Queen Mantis

Queen Mantis (사마귀: 살인자의 외출)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Queen Mantis 2025 S01E04 1080p VIKI WEB-DL AAC2 0 H 264-DUSKLiGHT
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Queen.Mantis.2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شهر معدنی وونگ‌سان

آنجا، من هر روز احساس ناتوانی می‌کردم

آدم‌هایی که با تعطیل شدن معدن کارشون رو از دست داده بودن

هر روز مست می‌کردن

بعضی‌ها با عجله برای پیدا کردن زندگی بهتر شهر رو ترک کردن، اما...

معدنچی‌هایی که توی خونه‌های شرکتی مونده بودن، منتظر بودن تا پول تخلیه رو بگیرن...

اگه پول داشتن مشروب می‌خوردن یا قمار می‌کردن

و اگه پول نداشتن، خشمشون رو سر زن و بچه‌هاشون خالی می‌کردن

یه شهر کوچیک که گرفتار قتل‌های زنجیره‌ای شده بود

پلیس ناتوان

آروم باش

تو پلیسی؟ آروم باش

می‌دونی من کیم؟

آروم باش، وایسا. به تو ربطی نداره!

تکون نخور

تو کار بقیه فضولی نکن.

حالت خوبه؟ هی

آقا، لطفا آروم باشین.

هی! دعوا نکن و آروم باش.

با حرف حلش کن، نه با دعوا. شما زنگ زدین؟

بهم بگو. اینه کاری که پلیس...

باشه، باشه.

وسایلت رو بردار. می‌کشمت!

بیا، لباساتو بردار و برو تو.

برو تو

به چی زل زدی؟

راحتمون بذارید.

من چوی جونگ هو، افسر ارشد ایستگاه پلیس وونگ‌سان هستم.

اگه کمک می‌خوای، فقط چشمک بزن.

کمکت می‌کنم.

چیکار می‌کنی؟ برو تو.

خانم!

با اون پلیس چیکار می‌کنی؟

همین الان میای بالا؟

باید دوباره کتک بخوری تا به خودت بیای؟

تمام کاری که موقع گشت‌زنی می‌تونستم بکنم...

این بود که هر روز به مردم علامت بدم.

پلیس اینجاست. پلیس نزدیکه.

با اینکه می‌دونستم اخطار دادن بی‌فایده‌ست، نمی‌تونستم دست بردارم.

جو غلیظ جرم و جنایت که این شهر رو فرا گرفته بود...

نمی‌تونستم رهاش کنم.

قبل از اینکه به خودم بیام، ذهنم شده بود جهنم.

و یه روز دیگه هم همینجوری گذشت.

حالا به خودت اومدی؟

شانس آوردی که آب جوش نیست.

هی، بمیر!

چطور جرئت می‌کنی! من، شوهرت، خدای تو هستم!

هی! زنیکه!

هی، به خودت اومدی؟

فکر می‌کرد چون منطقه روستاییه پس چاه هم هست.

تو بیمارستان هم همینطور... رئیس تیم مگه نابغه تحقیقاته؟

چطور همیشه درست حدس می‌زنه؟

سرنخ بیش از حد بی‌نقص جور در میاد، مگه نه؟

من تنها کسی نیستم که فکر می‌کنم این عجیبه، مگه نه؟

حتماً، جایی که ما نمی‌دونیم...

سئو گو وان

آیا تمام این اطلاعات از سئو گو وان نمیاد؟

سئو گو وان در مورد اولین قتل جونگ ای سین هم می‌دونست، درسته؟

اوه، حق با توئه.

اما چرا؟

اون در مورد بیمارستان، چاه، همه چیز رو می‌دونست.

و باز هم وانمود می‌کرد که نمی‌دونه، انگار داره نمایش بازی می‌کنه؟

نه، نه... خب، اینطور نیست، اما...

اوف، چرا اینقدر ناجوره؟

اون ئه

چیکار می‌کنی؟

نباید اینجا باشی. سریع بیا بیرون. زود باش.

آه، سو یول. بله.

اون مادرش رو جوون از دست داده بود و با اینکه با هم زندگی می‌کردن...

با هم کنار نمی‌اومدن.

به زور حرف می‌زدن و اون همیشه بیرون بود.

می‌خواست هر چه زودتر از خونه بره.

چرا؟ گرسنه‌ای؟

قرمز. این یه علامته برای کسی؟

چه علامتی؟

این همون لباسیه‌ که دیروز پوشیده بودی.

چی روش ریخت که بعد از یه بار پوشیدن شستیش؟

ای سین. من آدم ریزبینی نیستم.

چیزی رو پنهان می‌کنی؟

می‌تونی به من بگی. چی رو پنهان می‌کنی؟

ای سین. چی رو پنهان می‌کنی؟

به محض اینکه شناسنامه‌اش اومد از خونه رفت.

به زور تونستم پیداش کنم و وقتی رفتم دیدنش...

ای سین، چرا هی چیزا رو از من پنهان می‌کنی؟

معلوم شد که شوهرش بدنام‌ترین لات محله بود.

چی رو پنهان می‌کنی؟

می‌تونستم واضح ببینم اون چطور زندگی می‌کرد.

و نمی‌تونستم کاری براش بکنم، فقط نگران بودم.

برای همین چند بار یواشکی رفتم تا ببینم حالش چطوره.

اون شب هم.

نکن!

چطور تونست این کار رو بکنه؟

باید وادارش می‌کردی خودش رو تسلیم کنه یا گزارش می‌دادی.

اگه اون موقع فقط گزارش داده بودی...

حداقل می‌تونست همونجا متوقف بشه.

بعد از اون، اون پنج نفر دیگه رو کشت.

اون زن بود که آدم کشت.

چرا؟ چرا فقط وایسادی؟

سعی کردم جلوش رو بگیرم!

اما نتونستم این کارو بکنم.

چطور می‌تونستم دخترمو لو بدم؟

من چطور به عنوان یه پدر می‌تونستم زندگی بچه‌م رو خراب کنم؟

می‌دونم. کاملاً آگاهم.

من یه مرد خودخواهم که گناه‌های نابخشودنی انجام دادم.

من تو رو با پشیمونی بزرگ کردم.

و بچه‌های دیگه رو هم قبول کردم.

اما آیا این چیزی رو پاک می‌کنه؟

دین گناه یه عمر با آدم می‌مونه.

به هر حال، قاتل از اون موضوع خبر داره.

در مورد این به کسی گفتی؟

آخه به کی می‌تونستم بگم؟

هیچ‌کس نمی‌دونه.

گوش کن، سو یول. بذار همین‌جا تموم بشه.

اون دیگه مُرده.

من با دستای خودم براش قبر ساختم.

و مثل یه مُرده باهاش رفتار کردم.

و این‌طوری تا الان سر کردیم.

تو از هر کس دیگه بهتر اینو می‌فهمی.

به خاطر اینه که من اینقدر سخت کار کردم که تو الان اینی که هستی.

می‌دونم، اما این یه کاره.

فکر می‌کنی اگه با مادرت در تماس باشی، این فقط "یه کار" می‌مونه؟

دنیا این‌جوری کار نمی‌کنه.

اون قاتل رو، حتماً تو باید بگیریش؟

مادرم اولین قتلشو به خاطر من انجام داد.

پس، من باید بگیرمشون.

اون زن شش نفر رو کشت.

حالا یه مقلد پیدا شده.

و تعداد کشته‌ها رو به ده نفر رسونده!

چون همه‌ش به خاطر من شروع شد، من باید تمومش کنم.

این تنها راهیه که می‌تونم زنده بمونم، مگه نه؟

قاتل جزئیاتی از گذشته تو رو می‌دونست.

که حتی پلیس هم ازشون خبر نداشت.

پس، من از تصادف پل یون‌پو شروع می‌کنم.

اینا همسایه‌هایی هستن که اون موقع نزدیک اونجا زندگی می‌کردن.

کسی رو یادت میاد؟

ممکنه اونا چیزی در مورد پدرم دیده باشن؟

ممکنه، چون همسایه بودن.

این یارو هم یه آشغال الکلیه.

حمله، آزار جنسی، معتاد به قمار.

استعداد جنایی واضح.

ممکنه اون مقلد باشه؟

چیزی یادت میاد؟

جونگ یون محکم و مقاومه؟

حتی اگه وجود من عمومی بشه، باز هم کنارت می‌مونه؟

من میرم.

اون افسر منطقه رو ول می‌کنی؟

پس، چی کار کنم؟

بکشمش؟

می‌تونی این کارو بکنی؟

من این کارو می‌کنم.

چی؟

خانم جونگ آی سین، اگه چیزی آزارت می‌ده یا ناراحتت می‌کنه...

فقط هدف رو می‌کُشی؟

این‌طور نیست.

و من از خانواده‌ام محافظت می‌کنم.

الان دیگه نقش مادر دلسوز رو بازی نکن.

این یه اخطاره.

دفعه بعد یه درخواست مؤدبانه نخواهد بود.

چیزی به ذهنت نمیاد؟

پسر اون خونه رو یادت میاد؟

بله، یادم میادش. چی شده مگه؟

وقتی بچه بود، مادرش خونه رو ول کرد و رفت و اون خیلی تنها بود.

ذاتاً ترسو بود، واسه همین تقریباً هر روز میومد خونه ما.

رو بدنش زخم داشت.

و هر روز بیشتر می‌شد.

آزار کودک.

برای همین، من رفتم سراغ اون یارو، پدرش.

مین جائه طوری رفتار می‌کرد انگار حتی بدتر از چیزی که واقعاً آزار دیده، آزار دیده.

چرا؟ بچه‌ها وقتی توجه می‌خوان این کارو می‌کنن.

هر چقدرم که بهش اهمیت می‌دادم، یه حدودی داشت.

خب؟

همین.

این کافی نیست.

اون منو دید.

وقتی من بعداً تو اخبار ظاهر شدم...

حتماً فهمید که منم از بیهوش‌کننده استفاده می‌کردم.

وقتی فهمید من اومدم تا پدرشو بکشم...

به نظرت چه حسی پیدا کرد؟

جونگ آی سین اومد نجاتش بده؟ اون این‌جوری فکر می‌کرد؟

آره.

این خیلی محتمله.

آدرس ثبت شده پارک مین جائه یون‌پو هست.

هنوزم انگار با پارک اون بائه زندگی می‌کنه.

دقیقاً.

تو زندگی پارک مین جائه که هیچ‌وقت عشق رو تجربه نکرده و هنوز نتونسته از اون خونه فرار کنه...

یه نفر بود که حاضر بود برای اون بکُشه.

برای پارک مین جائه، جونگ آی سین شاید بیشتر از یه مادر بود.

پس، اون روش‌های جونگ آی سین رو کپی کرد؟

مطمئن نیستم.

چیزی که قطعاً می‌دونم اینه که اون عمداً منو به سمت اون چاه کشوند.

تا خاطرات منو تحریک کنه.

اون منو می‌شناسه.

پارک مین جائه قیافه منو می‌شناسه.

و ممکنه همین الانم نزدیک من باشه.

در مورد ناپدید شدن پدرت...

راستش، مشکوک بود.

اما من نمی‌تونستم در موردش سؤال کنم.

با فشاری که از طرف محافل سیاسی بود و نداشتن وقت...

و کاملاً به حرفای جونگ آی سین تکیه کرده بودم.

ما فرصت اینو نداشتیم که پرونده‌های نامعلومو بررسی کنیم.

Queen Mantis subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left