The first 200 lines.
...آنچه گذشت
نمایندگی تبلیغاتی من حق امتیاز .فیلمهایی که شما گرفتید رو میخواد
."گردش گرگها در ساحل "چری
آقای "باگز"، چی میخوای؟
.چیزی رو که تو داری
.دیگه کار نسنجیدهای نمیکنیم
به نظرت این کار لازمه؟
نمیفهمم، اونا چی میخوان؟
.میخوان گله از هم بپاشه
.و تو رو میخوان
تبدیل انسان به ارتش گرگینهای ،به اندازهی کافی بد هست
...اما بکارگیری قاتلین زنجیرهای
.میخوام همشون کشته بشن
.همه بجز اون - .نگران نباش، دانیل -
.پاداشت رو میگیری
.خواهش میکنم فقط برو
.تا جایی که میتونی دور شو
.سعی دارم جونت رو نجات بدم
.باشه، برو! تا جایی که میتونی
اولین بار که "کلی" تو رو ،به استونهیوم آورد
...تازه از گردش گرگینهایم برگشته بودم
...و در میانهی تغییر بود
.وقتی که برگشتی و من رو دیدی
،فکر کردی من تغییر کردنت رو دیدم
واسه همین تصمیم گرفتی من رو بکشی؟
و "کلی" من رو گاز گرفت .تا یه فرصت دیگه واسه زندگی به من بده
...تمام این مدت
وفادارترین فردی بوده .که تابحال شناختی
.وقت عمله
چه عملی؟
.وقت توفان به پا کردنه
.باید آماده بشم
.آماده میشیم
.هنوز کاری نکردن
.تو رو ناامید کردم
.نتونستم از فیلیپ مراقبت کنم
زنده بودن فیلیپ واسه اینه که .تو اونجا بودی
...در واقع دلیل قرار گرفتنش در این موقعیت
.اشتباه منه نه تو
.و تو من رو ناامید نکردی
.من رو نجات دادی
.همه چیز رو میدونم
.دلیل گاز گرفتنم رو
.تمام دلایلی که تو نمیتونستی توضیحشون بدی
،میدونستی که باید به "جرمی" اعتماد داشته باشم
وگرنه نمیتونستم به تنهایی .از این موقعیت زنده بیرون بیام
.تو عشقمون رو فدای زندگی من کردی
.دیگه فداکاری بسه
.کار بیهودهای به نظر میاد
...،اگه شکست بخوریم
.تمام این تاریخچهها سوخته میشه
.این کار واسه امنیت همهي ماست، نیک
...اگه جنگ ما به نفع اونا پیش رفت
...آخرین کسی که به استونهیون برمیگرده
.باید آتش رو از این دودکش به اینجا بندازه
،دورگهها شاید دیوونه باشن
ولی عاقلتر از اون هستن که بخوان .در این اتاق رو برای انسانها باز بذارن
.یعنی، تمام اسامی مهم اینجا هست
قاعدتاً اینا یه لیست .از افراد تحت تعقیب میشه
.من فقط نگران انسانها نیستم
.دورگهها هم مایهی نگرانی هستن
.این پایین، اسراری وجود داره
.اسراری که آلفا به آلفا منتقل میشه
...اگه به دست افراد نامناسب بیفتن
.میرم نفت چراغ بیارم
میدونی، دلیل نمیشه که ...چون "کلی" رو دارن
.اون پایانبخش این بازی بشه
میدونی شن با چرم ایتالیایی چیکار میکنه؟
.فکر کنم نمیدونی
.خب، داشتم فکر میکردم
ثابت شد که فکر کردن تو .اونقدرها هم کار خوبی نیست
.ببین کجایی چطور به اینجا رسیدی؟
...هممم؟ بخاطر نبوغت
.یه کار خوب کردی - چی؟ -
.کلی" رو عصبیتر کردی" - .زیاد طول نکشید -
وقتی فرصتش رو داشتم .باید اون رو میکشتم
.فرصت به خودت بستگی داره
.لوگان وضعیتت سستی داره .کلی" ضعیف شده"
.ما این مزایا رو داریم
کِی حمله میکنیم؟
.تقریباً همهچیز سر جاشه
.از همین حالا شروع میشه
Untranslated Line -
فصل 1 - قسمت 13 "آماده"
.آره، اینجا اونقدر هم بد نیست
...فقط تا زمان پرواز، بعدش
.آره. اینجا مشکلی نداریم
."آقا و خانم "اسمیت و نقدی مزد میگیریم؟
،بسیار خب. فردا که به جامائیکا برسیم
ما میشیم آقا و خانم جانسون، خب؟
.لوگان، از این شوخیها نکن
.جدی میگم
...من، تو و
.روکو" کوچولو که اونجاست"
روکو؟
.فقط یه پیشنهاده
.قبول، جای ما امنه
.ازت ممنونم
ولی چه اتفاقی واسه الینا میفته؟
و بقیهی خانواده؟
.م....من نمیدونم
.حتماً گرسنهای
پیتزا میخوری؟ پنیری؟
با گوشت ماهی؟
...گوشن ماهی
.این جدیده، ولی...باشه
.باشه، منم باهات میام - .نه، نه، نه -
.میخوام که اینجا ایتراحت کنی
...چون از الان تا زمان تولد
.تمام وجودم در انتظار خواهد بود
.و تو هم قراره بهش عادت کنی
.خوشم میاد - آره؟ -
.باشه
.سلام - .سلام -
چیزی روی جیپیاِس دیده نشد؟
،تلفن من توی ماشین سانتوس بوده .و اون هم حرکتی نکرده
،اگه از یه ماشین دیگه استفاده کرده باشن .همهی این کارها بیهوده میشه
حال "کلی" چطوره؟
.بدجوری بهش صدمه رسوندن، نیک
.تنها ان نبوذه
کی، من؟
.من مشکلی ندارم - .تو عصبانی هستی -
.میتونم ببینمش
،حق داری که عصبانی باشی .اونا پدرت رو کشتن
...کاری میکن که تقاص بلاهایی که
.سر اطرافیان من آوردن رو پس بدن
.کلی" داره استراحت میکنه"
.ولی به چند روز وقت نیاز داره، نه چند ساعت
.چیزی که میخوای بگی رو بگو، الینا
.هیچ کدوم از ما نمیتونه گذشته رو تغییر بده
اون کاری رو کرده که برای .مراقبت از هر دوی ما باید میکرد
.در مقابل همدیگه
.فقط از خودش مراقبت نکرده
و نمیذارم هرگز این اتفاق .دوباره تکرار بشه
در مقابل هر اتفاق که قراره براش بیفته .ایستادگی میکنم
.حتی تو
".یک زن مهربان اینجا زندگی میکنه"
".داستان غمگین رو بیان میکنه"
.یجورایی شبیه به شهر توئه
.ولگردیهای یه دیوونه
آقای مارستن، خیلی واسه خاطر ما خوشحالی؟
تا حالا طعم زندگی واقعی رو نچشیدی، درسته؟
...این کلام افرادی با افکار زودگذره
.کجا غذا پیدا کنم .کجا استراحت کنم
...اولین بار که به اینجا اومدم، شبهای بود که
...چیزی نداشتم
،و دوست داشتم تغییر کنم .مثلا برم بخوابم
به نظر میاد خوابیدن توی یه محیط .پر از گرگ، شرم کمتری بهمراه داره
.ولی بعدش یادگیری اینطور چیزا رو شروع کردم
."زیبان رمزی "هوبو
و یاد گرفتم چطوری برای سهیم شدن .در پول مردم، بهشون نفوذ کنم
.تصمیم گرفتم دیگه توی اون محسط نخوابم
واسه تو اینطوریه؟
فقط یه تختخواب؟
.تق تق. داریم راه میافتیم
باز چیه حالا؟
.هر سه نفرمون
!این ماموریت مثل خودکشی میمونه
...بچهها
به نظرتون من دیوونهام؟
.من یه ارتش ساختم
میدونین شن با چرم ایتالیایی چیکار میکنه؟
.نه، قطعاً نه
خب مال تو هم مثل کفشهای .ایتالیاییِ سرآشپز "بویاردی" شده
،خب، وقتی از سر "کلی" بجای چارپایه استفاده کردم
.خواهید دید که چطور به نظر میان
.بتازگی از افرادم اطلاعات گرفتم
.توی تورنتو همهچیز پاکسازی شده
خوبه. فیلیپ در چه حاله؟
.تا فرودگاه دنبالش رفتم
.یه پرواز به فرانسه در پیش داره
در مورد جیمز ویلیامز چی متوجه شدی؟
،چیزی زیادی نبود
."یه وبسایت جعلی با مدیریت فردی به اسم "نِیت پارکر
هنوز هم زیر نظر داریش؟ - .گمش کردیم -
.آخرین آدرسش تورنتو بوده .قبلش هم چرچیل
چرچیل؟
.جایی که مالکوم در اون کشته شد
میدونی که پدرت به این راحتیها .شکست نمیخورد
...پس چیزی که اینجا در مقابلته
.باید با تمام نیرو باهاش مواجه بشی، جرمی
به نظرم بهتره من و "جوئی" با پرواز بعدی .به اونجا بیایم
.نه
.نه، اونا میخوان ما رو بکشن و الینا رو بگیرن
و میخوام مطمئن بشم اگه ...اینجا اوضاع بر وفق مراد نبود
یه گروه دیگه از اعضای گله .واسه پس گرفتنش خواهند جنگید
ببین، اگه نگران "الینا" هستی .اون رو بفرست پیش من در ونکوور
...خورخه
من همهی روشها رو برای مراقبت .از اون امتحان کردم
،ولی وقتی از ما جدا میشه .اوضاع خراب میشه
.کلی" داغون میشه. و مثل الان ضعیف میشه"
،وقتی اون پیش ماست .گله بسیار قوی میشه
.فعلاً اون تنها شانسمونه
یه بطری مشروب "بُربون" به من بدهکاری، میدونی که؟
من؟
...بعد از اولین باری که دیدمت
واسه درخواست کار بعنوان مشاور تحقیقاتی پیش من اومدی؛
.پیت، سر یه بطری بُربون باهام شرط بست
روی چی شرط بستین؟
.که من عاشقت میشم
No comments yet. Be the first to leave one.