Monarca

Monarca

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Monarca S02E06 Exposed 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-iKA-BWBP
A Commentary by Nikii
By Nikii

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
Published on: 2021-02-19
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

زیر نویس از نیکی “Nikii”

میخوام که شما با رابطهای خودتون در جالیسکو صحبت کنید.

خب ، در مورد چیه؟

یک حکم بازرسی برای مونارکا میخوام

برای امضای چند تا سند باید به جالیسکو برم.

همین الان؟ چه سندی اینقدر مهمه که بخاطرش باید الان بری ؟

چیزیه که نمیشه صبر کرد.

بله؟

آنا ماریا ، سوفیا می خواد جنازه فاوستو را نبش قبر کنه.

ببخشید؟

او داره مجوز نبش قبر میگیره،من فکر کردم بهتر تو بدونی .

آره. آره. ممنونم.

بله ، آنیتا ، چی شده؟

فرمین ،باید هرچه زودتر خودتو به «هاسیندا» برسونی .

عصر بخیر آقایان حکم جستجوی ملک رو داریم.

لطفا دروازه را باز کنید

میخوای نبش قبر کنی ، سوفیا؟

این دیونگیه ، نصف شبه.

میدونم که تو میخوای از اونا محافظت کنی.

لطفا کارو سختر از این نکن ، فرمین.

فرمین

آنیتا

سوزاندن جسد بسیار محتاطانه انجام شد.

مورد دیگه چطور؟

مثل اینکه حرفهامو گوش نکردی .

من باید حقیقت را بدونم ، فرمین.

گاهی اوقات حقیقت باعث تغییر هیچ چیز .

یا همه چیز میشه

پسر اول

امیدوارم این نمونه ها کافی باشه.

بله،این دندان برای تشخیص دی ان ای خوبه .

هر زمان که نتایج آماده شد به شما اطلاع میدیم.

لو ، بازکن!

من عصبانی نیستم. من عصبانی نیستم.

لو لو

فهمیدم.

- نام؟ - لورد کاررانزا

مواد؟

- کوکائین و الکل. - خوبه. اینجا و اینجا رو امضا کنید.

این بی معنیه

تو اینو پشت سر میذاری ، لو به تو قول میدم

گون

بله ، من این بار خیلی زیاده روی کردم ، اما...

اون کوکائین با چیزی مخلوط شده بود ،نمیدونم چی بود

بابا نمیفهمه ،من قول میدم تو خونه بهتره برام .

شما میتونید پرستار بگیرید

و منم میتونم مدرکمو آنلاین بگیریم ،همونطوری که قبلا در موردش صحبت کردیم،یادت میاد؟

نظرت چیه؟

نه

لو ،تو باید اینجا بمونی

منظورت تو این آشغالدونیه؟

اینجا مسخره است ،من جلسات درمانی رو حفظم ،خب؟

اونا هیچ فایده ای ندارن .

اصلا میدونی اینجا غذاشون چطوریه؟

مزخرفه، من دوباره چاق میشم

نزدیک بود بمیری

مثلا قرار بود مراقب باشی .

این حرفو نزن.

تو میدونی من چه احساسی داشتم...

وقتی کف حمام خوابم برده بود؟

آرامش ، گونزالو.

احساس آرامش کردم تو باید منو اونجا ول میکردی تا بمیرم.

لو لو...

اگه اون خودش نمیخواد اینجا باشه ،هیچ فایده ای نداره

خواهرت چه بخواد چه نخواد به کمک تخصصی احتیاج داره.

اگه توی خونه براش پرستار بگیریم مراقبش باشه چی؟

داره باهات بازی میکنه . اجازه نده

تو مسئول انتخابهای بد او نیستی.

ما با محکم بودن به او کمک می کنیم.

باشه؟

حتی اگه دردناک باشه .

موافقی؟

بنابراین ، با وجود مشغله زیاد ، آمدید.

شما می دونید که من چقدر پدر شما را دوست داشتم.

خب ، اگر او را خیلی دوست داشتی ، پس بلوز آنا ماریا را به من میدادی.

- میخوای باهاش چکار کنی؟ -اونچه که پدرم میخواست.

برای اثبات اینکه این کارانزا بوده که عموی منو

به قتل رسونده ، تا کنترل مونارکا را بدست بیاره.

پدرت یک حرامزاده بود. من از شکستن اون برای شما متنفرم.

پدرت به تو دروغ گفته ، سوفیا.

این کار پدرت بود.

او دستور قتل فاوستو را صادر كرد.

اگه به جستجو ادامه بدی ،پدر خودتو به عنوان قاتل افشا میکنی...

و میراث اونرو نابود میکنی.

حالا هم ،ببخشید منو.

این چه جهنمیه؟

بیخیال ، من بهت یادبدم ،چطوری؟

تو از بچه منم بدتری. گوش نمیدی مرد

خب ، بیا بریم . دوباره تکرار کن این بار سعی کن چند توپ درون آن قرار بدی.

چپ ، چپ ، راست بیا دیگه!

اون دنده چپ را بچسبون ، بچسبون ، بچسب! حالا با دست راست قلاب کن!

پس اتفاقی افتاده؟

ببخشید؟

عزیزم.

بهتره نپرسی.

به من بگو ،میخوام بدونم.

نه ، من تورو میشناسم.

دلت نمیخواد که بدونی

تو لعنتی؟

آره

تو قول دادی تنهایی هیچ تصمیمی نگیریم ، آندرس.

عزیزم ، جوناس هیچ تهدیدی نیست. بنابراین نگران اون نباش.

ممنون بابت راهنمایی.

آره ، خب ، از من تشکر نکن.

به من بگو که به چه کسی کمک کردم ، چون مطمئن نیستم کار درستی بود.

کار درستی بود.

من بیشتر از این نیاز دارم ، چون اگه قراره به خودم و خانواده ام خیانت کنم ،

فکر می کنم لیاقت این رو دارم که دلیل اون رو بدونم.

- دیگه هیچ رازی وجود نداشته باشه. -چی میخوای بدونی؟

بپرس.

پدرت به قتل رسیده؟

پس ،بعد از اینکه من به تو زنگ زدم ،جسد اونو بیرون آوردی و جایی پنهان کردی؟

- در واقع ،سوزانده شد - چون تو اونو به قتل رسونده بودی.

آگوستین اینکارو کرد.

چی؟

پدر من مقدس نبود اما...

او تصمیم گرفت قبل از مرگش روششو عوض کنه و کارها رو درست کنه.

او قصد داشت چیزهایی رو که آگوستین نمی خواست افشا کنه.

بنابراین آگوستین او رو کشت.

چرا رفتی؟

اوه ، ایگناسیو...

25 سال پیش ، دیدم که پدرم یک مردی رو کشت .

وارد دفتر او شدم و دیدم که او

چطور داشت اون مرد رو میکشت .

فهمیدم که نمیتونم اینجا بمونم .

بنابراین ، رفتم.

من نمیدونستم.

- عصر بخیر قربان. - بعد از ظهر. لطفا الخاندرو روئداس.

من واقعاً صدمه دیدم

فکر کردم شاید با شخص دیگه ای آشنا شدی ،واقعا نمیدونستم

و این بدترین قسمت بود ، خبر نداشتن.

سعی کردم باهات تماس بگیرم ، دنبالت گشتم

هیچی.

ببخشید.

بفرمایید.

- ممنونم. - روز خوبی داشته باشید.

من شنبدم تو ازدواج کردی.

حتی کارت دعوت هم بدستم رسید

تا حالا فکر کردی اگه از اینجا نرفته بودی ،بین ما چه اتفاقی می افتاد؟

نه

تصمیم گرفتم بهش فکر نکم

تو حبس خودتو گذروندی ،پابلو ،دیگه احتیاجی به دیدن اون دختره نیست .

علاوه بر این ، خانوادش آشغالن.

- مامان ، وقتی گناه می کنی... - آه ، گناه. لطفا.

شما نیاز نداری تا خدا شما را ببخشه ، هوم؟

و چه کسی این حرفها رو به تو یاد داده ؟

هیچ کس منو مجبور نکرده ،این حرفهای خودمه.

آندرس ، لطفا ، با او صحبت کن.

فکر بدی نیست

پسرم هر کاری که باید انجام بده

فکر می کنم همه اش همین باشه. بذارید دوباره بررسی کنم.

- آره. همینه - عالیه.

- همه چیز همین بود؟ - آره.

باشه.

مامان

- چرا اینجایی؟ - نمی تونم دخترم رو برای ناهار بیرون ببرم؟

واقعاً؟

سلام ، کامي ، اون گزارش آماده است؟

نه ، ببخشید ، هنوز کامل نشده.

- اوه... - آنا ماریا کاررانزا.

اوه خانم کاررانزا من سانتیاگو لونا هستم. خوشحالم از دیدنتون

اوه ، در مورد ناهار نمیدونم ، مامان.

اگه کار داری عزیزم میتونم یک روزه دیگه بریم .

نه،شما برید ،کاری نیست که نشه صبر کرد.

میتونم بمونم و گزارش رو تموم کنم.

مامانت اینجاست ،برو خوش باشید .

مامان

خب ،پس تو مدرسه با او آشنا شدی

کی؟

گفتی دوست پسرت تو مدرستونه.

چند سالشه؟

مهمه؟

آره،اگه همسن من باشه مهمه.

من دوستش دارم

و اونم دوستم داره

سن برام مهم نیست

و به هر حال ، شما صلاحیت اینو نداری که در این مورد نظر بدی

شما با ،بابا ازداج کردی که ده سال از شما بزرگتر بود

اون ده ساله، 20 سال نیست ، کامیلا

داری می بینیم چه نتیجه ای داد

اتفاقی که برای شماها افتاد هیچ ارتباطی با سن نداشت.

درسته ،منصفانه است

باهم رابطه جنسی داشتید؟

نه ، مامان ، ما هنوز رابطه جنسی نداشتیم

به هر حال ، حتی اگر داشتیم ،هم مشکلی نبود

من فقط نمیخوام کاری رو مجبوری انجام ندی،همه حرفم همینه

نه اگه آماده آن نباشی

کامیلا ،مطمئم تو فکر میکنی اولین بارت باید خیلی فوق العاده باشه

اما او این کار رو نمکنه

اوه ، به همین دلیله که من نمی خواستم چیزی به شما بگم

- عزیزم - دارم میرم دستشویی.

هرچی سفارش بدید

میخوای اخراج بشم؟

اینطور نیست که به او گفتم. میخواستی چکار کنم ، به او دروغ میگفتم؟

آره ،دقیقا چون میدونی الان چه اتفاقی می افته؟

مادرت به مادربزرگت میگه و کار من تمومه

- او این کار رو نمیکنه - اینقدر ساده لوحی ، مگه نه؟

من واقعاً فکر می کردم تو بهتر از این باشی

منو ببخش

من کسی هستم که به آنا ماریا گفتم چه برنامه ای داری.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left