The first 200 lines.
همیشه تو محلهمون احساس امنیت میکردم.
یه خیابون پر از درخت وسط یه شهر بزرگ.
جایی که بابام اولین بار منو سوار اتوبوس مدرسه کرد.
برای اولین بار.
جایی که بهم یاد داد چطور دوچرخه سواری کنم.
وای، دلم برای بابام خیلی تنگ شده.
ولی بعدش، سال آخر دبیرستانم...
یه اتفاق وحشتناک افتاد.
اتفاقی که زندگیمو برای همیشه عوض میکرد.
اتفاقی که حتی بابام هم نمیتونست منو ازش محافظت کنه.
منو یه کیفقاپ سریالی مورد حمله قرار داد.
توی همون خیابونی که توش بزرگ شدم.
بعد از اینکه وسایلمو گرفت...
با خشونت منو هل داد زمین.
و استخونای پای چپمو خورد کرد.
باید تا آخر عمرم از این عصا استفاده کنم.
ولی چیزی که بیشتر از همه بهم آسیب زد...
این نیست که مجبورم تو عروسیم لنگلنگان راه برم...
وقتی یه روزی ازدواج کنم.
یا اینکه دیگه هیچوقت نمیتونم تو سنترال پارک بدوم.
اینه که مردی که این بلا رو سرم آورد...
پنج نفر دیگه رو تو شعاع یک مایلی مورد سرقت قرار داده بود.
همون هفته.
و نیروی انتظامی حتی یه اخطار هم نداده بود.
به خاطر همین بود که من سِربِروس رو ساختم.
سگ نگهبان محله.
اپلیکیشن ما به کاربرا اجازه میده هشدارهای جرم رو بر اساس موقعیت مکانی ارسال کنن.
در لحظه.
و حدس بزنید چی؟ پنج میلیون کاربر ما...
روزانه هزاران جرم رو گزارش میکنن.
و جلوی حملهی آدمای بد به آدمای خوب رو میگیرن.
و با نزدیک شدن به عرضه اولیه سهاممون...
الان بهترین زمان برای سرمایهگذاریه.
کویین پاورز. هی.
جاش جانسون از نیویورک ویو.
چه بانمک. همه درخواستهای مصاحبه...
باید از طریق مسئول روابط عمومیم انجام بشه.
اوه، فکر نکنم دلت بخواد...
اینو به مسئول روابط عمومیت بگی.
مگر برای کنترل اوضاع.
ولی به نظرم برای اونم دیگه دیر شده.
نمیدونم چی میگی.
اوه، من مدتیه دارم روی یه مطلبی کار میکنم...
درباره تو.
درباره سِربِروس.
و خیلی سر و صدا میکنه. فکر کنم میدونی چرا.
این مزاحمته.
اوه، نه، نمیتونی جلوی من نقش قربانی رو بازی کنی، کویین. ببین...
من همه چیزو میدونم.
و این مقاله تا یه هفته دیگه میره دست سردبیرم.
خیلی دوست دارم یه بیانیهای ازت بگیرم.
منظورم اینه که، فقط به همه اون آدما فکر کن...
داخل اون ساختمون.
اونا میخوان بدونن چرا این شرکت...
که تمام امید و آرزوهاشون رو پاش ریختن...
همینطوری به باد رفت.
کویین، این آقا داره اذیتت میکنه؟
نه، خوبم. مشکلی نیست.
اون و سگش فقط منو ترسوندن.
داشتم میرفتم ولی کارتمو بگیر.
چه سگ خوبی.
آره، اسمش گونزوئه.
یه بِردر تریر اصیله.
اصیل؟ حتماً کلی پولش رو دادی.
خب، سرمایهگذاری خوبیه.
بیا بریم.
منم فکر میکنم سربِروس سرمایهگذاری خوبیه.
اگه کار کنه.
اوه، حتماً کار میکنه.
یه نفر داره تو پارک اِسلُپ سگها رو میدزده.
بذارش بالای فید.
من چیزی درباره دزد سگ ندیدم.
روی اسکنر پلیس.
خب، این یارو معلومه که خطرناکه.
به این همهی اعلامیهها نگاه کن. اون رو میبینی؟
یه پالتوی بلند مشکی میپوشه.
و سگهای اصیل رو میدزده.
برای چی؟ برای پول؟
یا یه چیز بدتر؟
ترسناکترین قسمتش...
برای غلبه بر صاحبای سگ از شوکر استفاده میکنه.
اول باید دنبال شاهد بگردیم؟
ما معمولاً حداقل ده تا شاهد داریم.
قبل از اینکه چیزی وارد سیستم بشه.
لینا، این اپلیکیشن بر اساس اعتماد ساخته شده.
ما باید به مردم هشدار بدیم.
اگه کسی درباره اون کیفقاپ سریالی بهم هشدار داده بود...
من هیچوقت تنها برنمیگشتم خونه.
بعد از کنسرت وان دایرکشن.
حق با توئه. متاسفم.
ممنون که یادآوری کردی.
سلام به همگی.
قبل از اینکه شروع کنیم، میخواستم یادآوری کنم که...
ما الان در شهر نیویورک هستیم.
قلمرو اجدادی و واگذار نشده.
مردم لناپه.
کویین، میکروفونت بستهست.
داشتی همون یادآوری درباره زمین رو انجام میدادی؟
نه، خوبه. بهتره شروع کنم.
خب، همونطور که پیشبینی میشد...
عرضه اولیه سهاممون هنوز سر وقت انجام میشه.
اوه! هورا!
آمارمون رفته بالا، نرخ ریزش مشتری هم اومده پایین.
هیئت مدیره راضیه و اعتماد به برند هم از همیشه بیشتر شده.
آها، و داریم تو همکاری آزمایشیمون با اداره پلیس نیویورک غوغا میکنیم.
یه پرزنتیشن ۹۰ دقیقهای آماده کردم.
راجع به برنامه توسعهمون.
و خیلی عالی میشه...
...اگه همه سوالاتتون رو بذارید برای آخر.
جدی میگم، وسط حرفم نپرید.
حواسم به توئه، توبی.
مردها ۳۳ درصد بیشتر احتمال داره وسط حرف دیگران بپرن...
...وقتی یه زن حرف میزنه تا وقتی یه مرد دیگه حرف میزنه.
از اون آدمها نباش.
جلسه رو قطع میکنم ها!
خب، دارم صفحهام رو شیر میکنم.
پیامهامو نخونید!
کوین: همه صدای منو دارن؟
آره، بله. آره.
کوین: توسعه هیجانانگیزه.
پاداشداره.
این خود هدفمونه. اما قبل از رسیدن بهش...
...زمان حساسیه.
سربراس قراره کل کشور رو بگیره.
و شما از پایهاش این تو هستید.
شما خودِ رؤیایید.
رؤیای من.
واقعاً و از ته دلم بهتون اعتماد دارم.
و میدونم که حواستون هست.
به خاطر موفقیت جمعیمون.
اما به عنوان یه یادآوری ملایم، خیرخواهانه...
...و فروتنانه...
با مطبوعات حرف نزنید.
ممنون که بهم فرصت دادید حرف دلمو بزنم.
فکر میکنم تصمیم درستی میگیرید.
واقعیت ما رو بهشون نگید. راهشون ندید...
...وارد سفر خاص و بینظیرمون بشن.
اطلاعات درز ندید.
تا وقتی که حسابی پول پارو کنیم.
اوه!
معرفی سربراس تو بورس نیویورک...
...تاریخی خواهد بود. این تمام چیزیه که براش تلاش کردیم.
اصلاً، این چیزیه که هر استارتآپی براش تلاش میکنه.
اما فقط شجاعترینها و تابآورترینها...
...موفق میشن.
صمیمانه باور دارم که ما شجاعترینیم.
کجاست؟
ما تابآورترینیم.
کجاست؟
و بدون شک موفق میشیم.
جدی؟
احساس فروتنی میکنم...
...هر وقت به این فکر میکنم که به زودی...
...به دنیا نشون بدیم که خوبی...
...میتونه تو دریایی از تاریکی پیروز بشه.
چه ظریف!
دنیا به سربراس نیاز داره، مخصوصاً الان.
کار ما حیاتیه و چراغ ما همیشه روشن میمونه.
بیا عزیزم، عیبی نداره.
و همینطور که دنیا رو روشن میکنیم...
...با انرژی مثبتمون، قول میدم...
...یه فضای شاد ایجاد کنم.
...بدون هیچ آسیبی.
سربراس هست و همیشه خواهد بود...
...یه خانواده زیبا.
بیا... بیا دیگه.
گمشو بیرون، عوضی کوچولوی لجباز.
و میدونم یه جورایی زشته...
...انقدر راجع به پول حرف زدن.
اما دلتون رو به این خوش کنید...
...که حتی اگه خیلی پولدار بشیم...
...بازم کارای خیلی خوب میکنیم.
خب، سوالاتتون رو بپرسید.
اوه.
ببخشید.
وای.
وای خدای من.
این بهترین گوجهای بود که تا حالا خورده بودم.
باید هم همینطور باشه، با توجه به اینکه...
...چه جوری از اون تعاونی بیرونت کردن.
آره، ممنون که نجاتم دادی.
چرا انقدر عصبانی بودن؟
باید عضو باشی تا بتونی اونجا خرید کنی.
اوه، خب، به نظر میرسه که خیلی انحصاریه.
ام. خب، پارک اسلوپ کلاً همینجور لاکچریه.
فکر میکردم بروکلین باید خفن و خاکی باشه.
خب، اون قدیمها، مردم پولشون به منهتن نمیرسید.
برای همین رفتن بروکلین.
اما الان دیگه پولشون به بروکلین هم نمیرسه.
اوه، نه. خب، پس کجا میرن؟
خونه پدر و مادرشون.
اوه. بهتره بندازیش دور.
آه، اما ۱۲ دلار قیمتش بود. امم.
اوم. اینجا فوقالعادهست.
همه چیز اینقدر...
...دقیقه.
هوم.
عجیبه.
هوم.
چرا یه نفر با این همه نظم، یه چیزی رو اینقدر بیدقت پاره میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.