Elsbeth

Elsbeth

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Elsbeth S01E10 A Fitting Finale 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 Elsbeth زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من اینجا در کنار ماتئو هارت افسانه‌ای هستم.

مدیر جشنواره مُد.

سلام عزیزم.

در مورد کالکشن نیک گریسون که

قراره ببینیم، چی می‌تونی بگی؟

آماده باشین. مُد برتر.

درام. و بیانیه‌ای قدرتمند.

درباره تغییرات اقلیمی.

خب، این آخرین راه رفتن

نادین کِلِی روی

صحنه مد خواهد بود.

نیک و نادین در حال

طلاق هستن، با این حال اون داره

دوران مدلینگش رو تو نمایش اون تموم می‌کنه.

این چی میگه؟

عشق پیچیده‌ست.

خدایا، تو چقدر زیبایی! اوه.

حالا، یادت باشه داری از صخره‌های مرجانیِ در حال انقراض

نمایندگی می‌کنی، پس لبخند ممنوع.

می‌خوام حس کنی مصرف شده و خالی هستی.

آسونه.

فقط تظاهر کن ۱۲ ساله زنشی.

نادین، کسی از تو نپرسید. این اشتباه اوناست.

اوه، خب، فرانچسکا اینجاست و آماده‌ست. تو چرا نیستی؟

نمی‌خوام رختِ عزام رو بپوشم تا وقتی واقعاً مجبور بشم.

در این مدت، من به بقیه دخترا می‌رسم.

بیا با من، فرانچسکا.

داری اون رو از دست من نجات می‌دی، درسته؟

آره.

جیزلا، خدا رو شکر.

داشتیم صندلیتو به کس دیگه می‌دادیم.

حتی ذره‌ای هم خنده‌دار نیست، ماتئو. می‌دونم که

نمایش آخر نادین رو از دست نمی‌دی.

منم نمایش تو رو از دست نمیدم.

اوه، کاش از دست می‌دادی.

من همین الان تمام

کالکشنم رو دور انداختم.

اوه، ماتئو، نه، دوباره که نه.

دوستِ عزیزمون،

خانم کوچولوی نادین گفت که یادآور

کالکشن الکساندر مک‌کوئین ۲۰۰۴ هست.

اوه. مجبور شدم از نو شروع کنم.

الهام جدید پیدا کنم.

و پیدا کردی؟ هنوز نه.

اوه مرد، کی تو رو راه داده تو؟

یکی باید به تو ترفندهای عکاسی رو یاد بده.

اوه بله، هنرمند بزرگ قراره به ما یاد بده.

چیه، امروز تو بلمونت خبری نبود؟

هی! اون به من تنه زد. دیدی؟ اون به من تنه زد!

دیدی؟ من بهت تنه نزدم، پاول.

باید چند دقیقه صبر کنیم.

توی محوطه یه مشکلی پیش اومده.

چه جور مشکلی؟ یه پسره هست

که همه از دستش عصبانین یا یه همچین چیزی. اونا حیوونن.

تو راهش دادی تو، مگه نه؟

دارم میرم تو حال و هوای کار. بهم فضا بده.

باشه. وقتی اونجا روی صحنه هستی، حتی نگاتم نمی‌کنم.

ازت متنفرم. آره، شنیده بودم.

نادین کجاست؟

کسی می‌دونه اون کجاست؟

نه، نیک رو هم نمی‌بینم.

واو. همتون فوق‌العاده به نظر می‌رسین.

اوف. کاش حس مُد بهتری داشتم.

ولی، خب... زانوهام.

پس... دقیقا همچین چیزی رو کجا

می‌پوشیدین؟

و باید خشکشویی بشه؟

بالاخره پیدات شد.

داشتم سعی می‌کردم قاطی جمع بشم.

خب، داناِلی مسئول اصلی این کاره. باشه.

اوه! اون شخص رو می‌شناسم.

اون جیزلا ماته.

سردبیر مُد مجله "دِرِس آپ". سلام.

ممنون که بهم زنگ زدی.

مم. حدس می‌زدم که دلت بخواد

جشنواره مد رو از نزدیک ببینی.

آره، می‌خوام.

اوه، همه چقدر بلند و خلاق به نظر می‌رسن.

ام‌هم.

قربانی، اِزرا تِیت،

یه عکاس که حین نمایش مد نیک گریسون بهش شلیک شده.

و هیچ شاهدی نبود؟

مم-مم. ظاهراً نور و صدا

خیلی حواس پرت‌کننده بودن. هان.

پیش میاد. آره.

همه ازش متنفر بودن.

نمی‌گم یارو بااستعداد نبود،

ولی همه رو به باد داد.

چطور این کارو کرد؟ یارو مشکل قمار داشت.

به خاطر همین بود که هنرمند بزرگ وقتشو صرف

استفاده از لنز تله فوتو می‌کرد

تا از سلولیت سلبریتی‌ها عکس بگیره. خب،

اون اینجا بود

و داشت عکس می‌گرفت که بهش شلیک شد؟

تو ردیف آخر.

هیچ‌کس متوجه نشد مرده تا وقتی که نمایش تموم شد. اوف!

حیف. این همه دوربین،

و همه به جهت اشتباهی بودن.

چیزی که من نمی‌فهمم اینه که

کی بهش مجوز ورود داده بود؟

نیک و نادین امنیتشون خیلی بالاست.

نه، نمیشه. ازرا بود؟

یه نفر ازرا رو کشته؟

باور میکنی همچین اتفاقی داره میفته؟

تو آخرین حضورت؟

نه، نه، الان این مهم نیست. اوه.

چیزی همراهش بود؟

سرقت بود یا... یا فقط قتل؟

اسلحه استفاده‌شده رو پیدا کردیم.

اثر انگشتا پاک شده بود. هیچی دیگه نبود.

خوب میشناختینش؟ شما کی هستین؟

السبت تاسچیونی.

اون با ماست.

لازم نیست وارد جزئیات بشیم.

پس شما دوست بودین؟

یا فقط یه رابطه‌ی... خب، عکاس و سوپرمدل بود؟

نه، ما تو FUNY با هم دانشجو بودیم.

دانشگاه مد نیویورک. همراه با همسرم.

ولی این مال ۲۰ سال پیشه.

از بهترین شاگردهای من.

ام...

خب، تو طول شوی لباس...

تمام مدت روی صحنه بودین؟

نه، تا قبل از ورودم پشت صحنه بودم. چرا؟

نه... هیچ دلیلی نداره.

خب، آیا آدمای دیگه‌ای هم دور و بر بودن...

پشت صحنه؟

پشت صحنه قبل از نمایش پر از هرج و مرجه.

عملاً نمیشه دونست هر کس تو هر لحظه کجا بوده.

که برای طراح‌هایی که...

دوست دارن با مدل‌ها سر و سری داشته باشن، خوبه.

چرا هنوز اینو پوشیدی؟

فقط چون دوران کاری تو تموم شده،

دلیل نمیشه که مال منو خراب کنی.

آه، آره، این تو تالبوتز کلی فروش میره.

این دوتا ازدواج کردن؟ آخه جوری حرف می‌زنن انگار ازدواج کردن.

دارن طلاق می‌گیرن. همه جای "پیج سیکس" نوشته.

عجب راهی برای تموم کردن دوران کاریته.

یه دوست قدیمی به قتل برسه...

و با مردی کار کنی که دیگه عاشقش نیستی. اوه.

من که اینو نمی‌دونم. منظورت چیه؟

خب، نقطه مقابل عشق، نفرت نیست، بی‌تفاوتیه.

و این دو نفر قطعاً...

بی‌تفاوت نیستن.

هوم.

حدسی داری؟

معمولاً تا الان یه حدسی دارم، نه؟

ولی الان ندارم.

عجب پایانی برای دوران کاریت با یه اتفاق حسابی.

خنده دار نیست.

خب.

مشکل حل شد.

فکر کنم همینطوره.

سلام.

اوه، سلام.

مطمئن نبودم که میای.

آره، خودمم مطمئن نبودم، ولی، ام...

اوه، صبر کن. اینا...

اونا واقعاً کمکت می‌کنن...

تا درباره یه پرونده واضح‌تر فکر کنی.

آره، همینطوره.

ولی هنوز سرنخ زیادی نداریم.

ازرا یه کم گوشه‌گیر بود.

درسته. ولی نادین انگار...

احساسات خیلی شدیدی نسبت بهش داشت.

برای همین من... خانم تاسچیونی.

آخ! سروان واگنر!

نمی‌دونستم اونجا بودین.

من اینجا کار می‌کنم. ولی شما اینجا چیکار می‌کنین؟

نه، جواب نده.

دنبالم بیاین. هر دوتاتون.

حالا می‌تونی جواب بدی.

چرا اینجام؟

آره. چرا اینجایی؟

من به السبت زنگ زدم و دعوتش کردم صحنه جرم.

از روی عادت؟

آره، فکر کنم.

و چون تو کارش خوبه.

خانم تاسچیونی اینقدر به ما کمک کرده...

من فقط داشتم تمام تلاشمو می‌کردم که از اداره حمایت کنم.

طبق حکم رضایت.

حکم رضایت؟

من فکر کردم این یه حیله بود تا کاری که واقعاً می‌کردی رو پنهان کنی.

که اونم تحقیق درباره من بود.

فکر کنم اومده بودم دو تا کارو با هم انجام بدم؟

با وزارت دادگستری چک می‌کنم.

اوه، ممنونم.

ولی تا جایی که به من مربوطه، کار شما اینجا تموم شده.

اوه. امور داخلی...

دارن دفتر ستوان نونان رو خالی می‌کنن.

منم چند افسر می‌فرستم کمکتون کنن دفتر شما رو هم خالی کنین.

نرو.

بدون خداحافظی.

واقعاً که برنمی‌گردی شیکاگو، نه؟

خب، واقعاً نمیتونم اینجا بمونم.

هرچند که دلم میخواد.

البته که نیویورک رو دوست دارم ولی...

نه، میرم جایی که منو بخوان.

آپارتمان جدیدت و گونزو چی میشن؟

آخه، اون یه سگ نیویورکیه!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left