The first 200 lines.
تیم یک تحقیقات جرایم خشن به صحنه رسیده.
سرتیم سئو از تیم پزشکی قانونی کار بررسی صحنه رو شروع کرده.
شروع به مسدود کردن ورودیهای پارک ساحلی نودوچئون میکنیم.
فیلمهای دوربین مداربسته از مسیرهای اطراف و پارک رو به دست آوردیم.
مدیر کیم، خبرنگارا از قبل اینجا هستن.
سونگ گیو، خبرنگارا رو کنترل کن و خط پلیس رو عقبتر ببر.
باشه.
هیوک، کنترل جمعیت ورودی رو بسپر به بقیه افسرا و زود بیا اینجا.
بله.
خبرنگارا چی؟
اونا بعد از دیدن...
جسد قربانی که در شبکههای اجتماعی پست شده بود، اومدن واسه همین کنترلشون سخته.
محاصره صحنه کامل شد.
خوشبختانه، صحنه جرم دستنخورده باقی مونده.
رئیس، چقدر دیگه طول میکشه؟
یه لحظه صبر کن.
قربانی کیم هیون وو، ۴۳ ساله هستش.
علت اولیه مرگ خفگی ناشی از فشار به گردن به نظر میرسه.
نه موبایلش و نه کیف پولش همراهش نبود.
قربانی چطور شناسایی شد؟
یه پابند الکترونیکی به پا داشت.
بعد از محکومیت به تجاوز جنسی، ۸ ماه بود که از زندان آزاد شده بود.
هی، شما اونجا کنار صحنه چیکار میکنید؟
برید اون طرفتر کارتون رو انجام بدید.
اومدی؟
یافتهی خاصی هست؟
یه جای تزریق روی گردنش هست و زبونش بریده شده.
هنوز زبون بریده شده رو پیدا نکردیم.
دمای بدن رو اندازه میگیرم تا زمان مرگ رو تخمین بزنم.
سرتیم سئو، یه لحظه لطفا.
اول...
از پایینتنه به بالا بررسی کنید.
متوجه شدم.
رئیس بخش!
از پایین...
زبون بریده شده رو پیدا کردیم.
رئیس بخش!
این...
مدیر کیم!
اول صحنه رو کامل و حسابی امن کنید.
بله.
نمیتونید وارد بشید.
لطفا عقبتر برید.
لطفا عقبتر برید.
چیزی پیدا کردی؟
تیم پزشکی قانونی الان یه زبون بریده شده توی مقعد قربانی پیدا کرده.
چیز دیگه ای نیست.
خدای من! زبونش؟ زبونش؟
خب...
من تا حالا با همچین پرونده قتل عجیب و غریبی برخورد نکرده بودم.
جونگ هو، تو هم اولین بارته، درسته؟
بله.
اصلا باید چیکار کنیم در مورد این؟
ما حتما قاتل رو پیدا میکنیم.
قاتل رو بگیرید! قاتل رو بگیرید!
از پاییز گذشته، با تمرکز بر وونگسان و یئونپو...
عامل پشت این قتلهای فجیع فورا دستگیر شده...
و در حال انتقال به ستاد تحقیقات ویژه است.
بله، خبرنگار پارک. مردم این قاتل رو «ملکه مانتیس» صدا میزنن.
چرا؟
تمام قربانیهای شناساییشده...
مردانی بودند که مرتکب خشونت علیه زنان، از جمله همسرانشان، شده بودند...
یا مشکوک به آزار و اذیت کودکان بودند.
آخوندکها حشراتی هستند که معمولا بعد از جفتگیری...
سر نر رو گاز میگیرن و جدا میکنن.
خودروی انتقال زندانیان الان داره میرسه.
داره میاد، داره میاد.
هل ندید! هل ندید!
هل ندید! عقب بایستید!
از کی برای این کار برنامهریزی کردی؟ به خانواده قربانیان چیزی بگو!
هر پنج اتهام قتل رو قبول داری؟
حرف آخرت چیه؟
هر پنج اتهام قتل رو قبول داری؟
رئیس، لطفا یه بیانیه بدید.
همه اتهامات جنایی رو قبول داری؟
رئیس!
هر پنج اتهام قتل رو قبول داری؟
چرا اونا رو کشتی؟
به همه جرایم اعتراف میکنی؟
ما تونستیم...
از مظنون در مورد پرونده اعتراف بگیریم...
اما بعد از تحقیقات کامل، یک نشست خبری رسمی برگزار میکنیم.
لطفا به خانوادههای داغدار چیزی بگید.
لطفا نظرتون رو بگید.
در حالی که ملت ما خودش رو آماده میکنه...
برای جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن...
ما در برابر جرایم خشونتآمیز ایستادگی میکنیم.
هیون وو...
پس تو رفتی چانگهیوندونگ، هان؟
با کی گوشت دنده خوک خوردی؟
من میفهمم با کی ملاقات کردی...
و چطور زبونت بریده شده.
من همه چیز رو فاش میکنم.
دوربین مداربسته دروغ نمیگه. آه... مدیر...
برو یه کم استراحت کن.
چند روز ازش گذشته دیگه؟
ببخشید، مدیر...
نمیبینی دارم تمرکز میکنم؟
اُپا...
بهم قدرت بده.
عجب!
چیکار کردی؟
میدونستی همچین واکنشی نشون میده، بازم اینو سفارش دادی؟
آره. اه، بیخیال!
مدیر. مدیر کیم.
مدیر! هی، مدیر کیم! با ۹۱۱ تماس بگیرین!
باشه. هی، مدیر کیم!
دولت برای برگزاری گفتگوهای صریح اعلام آمادگی کرد
و پیشنهاد داد تا بلافاصله پس از بهبودی، مذاکرات بین حزبی برگزار شود
زمانی که وضعیت سلامت نخست وزیر بهبود یابد.
پیش از این گزارش داده بودیم درباره جسدی که دیشب پیدا شد
نزدیک نودوچئون در شهر نامسئونگ.
حدود ساعت ۸:۳۰ شب، یک ساکن که در نزدیکی رودخانه قدم میزد،
جسد را کشف و به پلیس گزارش داد.
با دریافت گزارش، پلیس جسد را جمع آوری کرد
و اعلام کرد که برای تعیین علت دقیق مرگ، کالبدشکافی انجام خواهد شد.
پلیس، با توجه به نشانههایی که حاکی از آن است
جسد جابجا شده و جراحات روی آن وجود دارد،
در حال بررسی احتمال قتل است
و برای شناسایی شاهدان تلاش میکند
و دوربینهای مداربسته اطراف را بازبینی میکند.
امروز، کمیسر هونگ سئونگ پیو از ایستگاه پلیس استان جنوبی
اعلام کرد که هویت قربانی قبلاً تأیید شده است
و اینکه تحقیقات
بر روی افراد نزدیک به قربانی متمرکز شده است.
اینجا!
اون طرف!
کسی اونجاست؟
لعنتی!
هی، زنگ بزن به آمبولانس!
بله، متوجه شدم.
آقا!
ما پلیسیم.
میتونین منو ببینین؟
صدامو میشنوین؟
آقا!
آمبولانس الان میاد.
خانوادتون در امانن.
شما میتونین دوام بیارین.
اون کسی که این کارو کرده رو پیدا میکنیم.
پس بیدار بمونین.
کی این کارو کرد؟
یادتون میاد کی بهتون چاقو زد؟
آقا!
کلاه زرد.
ژاکت آبی.
کلاه زرد و ژاکت آبی.
سریع برو!
اینجا دو نشونه مواد مخدره، دو نشونه دیگه مواد مخدر.
کلاه زرد، ژاکت آبی!
ببخشید!
مشکلی نیست. شما خوبین.
با آمبولانس تماس گرفتیم.
فقط یه کم دیگه تحمل کنین.
مامان! مامان!
آقا!
آقا!
مامان!
مامان!
نکن! وایستا!
خانم!
تکون نخورین!
آروم باش مامان.
عزیزم!
خطرناکه!
بیا پیش من مامان.
خانم!
شوهرت همین الان مرد، مامان.
شوهرت مرده.
حتی موقع مرگ هم
دروغ گفت که کس دیگهای بهش چاقو زده.
میخواین بچهتون هم بمیره؟
خانم!
مامان!
مامان!
نکن!
هیولا!
فقط بمیر!
اینجا بچه هست! دیوونه شدی؟
چه مرگته؟
گفت که ناگهان احساس گیجی کرده.
این روزا حتی مدیر کیم رو ندیدیم که بره خونه.
من از وضعیت باخبرم.
ولی فعلاً هیچ نیروی کمکی برای تیم نخواهد بود.
رئیس بخش!
همه ما واقعاً تحت فشاریم.
لطفاً اصرار نکنید. جایگاه سرپرست تیم خالیه، درسته؟
بله.
فکر میکنم مدیر کیم نا هوی برای این کار عالی باشه.
مدیر کیم؟ بله.
بله، اون اساساً همین الانش هم داره نقش سرپرست تیم رو ایفا میکنه.
و همه ما باهاش مشکلی نداریم.
اگه بالادستیها فقط همین یه بار ازش حمایت کنن،
ما واقعاً سخت کار میکنیم.
متوجه شدم.
به زودی حکم رسمیش رو صادر میکنم.
ممنونم.
وفاداری.
ممنونم.
چرا شلیک کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.