The first 200 lines.
به سلامتی، خانمها
حالا کی حاضره کاپکیک بپزیم
و برای آگاهیرسانی درباره بیماری پیرونی پول جمع کنیم؟
اوه، یعنی میخوایم وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده؟
داری درباره چی حرف میزنی؟
شنیدم به شوسی گفتی من نمیام
به مراسم رونمایی محصولش. تریسی، وندی
اینجا جای این حرفا نیست
مِیزی، این قصه مال تو نیست
من هرگز اینو نگفتم
گفتم دیر میای. تو همیشه دیر میای
اون اینو نگفت
به درک که اون عوضی چی گفته
من کسیام که پشتتم
منم پشتتم
خیلی خب، بیاید کاپکیک درست کنیم
من یه چیزی دارم که حسابی کمک میکنه
اوه، اینو تا اینجا آوردی؟
آره. مخلوطکنهای وندی مثل پر سبکن
و بعد از کاپکیکها، میتونیم اسموتیهای سبز سالم درست کنیم
چه خبر از فروششون؟ شنیدم خوب نیست
اوه، نه، خیلی خوب گرفتن، آره
مخصوصاً وقتی مردم ببینن چقدر پرقدرتن
میخوان یکی برای مامانشون بخرن
خیلی خب، کات!
چی؟
باید با وندی جدا صحبت کنم
یکی کار دست خودش داده
وندی، ما باهات صحبت کرده بودیم
درباره اینکه مخلوطکنندههات رو تو برنامه تبلیغ کنی
«خانمهای لاکچری» قرار بود یه سکوی پرتاب باشه
برای بقیه کارها و پروژهها
میدونم. همهتون میخواید بتانی فرانکِل بشید
ولی شما بتانی فرانکِل نیستید
و تو هم اندی کوهن نیستی
اون یه فرنچایز داره
چرا میخواید منو آزار بدید؟
باشه، هیچکس نمیدونست تو کی هستی
قبل از برنامه
آره، ولی حالا میدونن
من مال فصل اولم
از اینکه مدام بهم بگی چیکار کنم، خسته شدم
وندی، داری چیکار میکنی؟
منم، باشه؟
من فقط تهیهکنندهت نیستم
من دوستتم که دوستت داره
و وقتی اینجوری میشی، همه رو از خودت دور میکنی
به خاطر همینه که تنهایی
من اینو برای تو نمیخوام
اوه، اسکیپ، منم دوستت دارم
عاشق اینم که من سوگلیتم
آره، تویی. بیا اینجا
تو سوگلی منی. از فصل اول
من فقط ذهنم بهم ریخته
مخلوطکنها فروش نمیرن
نمیتونم از فکر اتفاقی که برای کاتریکا افتاد، دست بردارم
کاتریکا برای تلویزیون بد بود. باشه؟ خودت میدونی
باید کاری میکردیم
فقط حس میکنم دیگه نمیتونم این راز رو نگه دارم
الان وقتش نیست، اینجا جاش نیست
موافقم
چرا امشب نمیای منو ببینی؟
والنسیا امشب مرخصیه
درباره شرایط حرف میزنیم؟
میدونی کجا پیدام کنی
یکی بره چند تا کاپکیک بخره
و وانمود کنه خودشون درست کردن
اسکیپ، سلام. امشب قرارمون سر جاشه؟
ساعت ۹ برای نوشیدنی. اوه
قول دادی. اوه، آره، آره، آره، آره
ولی تریسی، لااقل این دفعه سر وقت بیا، باشه؟
اوم، منو خوب میشناسی
واسه همین میدونم سوگلیتم. بوس. آره
بای
آه
باشه، واقعا باید اینجا این کارو بکنیم؟
من تمام جلسات مهمم رو اینجا برگزار میکنم
باشه. خب، چی میخوای؟
جوری میگی که انگار اصلا مهم نیست
بابت کاری که با کاتریکا کردی احساس بدی نداری؟
اوم، کاری که ما کردیم؟
حالش از وقتی برنامه رو ترک کرده، خیلی بده
بچههاش رو از دست داد
کاش کاری از دستم برمیاومد
آه، ولش کن وندی
من یک لحظه هم این همه نگرانی عمیق رو باور نمیکنم
باور نمیکنی؟
چی میخوای
که این قضیه بین خودمون بمونه؟
واقعا فکر میکنی من اینقدر بیرحمم؟
من اعتبار تهیهکننده اجرایی رو میخوام و هر چیزی که همراهش میاد
تایید بازیگرا، کنترل ویرایش
حمایت شبکه از مخلوطکنهای وندی
از جمله تایید جلوی دوربین از طرف تو
اوه، واقعاً فکر میکنی که... هنوز تموم نشده
۱۵ درصد از فروش خارجی، ۱۷ درصد از استریمها رو میخوام
و امتیازات ویژه مشارکت
با همه خانمها؟ اوه، نه، نه، نه، نه
با تو
باشه
اوه، تو دیوونهای. باشه، ولی نمیتونی برش داری.
هیچ کدومش رو. اشکالی نداره.
مطمئنم خیلی خوب از پسش برمیای... تو زندان.
بذارید، اوهوم، با شرکت تماس بگیرم.
آه، درسته.
تو که واقعاً رئیس نیستی، مگه نه؟
همه کارا تموم شد.
اوه، اسکیپی، هورا!
نظرت چیه با چند تا مارگاریتا جشن بگیریم؟
خیلی بهمون خوش میگذره.
ما شریک کامل میشیم.
همه تصمیمها رو با هم میگیریم.
فقط حرف آخر رو من میزنم.
برای شروع، فکر نمیکنم تریسی...
لازم باشه هر هفته باشه.
کمِ او هم غنیمته.
هی، میفهمم داری چیکار میکنی.
با من درنیفت، اسکیپ.
بهتره حداقل سه تا تمازپام توش باشه.
وگرنه هیچی حس نمیکنم.
اوه.
یه دفتر درست کنار مال تو لازم دارم.
تا بتونیم در تماس دائمی باشیم.
یعنی قراره شماره...
تلفن خصوصیت رو بالاخره بگیرم.
باید سرویسهای موقعیت مکانیت رو روشن کنی.
تا هر وقت دلم خواست بهت دسترسی داشته باشم.
اوه، چه خوب به نظر میرسه.
اوه.
عزیزم، من عصبانی نیستم، باشه؟ میدونی که من پشتتم.
متاسفم که دیر کردم!
من اینجام.
و تریسی هم تازه رسید.
اوه، فقط چند دقیقه دیر کرده. معجزه است.
باشه، فردا میبینمت، وندی.
دوستت دارم. بای.
باشه. آمادهای؟ هومهوم.
خانم تاشیونی، نمیدونم چرا...
برام انقدر سخته که دکمهها رو فشار ندم.
از این طرفه بالا.
میدونی، واقعاً باید السبت صدام کنی.
و من میتونم کایا صدات کنم؟
فکر کنم. هر چی.
چه اسم قشنگی.
اصلا نمیدونستم مردم اینطوری زندگی میکنن.
وسط منهتن.
بعضی از مردم آره.
خب، بهتر از اجارهخونه کوتاهمدت منه.
که اصلاً شبیه عکسهای آنلاین نیست.
اما خب، فکر کنم از سوسکها سخت بشه عکس گرفت.
اوه، من سوسک دوست ندارم، ولی خب من اینطوریم.
اوه، چه براق!
باحاله. بهش دست نزن.
تو کی هستی؟ السبت تاشیونی.
السبت؟ این چه اسمیه؟
کلافهکننده، اما بهش عادت میکنی.
خانم تاشیونی به خاطر فرمان رضایت اینجان.
برای پروندههای مهم.
اوه، درسته.
چند تا دستگیری اشتباه تو این واحد.
و حالا گیر پلیسِ پلیس افتادیم.
ایشون کارآگاه دانلی هستن.
قراره با من دربیفتی، السبت؟
اوه، فکر نمیکنم ایده خوبی باشه.
اما میتونید بگید اینجا چی شده؟
فکر کنم باید بگم، مگه نه؟ هوم.
متوفی، وندی وکسلر، احتمالاً مست بوده.
یه مخلوطکن رو تو وانش انداخته.
و خودش رو برقگرفته.
اوهوم، زمان مرگ ۹:۰۲ بوده.
طبق چیزی که توسط ژنراتوری که قطع شد، ثبت شده.
وقتی مدار اتصال کوتاه پیدا کرد.
گوشیشو تو وان پیدا کردیم.
اونو بذار تو یه کاسه برنج. فردا باید کار کنه.
عقب برو.
ببخشید.
داشتید میگفتید؟
زمان مرگ ۹:۰۲.
خدمتکار، والنسیا، صبح امروز پیداش کرد.
من خدمتکار نیستم. من یه کارآموز با حقوقم.
این یه راه احمقانه و بیهوده برای مردنه.
چرا مردم اصرار دارن که مخلوط کنن...
کوکتلهای یخی رو تو حموم؟
بدم میاد اینو بگم،
ولی این دقیقاً از اون چیزاییه که...
وندی انجام میداد. آره.
صبر کن، تو میشناختیش؟ نه واقعاً.
اون یه لیدی لاویش بود.
خب، از حمومش معلومه.
نه، اون تو یه ریالیتی شو بود.
لاویش لیدیز؟
اوه، من تبلیغاتشو تو دندونپزشکی دیدم.
صبر کن، تو طرفدارشی؟
فکر کنم. من همه قسمتهاشو دیدم.
چند بار.
باید بیشتر حرف بزنی.
این یه فرصت عالی برای توئه.
کارآگاه دانلی.
داری چیکار میکنی؟
ببخشید، کارآگاه، اما افسر بلانک اینجا...
No comments yet. Be the first to leave one.