The first 200 lines.
تعطیلات خوبی داشته باشید، از طرف دیاموی
قشنگترین وقت سال
اوم. و شاید، فقط شاید
حال و هوای این روزا
حال همه رو خوب کنه
عمرا
آه، نوآ حالش خوبه
شنیدم اون و مری بهم زدن
بالاخره مجرد شد، هان؟ فکر میکنی دخترمون کولت خبر داره؟
بهش خبر میدم. ها، ها، ها
آره. صبح بخیر. خداحافظ
اوه، ببخشید. هی، کولت
چه خبر؟ هی
نه، نه، نه
خواهشا از این "هی"های دلسوزانه نگید. من کاملا خوبم
و برای مری آرزوی خوشبختی دارم. اوه
اوه، عالیه. محشره. آره. ممنون
تبریکات دیامویانه این فصل
کی برای عیدی کریسمسش آمادهست؟
من! آره. البته
مثل اپرا عمل کردم و گذاشتمشون زیر صندلیتون
اوه
مال من پول توش نیست. فقط یه عکس از یه فرقه مرگه
یکی هم برای ری هندرسون فرستادم
رئیس دیاموی کالیفرنیا
تا بتونه تو مهمونی تعطیلات دیاموی بازش کنه
تو "ایروپورت هرینگتون سوئیتز ساکرامنتو"
پس فکر میکنی این ری قراره این کارت رو بذاره
روی درخت تعطیلات بدون نماد مذهبی؟
بهترین شاخه روی بهترین شاخه
برای ری سختتر میشه که ما رو تعطیل کنه
اگه بتونه چهرهای از اسم به خاطر بیاره
برای همینه که من اسم همه گاوها رو گذاشتم
تو مزرعه عموم
که نتونه سرشون رو ببره
آه، تو نجاتشون دادی
تا "برگر فست"
بعد مجبورم کرد با یه تپانچه بیهوشکننده شلیک کنم
مستقیم به جمجمه باترکاپ
اوه. وای خدای من
باشه. بریم سراغش تیم. یالا
هو، هو، هو
اوه، رفیقم کوین
تازه یه عکس ماهی دو سر برام فرستاد
باید عاشق اون آدم باشی
میدونی، صندلیم دیگه اذیتم نمیکنه
چون رفیقم کوین داره رو یه جایگزین کار میکنه
آره
خب، من میرم یه آزمون بگیرم
آه. اگه ماشین شاخ گوزن شمالی داشت
خیلی زود برمیگردم
صبر کن، "کوین" چطور داره به گرگ پیام میده؟
مگه اون مسئول خط کمک نبود که معلوم شد یه چتبات هوش مصنوعی بود؟
چون، از یه هفته پیش، کوین
دیگه جواب تلفن نمیداد. اوه
و بعد گرگ خیلی ناراحت شد
چون فکر میکرد بهترین دوست جدیدش ولش کرده
گرگی بیچاره
میدونم. حس بدی داشتم
واسه همین تنها کاری که از دستم برمیاومد رو کردم
بهش گفتی کوین واقعی نیست؟
یه گوشی یکبار مصرف خریدم و به اسم کوین بهش پیام دادم
خب، هدف نهایی این چیه؟
همینطور تا آخر عمرت نقش کوین رو بازی میکنی؟
تا آخر عمر گرگ
اوه. اوه، راستی
از چیزایی که تموم شده صحبت کنیم، نوآ و مری چطورن؟
فکر کردم الان دیگه دور میزش نشستی
نه، من فقط... داریم آروم پیش میریم
من قراره همینطور بهش آموزش رانندگی بدم
و خب، بذاریم ارتباطمون به طور طبیعی شکل بگیره، میدونی
اوم. نقشه عالیه اگه بخوای
یه آدم زشت رو تور کنی
جذابایی مثل نوآ و من، زیاد دووم نمیارن
آره، حداکثر سه روز تو بازاره
قبل از اینکه تشنهها بیان و بپرن روش
ویک، کاش یه خورده بیشتر به زنها بها میدادی
اوه اوه
فرصت داره از دست میره. نه، اینطور نیست. بس کن
آره، تشنهها
اومدن که بچسبن
گرگ، گرگ، گرگ. هوم؟
فرض کن یهو مجرد شدی
و مثل نوآ خوشتیپی، چقدر طول میکشه
صبر میکنی... ۲۰ دقیقه
باشه، آره، باید سریع اقدام کنم
اوم. چون ما یه
یه جرقه واقعی داشتیم، گرگ
من حسش کردم، میدونم اونم حسش کرد
و بعدش، اگه مری
سر و کلهاش پیدا نشده بود
اون جرقه تبدیل به یه آتیش میشد
آتیشسوزی تو دیاموی؟ من پایهم! قضیه همینه میدونی
واقعاً سخته که بشه تنها شد
اینجا تو محل کار باهاش. آره
ولی اگه اینجارو به آتیش بکشی
اداره پست گند زد به کارمون
کارتمونو پس فرستادن
اوه
ری هندرسون قرار بود اینو باز کنه
تو مهمونی تعطیلات تو ساکرامنتو
کلید نجاتمون بود
صبر کن، ساکرامنتو چقدر دوره؟
شش ساعت با ماشین. یه عمر با کار
یه سفر شش ساعته با ماشین
موسیقی. گپ و گفت
اوم
ایده عالیه که کارت بارب رو ببریم بالا
و تمرین خوبی برای امتحان رانندگیمه
مـ... مطئنی وقت داری راننده قانونی من باشی؟
میتونم درستش کنم. باشه. حله
ساکرامنتو، داریم میایم! شما دو نفر کجا میرین؟
بدون من و ساندویچهای پیمنتوی معروفم؟
گاز بده. گاز بده. گاز بده. باید بریم
خب، حالا میتونم کارت رو به ری هندرسون بدم
و پنجتایی میتونیم بریم مهمونی تعطیلات شرکت
پنج نفر؟ بیصبرانه منتظرم ببینم
قیافه کوین رو وقتی برسیم مهمونی بیگ سَک
اوه، ولی، اوه
اگه اونجا نباشه چی؟ نباید بهش پیام بدی؟
که مطمئن بشی؟ اوه، نه. اون هفته پیش بهم گفت
میخواد تو مهمونی تعطیلات پشتشو به همه نشون بده
این یارو خیلی بامزه به نظر میاد. اوه، صبر کن
ویک، تو چرا انقدر باهوشی؟
باشه، کولت بجنب
باید تو کابین خلبان بشینم وگرنه خیلی شدید ماشینزده میشم
هی، بارب. گروه چهار نفره آرایشگاه مردونه
دوست داری جاتو عوض کنی؟ میخوای اون پاهاتو کش بدی؟
الان؟ تازه سه ساعته
هی، گِرِگِر
اِم، تازگیها پیامکی بهت نرسیده؟
مثلاً، شاید کوین یه مشکل پزشکی براش پیش اومده و نمیتونه بیاد
مهمونی DMV؟ یا
دیوونهای؟ تانیا گوشیمو ردیابی میکنه
گوشیمو تو DMV جا گذاشتم
بدبخت شدم. واقعاً؟
هدف اصلی این بود که با نوآ تنها باشم
حالا نصف DMV تو ون هستن
کلهپوک، ما تو ونیم
داریم میریم مهمونی
فکر میکنی چتربازا از سفر هوایی لذت میبرن؟ نه
وقتی به زمین میرسن و شروع میکنن
به کشتن مردم
اون موقع است که خوشی شروع میشه
باشه، حق با توئه
در مورد مهمونی، نه کشتن. ولی، آره
جو، نوشیدنیها، ما مثلاً میرقصیم
با آهنگ عالی. اینطوریه که
دوباره جرقهمون رو شعلهور میکنیم
قراره تو مهمونی لباس زنونه بپوشی، درسته؟
ام؟
هی، نوآ
میشه اونجا کنار مرکز خرید وایسی؟ باید برم دستشویی
حتماً. خروج... راهنما. اوه، وای
وای! اوه خدای من
یه کرولای غافلگیرکننده بود. اوه خدای من
این یه ادرار طولانیه. خانوما، مگه نه؟
تو صف دستشویی وایسادن. آخه، سلام
توی ادرارگاه بشینین
اوه، واو
اوه. ببخشید
این چه وضعشه؟ خودتو جمع کن. پاشو
خوبم
خوبم. اگه قراره برم
مهمونی تعطیلات بیگ سَک، من آتیش شرکت رو میارم
و کریسمسه. اوه
حسابی ولخرجی کردیم
کولت، چقدر شیک به نظر میای
چیزی نبود
حراج بود
چی؟ نه، نبود
تو دو تا کارت اعتباری رو تا ته خالی کردی چون که
برو، برو، ساکرامنتو. ها؟ من جلو نشستم
به سَک خوش اومدید
باشه تیم. باید کمکم کنین ری هندرسون رو پیدا کنیم
دوباره قیافش چطوری بود؟
مرد سفیدپوست، حدود ۵۰ سال، موهای جو گندمی
انگار تو یه اتاق پر از مدیر باید تابلو باشه
هی، کسی نوشیدنی میخواد؟
آره. اوه خدای من، آره
میتونم یه، اِم، اگناگ داشته باشم؟
باشه. الان میاد. آره، آره، آره
فرصت داره تموم میشه
میرم با دیجی حرف بزنم
هی، بارب، استرس داری؟
دلشوره دارم
اوه. قراره دست بدم
با ری هندرسون. شاخ به شاخ
خب، فقط باید اعتماد به نفس داشته باشی
و یه دست دادن محکم و خوب
میخوای تمرین کنی چی میخوای بهش بگی؟
اِ
مدیر هندرسون. من بوب هستم. آخ. لعنتی
وای. انگار حسابی روش کار کردی
میرم ببینم کوین رو پیدا میکنم یا نه
اگه من زودتر پیداش نکنم. اِ
وقتشه از کلهگندهها کمک بگیریم
بابانوئل عزیز، امسال من، بارب، خیلی دختر خوبی بودم
و میدونم یه هاوربورد ۳۰۰۰ خواسته بودم
اما چیزی که واقعاً میخوام یه هاوربورد ۳۰۰۰ ـه
No comments yet. Be the first to leave one.