The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
توی ساوانا
وقتی آسمون تاریک میشه میدونید که یه طوفان بد تو راهه
با صدای هر رعد و برق از خودتون میپرسید
کی بالاخره آسمون از هم باز میشه و راحتمون میکنه؟
بجنب! باید بریم
ولم کن
بذار برم
هی زالو!
مارگو
تالیا
- تو خوبی؟ - آره
خوبه. بریم
- ما که نیزه نقره استفاده کردیم - چرا نمیمیرن؟!
بیا بریم. بدو
هی
فکر کردم بابا مسئولیت نگهبانی بهت داده
آره. اما مامان همیشه میگفت بهتره هرجا برادرم میره، دنبالش برم
هواتو دارم
درضمن، اینجا کمک من رو لازم داری
کلی خونآشام اینور اونوره
- لعنتی - قاعدتا نباید اینجوری باشن!
باید از اینجا بریم. بدو
- برمیگردیم - نمیتونیم تس رو ول کنیم
به تس گفتم کنار بیاد کنار نهر
تو عضو انجمنی باید به خانواده من کمک کنیم
تو کی باشی که بخوای درمورد خانواده برای من سخنرانی کنی؟
همون موقع که به اون خونآشامها گفتی فرار کنن خانواده خودت رو فروختی
قول میدم تقاص این کارت رو پس میدی
تو هم همینطور
هی
تن لشت رو بنداز تو ماشین
عه ببین مهمونهامون
به همین زودی میرید؟
از اینجا برو جولز
- بکش عقب - برو
- کل - قراره کیف کنم
بیا بترکونیم
برو تو ماشین
کل
تکون بخوری به خورد خانوادم میدمت
لعنتی شبگرد
اون...؟
خیلی
من چهکار کردم؟!
من رو نجات دادی
پاهاشو بگیر
- بعدش چی؟ - بعد فکرشو میکنیم
- تو والدین من رو کشتی - کمک هم داشتم
- تس متاسفم. باید از اینجا بریم - صبر کن
- بریم. باید بریم - شاید هنوز نمرده باشن
- برو - چک کن
چک کن
کی میخوای دست از خفن بازی برداری؟
- تس نمیاومد. چهکار باید میکردم؟ - سرجات بمونی
در عوض قهرمان بازی کردی
اون عوضی والدین من رو کشت
میدونم. متاسفم. خیلی متاسفم کل میدونه ما برگشتیم؟
کل! کل!
تو اتاقش نیست. گوشی هم جا گذاشته
- ماشین کوک بیرون نیست - بهش زنگ بزن
- همین الان بهش زنگ بزن - زدم. به اعضای انجمن هم زنگ زدم
- قراره رد تلفنشو بزنن و خبر بدن - شک دارم
حرفهای مامان بابام رو شنیدم
هرجا برده باشدش، اعضای انجمن میدونن
عزیزم، بیا اینجا
- میخوام برم خونه - میدونم
واقعا متنفرم که بخوام این لحظه زیبای خانوادگی رو خراب کنم
اما این نقره داره اذیتم میکنه
میدونید که حساسیت دارم
اصلا فکرش رو نمیکردیم غیرمنتظره بود. وگرنه هرگز
- تو این موقعیت قرارت نمیدادیم - الینور کمکم کن
خدای من! بابا
- جولیت، کجاست؟ - نمیدونم
- الینور؟ - خوبه
خوبه
من خوبم. باید اون یکی یارو رو میدیدید
ماموران من بهم اطلاع دادن که اون هیولاها پسرتون رو گرفتن
مادر
سرعت خوب شدنش کافی نیست
نمیدونم چهطور قراره خسارتهایی که اینجا به بار اومده رو جبران کنم
نشنیدی چی گفتم؟
اون یه وارث خالص نیست
خوب شدنش سرعت کافی رو نداره
الان مردن یا زنده موندن دو رگه تو کمترین نگرانیمونه
کمترین نگرانی؟ میدونی که اون همه چیز منه
دارم ازت درخواست کمک میکنم اون زنده نمیمونه اگر تو...
هر وارثی که امشب اینجاست
داره با خودش فکر میکنه که اونهارو به شکارچیها فروختیم
آیا واقعا وخامت اوضاع اینجا رو درک نمیکنی؟
عذرمیخوام، من باید ترتیب کارهای امنیتی رو بدم
تا مهمونهامون رو از مهمونی پر شکارچی تو ببرم بیرون
تو هم بهتره وقتت رو بذاری رو اینکه بفهمی پسرت رو کجا بردن
با زنگ زدن به دوستت میخواستی فکرش رو بکنی؟
هنوز دارم فکر میکنم
- کار فوریت چیه؟ - خدای من
- چرا ژاکت من رو پوشیدی؟ - سردم بود
یادته که قول انگشتی دادیم
که تحت هر شرایط و اوضاعی، همیشه به هم کمک کنیم؟
- بدون هیچ سوالی - هرموقع، هرچی، هرجا. چی شده؟
ببین
- اوضاع خیلی داغونه - میدونم
چهکار باید بکنیم؟
با دور انداختن غذای یه سال مونده شروع میکنیم
چی؟
چی؟
- کجا رفته؟ - کی؟
یارویی که مرده بود
خدای من
دنبال چی میگردیم؟
بانی، این دوست جدید جولیته. کلایپی
دوست معمولی؟ یا از اون دوستهای ویژه؟
- مامان - چیه؟
خودت بهم درمورد بوس بوس کردنهای جول
تو مهمونی دوست پسر یواشکیت گفتی
- چرا انکار کنیم پس؟ - بانی
لیوانت داره عرق میکنه
ای بابا بد شد که
شما دخترها میتونید بیاید تو یکم پای شکلاتی بخورید
البته اگر گشنه چیزی غیر از خودتون بودید
شب بخیر خانم ویلر
- خدای من - خدای من
شب بخیر لتی. هروقت عاقل شدی میبینمت
نه نه نه!
نه، بن!
- تو کی هستی؟ - یارویی که مرده بود
بن!
- لتی بیا بریم - جولز
لتی بیا بریم. ازش دور شو
خدای من
خدای من
خدای من...لتی
عسلم، خوب به نظر نمیآی
من...
- من خوبم - آره
هی. هی
آخ
بیا تو تختت
- نمیخوام دراز بکشم - پس بشین
باشه
بخور
خدایا
تو یه بار من رو نجات دادی. زندگی بهتر از رویاهام بهم دادی
نه
قرار نیست خداحافظی کنیم
بهم قول دادی حداقل هزار سال باهم باشیم
- چیه؟ - مامانبزرگ پیشنهاد داد که
خونمون رو بسوزونیم
خب
تو، بیا پیشم. بشین اینجا
- سلام - سلام
- درد داری؟ - نه
بهم قول بده نذاری داوینا مامانت رو اذیت کنه
نه
امکان نداره
حتی تلاش نکن که ادای مردن دربیاری
نباید من رو تو این اوضاع گه تنها بذاری
میتونم کمکی بهت بکنم؟
آره
به مامانت کمک کن
درخواست کمک نمیکنه ولی میدونم لازمش داره
نه. الان تو رو تنها نمیذارم
اینها جواب نمیده
وارثها هنوز زنده هستن تک تکشون
و من هم نمیدونم بچهم کجاست
انجمن همین حالاش هم دنبال کلیتون کوکه
و با توجه به این بهت قول میدم که کل برمیگرده خونه
قول میدی؟ همونجور که به مایک و سارا دادی؟
کل پیش اونهاست؟
معلومه که نه. زودی میاد خونه
برو بالا دراز بکش
باشه؟ میام بالا بهت سر میزنم
شاید بهتر باشه پیش خودمون بمونه
انجمن قوانینی داره
در حال حاضر قوانین انجمن به عنمه
درک میکنم که درد زیادی رو تحمل میکنی
اما این یه ماموریته
برد و باخت داره
و تا جایی که به انجمن مربوطه تو امشب یه برد مهم داشتی
دوستانمون مردن
و بچه من گم شده
اونوقت ازم توقع داری حس برنده بودن داشته باشم؟
کوک رو پیدا کن
مجبورش کن کل رو برگردونه. حالا
شماها چیزی از رضایت طرفین حالیتون هست؟
هیچی جواب نمیده
یهجا نوشته کوریوم ضعیفشون میکنه
اما یه عنصر رادیواکتیو شدیدا سمیه پیدا کردنش هم خیلی سخته
به روش سنتی انجامش بدیم خب. بندازیمش ته روخونه
- و بذار زمان و فرسایش جادوی خودش رو بکنه - رودخونه ساوانا خیلی دور نیست
اگر بتونید از پس دروازهها و فاضلاب بربیاید واقعا شانس خوبی دارید
اما من میتونم نفسم رو خیلی خوب نگهدارم
پس از زمانبندیتون مطمئن بشید
من که میگم کونشو پاره کنیم و استخونهاشو تیکه تیکه کنیم
باحال به نظر میاد تا حالا شده دم مار رو ببری
و ببینی که دوباره درمیاد؟ آره ما هم همینجوریم داداش
- پس گمونم مشکلی نداشته باشی که تستش کنم - صبر کن
اون نشان رو قبلا دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.