The first 200 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
.پدرم نسبتا یه شخص منحصر به فرد بود
.روی ابزار موسیقی که تا حالا ندیده بودم حساسیت نشون میداد
،به جای سُس یا کوناتسو ...روی تخم مرغش
.پونزو میریخت...
.هیوری چان
هــهه، داری از طعمهی مصنوعی استفاده میکنی؟ .خیلی کم پیش میاد اینکارو بکنی
.خب، یاماکاوا سان، فلای فیشینگ همینطوریه دیگه
.فلای فیشینگ: ماهیگیری با طعمهی مصنوعی
.اوه، حالا که فکر میکنم، حق با توعه
.خبدیگه، هیوری چان، مراقب خودت باش
...این پدر منحصر به فرد من
سه سال پیش بخاطر یه بیماری... .همهگیر، فوت کرد
اصلا خوشم نمیاد با آدمایی که نمیشناسمـشون دهن به دهن بشم؛
واسه همینم همیشه .سعی میکنم خودمُ جلوشون عبوس جلوه بدم
،حالا که حرفش شد، وقتی بچه بودمم
.همیشه پشتِ بابام قایم میشدم
.دیگه کمکم باید برم خونه
! دریــــــــــــــــــا
!وایـــییی! خودِ خودشه
!چقدر بزرگه
این چی میگه دیگه؟ توریسته؟ ...ولی الان که تابستون نیست
!وایــی، فوقالعادست! برقبرق میزنه--- این چی میگه دیگه؟ توریسته؟ ...ولی الان که تابستون نیست--
!ژانم؟
کوهارو
کوهارو
میخواد بره تو آب؟
!ولی الان که اسفنده
!برو که رفتیـــــــم
!یه لحظه وایسا بینم
!باید جلوشُ بگیرم! باید جلوشُ بگیرم
!باید جلوشُ بگیــــــرم
اخطار: قلاب ماهیگیریتونُ به سمت کسی پرتاب نکنید
هاه؟
...آخ، آخ، آخ
!بـ-ببخشید
حالت خوبه؟ جاییت صدمه دیده--؟
...سرده
...معلومه که هست
در این روز، یه دختر خیلی منحصر به فرد .وارد زندگی من شد
حلقه آهسته
قسمت اول یه دختر فوقالعاده منحصر به فرد
!آخیش، بالاخره گرم شدم
بیا دیگه چلهی اسفند نپریم تو دریا، باشه؟
!چـــــشـــــم
میگم، من همین زودیا قراره .بیام تو این شهر زندگی کنم
من اهل شهریم که از ،اونجا اصلا نمیتونی دریا رو ببینی
سر همینم دریا رو که دیدم !از خود بی خود شدم
...پس تا حالا دریا رو ندیده بود
.انگاری همچین آدمایی هم وجود دارن
میگم، تو اهل اینجایی؟
...آره، یه جورایی
!خوش بحالت! حسودیم سوخت
چـ-چیه؟
اونا ماهین؟
.آره؛ بهشون میگن سنگماهی
.خیلی راحت میشه این اطراف گرفتشون
!تو گرفتیشون؟
...آ-آره
!محشره! ماهیگیری؟
...ماهیگیر نَبیدم
.فهمیدم
،از اونجایی که تا حالا دریا رو ندیده
.قاعدتا تا حالا ماهیگیری کردنِ کسی رو هم ندیده بود
!اوه، ولی، ولی. منم همیشه ماهیگیری میکنما
عه، جدا؟ ماهیگیری رودخونهای؟
.نــه
!بازیشُ میگم
هرکس گُندهترین ماهی رو بگیره برندست
!بازیشُ میگم
هرکس گُندهترین ماهی رو بگیره برندست
ماهیگیری مجازی؟
ماهیگیری مجازی؟
اون چوبِ ماهیگیریه، مگه نه؟
.آ-آره
میخوای بگیریش دستت؟
!واقعنی؟
.وایــــیی...پس واقعیش اینطوریه
...این
آشغاله؟...
!نخیر-- آشغاله؟...--
.به این میگن، طعمهی مصنوعی
این یه طعمهی مصنوعیه که شبیه به .یه ماهی ریز ساخته شده
.ولی خب معمولا از حشره به جای اینا استفاده میشه
طعمهی مصنوعی؟
همونایی که معمولا پلاستیکین؟
منظورت لواره؟
.لوار: وسایلی که باهاش کسی یا چیزی رو فریب میدن
.آره، همونی که تو میگی
خب، طبیعیه مردم معمولی چیزی از .طعمهی مصنوعی ندونن دیگه
.همه فکر میکنن اونا کَک آبین
!کَکای آبی رو میدونم چین !تو کتاب علوممون راجبش نوشته بود
.منظورم اون نیست
.این تنها روش ماهیگیریایه که بابام بهم یاد داده
!میگم
!میخوام ماهیگیری کردنتُ ببینم
چی؟ ا-الآن؟
!همین الآن .من تا حالا فقط تو تلویزیون ماهیگیری کردنِ ملتُ دیدم
پس، میتونی با این تور کمکم کنی و از آب بگیریشون؟
بگیرمشون؟
،من ماهی رو با طعمه میکشونم اینجا .بعد تو با این تور میگیریشون
!فَهمستم
!هاه؟ چـــ--؟
!چرا الکی تو هوا میچرخونیش؟
الکی نچرخوندمش. یادته راجب لوار چی گفتم؟
.آره
اون نوع از طعمه ها سنگینن، واسه همینم .نمیشه همچین بلند پرتابشون کرد
!فَهمستم
...آخه...من فقط فلای فیشینگ بلدم
ببین، طعمهی مصنوعی خیلی ...کوچیکه واسه همینم
.اگه بخوام عادی پرتابـش کنم، زیاد دور نمیشه
...هـــممم
.و بعدش از این نخ پرتاب استفاده میکنی
!اووهه
.این نخا ضخیم تر و سنگین تر از نَخای معمولین
باید از وزن این نخ استفاده کنی و ...تا جایی که میشه دورتر پرتابش کنی
!اوهــهه! پرواز کرد
یعنی چند متر جلو رفت؟ !اصلا طعمهی مصنوعی رو نمیبینم
!برگام
،حالا که بهش فکر میکنم
این اولین بارمه که انقدر با .یه آدمی که تازه باهاش آشنا شدم، حرف زدم
.تازه همشم بحث ماهیگیری بود
!یکی گرفتم
!هعـع؟
واقعا اون آشغالُ خوردن؟
دلت کتک میخواد؟
.جدا از اون، زود باش. با تور بگیرش
هاه؟ الآن؟
!آره، الآن
!زود باش دیگه
!هِیـــییی
!عـــهه، داره وُل وُل میخوره !این ماهیه که هنوز زندست
.آروم باش
.محشره...واقعنی یکی گرفتیم
میگم، این ماهیا خوردنین؟
...خب، میخواستم ببرمشون خونه ولی
میخوای همینجا واست ساشیمی درست کنم؟...
.ساشیمی: یه نوع غذای دریای مثل سوشیه
!میــــتــــــونــــــی؟
.آ-آره. بابام بهم یاد دادتش
...اول از قیچی استفاده میکنی
واسابی تازه
...اول از قیچی استفاده میکنی
واسابی تازه
قیچی؟
،باله های سنگماهی، تیز و خطرناکن .واسه همین اول باید اونارو قطع کرد
...هــههه
...تو قبلنا هم همینطوری خطری میزدیا
تو کیه این بیچاره میشی؟
.بعدش سرشُ میکنی و رودههاشُ باهاش درمیاری
.همم، همم
.بعدش تا ستون فقراتـشُ بُرش میدی
.که اینطور
،از شر استخونای شکمش خلاص میشی ...پوستشُ میکنی، تیکهتیکهـش میکنی و
.بفرمایید. ساشیمیِ سنگماهیِ تازه
واااو! فوقالعادست! تو سرآشپزی چیزیای؟
.نَبیــــدم
بدون تردید
.نَبیــــدم
.نَبیــــدم
.فکر کنم در تلاشه بگه خوشمزست
.یه جورایی تُرده !جویدنش خیلی سخت شده
اوه، این بخاطر اینه که .رفته تو مرحله سختسازی
سخت سازی: فرآیندی که طی اون، بدن موجو زنده .بعد از مرگ، شروع به سفت شدن میکنه
سخت سازی؟
.ماهیام مثل آدمان، بعد از مُردن بدنشون سفت میشه
وقتی اینطوری میگیش، آدم حس میکنه .مرتکب یه گناهِ کبیره شده
شرح جرم سخت سازی
وقتی اینطوری میگیش، آدم حس میکنه .مرتکب یه گناهِ کبیره شده
...انگیزهی ارتکاب: چون میخواستم بخورمش
.من قطعا همچین حسی ندارم
.من قطعا همچین حسی ندارم
.دستِ شما درد نکنه
.پس طعم یه صید تازه اینطوریه
!ماهیگیری هم باحاله هم خوشمزست
،حالا که انقدر خوشحال میبینمش
یه جورایی دلم میخواد که میتونستم .غذا های دیگهای غیر از ساشیمی واسش درست کنم
.اولین بارمه که ساشیمیِ سنگماهی میخورم
.معمولا فقط باهاشون خورشت درست میکنم
!هه، آشپزی بلدی؟
!تازشم مثل خودت، آشپزیم حرف نداره .البته تا حالا ساشیمی سنگماهی درست نکرده بودم
.به حق چیزای ندیده
،منُ بابام باهم زندگی میکنیم .واسهی همینم جفتمون به نوبت کارای خونه رو انجام میدیم
،ولی آشپزیه بابام یه چیز اونور تر از افتضاحه .واسه همینم آشپزی گردنِ منه
.اوه، دقیقا برعکس بابای منه
میگم! تو همیشه میای اینجا؟
.آره، البته همیشه که نه
.پس، دفعهی بعد وسایل آشپزیمُ همرام میارم
.تو میگیریشون من میپزمشون
!مطمعنم کُلی خوش میگذره
.واقعا...دخترِ عجیبیه
.دیگه کمکم باید برم خونه
باید قبل تاریکی هوا خونه باشی؟
،نه، ولی مادرم تجدید فراش کرده و امشب
.قراره با اونا و بچشون شام بخورم
...راستش
.پدرم بخاطر یه بیماری، سه سال پیش فوت کرد
این اولین باره که قراره شوهر جدید مادرمُ ببینم؛
همش به این فکر میکنم که .چطور آدمی میتونه باشه
،خیلی مضطرب شده بودم .واسه همینم اومدم کنار دریا
No comments yet. Be the first to leave one.