Shrinking

Shrinking

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Shrinking S03E05 Hold Your Horsies 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 5 Shrinking 2023 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-25
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

متیوام. پیغام بذار

سلام متیو. بازم منم

خیلی خیلی متاسفم. لطفاً بهم زنگ بزن تا با هم حرف بزنیم، باشه؟

دوستت دارم. چند ساعت دیگه دوباره بهت زنگ می‌زنم

خبری نشد؟

از اون موقع تا حالا به هیچ پسری این‌قدر زنگ نزده بودم که

راستش، کلاً هیچ‌وقت به هیچ پسری این‌قدر زنگ نزده بودم

من همیشه خیلی خونسرد و باکلاس بودم

همین‌طور بوده. آره

می‌دونی چی حالت رو خوب می‌کنه؟ چی؟

اونو نگاه

می‌دونم ذوق‌زده‌ای ولی سعی کن خودت رو کنترل کنی

حواسم هست

صبح بخیر مرغ‌های عشق. سلام دی

سلام، چطوری؟

تنها چیزی که می‌تونه این روز قشنگ رو بهتر کنه

دیدن یه زوجِ دورگهِ درخشان و جذابه

اوکی. نتونستم آروم باشم، نه؟

هیچ‌وقت نیستی عزیزم. ای بابا

عجب روز خوبیه. باید بریم ساحل

بیا دیگه، بیا با من جیم بزنیم

نمی‌تونم. نمی‌تونم

فقط می‌خوام روی حوله دراز بکشم و تو بهم بگی که چقدر خوشگلم

بعدش هم می‌تونی روی باسنم کرم ضدآفتاب بمالی

باید برم سر کار. باید برم سر کار

این مسخره‌بازی رو تموم کن. این مسخره‌بازی رو تموم کن

خیلی وقته داریم با هم زندگی می‌کنیم

خب، قبلاً که همیشه جیم می‌زدیم

یادت میاد اون دفعه که ماشین دوستت رو دزدیدیم

و بعدش رفتیم به اون رستورانِ خیلی شیک و اعیونی؟

و بعدش هم اون توی رژه بود؟

نه، اون فیلم "روز تعطیل فریس بولر"ـه. دقیقاً همین‌طوره

فیلم رو دیدیم و بعدش همون کار رو کردیم

خب، اون دیگه اون‌جوری فاز نمی‌گیره. این شانِ جدید خیلی ضدحاله

خیلی خب مامان‌بزرگ، داری زیاده‌روی می‌کنی

نمی‌بینم که خودت هم خیلی اهل حال و هول باشی

حداقل وقتی هم‌سن تو بودم

تو کلّی کارهای خفن و دیوانه‌وار بودم

چه خبره؟ من باید برم سر کار

دوستت دارم عزیزم. فعلاً عزیزم

منم باید برم. فعلاً

وایسا، تو که دیگه دانشگاه قبول شدی

چرا مدرسه رو بی‌خیال نمی‌شی بریم یه کم مارگاریتا بزنیم؟

بابام دقیقاً پشت سرته

قهوه. صدای هردوتون رو می‌شنوم

امروز امتحان رنسانس دارم. یه جورایی دوران موردعلاقمه

خرخون

آخه اینا چِشونه؟

ببین، من سعی کردم با گند زدن به زندگیم براشون الگو باشم

برای منم خیلی ناامیدکننده‌ست

راستی، با اون روان‌داروشناسی که معرفی کردی ملاقات کردم

آره... درباره اینکه شاید شروع کنم به

خوردن قرص ضد‌افسردگی. عالیه

اینم بهش گفتم که داریم روی این کار می‌کنیم که من احساساتم رو حس کنم

راستی، حالا که حرفش شد

دیروز موقع دیدن یه ویدیو گذاشتم اشکم دربیاد

ویدیوی شیری که دوباره صاحبِ عجیب‌غریبش رو که بزرگش کرده بود دید

بهت افتخار می‌کنم

راستش می‌خوام دوباره برگردم سراغِ

یه چیزی که وقتی توی اون مسابقه اطلاعات عمومی بودیم گفتی

همون دو تا دوستی که بعضی وقتا باهاشون وقت می‌گذرونی

وقتی که حالت بدجوری گرفته‌ست

زاناکس و شراب زینفاندل

زانی و زینی رو باید عشق است

آره، ولی اون دوتا واقعاً نباید با هم رفیق باشن

مثل من و دوستم ونسا توی کلاس ششم

نمی‌تونستیم پیش هم بشینیم چون کلّی مسخره‌بازی در می‌آوردیم

مثلاً نمره‌هامون می‌افتاد و جریمه می‌شدیم و باید توی مدرسه می‌موندیم

شلوار "جیدا رابینسون" رو می‌کشیدیم پایین

چرا؟ خودش ازمون خواست

به باسنش افتخار می‌کرد

منظورم اینه که، اون دوتا ترکیب بدی‌ان

تنهایی به یه پیشگوییِ خودمحقق‌کننده تبدیل می‌شه

اگه خودت رو منزوی کنی و خودسرانه دارو بخوری

اگه این کار رو می‌کنی مایا، بهم زنگ بزن. باشه؟

باشه. خوبه

می‌خوای بدونی چی منو به گریه می‌اندازه؟ چی؟

هر کدوم از اون ویدیوهای اون قاضیِ بدعنق توی اوهایو که با متهم‌ها حرف می‌زنه

و اگه زندگی‌شون سخت باشه، جریمه‌شون نمی‌کنه

آره

خواب می‌بینم که اون بابامه

اون افسردگیِ ناتوان‌کننده‌ای داره

و داشته خودسرانه دارو مصرف می‌کرده چون فکر می‌کنه دوستاش ولش کردن

و این تو رو خوشحال می‌کنه چون یه آدم جامعه‌ستیزی؟

عزیزم، به خاطر اینه که این همون کاریه که باید انجام بدم

خدایا، حسِ بیانسه رو دارم وقتی فهمید قراره سولو کار کنه

آره. می‌دونی، پل داره بازنشسته می‌شه

و مدام به این فکر می‌کنم که چی می‌شه اگه یه روز مرکزِ تروما (آسیب‌شناسی) خودم رو راه بندازم

یه چیزی مثل یه مرکز بستری و استراحت

جایی که آدما بتونن سم‌زدایی کنن و گروه‌درمانی داشته باشن

می‌دونم الان فقط دارم رویاپردازی می‌کنم ولی واقعاً

حتی فکر کردن بهش هم الان بدجوری منو به وجد میاره

اوه، واقعاً؟ آره

پس کمک کردن به مردم برای تروماهاشون، اون پایین رو به خارش می‌اندازه؟

آره، انگار پام خواب رفته ولی اطرافِ واژنم

آره. خب

منم کلّی تروما از گذشته دارم

چیزای تاریک، از اون تروماهای واقعیِ سیاه‌پوستی

اوکی

داری چی کار می‌کنی؟

می‌خوامت روی اون پیشخون. راه‌های دیگه‌ای هم برای

مگه هست؟ بیا همون کار رو بکنیم. نه. من انجامش می‌دم

مطمئنی؟ آره. آره، اوکیم. آره. از تلاشت خوشم اومد

آره. بیشتر بهم بگو. آره

داستانش طولانیه ولی من اولین موردِ هشدارِ آدم‌ربایی (اَمبِر آلِرت) بودم

اوه لعنتی، این خیلی تحریک‌کننده‌ست

هی، قبل از اینکه اون پیرهنِ قهرمانیت رو آویزون کنیم، کلّی کار داریم

ولی من توی همه‌ش کمکت می‌کنم

انتقال مراقبت از بیمارها، رسیدگی به پرونده‌های مراجعین

و به پایان رسوندنِ شاعرانهِ یه حرفه بی‌نقص

و منم با عذاب وجدان مجبور شدم توی مسائل حقوقی کمک کنم

خب، چون صاحب ساختمون تویی

باید درباره توافق‌نامه بیمه تصمیم بگیری

در صورتی که گبی و جیمی به کارشون اونجا ادامه بدن

یا می‌تونی انتقال مالیات بر ملک رو انجام بدی

دارم حوصله‌ت رو سر می‌برم؟ خیلی زیاد

باشه، پس ریدم به هردوتون

ببینید، مگ برای آخر هفته داره میاد. من... این

وای خدای من، باباهای دختردار

می‌شه لطفاً یه کم وقت بذاریم و

درباره این حرف بزنیم که چطور زن‌های قدرتمندی بزرگ کردید که عاشق باباهاشونن

ولی نه اون‌قدری که با مردهای پیر قرار بذارن؟

چون، می‌دونی... چون پیرمردها حال‌به‌هم‌زنن

بهتون برنخوره، قصد توهین نداشتم

ببینید، یکی از شما احمق‌ها می‌تونه منو ببره فرودگاه تا برم دنبال مگ؟

حتماً. هر چی تو بخوای

اگه من قراره برم، انتخاب آهنگ با منه

باشه

ژان والژان، بالاخره با هم روبرو شدیم

"آقای شهردار"، این دفعه زنجیر متفاوتی به تنت می‌بینی

قبل از اینکه کلمه دیگه‌ای بگی، ژاور

قبل از اینکه دوباره مثل یه برده منو به زنجیر بکشی

به من گوش کن، کاری هست که باید انجام بدم

این زن یه بچه رنج‌دیده از خودش به جا گذاشته

هیچ‌کس جز من نیست که بتونه واسطه بشه

به خاطر ترحم، فقط سه روز فرصت می‌خوام

بعدش برمی‌گردم

قول شرف می‌دم که برمی‌گردم

لابد فکر کردی دیوونه‌ام، من سال‌هاست که دنبالتم

آدم‌هایی مثل تو هیچ‌وقت عوض نمی‌شن

مردی مثل تو

هر چی می‌خوای درباره‌م فکر کن، آدم‌هایی مثل تو هیچ‌وقت عوض نمی‌شن

وظیفه‌ای دارم که برای انجامش قسم خوردم، آدم‌هایی مثل تو هیچ‌وقت عوض نمی‌شن

تو هیچی از زندگی من نمی‌دونی، نه، شماره ۲-۴-۶-۰-۱

من فقط یه تکه نون دزدیدم، یک، وظیفه من

بهت هشدار می‌دم، تو هیچی از

ژاور

من توی زندان به دنیا اومدم، از هیچی نمی‌ترسم

من با تفاله‌هایی مثل تو بزرگ شدم، اگه مجبور بشم همین‌جا می‌کشمت

منم از تهِ جوب اومدم، هر کاری لازم باشه انجام می‌دم

اینا رو خودتون از خودتون درآوردید؟

آره، همین‌طوره. خودمون درآوردیم. آره. آره. ساختگیه

هی پل، تا حالا جیمی چند تا خداحافظیِ سوزناک باهات داشته؟

خیلی زیاد، لعنتی

دست خودم نیست، خب؟

فقط اینه که الان هر بار می‌خوام خداحافظی کنم، خیلی احساساتی می‌شم

من خداحافظی خودم رو واسه وقتی می‌ذارم که واقعاً بخوای بری

ولی فقط جهت اطلاع

لازم دارم که بهم بگی چقدر دوستم داری

و اینکه چطور روی زندگیت و روتینِ مراقبت از پوستت تاثیر گذاشتم

من همه‌ش مدیون اون کره کاکائو هستم

دست‌هات مثل یه جوون ۲۵ ساله می‌مونه

هی بچه، برام یه جدول درست می‌کنی

تا بتونم آمارِ ارجاعِ بیمارها رو داشته باشم؟

مشکلی نیست. هر چی تو بگی

فعلاً بچه‌ها. خداحافظ پل

یا خدا

لعنت بهش

"هر چی تو بگی"؟

در حالی که تقریباً نیازت رو برایِ گوش‌به‌فرمان بودنِ

پادشاهِ در حالِ رفتنت درک می‌کنم

این رو از کسی بشنو که بیش از حد از بقیه پرستاری کرده

این اصلاً اون‌جوری که خیال می‌کنی پیش نمی‌ره

گبی، اون‌قدرها هم انتظار ندارم

فقط می‌خوام تا چند ماه آینده مثل سایه دنبالش باشم تا نبوغش رو کاملاً جذب کنم

و شاید با هم یه مقاله درباره‌ش بنویسیم

بعدش، توی روز آخرش، خیلی دوست دارم مستقیم توی چشم‌هام نگاه کنه و بگه

"ممنونم جیمی، چون منم یه چیزهایی از تو یاد گرفتم."

آره جون خودت

آدم‌های پیر توی دو تا چیز استادن:

پخش کردن ویروس‌های کامپیوتری و وظیفه دونستنِ لطفِ بقیه

مثلاً مامانم الان خونه منه

چون پرستاری که براش گرفته بودم با خانواده‌ش رفته سفر

اون سلیطه حتی از من اجازه هم نگرفت

یهو میام خونه می‌بینم مامانم توی آشپزخونه‌ست

و با تیشرت و شورت داره ماهی سرخ می‌کنه

می‌دونی بدترین قسمتش چیه؟

مگه بدتر از ماهی با شورت هم چیزی هست؟

هیچ‌وقت اون تشکری که تو رویاهاته رو ازش نمی‌شنوی

برم توی دفترت منتظر بمونم؟

دن، هی، بیا تو پسر

سلام. سلام گبی

بپرس

هی گبی

برای تعطیلات چه برنامه‌ای داری؟

کدوم تعطیلات؟

هر کدوم که خودت بگی؟

اوکی. هی، رویِ "گپ و گفت‌های الکی" باید بیشتر کار کنیم، ولی شروع خیلی خوبی داشتی

ممنون. خواهش می‌کنم

هی، کی به تشکرِ پل نیاز داره وقتی از دن تشکر شنیدم؟

More Farsi Persian subtitles for Shrinking

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left