The first 200 lines.
بتال
در نگهشون ميداره محکمـه
آره، اونا رو بيرون و ما رو اينجا نگه ميداره
وقتي ما رو ميبينن بيشتر ديوونه ميشن
باعث ميشه اون در رو زودتر بشکنن
فقط به يه بيسيم نياز داريم
ديگه نميتونم اينجوري ادامه بدم
به خانوم تياگي ايمان کامل داشتم
فکر ميکردم افسر خوبيـه
کوکورانه، دستوراتش رو دنبال کردم
ولي همه اينا دروغ بود
اين کنترل از راه دور ثابتـش ميکنه "کنترل از راه دور براي انفجار بمب"
بايد خيلي وقت پيش اين چيزا رو ميفهميدم
خانم تياگي بهم دستور قتل يه بچه کوچيک رو داد
...ولي تو اون رو نکشتي
نکشتي نه، عمو سيروهي؟
ببين، اينجا خطرناکه
از اونطرف برو
سريع بدو و برو پست سرت هم نگاه نکن
برو
چون تو مثل اون نيستي
ميدونيد شما چي هستين؟
يه قهرمان
...بانو
اشتباه کردم که از دستورات مودالوان و تياگي پيروي کردم
ولي تياگي تحت کنترل اونه اون روي تياگي نشسته
...ديدم که اون رو محکم گرفته
و يه چيزي تو گوشش زمزمه ميکنه...
سرهنگ لايندوک
وقتشه من و تياگي با هم حرف بزنيم
تياگي
ميدوني که سانوي رو دست سرهنگ نميديم
راه ديگه اي هست که جلوش رو بگيريم؟
...يه زماني
افسر خوبي بودي
وقتي مقاله تو بيرون اومد
مادرت بهم زنگ زد
گريه ميکرد
که تو رو قهرمان صدا ميکنن
و اين باعث افتخارش شده بود
...تو هنوز
...يه سرباز خوب هستي سيروهي...
يا نه؟...
من سرباز خوبي هستم
پس سرباز من شو
از دستورات من پيروي کن
يه سرباز خوب شو
بذار من بهت دستور بدم
من رو از اين زن بگير
تو خيلي از اون قويتر هستي
من رو روي شونههات حمل کن
...و باهمديگه اين دختر رو جايي ميبريم
که جايگاه اصلي اونه...
من رو حمل ميکني؟
من رو حمل ميکني؟ نه-
با خواست خودت؟
عمو ويکرام سيروهي؟-
عمو ويکرام
سيروهي؟
من رو حمل ميکني؟ عمو ويکرام؟-
"آره، قبول ميکنم"
عمو سيروهي
!آقاي سيروهي
بهتون گفتم اين خيلي خطرناکه يه دقيقه-
چطور جرات ميکنيد؟
سيروهي، به هردوتاشون شليک کن !بکششون
"تياگي کاملا تحت کنترل اونه"
من هم ضعيف بودم
فکر کرديم شما رو از دست داديم
بايد بهش شليک ميکرديد
نه، من قاتل نيستم
نمي تونم کسي ديگه رو بکشم
نمي تونم يه قاتل باشم
فکر کردي اين تنها بچه تو جنگلـه؟
فکر کردي بچه ديگه اي نيست که پيدا کنيم؟
"همين الان تو کل جنگل پخش شدن"
دير يا زود، اون چيزي رو که" "دنبالشن رو پيدا ميکنن
سرهنگ به قرباني خودش ميرسه چه سانوي چه کسي ديگه
"و وقتي بتونه از نفرين کوهستان فرار کنه"
"کل کشور در برابر قدرت اون سر تعظيم ميکنن"
فکر نکن اين در بتونه بيشتر از اين تحمل کنه
ما هم همينطور
!هي
برش دار
!سريع
سيروهي
سيروهي؟
سيروهي؟
"سيروهي؟"
سيروهي هستم بگو
...ويکرام
بيشتر از 5 دقيقه فرصت نداريم
"زود بيا داداش"
باشه، همونجا بمونيد الان ميام
به فنا رفتن
نميتونيم نجاتشون بديم اينجا گير کرديم
يه فکري دارم
اينجا قبلا اسلحه خونه بوده خب که چي؟-
...قبل اينکه براي آقاي مودالوان کار کنم
...منظورم اينه که
سگ دست آموزشش
قبل اينکه سگ دست آموزشش بشم تو کلاسم شاگرد اول بودم
خيلي مشهور بودم همه من رو ميشناختن
"تو بخش مهندسي خيلي معروف بود"
چرا اينا رو به من ميگي؟
معروف بودم چون هرچيزي رو درست ميکردم
هر چيزي؟ هر چيزي-
بيا انجامش بديم
من رو آزاد کن سيروهي چيزي رو که ميخوان بهشون بده
دارن ميرن
به اين ميگن خروج سخت حرومزادهها "اشاره به خارج شدن انگليس از اتحاديه اروپا"
"سرجاتون بشينيد اکبر، الان ميايم دنبال تون"
خانم تياگي چي؟ اون کنار هم نوعهاي خودشه-
تعداد بيشتري سر راهمون هست سريع! بياين
!هي، لايندوک
!هي، لايندوک
...کارت انجام شد
ارتش الان داخله
من سر قولم موندم
الان نوبت توئه قولت رو عملي کني
يادت باشه، من مثل بقيه نيستم
اگه بخواي گولم بزني
چه زنده باشي چه مرده، به فنات ميدم حرومزاده
بيا پيشم مودالوان
بيا پيشم
بيا پيشم
بيا پيشم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بايد عجله کنيم
دارن ميان اون هم تعدادي خيلي زيادي
!زودباش سانوي
دارن از دروازه رد ميشن
!لعنتي
ويکرام- يالا، وقت نداريم-
بريم
متاسفم رفيق
آهلو...يه قهرمان بود
قبل اينکه از اينجا بزنيم بيرون بايد يه کاري رو انجام بدم
چه کاري؟
بايد اون چيز رو براي هميشه تموم کنم
کدوم چيز؟
افسر فرمانده شون
تا وقتي که فرمانده باشه" "تهديدي براي کل ملت محسوب ميشه
شما هم همراه من هستين؟
من کمکت ميکنم
منم همينطور
من يه راه ميشناسم
يه سراي بزرگ براي گردهمايي هست
بايد خودمون رو به اونجا رسونيم
اونجا چيزهايي دارم که ميتونه کمکمون کنه
چراغها رو خاموش کنيد همگي، ساکت ساکت بمونيد
حرکت کنيد
!چراغ قوهها خاموش
...قربان
قربان، اين راه سريعترين راهـه
اين
باشه
جلوتر خيلي تاريکـه
...سانوي
تا حالا بازي کردي فکر کن که اينم يه بازيـه
از الان همهشون شماره داريم
من شماره 1 تو..شماره 2
بانو شماره 3 پونيا شماره 4 و اکبر هم شماره 5
وقتي من شماره خودم رو ميگم شما هم شماره خودتون رو ميگيد
اينجوري ميفهميم که کنار هم هستيم. باشه؟
باشه پس...حرکت ميکنيم
نزديک هم بمونيد چي شد سيروهي؟-
همه، نزديک من بمونيد
همه، نزديک بمونيد
!سيروهي
همه نزديک هم بمونيد
کنار هم
عقب بمونيد
خوب شد که پيدامون کردي
!سيروهي، وايسا
قربان
..آهلو
ميخوام يه چيزي بهت بگم
درباره خانم تياگي حق با تو بود
بايد زودتر به حرفت گوش ميکردم
...سيروهي
...سيروهي
متاسفم
...سيروهي
متاسفم آهلو
متاسفم
فکر کردم امروز رفتني شده
بهش قول داده بودم
نميخواستم دوباره شرمندهش بشم
ساعت 4:30 صبحه، جوخه امنيتي وزيرکل بايد همين الانا به اينجا برسه
بايد هر جور شده تا اونموقع جلوي اين جونورها رو بگيريم
هوشيار باشيد
بتال" ميخواد اين بچه رو تقديمـش کنيم"
من، اين جنازه رو پر از مواد منفجره ميکنم
بعد ميبرمش داخل و وانمود ميکنم اين بچهست
و اين رو به "بتال" که تشنه جون اين بچهست ميدم
چه نقشه احمقانه اي
تو نقشه بهتري داري؟ نه، آره؟
عوضي، اول از همه اينجا مواد منفجره مخفي ميکنيد
بعد از ما ميپرسي چرا تو منطقهتون نگهباني ميديم؟
No comments yet. Be the first to leave one.