The first 200 lines.
در یک بوفه
وای خدای من، مورد علاقهمه!
شماها
دیوونه شدی؟
تو پارک
این دیگه چیه؟
و تو
یه کلاس زبان خارجی
Halt dein - Gesitcht, Oma.
و معنیش میشه
"دهنتو ببند، مادربزرگ!"
علاوه بر این، بازندهی بزرگ امشب
باید تاوان شکست رو بده
مرد: ببخشید!
ما الان تو - مال جرسی گاردنزیم
جایی که قراره - دستخطها رو تحلیل کنیم
همینطور در حالی که - هر چی بهمون گفتن انجام میدیم و میگیم
و اگه قبول نکنی
چی؟ باختی
تحلیل دستخط رایگان میخواین؟
از طرف پاساژه، کاملاً مجانیه.
دستخطخوانی مجانی؟
شماها پایه هستید انجامش بدیم؟ - آره.
عالیه. بفرمایید بشینید.
اول اسمت رو امضا کن.
"از روی امضات... میشه فهمید..."
از روی امضات میشه فهمید
"که یهودی هستی."
که یهودی هستی
باشه.
نه، از روی امضات میشه فهمید...
این فقط یه مدرک دیگه است.
حالا یه جمله بنویس، ساموئل.
"دارم میرم مصاحبه."
"دارم میرم
مصاحبه."
"برام آرزوی اسهال کن."
"برام آرزو کن"
"برام آرزو کن
اسهال."
"اسهال"؟ - آره
و دلیل اینکه ما اینو مینویسیم... اینه که
هیچ دلیلی. - هیچ دلیلی.
حالا، میبینید که چطور... شما نقطه نذاشتید
آخر جمله؟ - کیو: میدونید
این یعنی چی؟
میدونید این یعنی چی؟
رفیق
یعنی اینکه شما، رفیقِ
"اخیراً..." - اخیراً
"رابطه داشتید."
داشتید.
آها، باشه.
باشه. کیفتو بذار زمین.
باشه.
آروم باش.
خب، چیزی که ازت میخوام انجام بدی...
ازت میخوام یک جمله برام بنویسی.
"میدونی..."
"میدونی..."
کجا یه نفر میتونه...
کجا یه نفر میتونه...
...دستش برسه... - ...دستش برسه...
...به تامپون؟
...به تامپون؟
اوه. چی؟
جالبه که، امضات
فوقالعاده قویه
"وایسا – دستای رئیسبازیت."
اِم
"دست رئیسبازیت رو نشون بده." - بذار ببینم
بذار دستای رئیسبازیت رو ببینم
یه لحظه
بذار دست رئیسبازیت رو ببینم
آره، بذار ببینم
تو نداری؟
دست رئیسبازی؟
بفرما. - باشه
خب، بذار ببینمش
"خیلی خب، فقط آروم یه سیلی بزن - تو صورتم."
خب، میخوام ببینم
باشه
چقدر دستت سنگینه
پس اگه میشه
فقط یه کوچولو سیلی بزنی
چی؟ - من پولتو ندارم
من پولتو ندارم
پولم کجاست، عوضی؟
تحلیل دستخط میخوای؟
بشین
خیلی خب
بریم. شروع میکنیم.
اسمتو اونجا بنویس
مر: "با نگاه کردن به این..." میتونم بگم..."
میتونم با نگاه کردن به این بگم
"که حاملهای."
اینکه...
تو حاملهای؟ اینه که...
نه؟
اون مصرِ؟ "باید یه زنگ بزنی."
باید یه تماس بگیری. - اون حاملهست.
جو: کیو، دستت رو بذار رو دستش.
فقط میخوام دستت رو حس کنم.
ادامه بده. آمادهای؟ - وادارش کن اینو بنویسه.
"من ژاکتمو دوست دارم."
"من ژاکتمو دوست دارم."
دستش رو ول نکن.
کیو، یه تماس بگیر.
ولی دستش رو ول نکن.
ببخشید، باید سریع اینو جواب بدم.
الو؟
آره.
من هنوز سر کارم.
نه، نه.
تا نصف شب خونهام.
مر.
کیو، فقط انگشتش رو نوازش کن.
خب، باشه، - در مورد یه...
آره. آره.
نه.
نه.
حالا سرش رو نوازش کن.
باشه. - و اسمتون چی بود؟
ماریا.
سلام، ماریا. جو هستم. - از آشناییتون خوشبختم.
سلام. منم از آشناییتون خوشبختم.
فقط چند تا عدد برام بنویس.
من فقط چند تا عدد میگم.
باشه. - ۱۶.
یه ۱ بنویس.
"دستخطت - به چپ کج میشه."
دستخطت واقعاً به چپ کج میشه.
"چرا از - مردها متنفری؟"
چرا از مردها متنفری؟
ما اینجا با هم دوستیم. باشه. میبینی؟ - آها، من میدونستم.
در کل، - وقتی به همهی اینا نگاه میکنم،
"همون اول فهمیدم..."
همون اول - فهمیدم...
"...که تو یه - زن جذابی."
تو یه - زن جذابی.
"...که تو بدن - یه زن معمولی گیر افتادی."
اوه.
تو.
حیف شد.
چرا؟ - چی انقدر بده؟
پس، یه چیز دیگه هم بنویس.
فقط کلمه "بازنده" رو بنویس،
با یه فلش بزرگ
که مستقیم به من اشاره کنه.
خب، دستخطش
روی دیواره.
جو یه بازنده است.
مر: این اونجوری نیست که بخوای شروع کنی، جویی.
میدونی که من و جو
سالهاست که داریم
امضاهات رو جعل میکنیم؟
جعل امضای من پیشکش.
اسم منو ثبت نکن
تو لیستهای پستی
بدون اینکه بهم بگی،
مجلهها رو بفرستی خونهام.
ما اینجا تو سلف سرویس - اسموکهاوس جنوبی هستیم.
و ما خیلی گرسنهایم!
سال: ما مشتریها رو - تو سلف سرویس دنبال میکنیم.
و یه کم برای خودمون برمیداریم.
آره.
از بشقابشون غذا.
هدف اینه که هر چقدر - غذا
میتونیم از بشقابشون برداریم.
آخرش، - وزنش میکنیم.
بشقاب هر کسی که
بزن بریم.
سبکترین باشه، میبازه.
خب رفقا، کیو اومد تو بازی.
یه بشقاب بردار. - وقت ناهاره.
کیو: اه.
سلام. چطورین؟
شما خیلی مهربون به نظر میایید.
باشه.
اونا رو نخورید.
اوه، ببخشید. - قصد مزاحمت نداشتم.
باشه. - تنهاتون میذارم.
همه دارن ازش دوری میکنن. - آقا.
دستت رو شده. یعنی، - قرار بود یه نینجا باشی.
اون فقط داره - مردم رو دنبال میکنه.
جو: الان دیگه داری - به مردم گیر میدی.
کیو: این سخته.
چته، کیو؟
این یکی خیلی سخته، رفیق.
من نیستم. - داری ول میکنی؟
جو: اون داره ول میکنه.
آره!
برو جلو، مر.
برو اون بیرون - و یه شکار رو دنبال کن.
اوه، اون آقا همین الان - داره دنبالت میگرده.
اوه، نشد.
اوه. لعنتی.
اوه.
بابتش متاسفم. - فکر کردم اون تو بشقاب من بود.
معذرت میخوام.
No comments yet. Be the first to leave one.