The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.دنیس استیلول"، مُرده"
جوئی" چطور؟" - .فقط یه جسد اینجاست -
...صادقانه بهت بگم، ویکتور
.حتی از فکر آزاد کردنت هم متنفرم
...توی حیاط پشتی خونهش یه قفس داشت
.که داخلش، خرگوش پرورش میداد
...از خرگوشها بعنوان طعمه استفاده میکرد
.و از قفس واسه یه کار دیگه استفاده میکرد
.چیزی که من بهش اهمیت میدم، تلافیه
کدوم یکیشون؟ - .الینا مایکلسون -
این رو از کجا پیدا کردی؟
،یکی از اعضای هیئت مدیره .این رو توی اینترنت پیدا کرده
.یه هدیه است
خیلی قشنگه! کی فرستاده؟
تو به کسی نگفتی؟
.اینا خانوادهی من در "بیر والی" هستند
اون کیه؟
."پسرعموی ما، "کلی
.امروز فکر کردم از دست دادمت
،ولی صحیح و سالمی
.اینجا پیش من
.یه نمایشگاه عکس دارم
.افتتاحیهی اصلیمه، باید اونجا باشم
.میخوام "کلی" رو هم باهات بفرستم
،نمیخوام "کلی" در تورنتو باشه .خودت هم دلیلش رو میدونی
فرستادن من همراه تو به تورنتو .همش نظر "جرمی" بود
.من نقشی در اون نداشتم
.میتونستی پیشنهاد بدی که اینجا میمونی
.عزیزم، میدونی که این کار ازم بر نمیاد
حق با "جرمی"ـه. تنها بودن .واست خوب نیست
.باشه
ولی باید متوجه باشی که .شرایط به چه صورت خواهد بود
میریم، لوگان رو برمیداریم .و برمیگردیم
!منظورم اینه
،ببین، من یه افتتاحیهی نمایشگاه هنری دارم
...این اولین نمایشگاهیه که تنهایی برپا کردم و
.این تنها فرصتیه که میتونم خودم رو نشون بدم
این هم یه دلیل دیگه واسه اینکه .باید همراهت باشم
.پس باید چیزی بین ما نباشه
درباره دیشب؟ - .دربارهی همه چیز -
...دیشب احساس میکردم در خطر هستم
...و باید احساس امنیت رو کسب میکردم، و
.در اون لحظه بهش رسیدم
.همیشه پیش من جات امنه
.اینطور نیست، خودت هم این رو میدونی
.به دلایلی، "جرمی" اینطور فکر نمیکنه
و نمیتونم بدون دونستن حقیقت .بذارم به تورنتو بیای
.درسته، همونی که برات گل یاس فرستاده بود
اسمش چیه؟
.فیلیپ
چند وقته که باهاشی؟
.شش ماه
میدونی، "جرمی" یه جورایی حق داره ...،که میگه باید با من بیای
.و لی تو حق نداری بگی
.من با فیلیپ زندگی میکنم
.کاری که دیشب کردم، اشتباه نبود
.ولی قول میدم دیگه ناراحتت نکنم
،میریم به تورنتو
هیچ کاری نمیکنم که .سبب خراب شدن زندگیت بشه
و اون؟
.ممنون
الو؟ - .جوئی" هستم" -
.خدا رو شکر، فکر کردیم مُردی
.دورگهها من رو گرفته بودن
.کین، سانتوس، مارستن
.فرار کردم، خواهش میکنم کمکم کنید
.نیکی، اونا پدرم رو کشتن
.میدونم جوئی، متاسفم .بگو کجایی
.یه کارخونه در بزرگراه 46
.در فاصله 10 کیلومتری - .باشه، باشه. همونجا بمون -
.الان میام دنبالت، رفیق
.میدونم که یه توضیح به شما بدهکارم
.اومدیم که تو رو برگردونیم
.جرمی"، نگرانته"
ما هم همینطور. چه خبره؟
خب، وضعیت "نیک" چطوره؟
.مشکلی نداره - .باید میومدی اونجا -
.میدونم
...فقط اینکه
.راشل، بارداره
.یه پسر داره
.یه گرگینه
.یکی از ما
...خب
.پس واسه همین جواب "جرمی" رو نمیدادی
.من از قانون گله فرار میکردم ...همونی که میگه
باید نوزادم رو از مادرش بدزدم .تا در کنار امثال خودمون بزرگ بشه
.دیروز، این به دستم رسید
موضوع اینه که کسی نمیدونه ،ما قراره بچهدار بشیم
.چه برسه به اینکه از پسر بودنش هم خبر داشته باشه
.حتماً کار سانتوسه
.همه کارهای ما رو زیر نظر داره
.جرمی" باید از این موضوع مطلع بشه" .از تمامش
.باور کنید خودم هم میدونم
داشتم به این فکر میکردم .که چطور این رو بهش بگم
،میخواستم بهش در مورد این هدیه هم بگم
ولی میترسیدم بهم دستور بازگشت .به خونه رو بده
.و من نمیخوام راشل رو اینجا تنها رها کنم
.نمیتونم به استونهیون هم بیارمش
میدونم شاید من آخرین کسی باشم ...که انتظار داری این حرف رو ازش بشنوی
.ولی باید باهاش حرف بزنی
گله با مشکلات فراوونی روبروست .و جرمی به بازگشتت نیاز داره
.و شاید متوجه نباشی، اما تو هم بهش نیاز داری
.مخصوصاً اگه دورگهها این کار رو کرده باشن
.تو به حمایت و محافظت گله نیاز داری
...نیگاش کن
.چقدر بزرگ شدی
....هممممم
...آره
فصل 1 - قسمت 10 "نَسَب"
.فکر کنم اوضاع کمی قاطیتر بشه
یه فیلم از ما زمانی که به شکل گرگ .در ساحل "چری" میگشتیم، گرفته شده
چی داری میگی؟
ببین، "کلی" همه چیز رو .دربارهی زندگی من در اینجا میدونه، لوگان
.فیلیپ اومد و یه عالمه سوال پرسید
فیلم دست فیلیپه؟
یکی از مشتریهاش، یه قطعه از فیلم ...رو براش فرستاده
تا برای برنامهی تبلیغاتیش .ازش استفاده کنه
نگفت مشتریش کیه؟
...،نه، و خوشبختانه
.انگار گرگها براش مهم نبودن
...چون بیشتر توی این فکر بوده که
،گردنبند و لباسهای تو .کنار برج نگهبانی چیکار میکرده
الینا، اون فکر کرده که .ما با هم برنامههایی داشتیم
چی بهش گفتی؟
.بهش گفتم بعد از ورزش رفتیم شنا
...عالی شد! شنای لختی با پسرعموم
!انگار این اصلاً عجیب نیست
...خب وقتی این رو دید
.دیگه شکی به من نداشت
به نظرت دقیقاً چه چیزی دیده؟
...ببین، نکتهي مهم اینه که
مشتریش بهش فیلمی رو داده .که به الینا ارتباط داره
.این یه اتفاق نیست
ببین، خودم یه کاریش میکنم، باشه؟
.راشل" سرویس پذیرایی نمایشگاه فردا رو بعهده داره"
.هر دوی ما اونجا خواهیم بود
اینطوری وقت پیدا میکنی .که با "جرمی" صحبت کنی
قبول؟
،یه صداهایی بود ،صداهای کمی بود
،یکی دربارهی خرگوش حرف میزد
یکی داشت من رو به خاطر ناراحتی از .کشته شدن پدرم مسخره میکرد
...هیچوقت کیسهی روی سرم رو بر نداشتن
.نیکی، اون کیسه رو از روی سرم بر نداشتن
.نیک، نبضش خیلی شدید میزنه
.حتماً بدنش آب زیادی از دست داده
.بهش آب بده، من جعبه کمکهای اولیه رو میارم
...به خونهی ما حمله کردن و
!جلوی من چشمهاش رو در آوردن، پسر
داد میزدم و التماس میکردم !که اون کار رو نکنن
بخور رفیق. میتونی این رو بخوری؟
.بجنب، بذار خوب بره پایین
...خب، باشه
.جو"، من بودم که جسدش رو پیدا کردم"
...خب؟ من بودم که پیداش کردم
.و من بودم که دفنش کردم
همونطوری اون کار رو کردم .که اگه خودت بودی انجامش میدادی
باشه؟
.خوشحالم که تو بودی، پسر
."اونا پدر من رو هم ازم گرفتن، "جوئی
.اون رو هم کشتن - .نه - آره -
...نه
.باید اینا رو پیدا کنی
.نیکی، باید پیداشون کنی
.همین کار رو میکنم، جوئی .جوئی؟ نگران نباش
.گیرشون میندازیم
.بهتره فعلاً به بهبودی خودت فکر کنیم
،خب. چند ثانیه. باید کفش و لباسم رو بردارم
.و بعد میریم. به چیزی دست نزن
چه بهانهای باید برای رقامت در هتل آورد؟
بهانه آوردن برای رفتن به هتل سادهتر .از بهانه آوردن برای موندن روی مبله
.و توضیح برنامهی دیشب هم راحتتره
."این کار رو نکن، "کلی
.دلبر من برگشته
.دلم برات تنگ شده بود
.منم همینطور - ایشون؟ -
.ایشون پسرعموی من "کلی" هستش
.کلی" این فیلیپه"
.خیلی دربارهت شنیدم
.کاش منم میتونستم این حرف رو درباره تو بزنم
.نگفتی که مهمون میاری
.در واقع داشت میرفت
توی هتل میمونه. درسته؟
خب نمیتونیم بذاریم پسرعموی الینا .توی هتل بمونه
.باید پیش ما بمونی
...اینجا زیاد راحت نیستی
.به نظرم حتی روی مبل هم جا نمیشی
.مبل که خوبه
.پس تمومه. پیش ما میمونی
گذشته از این حرفها .تو یکی از اقوام به حساب میای
.قرار بود تماس بگیری
چرا باید دنبالت بگردم؟
.آدم باید غذا بخوره
.دیگه قرار نیست تنهایی کار کنی
،"وقتی میگم "تماس بگیر
.تماس بگیر - .خب دیگه -
.نمیخواد خودت رو جر بدی
.بگو چه اتفاقی افتاد
همونطور که حدس زده بودی .الینا به تورنتو برگشته
No comments yet. Be the first to leave one.