The first 200 lines.
در یک فستفود
رستوران
ببوسش! ببوسش!
اوه!
در یک جای عمومی،
پارک.
ما دنبال اینیم که
برای یه کار خیر امضا جمع کنیم.
باکرههای بزرگسال، نه به انتخاب خودشون.
باکرههای بزرگسال، نه به انتخاب خودشون.
راوی: و در یک
فروشگاه انباری...
اون خانمی که پشت سرته
وقتی برگشتی، داد بزن "میلْف"
اَلِرت!"
وای از دست این کارا!
ما الان توی "وایت کستل" هستیم، جایی که
قراره پشت صندوقها کار کنیم
و قراره تلاش کنیم
انعام بگیریم، ولی اینطور نیست...
آسون میشه
چون بقیهمون
پایین هستیم و بهت میگیم چی
باید بگی و انجام بدی.
ما میشیم بدترین کارمندها
تاریخ، و اگه تو
انعام نگیری... میبازی.
اوکی. یکی رو پیدا کردم.
خودشه.
آماده شو.
چطورین؟
باشه.
سفارش رو با داد بهش بگو!
پس، یه دابل
وایت کسل، چهار تا وایت کسل
برگر، و یه نوشابه کوچیک!
اینجا میخورین؟
همینجا!
منتظر تایید کارت.
تایید شد!
تأیید شد!
بوم! بوم! بوم!
به یارو نگاه نکن.
چند تا چیزبرگر؟
چهار تا چیزبرگر دوبل.
و اسمتون چیه؟
گری. گری؟
آره.
اوکی. و نوشیدنی؟
اِم...
یه بطری آب.
فقط یه بطری آب؟
داری برمیگردی بروکلین
امشب؟
قراره کلی
ترافیک باشه تو اتوبان سانرایز.
طرف الان یه راهنمایی گرفت!
ممنون بابت راهنماییت، گری.
خیلی ازت ممنونم.
ممنون، آقا.
HEY. HOW YOU DOING, MA'AM?
I'M GREAT
RHYME EVERYTHING THEY ASK
FOR
داری شوخی میکنی؟
هفت تا شمیزبرگر؟
یک پرس فانیون شمینگز
پس هفت تا بیزبرگر
ONE... ONE FUNION DINGS... AND
ONE FIVE-PIECE BLEEZE BLICKS?
WE DO ACCEPT BLIPS IF YOU LIKE
THE SERVICE
بیلیپ... بیلیپ! فنجان اونجا.
موری، خانم اومد. خانم اومد.
بهش بگو: "دوستدخترم فکر میکنه
که اینجا کار کردن من مناسبه."
باید بهت بگم، دوستدخترم
عاشق اینه که من اینجا کار میکنم
اینجا
آخه من مثلِ یه...
اسلایدر."
وای خدایا!
چون اون میگه که آویزونم
عین اسلایدر.
مور، با این خانم لاس بزن.
خوبی؟
دستت آسیب دیده؟
آره.
انگار تو... بذار ببینم.
با چی زدی... اینجا؟
بذار ببینم. وای خدایا!
واقعا ازش کبود شدی!
ببوسش! ببوسش!
چیز دیگه ای؟
باشه. پس بذار برات بخونم.
"شش تا چیزبرگر برای...
...مامان قندیم."
شش تا چیزبرگر برای مامانِ شکریم.
مامانِ شکریم!
سه تا ساندویچ حلقهای پنیر،
برای خرسِ لوسم!
برای خرسِ لوسم.
بگو: «میتونم یه خیارشور اضافه
همراه سفارشت بهت بدم.»
میتونم یه خیارشور اضافه
همراه سفارشتون بدم، اگه
بخواید.
چشمک!
بهتون بگم، اونجا یه ظرف انعام
هست اگه حس میکنید سرویس
عالی گرفتید.
اوه!
اووووه!
شما یه دونهاید. بوم!
شما یه دونهاید. ممنون.
8 دلار و 82 سنت، احمق!
خشک شو! احمق!
منبع!
همونجا وایسا!
بمون!
یه ذره هم تکون نخور.
این یارو... نمیدونه چی کار
کنه!
داره به چی فکر میکنه؟
عالیه!
داره به چی فکر میکنه؟
چی فکر میکنه؟
اوه خدای من!
این محشره!
این یه بنبست تمامعیاره!
تکون نخور!
هنوز جا نزده.
نخند! نخند!
فقط به چپ و راست نگاه میکنه،
بدون اینکه به کسی نگاه کنه. >> هیچی نمیگه!
هیچی نمیگه!
این یارو... اینو
نمیبره.
نگه دار!
نگه دار!
این یارو
حرف نمیزنه!
یه کلمه هم نمیگه!
باشه. برو.
ممنون.
اوه خدای من!
بفرمایید. بفرمایید.
انگلیسی قدیمی. انگلیسی قدیمی. آره!
درود، آقا، و به قلعه سفید
خوش آمدید!
چه میل داری؟
آن را برایم بیاور، و من آن را
خواهم بلعید!
دو برگرِ ژامبون!
دو برگرِ پنیر!
شوخطبعیتان، آقا، افسانهای است!
این سردرگمی است!
ملازم!
آقا؟
53 سنت هست.
اوه!
سخاوتمندترین ارباب در تمام
سرزمین!
میدونید وقتی بین بازندهها
هستید و کلاه سرشونه و فقط
میخواید بگید: «باختی؟»
ما «بلیپس» هم قبول میکنیم اگه
از سرویس خوشتون اومد.
من انعام نگرفتم، ولی بذارید
من یه انعام به شما بدم.
من رو دست کم نگیرید و فکر
نکنید که برنمیگردم.
سال خیلی گنده گنده حرف میزنه...
برای یه آدمی که
پیشبند تنشه.
ولی بهتره مرد باشه و سریع
انجامش بده.
این روزها، انگار هر کسی یه
«آرمان» داره.
این درختا رو نجات بدید.
اینجا امضا کنید و من به این
بچه یه کفش میدم.
خب، امروز ما داریم سعی میکنیم
برای «آرمانهای» الکیمون
امضا جمع کنیم.
اما نکته اینجاست که ما
نمیدونیم این آرمانها چی هستن.
ما اینا رو ندیدیم، چون
«آرمانهای» همدیگه رو
نوشتیم.
من چند تا وحشتناک برات نوشتم،
رفیق.
و هدف اینه که تا جایی که
میتونی امضا جمع کنی.
هر کی کمترین امضا رو جمع
کنه، میبازه.
من رفتم.
قراره باحال شه
ببخشید، دوستان
اومدیم امضا جمع کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.