The first 200 lines.
⋐ REZA jj ⋑ ¯\_(ツ)_/¯
"آخرین قسمت از فصل اول"
اکسیژن اکسیژن
اینجاست
هنری، چند تا از اینا نیاز داریم؟
هر چقدر که تونستیم حمل کنیم می بریم
لعنت بهش داره خیلی سریع حرکت میکنه
تقریبا از حلقه ۵ خارج شد شما باید عجله کنین
زود باشین
اوه نه
از اون حلقه خارج بشین
از اون حلقه خارج بشین- هنری، زود باش
برو، برو
لعنتی- بیا دیگه-
اینا رو بگیر
ولش کن ولش کن
ما نمی توانیم یکیشون رو هم از دست بدهیم هنری، در بدو
هنری، زودباش بدو
من خوبم
گایدمت، سایرین
بام هنوز از حلقه ۱ برنگشته
کیت، تو نمیری اون پایین- نمیتونیم همون جا ولش کنیم-
اره، میتونیم این فکر احمقانه خودش بود که بره کاوشگر رو داغون کنه
اون همون کسی هستش که بهت خون داد
ری، بقیه با کپسول ها برگشتن ما هم باید بریم
صبر کن، اینجا یک فیلم از سفر دوم به ایریس هستش
...واا
الن
الن، تو کجایی؟
الن
بس کن
الن!
لطفا کمکم کن
الن
این همون آلودگی بود
... پس برای همینه
برای همینه که پروتکل ۴۷ وجود داره
به خاطر اینه که سایرین میدونست یک جاندار متخاصم نزدیک (سیاره) تیا وجود داره
اونا میدونستن و همه ما رو تو خطر انداختن
کیتی کجاست؟- اون رفت که بام رو پیدا کنه-
چطوری میتونیم کمکت کنیم؟ هنری
چطوری میتونیم کمکت کنیم؟
ممکنه چند تا آتروپین توی مرکز پزشکی باشه مترجم:یکی از مؤثرترین داروهای درمانی برای مقابله با مسمومیت عوامل اعصاب آتروپین هستش
خلی خب
اگه این عامل اعصاب (گاز اعصاب) باشه
این تنها چیزیه که حالا میتونه به من کمک کنه
باشه
پیداش میکنم- من بهت کمک میکنم-
بام بام
داری اینجا چه غلطی میکنی؟
نتونستم اینو بشکنم
حتی نتونستم یک فرو رفتگی درست کنم- بلند شو-
زودباش، اینجا امن نیستش- دیگه هیچ جایی امن نیست، کیتی-
پروتکل رو نمیشه متوقف کرد- اره-
خب، در حالی که تو داشتی یک تبر رو اینور اونور تاب میدادی
ما در واقع یک نقشه داشتیم
ما کپسول اکسیژن داریم می توانیم از اون استفاده کنیم تا وقتی که به تیا برسیم
...کپسول اکسیژن
سایرین این سیستم رو طراحی کرده که مطمئن بشه ما نابود میشیم
تو فکر میکنی چند تا کپسول میتونه ما رو نجات بده
ما باید سعی کنیم
مترجم:داره آلمانی حرف میزنه
"پایگاه"؟
...این یعنی - می تونه برگرده-
اوه خدای من راه خروج از سفینه
این میتونه برگرده به تیا
شان
پیداش کردم
چیه- تو جلوتر برو، من ماسک های بیشتری میارم
ما وقت نداریم
تو پادزهر رو به هنری برسون من درست پشت سرت میام
"مکس و سم"
ممنون
از کجا بفهمیم که این اثر کرده؟
باید رنگش سبز بشه تا سم از بدنم بره بیرون
اما اگه این اثر نکرد اکسیژن بیشتری برای شما می مونه
امیدوارم بدونی که من چقدر برات احترام قائلم
از همون ابتدا تو همیشه برای زندگی دیگران ارزش قائل بودی
بیشتر از مال خودت
احساس می کنم همتون رو ناامید کردم
نه
نه نه
تو یه کاپیتان بودی
به اون نگو چه اتفاقی برام افتاد
هنری، تو حالت خوبه؟
من خوبم
فقط خسته ام
ما فقط باید مراحل پرتاب رو فعال می کنیم
باشه
باشه ما باید به بقیه هم بگیم
خدایا، این اصلا پایدار نیست؟
صبر کن صبر کن
"محدودیت وزن"
این همه ما رو نمیتونه حمل کنه
اوه خدای من
گایدمش
بزن بریم
چی؟
زودباش کیتی
تو حالا باید بدونی که اگه اینجا بمونیم موفق نمیشیم
اگه ما به بقیه بگیم ممکن نیست که ما، یکی از اونایی باشیم که سفینه رو ترک میکنه
تو دیوانه ای
ما نمیتونیم همین جوری اینو بدزدیم- چرا که نه-
تو فکر می کنی ما واقعا به یه توافق عام میرسیم؟
کیتی، اونا سعی میکنن هر دوی ما رو بکشن
الان هر کس به فکر خودشه
من هیچ کسی رو ول نمیکنم
من لوگان رو ول نمیکنم
پس فکر کنم این یعنی خداحافظ
خلی خب
خلی خب
تو کسی هستی که باید باهاش زندگی کنه
تو جون لوگان رو نجات دادی
باید بخشی از وجود تو باشه که فکر میکنه تو از این بهتر هستی
به بقیه هم بگیم؟- چه فایده ای داره؟-
اجازه بده تا به تیا برسیم
کیتی، تو کجایی؟
هی، تو خوبی؟ اره خوبم-
خلی خب
چرا شما ها اینقدر طولش دادین؟
چیه؟ چی شده؟
اون کاوشگر
میتونه به تیا برگرده
چی؟- به صورت اتوماتیک به پایگاه برمیگرده-
ما یک راه خروج از سفینه داریم
ما یک راه خروج از سفینه داریم؟
عالیه لعنت بهش بیاین بریم
فقط ۲ نفر رو میتونه ببره
این برای مسافران طراحی نشده- چی؟-
یک محدودیت وزنی وجود داره
صبر کن
تو اینو میدونستی اما نرفتی؟
بطور متفاوتی متقاعد شدم
خلی خب ما وقت زیادی نداریم که برگردیم اون پایین
چطور قراره که تصمیم بگیریم کی سوارش بشه؟
نمیدونم
ما باید باهم دیگه تصمیم بگیریم، درسته؟
اره خلی خب باشه شان و لونا کجا هستن؟
من فهمیدم که علاقه مند به فضای باز هستم
مثل دریاچه پشت خونه مون که اونجا بزرگ شدم
تو روزای گرم با برادرم سم، توش شیرجه میزدیم
نمیدونم
لانا
نام او لانا است
هشت نفر دیگر هم وجود دارند
شان، هنری ، ابیگل
کیتی ،لی
لوگان، بام
ری
اونا میدونند که من هنوز اینجا هستم
من تنها کسی هستم که هنوز اینجام
داری چیکار میکنی؟
زود باش در رو باز کن
نه نه
سلام؟
ری
چه اتفاقی توی این سفینه لعنتی افتاده؟
اسمت چیه؟
لانا
سلام
خلی خب، ضبط ۲۷ تقریبا یک ماه در اورجین اسم سفینه ارجین هستش
من دارم عادت میکنم ...اما زندگی تو یک سفینه، مثل
خب، زندگی توی یک سفینه هستش
من فهمیدم که علاقه مند به فضای باز هستم
مثل دریاچه پشت خونه مون که اونجا بزرگ شدم
تو روزای گرم با برادرم سم، توش شیرجه میزدیم
لانا
چیه؟
فقط عجیبه که تو رو توی پیژامه فضایی نمیبینم
خوب خوابیدی؟
هنوز زنده ام
هی، تشنه هستی؟
اره
چیه؟
تو گفتی که اونو از سفینه بیرون انداختی
وقتی که برگشتم به اتاق فشار
یک خروجی دیگه توی سقف بود یک دریچه تعمیر
اون باید ازش بالا رفته باشه، قبل از این که- اون باید میمرد-
درسته؟- هیچ علامتی از مایع سیاه وجود نداره-
این بیگانه هر کجا که هست داخل اون که محو نمیشه
پیدا نکردن اون، چیزی رو ثابت نمیکنه
اونها نمیتونن بدون میزبان زنده بمونن
به نظر میرسه توی استخر یک مبارزه اتفاق افتاده
میبینی این شبیه سنگ شده
این چه معنی ای میده؟
خب، همین اتفاق برای تیلور هم افتاد
قبل از این که اون کشته بشه تو گفتی تیلور علائم از دست دادن حافظه را از خودش نشان میداد
اون شغلش یادم نمی اومد
این بخش مغز با حافظه ارتباط داره
من واقعا فکر میکنم این میتونه یه چیزی تو همه اینا باشه
با اسکن کردن جواب رو میفهمیم
خلی خب
فکر کنم دیگه آماده هستیم
لعنت
یک پسورد دیگه لازم داریم
...اسکنر شناسایی میکنه
نه
لانا
لانا
اسم من لانا هستش
No comments yet. Be the first to leave one.