The first 200 lines.
بیاین فقط شروعش کنیم
داری شوخی میکنی؟
کی گربه خوبیه؟
امروز به عنوان مدیر کار میکنیم
تو پاتوق مرغ سوخاری موردعلاقهمون، "ریزینگ کینز"
هدف اینه که یه نفرو از رستوران بندازیم بیرون
نکتهش اینه که نمیدونی کیه و نمیدونی چرا
اگه مشتریها نذارن طرف رو بندازی بیرون
میبازی. و صبر کن تا ببینی
کی رو آماده کردیم که بندازیش بیرون
از خنده میمیری
بزن بریم
خب رفیق، آمادهای؟ آره
سال: خب، الان یه نفرو اون تو مشخص میکنیم
باید بندازیش بیرون
اگه از مغازه بیرونش نکنی، باختی
اونجا جیمز و فیبی رو میبینی؟
خب، یه چند لحظه دندون رو جگر بذار
بعدش میفهمی کی جلوشونو بگیری
جیمز و فیبی
شماها اولین قرارتون رو اینجا تو ریزینگ کینز گذاشتین
میدونم تهش به کجا میرسه
جایی رمانتیکتر از اینجا به ذهنم نمیرسه
واسه خواستگاری کردن، جیمز، اونم همین الان و همینجا
ببخشید همگی
خانمها و آقایان، یه لحظه وقتتون رو میگیرم
فقط یه ثانیه طول میکشه
اما، خب... من اولین قرارم رو اینجا داشتم
با این زن فوقالعاده و شگفتانگیز
منظورم اینه که، فکر کنم... زن: خیلی خب
میدونید قضیه چیه
همینه. کیو، نذار این کارو بکنه
بندازشون بیرون
ای وای، بچهها
نه
نه، نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه، نه. نه
نه، نه، نه
این بساط رو از اینجا جمع کنین برین
ما اینجا از این کارا نداریم. اینجا جای این کارا نیست
باید برین بیرون. نه! نه
نه، نه، نه. برین بیرون این کارا رو بکنین
ای وای، نمیتونی این کارو بکنی
وای خدای من
به هیچ وجه، عمراً
ما
چیزی بهت نمیرسه
هیچی بهت
من خودم کلی از این بساطها دارم
نه. خواستگاری ماستگاری نداریم
بزن به چاک. برو پی کارت
یالله، یالله، یالله
بیرون. اینجا از این خبرا نیست
اینجا جای این کارا نیست. اینجا جای این کارا نیست. نه
ای وای. انگشتر رو بردار ببر
انگشتر رو بگیر کیو. انگشتر رو بگیر
این انگشتر مادربزرگته
انگشتر رو بده به من. گرفتمش
میتونین بیرون هر کاری میخواین بکنین
برین، برین. بیرون انجامش بدین
برین بیرون... ایش
اه! برین بیرون
بیرون! بیرون
ببخشید. برین بیرون
بفرمایین بیرون. بفرمایین بیرون
بیرون. بیرون انجامش بدین. بیرون انجامش بدین
دمت گرم رفیق. از مغازه انداختیشون بیرون
مدیر اینجاست؟ بله بله، من مدیرم
خواهش میکنم، چون نمایش حالبهزنی بود
ای بابا. گندش بزنن
ایول کیو
واسه این یکی از همه بیشتر هیجان دارم رفیق
خب، ما... تهیهکنندهمون رو آوردیم
برنتون، پسر آلیسا لین کارلی
کیو: و حالا نوبت برنتونه
مامانم رو ندیدین؟
ببخشید. مامانم رو ندیدین؟
این برنتون، پسر آلیساست؟
آره، خودشه. آره، آره
و اون گم شده
آره جون خودش
عجب آدمای بدجنسی هستین شما
قضیه اینه که داره از سر هر میزی میپرسه
که مامانش رو دیدن یا نه
نمیتونه مامانش رو پیدا کنه
نمیتونم مامانم رو پیدا کنم. و نمیدونم باید چیکار کنم
اوه اوه. اوه اوه
اوه اوه! شروع شد
داره میارتش جلوی مغازه
کیو: تله گذاشته شد
بفرما. شروع شد
اوه، مامانت رو گم کردی؟
خیلی نامردین شماها. خیلی
هی بچهها. یه بچه گم شده اینجا
دنبال مامانش میگرده. کسی میتونه کمکمون کنه؟
مور: سال، نه
وای خدای من، خیلی بدین
برو سال. برو
داریم سعی میکنیم مامانش رو پیدا کنیم
چی؟ چی؟
مامانش، مامانش
نه، نه اینجا. اینجا نه
نه، نه، آخه مامانش گم شده
نه، ولی نمیتونه اینجا این کارو بکنه
نمیتونه مزاحم مردمی که دارن غذا میخورن بشه
کیو: سال، بندازش بیرون
نمیتونی مزاحم مردم بشی
باید ببرمت بیرون، خب؟ بیا
نمیدونم مامانت کجاست ولی شاید بیرون تو
شاید تو بروکلین باشه. اون چیه؟
ولی داره مزاحم مشتریهایی که دارن غذا میخورن میشه
داره مزاحم مشتریها میشه
ولی اون... باید بره بیرون
خودش میتونه بگرده
احتمالاً یه جایی تو بروکلینه
زن: ولی داره دنبال مامانش میگرده
داره دنبال مامانش میگرده
ولی داره مزاحمت ایجاد میکنه
شماها قراره کمکش کنین مامانش رو پیدا کنه
آره، کمک میکنم. اومده اینجا پیش بزرگترا
آره. میخوام کمکش کنم. دارم همین کارو میکنم، آره
خب، پس شماها کمکش میکنین. آره
بندازش بیرون وگرنه میبازی. دارم جدی میگم
خب ولی نه، تا وقتی که... نمیره
ولی اون اینجا نیست. پس میخوای یه بچه رو بفرستی بیرون؟
چند سالته؟ ۷ سالمه
سالشه. میتونی بری بیرون دنبال مامانت بگردی، لطفاً ۷
جدی میگی؟
واقعاً جدی میگی؟
سالشه. وقتی من ۷
وقتی من ۷ سالم بود، خودم تو کل محله میچرخیدم
کجاست اون
پس حس استقلالش کجاست؟ کیو: بندازش بیرون سال
بندازش بیرون وگرنه باختی
از اون طرف برو، لطفاً
وای خدای من
برو بیرون. بله، لطفاً برید بیرون
وای خدای من، باید از اینجا بزنم به چاک
مزاحم رفت. بفرمایین نوش جان کنین
متأسفم بابت مزاحمت
ولی برد! اوه، برد
برد. ولی به چه قیمتی؟
من هیچی نبردم
بردی ولی همه چیزای دیگه رو باختی
سال: خب رفیق، یه نفر تو اون اتاق
قراره الان پرت بشه بیرون
"چای" رو میبینم. آره. خیلی خب
کیو: هی چای، میتونی یه کم وضعیتت رو نشون بدی؟
اوه، چای رو... اوه، نگاش کن
اوه، حاملهست
خب حالا، مور، چای قراره درد زایمانش شروع بشه
اصلاً نمیتونی تحمل کنی
که اون بچه تو مغازه به دنیا بیاد
و باید بندازیش بیرون
وای خدای من. وای خدای من
رفیق، تو قراره یه زن حامله رو بندازی بیرون
برو اون بچه رو یه جای دیگه به دنیا بیار
واو
چای، شروع کن به زایمان، عزیزم
آخ! اوه
دن کست، متوجه شدی
تو، ام
خانم، حالتون خوبه؟
شما یه... اوه
اوه، شما... شما حاملهای
حاملهست
کسی اینجا کار میکنه که براش آژانس بگیره
یا یه همچین چیزی؟ اوه
کیو: مور "نه! از مغازه بیرون!"
وای خدای من
دن: حاملهست
کسی اینجا کار میکنه که براش آژانس بگیره
یا یه چیزی؟ اوه
کیو: مور "نه! از مغازه بیرون!"
یالله. انجامش بده. اوه
وای خدای من
نه، نه، نه، نه نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه، تو مغازه نه
ابداً، ابداً، ابداً. نه، نه، نه، نه
نه، بیرون از مغازه
نمیتونی این کارو تو مغازه ما بکنی
لطفاً برو بیرون
اون چیه؟ نه، نه، نه، نه. خانم، برین بیرون
شاید آژانس؟ این بساط رو ببر بیرون. اینجا جای
نه، نه، نه. نه، نه، نه، نه، نه
ای خدا، همین الان بچهم اینجا به دنیا میآید
نه، نمیآید. یارو داره ازش فیلم میگیره
سال: یارو داره ازش فیلم میگیره
بچهم داره اینجا به دنیا میآید. بچهت اینجا به دنیا نمیآید
خانم، لطفاً برین بیرون. اوه، حس میکنم باید
کیو: مور، بیشتر بدجنس باش
خانم همین الان مغازه رو ترک کنین
مور، هلش بده بیرون. یالله، یالله
میتونی راه بری. یه ایستگاه اتوبوس درست اونجاست
اینجا "ریزینگ کینز" (جوجه بزرگکنی) هست، نه "بچه بزرگکنی" شما، باشه؟
الانه که بچهام بیاد
نه، نه، نه، نه نه، نه، نه، نه
پاش رو بکش. نه، نه، نه، نه، نه
نه، بیا. نه، نه، نه، نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.