The first 182 lines.
.یکی از این سلول رفته بیرون
.نمیدونم به صورت قطعی بفهمیم
.خودت اینو گفتی. ده مسافر ، نُه جسد
.باید پیداشون کنیم
.وایسا
!وایسا
.ما اول باید برگردیم .به بقیه بگو
.وقت نداریم
،اگر یکی این بیرونه و توسط این چیز آلوده شده
.اونا یه خطر برای همه هستن
قراره چجوری پیداشون کنیم؟
.ما این دوروبر رو نمیشناسیم
.این یه چیز از سلول ۵۰ هست .اونا یه دنباله جا گذاشتن
.دیگه نمیتونم ببینم
.لانا، اونجا
.شون، ببین
.اونا رفتن بالا
.باید همه سطحهارو چک کنیم
.حلقه چهارم
.اینجا
.لانا
.این سطحیه که توش بیدار شدیم
،پس نزدیک ما بودن
و ما حتی نمیدونیم؟
.شاید میدونستیم
.میتونن شبیه هر کدوم از ما باشن
.تو خارج از سلول بودی
.ما هممون بیرون بودیم
.دنبال کمک بودم- .راحت باش-
.اون تفنگ رو از جلوی صورتم ببر کنار- .نه-
.من یه دروغگو نیستم
.پس ثابتش کن
.منم توی همون مکان بیدار شدم
چطور باید اینو بدونم؟
.ما همه اینجا غریبهایم
چطوری هرکدوممون باید ثابت کنیم که آلوده نشدیم؟
.ری
.اون میدونه کی از اون سلول اومد بیرون
اگر کسی که فرار کرده بین ما باشه، اون .میتونه شناساییش کنه
.اون میشناسه
.اگر درست بگی، این اون رو توی خطر زیادی میزاره
اون از پسش بر میاد؟
.نمیدونم
.بیخیال، ری. بهت نیاز داریم
.بابا
!بابا-
.صبح بخیر، خدمه
،ساعت ۸ صبح هست
and today's wake-up call is Beethoven's 7th.
.حالا، تن لشتونو از تخت بیرون بیارید
.نمیتونم کمکش کنم
.هر روز صبح بهش فکر کردم ...این
درباره چی حرف میزنی؟
یه طوفان روی سطحش وجود داره که میتونه .سه تای زمین رو توی خودش جا بده
و میخوای با یه سنگ مرمر مقایسش کنی؟
."گفتم "مرمر کون گنده
میبینی؟
.مرمر کون گنده
بعد از چک کردن سلولها پیدام کن، باشه؟
.پرواز کن، قشنگم
.هشدار .کد مسافری آبی
.من یه کد آبی توی سلول ۱۹ دارم
مسافرها بنظر میرسه که از اسپاسم عضلانی .خفیف درد میکشیدن
.یه دکتر توی حلقه ۴ هست .میفرستمش
.ممنونم
.مامور ری
.من دکتر تیلور هستم
چه اتفاقی افتاد؟- .نمیدونم، اون الان شروع کرد تکون خوردن-
.اکسیژن زیادی تو جریان خونش هست
خیلی؟- .اسمش، هیپوفیزه-
اگر تعداد اضافی ازش باشه، میتونه .تبدیل به سم بشه
.مشکلی نیست .مشکلی نیست
.تو خوبی
.تو خوبی
.تو حالت خوبه
باشه، وضعیتش پایداره، ولی بهتره هر .چند ساعت یکبار چکش کنیم
.حداقل برای دو روز بعدی
هر چند ساعت؟ حتی در طول شب؟
چرا، مشکلیه؟- .نه-
فقط فکر کردم اگر یه مسافر به اون سطح از .مراقبت نیاز داشته باشه
.این مسئولیت تو هستش
.تو نماینده این سلول هستی
.فکر میکردم تو بخوای نزدیک یه مسافر مریض بمونی
چیز خیلی بزرگی برای خواهشه؟
جوون؟
.سرعت بادهای خورشیدی صفر هست
.کاپیتان، داریم به حاشیه هلیوسفر میرسیم
آقایان و خانمها، ما در حاشیه فضای بین ستارهای .اینکار رو انجام دادیم
.بزودی میریم توی حالت فعالسازی .یادتون باشه، مردم
بدن انسان برای حرکت با سرعتی بیشتر .از سرعت نور طراحی نشده
.ولی این سفینه شده
.قوانین رو دنبال کنید
.مسئولین سلولها، لطفا، مسافرانتون رو آماده کنید
.بعد هم خودتون رو
تو خوبی؟- .آره، خوبم-
.اتومبیل فو تا لحظاتی ویگر فعال میشود
.همه ما در سایرن سفری امن با سرعت .نور را برای شما آرزومندیم
!کمکم کنید
!کمکم کنید
!کمک
آهای؟
کسی اینجا هست؟
آهای؟
.هی- .ها؟-
.هی، آروم باش
.مشکلی نیست- چه خبره؟-
چرا نمیتونم چشامو باز کنم؟
When you hit your head, you dented the seal around your pod.
شکاف کوچیک بوده، ولی من میترسم که .چشمات اون لحظه بدون حفاظ بوده باشه
این یعنی چی؟
.سفر با سرعت بیشتر از نور هنوز توی .دوره اولیه و رشدش هست
ما هنوز کامل نمیدونیم که چطور بدن .رو تحت فشار قرار میده
من کور شدم؟
.من در سریعترین حالت ممکن که تونستم درمانت کردم
من کور شدم؟
.نمیدونم
...چشمات به زمان برای خوب شدن نیاز دارن، و بعدش- و بعدش؟-
.بعدش میفهمیم قضیه از چه قراره
.آهای .کسی صدامو میشنوه؟
.لانا. هانریام
هانری، باید مطمئن بشی هیچکس درباره .ری نمیفهمه
.ما فکر میکنیم اون توی خطره .تو راهیم
فقط مخفی نگهش دار، باشه؟
.شاید برای این کار یکم دیر باشه
.گفتم باید شهروندای خوبی باشیم
چی میگی؟
.آب رو بده، چسچهره
.بیا
.قبلا خوردم
.یکم بیشتر بخور
کسی از خدمه رو پیدا کردید؟
قطعا. یه مهندس توی سلول پنجاه
.با یه سوراخ توی رودهاش پیدا شده
چی؟
اون کجاست؟
.توی مرکز پزشکی
.اونا دارن سعی میکنن زندگیشو نجات بدن
.باشه. پیشرفت خوبی داشتیم
باشه، ما کجاییم؟
.سلول ۱۹. محلی که زیاد بهش رفت و آمد داشتی
نمیتونیم به سالن غذاخوری یا چیزی بریم؟
من دارم قوانین رو با شما رو شریک .خودم کردن میشکنم
.باشه
.غلاف اول
.پنج امتیاز اگر بتونی بفهمید کی داخله
یه زن، آسیایی؟
.آره درسته .پنج امتیاز برای تو
پس، بهش اسم دادی؟
.من روی همه مسافرام اسم گذاشتم
هر روز اونارو میبینم. میخوام حس کنم که .یکم هم شده اونارو میشناسم
.شگفتانگیزه، خیلی
هرکسی اینجاست انتظار داره که همه چیز .رو پشت سر بزاره و یه زندگی جدید رو شروع کنه
این یکی چطور؟ غلاف ششم
.غلاف شش
موی قهوهای؟- .خودشه-
.حق امتیاز فراری بودنش رو حساب میکنم
،جیب بدون درز .با یه قلب خالی
.و غلاف شماره هفت
.قفاقازیه. شبیه فروشنده مواده
.فکر میکنم روح مهربونی داره
.کشیش- .کشیش گی-
.از جنسیت خودش شکایت میکنه و رنج میبره
.به دنبال یه شروع جدید از کلیسا فرار کرد
Yeah, but little did poor Donald know that Thea was full of comely men.
.اون میتونه بخنده
...آه
...ببین، آم
ببخشید اولش که تازه همدیگه رو دیدیم .یکم سختگیری کردم
.مشکلی نیست. غیرقابل پیشبینی نبودی
...پدرم، اون، آه
.اون مریضه
یا شایدم باید بگم بود. منظورم اینه، الان، من .حتی نمیدونم زنده هست یا نه
.متاسفم
...میدونستم وقتی که
من داشتم باهاش خداحافظی میکردم، رنج میبره ...اما
.اما من رفتم
...وقتی دیدم مسافرها توی غلاف دارن میمیرن، من
.نمیدونم، فقط بهم یادآوری کرد که باید کجا باشم
کاری که داریم میکنیم، هممون باید یچیزی رو .پشت سرمون ترک کنیم
شما میخواید منو با این ملاقاتهای طولانی عصبانی کنید، باشه؟
.خیلیخب، خیلیخب، بزن بریم .بیا
.خداحافظ، بچهها. خوش بگذره
No comments yet. Be the first to leave one.