The first 200 lines.
نه
چیه؟
ساپورت، شلوار نیست
اینجا محل کاره
نه، این شلواره
از فروشگاهی که خریدیش، توی بخشِ لباس زیرها بود یا شلوارا؟
یه فروشگاه کره ای؛ همه چیزش
تویِ یه بخشه
من بت میگم چیکار کنیم... امشب همه لباسات رو بیار خونه من
من بت میگم چیکار کنیم... امشب همه لباسات رو بیار خونه من
میتونی همه ـشونو توی تنت امتحان کنی و من بهت میگم که کدوم لباس زیره، کدوم نیست
میتونی همه ـشونو توی تنت امتحان کنی و من بهت میگم که کدوم لباس زیره، کدوم نیست
عالیه. بعدش ما میتونیم بریم از فروشگاه "یه خرس بساز" برات لباس بخریم Build-A-Bear فروشگاهی شامل حیوانات عروسکی و لباس مخصوصِ آنها
آزادییییییییییییییییییی
Braveheart :ایلای George Michael :ورونیکا Braveheart: نام فیلمی محصول سال 1995 George Michael: خواننده و آهنگساز انگلیسی
جورج مایکل رو ترجیح میدم، ولی این دفعه هیچ کدومشون نیست
درمورد آزادی از دستِ پدرمه
اوه، خدای من، این همون...؟
آره همونه منظورت اینه که...؟
آره و پدرت...؟
آ...ها
میشه توروخدا یه نفر یه جمله کامل بگه؟
ساپورت، شلوار نیست
خیلی خوشحال به نظر میرسی الان
خوشحالم ایلای
خیلی خوشحالم. میدونی چرا؟
چون بالاخره امشب قراره بابام
پابندِ عفو مشروط ـش رو دربیاره برای افرادی که تحت بازداشت خانگی و یا عفو مشروط قرار دارند، استفاده میشود
که یعنی اینکه فردا، بابام رفته
وایسا
بابات پابندِ عفو مشروط داره؟
آره، آره
خب، چند سال پیش
واسه گرفتن یه شغل، گولش زدن
و بعدش تمام کارهای غیرقانونی که اونا داشتن انجام میدادن گردنش افتاد
و بعدش تمام کارهای غیرقانونی که اونا داشتن انجام میدادن گردنش افتاد
چطوری واسه گرفتن اون شغل، گولش زدن؟
"بهش گفتن "کرافورد، یه شغل دوست داری؟
آره
خب الان اون آزاده تا هرجایی که میخواد زندگی کنه
خب الان اون آزاده تا هرجایی که میخواد زندگی کنه
و من و کامیلا هم میتونیم به روال قبلیمون برگردیم و هرجایی توی خونه که خواستیم، سکس کنیم
و من و کامیلا هم میتونیم به روال قبلیمون برگردیم و هرجایی توی خونه که خواستیم، سکس کنیم
پس، بچه هاتون چی؟
اوه، نه، اونا راحتن
اهمیتی به این کارا نمیدن
خب، وایسا، منظورم اینه که، پدرت کجا میخواد بره؟
نمیدونم، میدونی، فکر کردم یکی از
اون کلاه چتری ها بزارم سرش
و توی یه پارک ملی رهاش کنم
هی، شما بچه ها باید امشب .بیاید به مراسم جداسازی پابندِ عفو مشروط
هی، شما بچه ها باید امشب .بیاید به مراسم جداسازی پابندِ عفو مشروط
هی، شما بچه ها باید امشب .بیاید به مراسم جداسازی پابندِ عفو مشروط
اوه
من پایه ـم. فقط بودن کنار یه پدر که قراره بره، بم امید به آینده میده
من پایه ـم. فقط بودن کنار یه پدر که قراره بره، بم امید به آینده میده
من نمیتونم
یه قرار دارم
اِ واقعا؟ آسیایی ـه؟
نه نژادپرست
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
Translated By: Hassan Cool & Marshal(TvCenter)
ادنا، داری چیکار میکنی؟
دارم این تار عنکبوت ها رو از تلویزیون پاک میکنم
این فیلمِ مرد عنکبوتی ـه
سلام بچه ها
اوه، خدا، بابا تو اصلا امروز تکون خوردی از جات؟
نه
اما استیون هاوکینگ هم از جاش تکون نخورده پروفسور و دانشمند معروف که فلج و روی ویلچر است
میخوای بری بش گیر بدی؟
خیلی خب بچه ها، من دارم میرم بیرون
کجا داری میری؟
دارم میرم خونه وارنر
بخاطر اینکه کرافورد داره میره، میخوان مهمونی بگیرن
میتونی بگی "رفتن"؟
رفــــتن
یالا بابا، تو میتونی
رفــــتن
اوه، به این میگن یه بابای خوب
باورم نمیشه بالاخره داریم خونمونو پس میگیریم
میدونم. منم نمیتونم باور کنم که واقعا داره این اتفاق میوفته
حس میکنم که ما داریم آزاد شدن و برگشت یه حیوان رو به دنیای وحش نظاره میکنیم
حس میکنم که ما داریم آزاد شدن و برگشت یه حیوان رو به دنیای وحش نظاره میکنیم
تموم شد؟
تمومه میتونی بری
یالا پسر
یالا تو میتونی انجامش بدی
احتمالا بوی پدرمو روی من حس کرده
میتونه یکی دو روز دیگه، بره
پس... همینه؟
تموم شد؟ آره
اوه، اوه، مگر اینکه دوست داشته باشین درمورد یه سری تحولات هیجان انگیز در زمینه قوانین مالیات فدرال بحث کنیم
اوه، اوه، مگر اینکه دوست داشته باشین درمورد یه سری تحولات هیجان انگیز در زمینه قوانین مالیات فدرال بحث کنیم
نه؟
باشه
خب تموم شد
حالا باید شروع کنیم به کارِ طولانی و سختِ پیدا کردن یه مکان برای زندگی
حالا باید شروع کنیم به کارِ طولانی و سختِ پیدا کردن یه مکان برای زندگی
خودتونو آماده کنین بچه ها
این کار میتونه هفته ها، ماه ها، شاید حتی... طول بکشه
پیداش کردم
چی؟
واو، نگاش کن
امکاناتِ محل سکونتِ بالا رتبه ای داره
...گلف و تنیس و
اوو
نیگا، یکی از اون گربه هایی رو دارن که وقتی در شُرُفِ مرگی، میان لیسِت میزنن
نیگا، یکی از اون گربه هایی رو دارن که وقتی در شُرُفِ مرگی، میان لیسِت میزنن
چی؟ واقعا فکر میکنین باید اینجا زندگی کنم؟
آره، عالی میشه
خب، فکر نمیکنین که باید یکم جاهای بیشتری رو بگردیم؟
ششش، هی، هی
کرافورد، تو آزادی
من آزادم
هممون آزادیم
وارنر، وارنر، داره بم آسیب میرسونه
خیلی خب، بسه
خیلی خب ایلای، یه "زانکس" و یه مجله "مردم" بم بده زانکس: قرص مخصوص اضطراب
عزیزم بس کن نه، نه، اون یکی نه
اونی که عکس "توری اسپلینگ" رو جلدشه رو بم بده بازیگر آمریکایی
همشون "توری اسپلینگ" رو جلدشونه
ادنا
میتونی لطفا آروم بگیری؟
واقعا نیاز به استراحت دارم
باشه، آروم میشم
ادنا لطفــــــا
چته؟ این که صدای ادنا نیست
رادیوئه
میرم بالا توی اتاقم
من الان حالم خوش نیست و حوصله ندارم که بخوام منظورمو بطور خاص و کامل بهت برسونم
اما فرض کن به طور کلی به موزیک مکزیکی توهین شده فرض کن توهین کردم
این بهترین قسمتشه
!یالا! یالا! یالا اسپانیایی
بابا، بابا
ادنا، چی شد؟
مُرد
چی؟
اوه، خیلی ببخشید
چی میگن؟ اسپانیایی
تقریبا مُرد
اوه، خدا، دُکی، دُکی
حالش خوب میشه؟ واو
مثل "مارتی مک فلای" گفتی "نام شخصیتی در فیلم سه گانه "بازگشت به آینده
خب
پدرت چیزی رو از سر گذرونده که ما دکترا بهش میگیم وحشتناکِ حمله قلبیِ سایز بزرگسال
پدرت چیزی رو از سر گذرونده که ما دکترا بهش میگیم وحشتناکِ حمله قلبیِ سایز بزرگسال
پدرت چیزی رو از سر گذرونده که ما دکترا بهش میگیم وحشتناکِ حمله قلبیِ سایز بزرگسال
سکته؟
اوه، خدای من، بابا بلند شو
واسه دعوامون معذرت میخوام
ما داشتیم جروبحث میکردیم
فکر میکنین ربطی به این سکته داشته باشه؟
خب آره
معلومه خو الاغ
پسر، اتفاقی که واسه دیوید افتاده رو واقعا نمیتونم باور کنم
سکته رو میگی؟
نه
که چقدر چاق شده رو میگم
آره، اینو راحت میتونستی از روپوش بیمارستانی که تنش بود بفهمی
خیلی شرم آوره
آره
خب، به نظر میرسه که تقریبا جمع کردی
هیجان زده ای که بالاخره
داری صاحب یه جا واسه خودت و همینطور کاپیتان کشتی خودت میشی؟
فکر کنم
اوه، بیخیال
اوه، بیخیال، این برات خوب میشه
ببین سر دیوید چی اومد
میدونی، اون با ایلای توی یه خونه زندانی شده
و این وضعیتْ سالم نیست
دلت نمیخواد دوست جدید پیدا کنی؟
تو دوست منی
البته که من دوستتم
آره. اما همینطور پسرت هم هستم
و...و، میدونی، این، اونو غیرممکن میکنه
و...و، میدونی، این، اونو غیرممکن میکنه
اوه، بیخیال
تو عاشق این مکان میشی
خنده داره
منم دقیقا همینو بهت گفتم درست قبل از اینکه بطور تصادفی تورو فرستادم به اون کمپِ نیازهای ویژه مکانی برای حمایت از کودکانی که مشکلات جسمی، روانی و یا تحصیلی دارند
منم دقیقا همینو بهت گفتم درست قبل از اینکه بطور تصادفی تورو فرستادم به اون کمپِ نیازهای ویژه مکانی برای حمایت از کودکانی که مشکلات جسمی، روانی و یا تحصیلی دارند
منم دقیقا همینو بهت گفتم درست قبل از اینکه بطور تصادفی تورو فرستادم به اون کمپِ نیازهای ویژه مکانی برای حمایت از کودکانی که مشکلات جسمی، روانی و یا تحصیلی دارند
اوه
آره ، آره
آره یادمه پسر، تو با خودت
یه عالمه جایزه آوردی آره
یالا بابا
برگرد
حالش چطوره؟
چی؟
این چیزی نیست که تو باید بم بگی؟
خیلی خب، باشه
فکر کنم این اطراف من همه کارم
No comments yet. Be the first to leave one.