Dark Winds

Dark Winds

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Dark Winds S01E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Dark Winds S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Dark Winds S01E04 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Dark Winds S01E04 480p WEB x264-RMTeam
Dark Winds S01E04 WEB x264-PHOENiX
Dark Winds S01E04 WEBRip x264-XEN0N
Dark Winds S01E04 720p WEB x265-MiNX
Dark Winds S01E04 WEBRip x264-ION10
Dark Winds S01E04 XviD-AFG
Dark Winds S01E04 1080p WEB H264-GLHF
A Commentary by TAMAGOTCHi
🔴 ‫🔴 30Nama ⸾ علی اکبر دوست دار و یـاشـار

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
1080
Published on: 2022-07-02
Downloads: 141
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«آنچه گذشت…»

‫می‌دونستی دارن ‫محل حفاری رو بازگشایی می‌کنن؟

‫« چاه نفتی درامکو » ‫« ورود غیرمجاز ممنوع »

‫چیزی نداریم به درد شما بخوره!

‫همه‌ش اون توئه؟

‫تا قرون آخرش

‫پیشکش رو که آوردی؟

‫- باید یه نگاهی بهش بندازی ‫- پدر بنجامین سو، فلورانس

‫آره. بستگان دیگه‌ای نداری که ‫بهشون خبر بدیم؟

‫نه

‫می‌خواستم از ستوان لیپ‌هورن تشکر کنم

‫که پدربزرگم رو به خاک سپردن

‫شما واسه این اجتماع ‫یه موهبت الهی هستی

‫بهم بگو کی اذیتت می‌کنه

‫فرانک ناکای… ‫سالی گفت اسم طرف اینه

‫فکر می‌کنه با یه روح خبیث برخورد داشته

‫مطمئنم داشتم

‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

‫اطرافیانم نگرانم شده‌ن

‫فکر می‌کنن این پرونده ‫زیادی برام شخصیه

‫« ۵ ماه قبل از سرقت خودروی زرهی »

‫سلام، آقایون

‫بفرمایید بشینید ‫« مِلْکِ بی.جِی واینز »

‫گرسنه نیستید؟

‫مثل اینکه علاقه داری ‫میدان‌ نفتى رو بخری

‫خبرها سریع می‌پیچه

‫اومدیم بهت بگیم که ‫بهتره این کار رو نکنی

‫- ببخشید؟ ‫- دور زمین ما رو خط بکِش

‫نفهمیدم اسم‌تون چیه، آقایون

‫ما از اهالی جامعه‌ی بوفالوییم

‫جامعه‌ی چی؟

‫شنیدی دیگه…

‫جامعه‌ی بوفالو

‫تا حالا به گوشم نخورده بود

‫ما مردم اونجاییم. ‫شما سفیدپوست‌ها بهمون می‌گید اهالی ناواهو

‫ما حامی مستعمره‌‌زدایى‌ ‫و آزادی سرزمین‌مونیم

‫ما زیر بارِ استعمارگری‌های سلطه‌گرایانه‌ی

‫شما سرمایه‌دارها نمی‌ریم

‫ببین، اگه دنبال شغلید،

‫می‌تونستم مسئول حراست‌تون کنم

‫روزی که محل حفاری

‫رفت رو هوا، نگهبان‌هات کجا بودن؟

‫اون روز… ۶ تا از برادرهامونو از دست دادیم

‫گفتن یه اتفاق بوده

‫خودمون مقصر شدیم

‫- می‌دونی به نظر من قضیه چی بوده؟ ‫- نمی‌دونم

‫ولی حتم دارم بهم میگی

‫به‌نظرم یه چیزی باارزش‌تر ‫از نفت اونجا پیدا کردن

‫خب… ماجرای عجیبیه

‫ولی… من تازه اومدم تو این شهر

‫در جریان این قضیه نیستم

‫تازه اومده شهر

‫ما ۶ قرنه که اینجاییم

‫چی می‌خواید؟

‫۱۰۰۰ دلار؟ ‫می‌تونم ردیفش کنم

‫ما هم جزئی از این زمین‌هاییم. ‫فروشی نیستیم

‫خب، اگه جزئی از ‫زمین‌هایی هستید که خریدم…

‫پس گمونم من صاحب‌تونم

‫در تماسیم

‫قالی ناواهوت قشنگه

‫ولی مردمِ ما بافتنش

‫و از زیر پات می‌کِشیمش

‫مشکل همینه، آقایون

‫شاید ببافیدش

‫منتها پول خریدنش رو ندارید

« هم‌اکنون اکران بزرگ‌مرد کوچک » ‫« بلیت: ۱.۲۵ دلار »

‫همین‌جا بشونش، چیپ

قرار نبود اینجا فرود بیایم

‫نقشه عوض شده! ‫همین‌جا بیارش پایین!

« کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما‌ » :. @CinamaSub .:

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و یاشار جماران » ‫ Ali 99 & TAMAGOTCHi

‫سلام

‫هنوز درد داره؟

‫حالش خوبه. تازه شده همون اسب سابق

‫چه خوب

‫- بیا، اینم برای تو ‫- ممنون

‫چه کلاه قشنگی

‫رئیس‌جمهور نیکسون پیش از آنکه ‫امروز صبح نیویورک‌سیتی را به مقصد غرب…

‫ترک کند، در کنار رقیب قدیمی خود، ‫فرماندار نلسون راکفلر، صبحانه خورد

‫اما بنا به گفته‌های دبیر مطبوعات کاخ سفید…

‫کاش با اون فلاسکی که ‫واسه کریسمس برات خریدم

‫چای می‌ریختی

‫می‌دونی که از این لیوانه خوشم میاد

‫سالی حتماً خیلی زود ‫از بیمارستان مرخص میشه

‫به صحبت‌هامون فکر کردی؟

‫به‌نظرم بهتره بره ‫توی پناهگاه بانوان گالوپ

‫دیرم شده. ببخشید

‫- روز خوبی داشته باشی ‫- تو هم همین‌طور

‫به یه اسم جدید توی پرونده‌ی خشونت خانگی ‫علیه اون دختره، تندر جوان، رسیدیم

‫- دست‌راستت از پسش براومد؟ ‫- طبق معمول

‫اِما رو میگم

‫فرانک ناکای

‫- واسه‌ت آشنا نیست؟ ‫- اولین‌باره اسمش رو می‌شنوم

‫خب، طرف کهنه‌سربازه

‫شرافتمندانه از خدمت مرخص شده، ‫مدال شجاعت گرفته

‫قهرمان جنگی بوده؟

‫آره، زن‌های جوون رو هم کتک می‌زنه

‫خدا می‌دونه دیگه چیکارها می‌کنه

‫- بیاید دستگیرش کنیم ‫- کجاست؟

‫امیدوار بودم تو جاشو گیر بیاری

‫مَرده از اهالی ناواهوئه

‫گاهی وقت‌ها لازمه به‌خاطر بقیه

‫یه نفر رو قربانی کنیم

‫تا حالا کم ملت رو قربانی نکردیم

‫چرا نمی‌تونیم همه‌شونو نجات بدیم؟

‫چون ما نه خالق‌شونیم،

‫نه ساده‌لوحیم

‫چرا زن مک‌گینیس نباید ‫این نامه رو بفرسته؟

‫- یعنی داره چی رو قایم می‌کنه؟ ‫- زنه بد مارمولکی بود

‫تابلوها، کسی که اومد تو مغازه ‫و سراغ زنه و نقاشیه رو گرفته...

‫لستر یا زنش مشخصاتی بهتون ندادن؟

‫چیز به‌دردبخوری نگفتن

‫مگه یه سفیدپوست ‫توی سرقت خودروی زرهی

‫- خودش رو پلیس جا نزده بود؟ ‫- چرا

‫نکنه باز می‌خوای بگی که ‫تمام این جنایت‌ها بهم مرتبطن؟

‫هلی‌کوپتره رو یه جایی ‫تو اقامتگاه فرود آوردن، مگه نه؟

‫حالا یا موتورش مشکل پیدا کرده، ‫یا سوخت‌شون تموم شده؛ خدا می‌دونه

‫یا کلاً نقشه‌شون همین بوده

‫- ای داد بیداد ‫- لستر؟

‫اشکالی نداره. می… می‌‌تونید بهم بگید

‫چیو بهت بگیم؟

‫واندا. زنده نموند؟

‫چی داری میگی؟

‫خودت داری چی میگی؟

‫- یعنی نمُرده؟ ‫- تا جایی که می‌دونم نه

‫لازمه درمورد اون نامه ‫باهاش صحبت کنیم، لستر

‫خب… ولی نمیشه، جو

‫شرمنده، لستر، ‫ولی باید باهاش حرف بزنیم

‫آخه واقعاً نمیشه. ‫واندا تو کماست

‫همین دیروز باهاش صحبت کردم

‫دکترها میگن احتمالاً ‫عنکبوت نیشش زده

‫باید یه صحبتی با سالی بکنم

‫- نمی‌خواد به من بگی که ‫- می‌دونم، ولی…

‫بازم گفتم تو رو در جریان بذارم

‫راستی…

‫چی راجع‌به قبیله‌م ازم پرسید

‫- واقعاً؟ ‫- اوهوم

‫بهش گفتی؟

‫نه. فعلاً نگفتم

‫به جو نگی‌ها

‫- سلام، پدر ‫- خیلی ممنون که اومدید

‫هیچ‌جوره نمی‌تونستم پیدات کنم

‫برای همین دیگه ‫خودم ترتیب یه سری چیزها رو دادم

‫ببین، اصلاً نیازی به توجیه نیست

‫من اعتقاد دارم که نباید کسی رو ‫به‌خاطر اعمال پسندیده‌ش مجازات کرد

‫آره، ولی محض اطمینان قدم گرفتم

‫همین‌جا

‫روحش شاد

‫بستگانی داره که بهشون خبر بدیم، پدر؟

‫یه برادر دارم

‫از بچگی دیگه خبری ازش ندارم

‫متأسفم

‫عین یه اسب وحشی رام‌نشدنی بود

‫از مدرسه اخراج شد

‫می‌گفتن که کلیسای مدرسه رو آتیش زده

‫کدوم مدرسه می‌رفت؟

‫مدرسه‌ی میکائیل مقدس

‫حالا راست بوده؟

‫کلیسا رو آتیش زده بود؟

‫به نظر من که اهل این کارها بود

‫اصلاً حرف‌گوش‌کن نبود

‫آره، این‌جور بچه‌ها رو می‌شناسم

‫من هم همین‌طور

‫ملت میان پیش من تا رستگار بشن

‫هیچ‌وقت واسه رستگاری دیر نیست

‫با اجازه، آقایون سرکار

‫می‌خوام یه سری از وسایل پدرم رو ‫باهاش خاک کنم

‫فقط یه چیزی، پدر…

‫احیاناً واندا مک‌گینیس رو نمی‌شناسی؟

‫توی فروشگاه دیده‌مش… همین

‫- چطور مگه؟ ‫- بیمار شده

‫میشه یه سر بهش بزنی؟

‫تلاشم رو می‌کنم

‫دیگه هرچی خدا بخواد

‫بهم گفت قوم‌وخویشی نداره

‫جات بودم اون ژله رو نمی‌خوردم

‫شنیدم ممکنه یه روز دیگه هم ‫تو بیمارستان موندگارت کنه

‫اوضاعم بهتره. میگن که ‫خیلی‌زود می‌تونم برم خونه

‫پس این دم‌دستت نباشه بهتره

‫گوش کن، سالی…

‫باید چندتا سؤال ازت بپرسم؛

‫درمورد فرانک ناکای

‫فکر می‌کردم اسمش کافی باشه

‫باید پیداش کنیم

‫می‌دونی کجاست؟

‫اونا فقط اومدن خونه‌مون

‫اونا؟

‫فرانک و دوستش

‫نه اسمشو می‌دونم، ‫نه این‌که چه شکلیه

‫شب‌ها میاد پیش مادرم می‌خوابه

‫از مادرم می‌ترسی، مگه نه؟

‫از اون نباید بترسی

‫بازم لوبیا

‫- عزیزم، غُر نزن ‫- غر نزنم؟

‫غذاست دیگه

‫چی از جون‌مون می‌خواید؟ ‫رفتارتون دور از انسانیته!

‫خودتون عین اَجِنه سر راه‌مون سبز شدید

‫آهای، رفیق

‫چیزی نمونده بود ‫یه تیر حرومم کنی‌ها

‫دفعه‌ی بعد می‌کنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left