The first 200 lines.
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
ميشه سفارش ـتونو بگيد ؟
عجله کن
همبرگر ، با پنير اضافه ، بدون پياز
همبرگر ، با پنير ، با پياز
لطفاً بريد باجهي شمارهي دو
گند زدي
شير بستني رو يادت رفت
. . . موز - شير بستني موزي -
چي ؟
شير بستني موزي
همبرگر باکرهها
خودم ميتونم
ببين ، بايد بري دور بزني دوباره بياي
بنظرت چندتا نقطه داخل يه ليوان شراب وجود داره ؟
پنجتا - سهتا -
سالا نيسوآز ، پيتزاي ويژه سالادي ترکيبي ، از گوجه و تنماهي و تخممرغ و زيتون ] و ماهي آنچووي ، که با سس داراى سركه و روغن زيتون و ادويه [ عمل آمده باشد
يهکم تن ماهي ، يهکم تخممرغ چندتا دونه لوبيا
چندتا دونه زيتون ؟
نوزده نقطه
نوزدهتا ؟
روي همه ـشون سس زده شده
به استراحت نياز داري
بايد بري تعطيلات
داشتم به يه هفته تفريح توي آيبيزا فکر ميکردم
من از تعطيلات متنفرم
يهکم آفتاب
يهکم کريوکي نوعي سرگرمي در بارها و کلابها که افراد به نوبت ] از روي آهنگي از پيشضبط شده و معروف که بر روي صفحه نمايشي متن آنرا ميبينند [ آهنگ ميخوانند
من آواز نميخونم
تمام سوئديها آواز ميخونن
اَبا
روگزت
آ-ها
آ-ها ؟ اونا نروژيان
نميدونم چطوري اين آشغالا رو ميخوري
دو سه بار که بخوري ، معده ـت بهش عادت ميکنه
اگه داريد گوش ميکنيد ، اگه نميريد سراغ تفريح
بذاريد با يک آهنگ درخواستي از جوزي از منطقهي لوييشام ، ادامه بديم
اينم از تينا چارلز با يک آهنگ ديسکوي کلاسيک
Tina Charles - I Love To Love
بخون ، بيشعور
! بخون
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
همون ماشين ـه
آره
حالا بهآرومي غافلگيرش کن
! هـِـي
چهخبره ؟
! برو کنار - چيکار ميکني ، پسر ؟ -
! رايلي
! پليس
! پليس
در شهرک تريـسـي سرگروهبان استيونسون و سربازرس ريور
مستلزم به کمک فوري هستند
. . . در تعقيب يک مضنون مذکر
!باز کن ! پليس
! وايستا
عالي
فورد مونديوي 2011 آبي کبود
شماره پلاک نداشتي . . . مدرک شناسايي نداشتي
همون ماشين ـه - اين سومين بار توي اين هفته ـست که فراخونده شدي -
اون پريد
چون ماريجوآنا پرورش ميده
کريستوفر رايلي بهخاطر موادفروشي دو بار محکوم شده
سومين محکوميت ـش باعث ميشه چندين سال بيوفته زندان
رسانهها ميريزن سر اين قضيه
ما اسمي از تو نميبريم ولي بالاخره يه نفر ميگه
پيش خودت چي فکر ميکردي ؟ ! تو روي اين پرونده کار نميکني
همون ماشين ـه
خب ، ميذاريمش بهعهدهي پزشكي قانوني . باشه ؟
صبح ميري به ديدن روانشناس همونطور که ازت خواستم
روزا ، ساعت نه صبح زود اونجا باش
اونم همونچيزي رو بهت ميگه که بقيه ميگن
" تو نميتوني استيوي رو برگردوني "
آخه اون چي ميدونه ؟
دقيقاً
! دقيقاً
درسته ، آخه اون چي ميدونه ؟
آخه اونا چي ميدونن ؟
من اون ماشين رو بهعنوان همون ماشيني که در شب مرگ استيو ديدم شناسايي کردم
ميخوايد اون جمله رو اصلاح کنيد ، بازرس ؟
من احتمالاً اون ماشين رو
. . . در شب مرگ استيو
سرگروهبان
. . . جکي استيونسون ديدم
و وسيلهى نقليه رو تعقيب کردم
چرا براي نيروي کمکي تماس نگرفتي ؟
گرفتيم
ما ؟
در مورد کي داري صحبت ميکني ؟
در مورد کي داري صحبت ميکني ؟
اون حتي روي اين پرونده کار نميکنه
پس اون يه ماشين قراضه ميبينه
بر اساس يه غريزهي بيملاحظه
يک مرد رو تعقيب ميکنه و اون رو به کشتن ميده
يا اينکه داريم به اولين سرنخ موفقيتآميزمون نگاه ميکنيم
غيرمحتمل نيست ، رايلي قبلاً محکوم شده
ولي اگه رايلي اونو کشته بود
من ترجيح ميدادم ازش بازجويي کنم
اون بايد مرخصي بگيره نوعي مرخصي که براي دلايل شخصي مثل بيماري يا مرگ آشنايان ] [ به کارمندان داده ميشود
قبولش نميکنه
اينطور نيست که تلاش ـمو نکرده باشم
بيشتر تلاش کن
اون هشتاد درصد از لحاظ رواني ، سالمه
پس يه توصيهي خوب بهش بکن
دارم ترغيب ـش ميکنم برگرده روي پروندهي اِرين فيلدينگ کار کنه
ما يه وظيفهاي در قبال اون داريم
که اطمينان حاصل کنيم که آيا از لحاظ رواني . . . براي کار کردن مناسب ـه يا
آره ، من در اين مورد تصميم ميگيرم
ميخوام گزارش روانشناس ريور رو به محض اينکه آماده شد ، ببينم
اوي
. . . آخرين تعطيلاتي که رفتي
. . . بهخاطر گرمازدگى از اسکاتلند
با من تماس گرفتي
بهت که گفتم من از تعطيلات متنفرم
خب ، پس برگرد سر کارِت
ما به مادرِ اِرين يه قولي داديم
صبحبخير
ميدوني دندونها آخرين چيزهايي هستن که ميپوسن ؟
بعد از استخونها ، و مو ، و پوست
جورج واشينگتون ، دندونهاي اسب آبي رو داشت
گندم برشته ـت تموم شده
پس ، چمدون ـمو مياري پايين ؟
يهعالمه وسيله براي جمع کردن دارم
ميدونم دوباره داشتي صفحهي فيسبوک ـمو نگاه ميکردي
اين قطار براي بانک است
ايستگاه بعدي ، وست بـِـي ميباشد
. . . در هنگام خروج از قطار
دوازده سؤال وجود داره
و دوازده مکعب بايد تيک بخوره
من براساس سؤالهايي که ميپرسم
و تيکهاييکه بر اساس جوابهات ميزنم يه ارزيابي انجام ميدم
روال کاريه
باشه
ميخونم ـشون
و تو به آسوني جواب "آره" يا "نه" بده
تو در معرض يک واقعهي دلخراش بودي يا واقعهي دلخراشي رو تجربه کردي ؟
. . . در حين اون واقعهي دلخراش
نميدونم اينجا چيکار دارم ميکنم
تو کمتر از سه هفتهي قبل
شاهد مرگ همکارت بودي ، ريور
وقتي يک مأمور شاهد يک مرگ وحشيانه باشه
جزو پروتکل ـه که براي توصيههاي روانشناسانه داوطلب بشه
. . . نگرانيهايي در مورد اينکه
تو چطور داري با مرگ اون کنار مياي وجود داره
پس ، بذاريد در مورد چيزهايي که ميدونيم بازپرسي کنيم
ماشين ، يک مونديوي آبي ـه
ولي آيا همون ماشين ـه ؟
رايلي اون ماشين رو شبي که استيوي مرد ميروند ؟
اگه آره ، انگيزه ـش چي بود ، چرا اونو کشت ؟
به اونايي که باهاش صميمي بودن ، سر زديم
پس حالا ميخوايم روي رايلي تمرکز کنيم
. . . هرچيزي
هرچيزي که بتونيد پيدا کنيد ممکنه به اون ارتباط داشته باشه
داريم در مورد استيوي صحبت ميکنيم
باشه
روزا
اسم خوبي براي يه روانشناس ـه
بنظرم خيلي خوب پيش رفت
حرفهايي وجود داشت که ميتونستي بگي
چه مدت با هم کار ميکرديم چطوري با هم آشنا شديم
چطور به من علاقهمند شدي
. . . چطور من خواب و خوراک رو ازت گرفته بودم
حرفهاي معمولي . . . حرف
مدرک ـشو از کجا گرفته ؟ مراجع ـش کجاست ؟
اصلاً از کجا اومده ؟
نه سال توي مـِـت يوده و شش سال توي برودمور
ريور ، سرگروهبان کينگ
آيرا
آيرا
به زبان عبري
" يعني " مراقب
" يا " کامل رشدکرده
پدرم مسلمان ، مادرم يهودي
غزهايِ مادرزادم
اگه بتوني سريع در جريان پروندهي اِرين فيلدينگ بذاريش
مادرش دوباره تماس گرفت
دوستپسرش ، دوماهونيم پيش اعتراف کرد
اتن اُلاما ، بيست ساله
در انتظار دادرسي ـه
بهمون نميگه جسدش کجاست
پيشزمينهاي وجود داره ؟ - نه -
مادرش ميخواد اونو به خاک بسپاره
اون مهمترين يادآورهاي اِرين رو برامون فرستاد
امروز دوباره با اتن صحبت ميکنم
آيرا رو با خودت ببر خوبه که با همديگه بگرديد
اون پرستار من ـه ؟
اوضاع با روزا چطور پيش رفت ؟
اوه ، خوب آره ، خيلي خوب پيش رفت
پيشرفت خوبي داشتيم
تو کمتر از ده دقيقه پيش ـش بودي
اون خيلي سؤال ميپرسه
داريم سعي ميکنيم اون ماشين رو به مرگ استيوي مرتبط کنيم
در غير اينصورت ، تو يه بيگناه رو تعقيب کردي و اونو به کشتن دادي
خودش پريد
دوستدخترش بارداره
به همين زودي رفته پيش رسانهها
خودتو جـمـعوجـور کن
. . . به همه ـمون داره سخت ميگذره
ولي من ميبرمت توي يه اتاق پر از اون آدمهاي احمق
No comments yet. Be the first to leave one.