The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
...معلم فیزیکـمون، آقای مایرک
...با جزییات دقیق توضیح داد
...طبق قانون سوم نیوتن
هر عملی عکسالعملی داره
وقتی اقدامی صورت میگیره باید منتظر عواقبش باشی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
!گندت بزنن
یکیـش برای من؟
چی شد؟ مامان؟
چـــ...؟
.اشلی. ببخشید ندیدمت اونجا چیکار میکنی؟
!وای خدای من، اَش
اشلی؟
نوآ، زنگ بزن 911
زنگ زدم،میرم توی خیابون منتظرشون بمونم
کل؟
چی شده؟ - کل کجاست؟ -
نمیدونم
.خدای من! شملبره ثیو، اسلحهها
شملبر اینجا چه غلطی میکنه؟
نمیدونم ولی داره میره
لطفا بذار بیرونش کنم
.آشغال داره آشپزخونهـم رو داغون میکنه این یکی مال خودمه
چطور این بچهها انقدر الکل خوردن؟
به گمونم مثل ماریجوانا کشیدنشون
داره چه غلطی میکنه؟ - دنبال یه چیزی میگرده -
دنبال چی؟
اون چیه؟ - احضار کنندهست -
توی قبرستون پیداش کردم - احضارکننده رو آوردی خونه؟ -
نمیدونستم چیه
اون لعنتی رو از فرشم دور کن
جولیت آناستژا فیرمانت
اصلا میدونی ساعت چنده؟
سباستین
مامان، نکن
واقعا؟ - چی شده؟ -
اولین قتلش
جولیت، حقیقت داره؟
چی حقیقت داره؟
تو این کار رو نکردی
...من
خیلی سریع اتفاق افتاد
میدونستم غریزهـت بهت غلبه میکنه
.ترتیب همه چیز رو میدیم بابات جنازه رو از بین میبره
کی بود؟
...مهم اینه که تموم شده
و یکشنبهی بعد مراسم تقدیس خواهرت رو برگزار میکنیم
یکشنبهی بعد نمیتونم
بن میاد دنبالم تا مجموعهها رو رنگ کنیم
جولیت
ماه کامل بعد از اولین قتل
،برای الینور هم همینطور بود و دو هزار سال قبل از اون هم همینطور بوده
خیلی خستهـم
معلومه که خستهای
برو، عزیزم. برو
برو یکم استراحت کن
...توی خانواده هیچ روزی مهمتر از
مراسم تقدیس نیست
مراسم مانستر بال؟ - انقد مزه نریز، عزیزم -
قشنگم، برو استراحت کن
...مطمئنم براکوس از توسکانی میاد و
باید به مادرم زنگ بزنم
نصفه شبه
دختر کوچولومون برای خودش خانمی شده
دیگه مهم نیست ساعت چنده
کی میخوای واسه این ریدمانت عذرخواهی کنی؟
عذرخواهی کنم؟ برای چی؟
چیزی که مال تو نبود رو برداشتی و آوردی توی خونهـمون
آپولو، کار ما پیدا کردن گنج توی قبرستون نیست
من خودم بابا دارم، ثیو
آره، و شانس آوردی اینجا نیست
،اون چیزی که برداشتی
اون شمبلر لعنتی رو کشوند به خونهـمون
باعث شد روی تمام قوانینی که محافظهای انجمن تعیین کرده بودن پام بذاریم
خونهـمون با خاک یکی شد چون نتونستی از یه قانون ساده پیروی کنی
دزدی نکن
آره، نباید خودمون رو به کشتن بدیم
باشه. متوجه شدم
اصلا توی قبرستون چه غلطی میکردی؟
مردم همینطوری نمیرن اونجا و احضارکننده نمیندازن زمین
آره، و شکارچیها هم نمیرن برشون دارن
آخرین عکسیه که از مادرم دارم
ببخشید، من مقصرم. درستش میکنم - نمیخوام درستش کنی -
خودش اون قاب رو ساخته بود
قبل از کارات فکر کن
...پس واسه همین انقدر گوشتلخی
چون قبل کارات فکر میکنی؟ - یه کاری کن -
!هر دوتون خفه بشین
و قبل از اینکه عصبانی بشم اینجا رو تمیز کنین
هی
داری چیکار میکنی؟ فکر کردی ندیدمت؟
...مامان، من - یالا برو خونه -
کجا بودی؟
میدونم، ببخشید، زمان از دستم در رفت ...و میخواستم زنگ بزنم
نه، ما شکارچی هستیم، کل
هیچی از دستمون در نمیره
...اولین کاری که باید - به یه خونآشام دشنه زدم -
چی داری میگی؟ - اولین قتلم -
به گمونم
.بهش دشنه زدم از هوش رفت و فرار کردم
از هوش رفت؟ یعنی غش کرد؟
پودر نشد؟
پس خونآشام نبوده، کل - بود. مطمئنم بود -
وقتی به یه خونآشام دشنه بزنی میفهمی
شک نمیکنی
بلافاصله باید بسوزنن و خاکستر بشن - میدونم، معمولا اینطوره -
ثیو یکی رو توی قبرستون کشت، یادته؟
نمیدونم چرا این یکی اینطور نشد
باشه، صبح دربارهـش حرف میزنم
برو بخواب
ترسوندیم
تو ترسوندیم. هنوز چیزی ندیدی؟
اولین خونآشامیه که بابا کشته
هی، عزیزم، آروم باش
آروم باش - ببخشید -
خب، آسون بود
بدترین هیولاها اوناییاند که به شکل انسان درمیارن
هیچوقت یادت نره
کلایپی
بیدار شو
چرا اینطور بالای سرم وایسادی؟ - بلند شو، باهام بیا -
خانم فیرمانت، نباید بیاین اینجا
مالکوم. خیلی با مردهها وقت میگذرونی
گند میزنه به خلق و خوت
چی میخوای؟ - ،پول، قدرت -
و یه لباس سیاه زیبا
شنیدم یه جنازه داری
خب اینجا سردخونهست
فکر کنم منظورت اون دخترست، استنتون
آروم باش، من توی دادستانی ناحیه کار میکنم
به عنوان یه کارآموز با حقوق
که برای پدرش کار میکنه
اشلی استنتون
هفده ساله
.وقتی جوونن آدم بیشتر ناراحت میشه زیادی خوشگذرونی میکرده؟
جیگرش رو درآورده بودن
انگاری به تو بیشتر خوش میگذره؟
جنازه رو نشونم بده
داری شوخی میکنی - باور کن نازک نارنجی نیستم -
هنوز توی رگهاش خون هست
مطمئنم دوباره اتفاق میفته
وقتی تازهکار بودم جنازههایی مثل این رو دیدم
،جسد شکافته شده بود بعضی از اجزای بدن نبودن
سنـت قد نمیده ساوانای قدیم رو به خاطر بیاری
به قدر کافی دیدی؟
...باید برم این رو بنویسم و - مالکوم -
ضربه به سر بود
چی؟ - هیچ نشونی از هیچ چیز هیولایی نیست -
همهی اجزای بدنش سر جاشن
درجهی الکل توی خونـش 8 دهمه
اون افتاده و به سرش ضربه خورده
یه تصادف غمانگیز
آره، واضحه
اتفاقی مرده
تو هم توی قمقهـت ویسکی نخور و وانمود نکن چایه
باعث میشه دقتت بیاد پایین
نگران نباش، به ارواح نمیگم
گفتی صبح دربارهـش حرف میزنیم - الان صبحه -
دوباره اون کابوس رو دیدم
متاسفم
تو یه شکارچیای که اشتباه کرده
احتمالا یه مدت اذیتت میکنه
خیلیخب. یه لطفی کن
نشون بده دیشب چطور به اون خونآشام دشنه زدی
چی؟ - گفتم نشونم بده چطور بود. زود باش -
توی انباری بودیم یه جورایی بهم نزدی بودیم
توی انبار چیکار میکردین؟
بازی جرات و حقیقت بود
بگذریم، خم شد سمت من و نیشهاش رو دیدم
...پس من
گفتم دقیقا چیکار کردی
دوباره
دوباره
دوباره، کل
حالتت عالیه
مطمئنی نیشهاش رو دیدی؟ - آره -
خیلیخب
باشه
باید بری مدرسه
سرت رو میندازی پایین چهار دنگ حواست رو جمع میکنی
فهمیدی؟ - آره -
باشه
زود باش
چی شده؟
.کارآگاه اور آوردش جولیت توی مهمونی جاش گذاشته بود
.ضربه به سره چرا جولیت این کار رو میکنه؟
اولین قتلش بوده
شاید یکم جو گیر شده
انقدر نگران نباش
داستان چیزی بیشتر از جو گیریه
.ما سلاخی نمیکنیم، مارگوت تغذیه میکنیم
واسه همین نگرانم
میدونم نگرانی
هنوز یکم ویژگیهای انسانی داره
نگرانم چون نمیخوام جولیت شبیه اون بشه
هیچیش شبیه اون نیست
لتی
.بذار جمعبندی کنیم. جشن، جشن، جشن برق رفت، برق اومد
یه دختری که زخم کاری خورده پایین پام پیدا میشه
No comments yet. Be the first to leave one.