگه‌ای اینجا نبود. نمی‌دونم دیگه چی بهتون بگم.

کار من نبود، همین و بس!

اوه، جز اینکه بودی.

داری به من میگی دروغگو؟

نه، اون فقط داره بهت میگه گالا گیچی.

از جامعه ساحلی جنوب شرقی.

آره، لهجه قشنگیه ولی خیلی هم نادره.

تو زندگیم، فقط یه نفر دیگه رو می‌شناختم که این لهجه رو داشت.

رئیس قدیمیم تو اداره راهنمایی و رانندگی.

اسمش پرل بود.

ای وای، مورگان. باید اخراجت کنم، دختر.

اصلاً نمی‌دونم داری چی میگی.

اوه، خب، اون عکسِ اونجا از تو...

زیر درختان کاج "لابلالی" که مختص کارولینای جنوبیه.

به علاوه لهجه‌ات که تا حالا دوبار ازت شنیدم.

آهان! و اینا...

یه جورایی ثابت می‌کنه که تو اون تماس اضطراری رو گرفتی.

خب، مگر اینکه داشتن لهجه جرم باشه، می‌تونید برید.

خانم، به محض اینکه این موضوع رو روشن کنیم، خوشحال میشیم بریم.

اگه فقط یه نگاه سریع به موبایلتون بندازیم، مشکلی ندارید؟

چرا باید در مورد تماس با شما دروغ بگم؟

ما فقط می‌خوایم از امنیت شما مطمئن شیم. همین.

خب، اگه اینجوری می‌رید، بفرمایید.

هیچ تماس اضطراری‌ای نیست.

عجیبه. آره.

خب، فقط یه چیز خیلی سریع، برای من...

وگرنه تا خونه کلافه‌م می‌کنه.

چه آشپزخونه قشنگی دارید.

پس این قابلمه‌های ارزون روی اجاقتون چیه؟

می‌دونید، منم از این قابلمه‌ها دارم.

برای من طبیعیه، ولی واقعاً به این آشپزخونه نمی‌خوره.

این جدیه؟

ما اینجا اوکی هستیم. از همکاریتون ممنونیم.

اوه

اون با اورژانس تماس می‌گیره و بعد تکذیبش می‌کنه؟ این به نظرت یعنی چی؟

شاید چیزی دیده ولی الان میترسه حرف بزنه.

دقیقاً. پس اگه کسی داره فشار میاره بهش که ساکت بمونه، حالا چطور بریم؟

چون اون به ما گفت از خونش بریم بیرون و اون جرمی مرتکب نشده.

گشت منطقه رو گشت زد.

هیچ‌کس چیزی ندید یا نشنید و آدمم همه جا رو گشت.

هیچ اثری از خلافکاری نیست و هیچ مهاجمی هم داخل پنهان نشده.

الان اون امنه. آه، چه خیال راحتی!

درخواست نظارت نامحسوس خارج از خونه رو ثبت می‌کنم.

رومن ازم خواست حواسم به تو و آوا باشه.

واقعاً دوست دارم دیگه از کامپیوتر من استفاده نکنی.

شاید باید یه رمز عبور بذاری که راحت‌تر نشه حدس زد.

فکر کنم هنوز نگران رینا ویرا هستی.

معلومه که هستم. تأیید نظارت توسط سوتو کمک‌کننده است.

اون کار رو سریع پیش برد که واقعاً پارتی بازی می‌خواست.

شاید این نشونه‌ایه که سوتو پست کاپیتانی رو گرفته.

واقعاً؟ آره.

باشه، پس اگه اون بشه کاپیتان، تو کجا میری؟

احتمالاً اونجا به عنوان ستوان موقت.

اون وقت من با کیم؟

یکی دیگه.

نمی‌خوام با کس دیگه باشم. مگر اینکه آوز یا دافنه باشن.

اونا الان شریکن. من می‌تونم فقط باهاشون کار کنم.

هیچ رابطه سه نفره‌ای تو نیروهای امنیتی نیست. این فقط ضعف تخیله.

آره. ببین، متوجه‌ام. برای ذهنی مثل تو، همه چیز یه آشوب منظم محسوب میشه.

پس وقتی چیزایی که خارج از کنترل توان تغییر کنن، آشفته‌کننده‌ست.

خوشم نمیاد.

اگه انتقالی هم باشه، خیلی آروم انجام میشه. ما جورَش می‌کنیم.

باشه.

کارادک.

ما هر کاری از دستمون برمی‌اومد انجام دادیم، مورگان.

واقعاً؟ کافی نبود.

دافنه داره کارش رو با همسایه‌ها تموم می‌کنه.

تا اینجا که کسی چیزی مشکوکی ندیده و نشنیده.

هیچ نشونه‌ای از زخم گلوله یا آسیب دیگه نیست.

به نظر میاد فقط افتاده و سرش خورده.

خب، راینا سه تا تماس از دست رفته از یه نفر به اسم لوسی داشته.

بریم ببینیم کیه. باشه، حتماً.

هان. منم یه نکته اینجا پیدا کردم.

اوه، واقعاً؟ تو اول بگو.

راینا یه لکه پشت پیراهنش داره. شبیه خون خشک شده نیست.

شاید خاکه، درست وسط کمرش.

شک دارم خودش اونجا گذاشته باشه.

من خودم به اندازه کافی لباس زیپ‌دار می‌پوشم. اونجا جای سختیه که دستت برسه.

آره، دقیقاً منم همین فکر رو می‌کنم. نوبت توئه.

خب، وقتی می‌خوای از بالای پله‌ها بیفتی زمین

دستگیره پله رو می‌گیری، مگه نه؟

به همه حلقه‌های دستش نگاه کن.

باید خراش می‌بود، ولی نیست.

پس یا خودش پریده یا یکی هلش داده.

راینا شاهد یه قتل بوده و یکی اونو کشته

قبل از اینکه بتونه گزارش بده. پس اون صحنه جرم کجاست؟

طبق گفته همسایه‌ها، یه مهمونی حسابی اونور خیابون بوده.

از اونجا شروع کنیم.

اینجا زیاد وضعیت خوبی نداره.

خب، شب سختی داشتی؟

فقط چند نفر اومده بودن برای دورهمی. منظورت چند دوجین نفره؟

یه کم مشروب هم قاطیش کنی، اوضاع از کنترل خارج میشه.

شاید یه نفر حالش بدتر از اونی که اومده بود، رفت. یا شایدم اصلاً نرفته.

وای، نمی‌دونم فکر می‌کنی اینجا چی شده، رفیق، ولی...

تفنگ تو خونه هست، لوگان؟

چون ما یه تماس ۹۱۱ از همسایه‌ت درباره یه تیراندازی دریافت کردیم.

و داریم کم‌کم به این فکر می‌کنیم که شاید اینجا تیر خورده.

شاید یه معامله مواد که خراب شده؟

معامله مواد؟ بر چه اساسی؟

نباید آدما رو از روی ظاهرشون قضاوت کرد.

اوه خدای من. نزدیک بود.

نه، قضاوت نمی‌کنیم، فقط اون برچسب تک‌شاخ روی صندوق پستت رو دیدیم.

که به مشتریات نشون میده که کارت ردیفه.

مشتریایی مثل اون مرد مضطرب اون بیرون که داره با دوچرخه‌اش دور می‌زنه،

منتظره ما بریم تا بتونه بیاد تو و تو بهش مواد بفروشی.

موادی که حدس می‌زنم توی همون کشوییه که بهش نگاه کردی

وقتی اسم موادتو آوردم.

اوه، آره، ایناهاش.

لوگان! هی!

درست پشت سرتم.

هی، هی، هی. دوچرخه رو بده به من. ببخشید، رفیق.

لوگان!

خب، لوگان، چیزی که ما فکر می‌کنیم اینه. یه نفر تو مهمونی تو مرده.

راینا از نزدیک همه چیزو دیده بود و تو کشتیش.

من کسی رو نکشتم. و راینا، داداش، من داشتم بهش کمک می‌کردم.

اوم، چه جور کمکی؟

تو فروشنده‌اش بودی.

من با این توصیف خودم رو تعریف نمی‌کنم.

من یه داروخانه‌چی محله‌ای هستم، رسمی ولی بدون مجوز.

هوم. باشه، پس، اوه، فروشنده مواد.

نه. من از یکی می‌گیرم برای اون یکی، وقتی سیستم داروهای مورد نیاز مردم رو رد می‌کنه.

هوم.

و، اوه، راینا چی نیاز داشت؟ داروی میگرن.

به مشکل خورده بود، بیمه‌اش رو از دست داده بود، نمی‌تونست دارو رو بخره.

واسه همین من براش جور کردم. من واقعاً اون خانم رو دوست داشتم. هیچ وقت بهش آسیب نمی‌زدم.

لوگان، حدود ساعت نه و نیم امروز صبح راینا به ۹۱۱ زنگ زد و یه قتل رو گزارش داد.

تو کجا بودی؟ با راینا.

داشت یه سری وسایل توی زیرزمینش رو بهم نشون می‌داد، چیزایی که می‌تونست برای پول فروششون کنه.

بعد از بونز یه تماس گرفتم، واسه همین پریدم بالا.

باهاش قطع کردم و بعد راینا برگشت بالا.

و اون هیچ اشاره‌ای به تماس ۹۱۱ یا دیدن یه قتل نکرد؟

نه، قسم می‌خورم. کاملاً آروم بود. چه ساعتی با بونز حرف زدی؟

احتمالاً همون موقع که شما تماس ۹۱۱ رو گرفتین، حدود نه و نیم.

باشه، پس راینا از زیرزمینش شاهد یه قتل بوده و به ۹۱۱ زنگ زده؟

این عجیب به نظر میاد.

آره، با فرض اینکه لوگان راستشو می‌گه.

ولی فکر کنم یه راه برای بررسی زمان‌بندیش دارم.

نور فرابنفش، هان؟

دنبال چی هستی؟ این مربوط به مایعاته؟

نه، نیست. محاله راینا اینجا شاهد قتل بوده باشه.

مگر اینکه اینجا اتفاق افتاده باشه. باشه، پس لوگان ممکنه دروغ بگه.

اگه بتونیم اثر انگشتشو اینجا پیدا کنیم، یعنی ممکنه راست بگه.

به جای اینکه یکی دو روز منتظر بمونیم تا پزشکی قانونی اثر انگشت‌ها رو پودر بزنه و بررسی کنه.

داری قوانین رو دور می‌زنی. نگاش کن.

رفتار لوگان به من میگه که کلی مواد تو بدنش هست.

این باعث میشه اثر انگشت زیر نور فرابنفش فرق کنه.

اونا روشن‌تر از حالت عادی برق می‌زنن. تفاوت رو می‌بینی؟

آره.

آره، تقریباً می‌تونم تضمین کنم اون اثر انگشت درخشان مال لوگانه.

که حضورشو اینجا تو زیرزمین ثابت می‌کنه ولی برای اینکه اونو به عنوان مظنون تبرئه کنیم

باید اثبات کنیم که ساعت نه و نیم بالا بوده.

نوبت منه.

اون چهارتا بوق توی تماس ۹۱۱ یادت میاد؟

آره، ضعیف بود، ولی شنیدمش.

نمی‌دونم چی کار کنم. اون بهش شلیک کرد.

باشه، فکر کنم اون قهوه‌ساز لاکچری راینا بود.

آره، وقتی وارد شدیم داشت یه فنجون می‌نوشید.

فکر کنم برای روشن شدن ساعت نه و نیم صبح تنظیم شده بود.

اما مسئله اینه که، قهوه‌سازهایی مثل این وقتی قهوه آماده میشه هشت بار بوق می‌زنن.

من چند تا رئیس خیلی بد داشتم که سلیقه خوبی تو قهوه داشتن.

ولی ما فقط چهار تا بوق شنیدیم. درسته.

یه نفر آلارم رو خاموش کرده و فکر کنم اون یه نفر لوگان بود.

این ثابت می‌کنه لوگان ساعت نه و نیم اینجا بوده.

پس اون قطعاً تماس ۹۱۱ رو از اینجا گرفته.

ولی چرا؟ از زیرزمین چی می‌تونست ببینه؟

بذار ببینیم.

تو کی هستی؟ اوه، ببین.

High Potential subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left