The first 200 lines.
بالاخره اومدی.
چرا بیرون وایسادی؟
برو تو خودت ببین.
کار فوری بود.
همینجوری سرسری انجامش دادن. اصلاً کار خودشون نبود.
هارد درایو نبود.
نه اسلحه، نه مو، هیچی!
میگفت لب دریا با هم بازی میکردیم.
میگفت اون موقعها خوشحال بوده.
یادت میاد؟
نه.
این احتمالاً شمایی، خانم جونگ ای سین.
و اینم مین جائه.
خودتی. اون که کنارمه تویی.
مین جائه.
از اینجا داشت تماشا میکرد.
بهت حسودی میکرد.
و امیدوار بود من صداش کنم بیاد.
هیونگ، میرم با اون عوضی روبرو میشم.
میدونی دارم کمکت میکنم، نه؟
اونا دارن میان استودیو. باید عجله کنی. فهمیدی؟
تا آخرش سعی کرد کمکم کنه.
اون عوضی دوباره زنگ میزنه.
بیا بگیریمشون.
لطفاً کمکم کن.
مثل تو فکر میکنم.
مثل تو عمل میکنم.
مثل جونگ ای سین فکر میکنم و مثل جونگ ای سین عمل میکنم.
کمکم کن بگیرمشون. لطفاً.
رسیدی خونه. خیلی وقت بود.
این موقع شب؟
گفتن فوریه.
مرده که جایی نمیره.
اه.
کمک گرفتن از یه مرده به اندازه کافی مسخرهست.
و اگه مردم بفهمن سو یول تو تیمه.
چطوری با عواقبش کنار میای؟
سونگ پیو.
کمیسر مسئولیت اینو به عهده میگیره؟
این شرط جونگ ای سین بود. برای کمک به پرونده.
باید ردش میکردم.
هم این دفعه هم دفعه قبل.
نمیدونم کار درستی کردم یا نه.
گند زدم، نه؟
دیروز یه مرد ۴۰ ساله.
تو خونهای که با کلاهبرداری گرفته بود، خودشو حلقآویز کرد.
نامه خودکشی نبود، برای همین کالبدشکافی کردیم.
بعداً به طرز عجیبی نامه پیدا شد.
و فقط پر از "متاسفم، تقصیر منه" بود.
در صورتی که اصلاً تقصیر اون نبود، نه؟
ولی تمام چیزی که تونستم تو گزارش بنویسم.
"حلقآویز شدن" بود، همین یه کلمه.
اگه احساساتمو توش مینوشتم.
منظورم اینه، تو کاری که ما میکنیم نمیتونیم بذاریم احساسات دخالت کنن.
اگه این کارو کنیم، اوضاع به طرز وحشتناکی پیچیده میشه.
حالا که اینجایی، قبل رفتن بچهها رو یه نوازش کن.
با کلی احساس.
باشه. با احتیاط رانندگی کن.
آره.
تیم... آمادهباش.
میدونی، تا جایی که میشه وقتکشی کن.
ولی عصبانیشون نکن.
جواب بده.
الو.
شما؟
منم. میدونی که.
طراح وبتون. واقعاً تو بودی؟
معلومه. کی دیگه میتونه باشه؟
آها، فهمیدم.
ولی خیلی ناشیانه بود.
نه به سبک تو میخورد نه به سبک من.
جا رو پر از آینه کرده بودی.
یه مشت چرت و پرت نوشته بودی.
بعدم امضاتو با حروف بزرگ زدی پاش.
صحنه دیدنیای بود، قبول دارم.
پس، تمام اون حرفا که درباره "صحنه آخر" بود.
فقط چرت و پرت بود، آره؟
چرا داره اینو میگه؟
اون صحنه آخر بود.
وسط نقاشی کردن مرد، که این باعث میشه صحنه آخر باشه.
آه، بالاخره بعد از مدتها یه دل سیر خندیدم.
میخوای مردم تک تک کارهامو به یاد داشته باشن؟
تو؟ عمراً.
من اون کارو نمیکنم.
تو یه بچه حقیر پستی که حتی نمیتونی درست کپی کنی.
اون داره... چیکار میکنه؟
سرپرست تیم چا.
همینه.
سلام.
چه آویزون.
به زودی بهم حسادت میکنی.
این چیه؟
جالب شد.
حدس بزن.
تو تو زندانی ولی من اینجام.
تو نمیتونی انجامش بدی، ولی من میتونم.
پرونده چهارم؟
پرونده چهارم.
کانگ یئونگ هو، اقامتگاه معدن زغال سنگ.
پروندهای که دماغشو با قاشق درآورد.
اندامهایش شکسته بود و بر اثر خونریزی شدید فوت کرده بود
بله، چهارمین پرونده. درسته.
راستش، تو اون یکی عجله کردم.
قبول دارم. وای، متاسفم، باشه؟
جزو برنامه نبود.
اما، این بار جدیه.
اون بزودی اینجاست.
بفرما دوباره قطع کن، چرا که نه؟
ببخشید. قاشقها رو آوردی؟ اون خیلی مهمه.
همه چیز آمادهست. حتی مشعل.
عالیه.
حس میکنم داریم با هم این کار رو میکنیم.
منم همین حس رو دارم. ترتیبش رو که میدونی، درسته؟
ترتیبش رو میدونم. خیلی خوبم میدونم.
اون زن واقعاً داره الان بهمون کمک میکنه؟
چی؟ کیه؟
اوه، اونا رسیدن. بعداً میبینمت.
جی آن، دوربینها رو چک کن و پیداشون کن.
باشه.
اول ورودیهای نگهبانی ساختمون و پارکینگ رو امن کنید.
هر کی رو تو ۳۰ دقیقه گذشته وارد شده شناسایی کن.
با دنبالکنندههای جوی مطابقت بده.
همه متوجه شدین؟ بله.
حرکت کنید.
کارآگاه بائه سئونگ گیو از تیم یک صحبت میکنه.
درخواست نیروی پشتیبانی SWAT رو دارم.
پیداش کردم.
یه لحظه.
هتل "استو پریمیر".
هتل استو پریمیر در یونهو-دونگ هست. متوجه شدم.
باشه، عجله کنید. بله.
رئیس تیم چا.
فکر نکن بدون خون و خونریزی میتونی از پسشون بربیای.
من همچین فکری نمیکنم.
باید مثل اونا فکر کنی، مثل من، جونگ هو.
تیم SWAT قبلاً راه افتاده. ده دقیقه دیگه اونجا هستن.
جی آن تو اداره میمونه تا به شبکه داخلی هتل دسترسی پیدا کنه.
اون سوابق دوربین مداربسته رو بررسی میکنه.
الان دارم میرم اونجا. به جونگ ای سین بگو تا جایی که ممکنه اونا رو معطل کنه.
رئیس تیم چا ازت میخواد وقت بخری.
تا وقتی بیهوشی اثرش میره، تحمل کن.
سبکم رو که میشناسی، درسته؟
بیحسی استفاده نشد.
خودش جورابشلواری آورده بود، گفت بستنش بهتره.
خیلی آسونه. اینجوری خستهکننده میشه.
ابزار امروز یه چکش ساخت کره ست.
آروم باش.
آروم باش. آروم بمون. هنوز خیلی مونده.
چرا انقدر ترسیدی؟
لطفاً کنار برید.
پلیس. محل دفتر نگهبانی کجاست؟
از اون طرف.
پلیس.
فید دوربین مداربسته هتل وصل شد.
این اتاق کجاست؟
این سوئیت استودیو هست. ۵۷ تا از ۱۹۴ اتاق، سوئیت استودیوئه.
کدوم طبقه؟ از طبقه ۳ تا ۱۳، همشون.
میتونی چک کنی کدوم اتاقها الان مهمون دارن؟
یه اجرای "مهآلود شب" نزدیک اینجاست.
رزرو گروهی داریم، واسه همین هتل پره.
و همشون حدود ۳۰ دقیقه پیش پذیرش شدن.
بیشتر مهمونها احتمالاً الان تو اتاقاشون هستن.
تیم SWAT، دو نفر دو نفر از طبقه ۱۳ بیاین پایین.
سئونگ گیو، باهاشون بمون. باشه.
مدیر کیم و من از طبقه ۳ شروع میکنیم و میریم بالا.
هیوک، راههای فرار رو ببند.
رئیس تیم، قربانی از همین الان تو خطره.
خروجیها رو ببندین و آژیر خطر رو بزنید.
ما باید اول قربانی رو نجات بدیم، درسته؟
ما تازه از طبقات ۳ و ۱۳ شروع به جستجو کردیم.
چی میشه اگه مظنون تو یه طبقه دیگه صدای زنگ رو بشنوه و فرار کنه؟
دیگه نمیتونیم منتظر بمونیم. باید مظنون رو بگیریم.
اتاقهای ۱۳۰۵، ۱۳۰۴، ۱۳۱۲، ۱۳۱۷، ۱۳۱۸، ۱۳۱۹، ۱۳۲۰، ۱۳۲۲ رو بررسی کنید.
همه رو تأیید کنید. فهمیدید؟ بزن بریم. باشه.
پخش بشید تو اتاقهای ۳۰۴، ۳۰۵، ۳۱۲، ۳۱۷، ۳۱۸، ۳۱۹، ۳۲۰، ۳۲۲.
فهمیدم. متوجه شدم.
پلیس. ما باید اتاق رو چک کنیم.
اوه، ببخشید! کار پلیسه.
ببخشید مزاحمتون شدیم. لطفاً استراحت کنید.
پلیس. ممنون.
عذرخواهی میکنم. پلیس، ببخشید.
پلیس. یه لحظه، ببخشید.
ممنون.
این واقعا سخته.
از کجا شروع کنم؟
دستها؟ پاها؟ گردن که سریعتره، درسته؟
جی آن، دوربین مداربسته رو چک کردی؟
هیچ مهمونی با دنبالکنندههای جوی مطابقت نداره.
هایلایت امروز.
یه ست قاشق و مشعل.
صبر کن، آینه چی؟
امروز، همه چیز برای توئه.
دقیقاً طبق روش تو انجامش میدیم.
نه، لازم نیست.
میدونم پلیس اونجاست.
وقتت رو با کلک و چرت و پرت تلف نکن.
دیگه بسّه این چرت و پرتها.
خوبه، این قسمتش مورد علاقه منه.
همه راههای فرار احتمالی مسدود شدن.
با این وضع، اون میمیره، رئیس تیم.
No comments yet. Be the first to leave one.