The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
این یکی خیلی عجیب بود
،گاهی اوقات وقتی بیدار میشم
تپش قلب دارم و گلوم هم درد میکنه
نمیدونم داروها دارن رویاها رو واقعیتر میکنن
با به خاطر اوناست که بدتر نیستن
حتی توی روزهای خوب هم حس میکنم نمیتونم قاطی بقیه بشم
انگار بقیه به جواب همه سوالات رسیدن
لباسهایی که میپوشن
گروههای موسیقی که دوست دارن
شخصیتشون
شخصیتی که میخوان داشتهباشن
و من تنها کسی هستم
که مجبوره تظاهر کنه
!جولیت
صبح بخیر، عزیزم
خوب خوابیدی؟ - اره -
اینها رو برات پر کردم
تقریبا تموم شدهبودن - به این زودی؟ حالت خوبه؟ -
خوبم
البته که حالم خوب نیست و اونا هم این رو میدونن
فقط میخوان به این موضوع اعتراف کنم
ولی این کار رو نمیکنم
چون این کار باعث میشه همه چی تموم بشه
و برای اتفاقات بعش آماده نیستم
جولیت
از تولدت سه هفته گذشته
میدونیم که نگرانی، ولی ...جفتمون فکر میکنیم وقتشه که
صبح بخیر
صبح بخیر
الینور، کل شب بیرون بودی؟
حالا که اومدم خونه، واقعا اهمیتی داره؟
تا وقتی برای من کار میکنی، اهمیت داره
تاحالا شده دیر کنم؟
الینور، الگوی من
یه روزی میاد که منم یه دختر بااعتماد به نفسی میشم
که پشیزی برای نظر پدرومادرم ارزش قائل نمیشم
جولیت، میشه به بن یادآوری کنی ما زنگ در داریم؟
خودش میدونه
درمورد اینا بعدا حرف میزنیم؟
این رنگ بهت نمیاد
ببخشید
خیلی بهتر شد عزیزم
یه روز، میکشمش
هیچوقت بهت اجازه این کار رو نمیدم
خانم فیرمانت، اقرار میکن
شما زیباترین دلربایی هستین که تاحالا دیدم
خیلی به من لطف دارین
بن ویلر از اون پسرهایی هستش که عاشقشون میشی
،از وقتی به دنیا اومدیم توی چالهها آب بازی میکردیم
و همه کتابهای داخل کتابخونه مادرم رو میخوندیم
وقتی 12 سالمون بود، برای یه ماه با هم قرار میذاشتیم
،قبل از اینکه جفتمون فهمیدیم
،خب
دلمون واقعا چی میخواست
حالا اون شده بچه باحاله
ستاره ورزشی که به همه مهمونیها دعوت میشه
و محبوبیت من هم به خاطر ارتباطم با اونه
،خلاصه که میخوام بگم
وقتی همراه بن هستم، قاطی بقیه میشم
بدنم هنوز در حال تغییره
هنوز به شدت سردرد دارم ،ولی کسی نمیدونه
چون اون کاری میکنه حس کنم عادی هستم و اینطوری به نظر بیام
،همینطور باحال و سکسی ولی نمیخوام زیادی سعی کنم
اره
به چی داری میخندی؟
قیافت
خیلیها از این قیافه خوششون میاد
نوا هرینگتون از این قیافه خوشش میاد
نوا هرینگتون یه دوستدختر داره
.نوا هرینگتون سردرگمه ولی همجنسگراییش رو اعلام میکنه
بازم سردرد گرفتی؟
اره
جلوی آفتاب نرو
باعث میشه بدتر بشن
بیا
بهتر شد
یه تلاش دیگه برای عادی جلوه کردن
ساعت 9 بیام دنبالت؟
برای چی؟ - مهمونی -
توی خونه نوا، قول دادی بیای
چرا همچین قولی بدم؟ از مهمونیها متنفرم
ولی عاشق منی و مجبوری بری
تو داداش پسرجورکن خودمی
آبجی
آبجی پسرجورکن
،ببین، نمیخوام مزاحم درد فراقت بشم
ولی میتونی بری باهاش حرف بزنی
حرف زدم
...اره، مطمئن باش با هم
حرف زدیم
...تو توی کلاس
بعدا میبینمت
خیلیخب. چطوره با یه چیز کوچیک شروع کنی، مثل اسمت؟
میتونیم فیلم سیرانو رو پیاده کنیم ...که من بیام
میدونم سیرانو چیه
و نه
خیلیخب
برگردیم سر مهمونی
.اون کت پرادا رو خریدم احتمالا شلوار قدیمی بپوشم
.که بهم نگن لباسهای برند فقط میپوشه !مواظب باش
عذرمیخوام
واقعا عذرمیخوام
عذرمیخوام. تقصیر من بود
سلام
سلام
جولیت هستی، درسته؟
با هم کلاس انگلیسی داریم
اره
و فیزیک
و تربیت بدنی
تو کلایپی هستی؟
کل کافیه
چرا؟
چی؟
منظورم اینه که از کلایپی خوشم میاد
عجیبه
...منظورم اینه که
قشنگه - واقعا؟ -
کلاسیک؟
کلاسیکه؟
باید با برادرهام تسئوس و آپولو هم آشنا بشی
امشب یه مهمونی قراره برگزار بشه
توی خونه نوا
دوستم بن میخواد برم
چندان اهل مهمونی نیستم
منم همینطور
احمقانهان
...ولی قول دادم برم، پس
قراره اونجا باشم
،اگه تو هم تصمیم گرفتی بری شاید اونجا ببینمت؟
اره
خیلیخب
ایول
صبرکن
نگران نباش
گرفتمش
میخوای یه آرزو کنی؟
فکر کنم اون رو برای مژهها میگن
امشب؟
خیلیخب
عالیه
فوقالعاده است
اونجا میبینمت، کلایپی
به نظرم قبلش توی کلاس انگلیسی میبینمت
اره، درسته
آقای پورتر
خداحافظ
دلت نمیخواد این یکی رو از دست بدی
همه قراره بیان
امیدوارم اون یه نامه عاشقانه به فلانری اوکانر باشه
بله استاد. همونه
همیشه حساس بودم
ولی داره بدتر میشه
،هر روز
،دنیا یکم واضحتر میشه
یکم پرسروصداتره
،و امروز
درست وقتی فکر میکنم ،دیگه نمیتونم تحمل کنم
به تو برخوردم
خانم برن. میدونم که تازه ،انتقالی گرفتین به اینجا
ولی حتما نحوه کار ساعتها که مثل مدرسه قبلیتون هست
عذرمیخوام
مشکلی نیست
حالا که اینجایین، اگه میشه درس رو شروع کنین
هیزل موتز رو به جلو
روی صندلی سبز و مخملی قطار نشستهبود
لحظهای به نحوی به پنجره مینگریست ،گویا میخواهد از آن به بیرون بپرد
لحظه دیگر به راهرو طرف دیگر واگن قطار
...قطار به سرعت از میان جنگلها
تو کی هستی کلایپی برنز؟
چرا الان پیدات شده؟
،همش میترسم به محض اینکه پلک بزنم
تو ناپدید بشی
،زمینهای شخمزده شده از پس یک دیگر گذشتند
و گرازهایی که در میان پستیوبلندیهای زمین پرسه میزدند، شبیه به سنگهایی بزرگ و خالدار مینمودند
ممنونم، کلایپی
خب بیاین درمورد فضاسازی حرف بزنیم
فضاسازی توی داستان هیچوقت یه پسزمینه ساده نیست
،یه شخصیته
معمولا اولین شخصیتی که باهاش آشنا میشیم
...پس مهمه که توجه کنیم
تو اولین کراش من نیستی
حتی دومیش هم نیستی
،ولی این یکی حس متفاوتی داره
شدیدتره
انگار میدونم که قراره به هم برسیم
فقط نمیدونم کِی
مسخره است، ولی وقتی اینطوری ،توی سرم میچرخی
بقیه چیزا ناپدید میشن
یهجوری، یه ساعت توی پنج دقیقه میگذره
یادتون باشه که باید نوشتههاتون رو چهارشنبه تحویل بدین
امتحانات میانترم هم جمعه است
این تاریخها رو توی گوشیهاتون یادداشت کنین
اون نرمافزارهای تقویم برای همین کارن
امشب میای؟ برد هم میاد، مگه نه؟
باید بیاد. اون قراره آبجو بیاره
خوبه
لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.