The first 200 lines.
تیز: کسی که با تکیه بر عقل و هوش خود زندگی میکند
صبح بخیر - صبح بخیر -
دنبال چیز خاصی میگردین؟ - آره -
«نسخه جلد سخت «چشمان آنها به خدا مینگریست
جلد سخت؟ فکر کنم یکی ازش داشته باشیم
ممنون
راستش خودم زیاد کارهای هرستون رو نخوندم
نویسنده خیلی خوبیه
درواقع دارم به عنوان هدیه برای استادم میخرمش
خب پس دانشجویی
دارم دکترام رو میگیرم
دانشگاه کلمبیا؟ نیویورک؟ - نیویورک -
چه خوب. موضوع پایاننامه دکترات چیه؟
بازتعریف رادیکالیسم»
«ظهور فمینیست سیاهپوستان در ادبیات آمریکا
عجب
چه پیچیده
چطور پیش میره؟ - کند. خیلی خیلی کند -
جدی؟
من که تحتتاثیر قرار گرفتم
پونزده دلار میشه
ممنون
یه رستوران ژاپنی توی خیابون «مات» هست
اگه امشب سرت خلوته، شام دعوتی
شرمنده
...خب
احتمالا دوست پسری چیزی داری - نه. با کسی نیستم -
با کسی نیستم، و یه جورهایی میشه گفت اینطوری راحتترم
آهان. کاملا متوجه شدم
دستگاه کارتت رو نمیخونه
حتما دوباره سقف اعتبار خریدم پر شده
بذار ببینم نقد همراهم هست - مشکلی نیست -
ببین، کتاب رو ببر
نه، اینطوری نمیشه
...اگه یکی دیگه بیاد و این کتابه رو بخواد - میتونن اینترنتی سفارشش بدن -
.یا یه جور دیگه پیداش کنن. مشکلی نیست بعدا بیا پولش رو بده
ممنون - قابلی نداره -
قول میدم پولش رو بیارم - باشه -
ممنون
خداحافظ - تا بعد -
احتمالا دوست پسر داری
خنگ
« مترجم: عاطفه بدوی » Atefeh Badavi
سلام. من رو یادت میاد؟ - سلام -
معلومه
پولت رو آوردم
عجلهای نبود حالا
نمیخواستم زیاد معطلت کنم
مرسی
باقیموندهش برای خودت
ممنون
خیلیخب. میبینمت
آره حتما
شب خوبی داشته باشی - تو هم همینطور -
سلام عرض شد
یادته صبح ازم دعوت کردی شام بریم بیرون؟
...آره. شرمنده. نمیخواستم - نه -
راستش می خواستم دعوتت رو قبول کنم
داشتم با خودم فکر میکردم
اگه طرف ازم دعوت کنه باهم بریم بیرون چه خوب میشه
...که همون موقع بهم پیشنهاد دادی و
نمیدونم چم شد. یهو گرخیدم
جدی؟
آره
اسمم ساندراست
تام
از آشنایی باهات خوشوقت شدم تام
من هم همینطور
پس، گفتی خیابون مات؟ - آره -
خیلیخب - از این طرف -
اول شما بفرمایید - باشه -
کیفم هم همراهمه
من هم. هوا داره سرد میشه
...اون - ...ببخشید -
دو تا رفیق کوله به دوش
و گفتم خدایا این چه هچلی بود که خودم رو توش انداختم؟
میدونی حالا اگه داستان کوتاه بود یه چیزی
...رمان حداقل 300 صفحهست و - آره. بعضی وقتها طولانیتره -
دقیقا. و خب بهم پیشنهاد پول داده بودن
باید یه چیزی تحویلشون میدادم
خب، چه کار کردی؟ - یه سال تمام وحشتزده بودم -
یه کتاب افتضاح و چرند نوشتم
بیخیال. مطمئنم اینقدرها هم که میگی بد نبوده
.نه واقعا بد بود. کسشر محض بود چاپش نکردن
آره - متاسفم -
طوری نیست. حداقل پیش پرداختش رو واسه خودم نگه داشتم
هنوز هم مینویسی؟
نه خیلی
همه اینها حوالی فوت مادرم اتفاق افتاد
...نمیدونم
دوران سختی رو گذروندم و دیگه بیخیالش شدم
پدر و مادر من وقتی بچه بودم فوت کردن
متاسفم
حتما برات خیلی سخت بوده
بگذریم
بعدش کتابفروشی رو دست گرفتم
و تقریبا باعث شد از اون حال و هوای افسردگی بیام بیرون
خب آره، بیشتر اوقاتم رو صرف همین کار میکنم
حتما حس خیلی خوبی داره که تمام روز با کتابها احاطه شده باشی
خیلی خوبه
بعد از مرگ والدینم
من و برادرم مدام از این خونه به اون خونه شدیم
یه بازه زمانی خانوادهای سرپرستیمون رو قبول کردن
که یه مجموعه رمان فوقالعاده داشتن
یه شب شروع به خوندن «جین ایر» کردم و شخصیت اصلی داستان
داشت اتفاقاتی شبیه به زندگی من رو از سر میگذروند
دوست نداشتم تموم شه
تمومش کردم، برگشتم صفحه اول و دوباره شروع به خوندنش کردم
از اون روز به بعد عاشق کتاب و کتاب خوندن شدم
جین ایر؟
آره، جین ایر
میتونم یه چیزی نشونت بدم؟
خدای من
نسخه اولشه؟
اصله؟
آره
از کجا مطمئن باشم؟
بعضی از اساتید واقعا نفرتانگیزن
واقعا از عبارت «خواجهسازی ادبیات آلمانی» استفاده کرد
چی چی؟ - تقریبا مطمئنم -
که همچین واژهای تو لغتنامه نداریم
چطوری آشپزی یاد گرفتی؟
سال دوم دانشگاهم رو توی فلورانس گذروندم
ایتالیایی هم بلدی؟
قبلا خوب مسلط بودم
متاسفانه الان خیلی چیزهاش یادم رفته
سلام - از ایتالیا خوشت میاد؟ -
خاطرات خوبی ازش دارم
فوقالعادهست
ولی اون زمان یه دوست پسر داشتم که خیلی آدم عوضیای بود
تو چی؟ از کجا ایتالیایی یاد گرفتی؟
مادرم ایتالیایی بود
و خب خیلی از فیلمهای فلینی رو تماشا کردم - من عاشقم فلینیام -
تا حالا کسی قلبت رو شکسته؟
آره، یکی دوباری
خیلی ازت خوشم میاد
قبوله
من هم همینطور
باشه پس
حالا گوش بده - نه، نمیتونم -
به کمکت نیاز دارم - این کار رو نمیکنم -
منظورت چیه که حاضر نیستی این کار رو بکنی؟ - نمیتونم -
خودم و خودتیم، من و تو علیه کل دنیا
یادت میاد؟ - میشه بری؟ -
جیسون بس کن
خواهش میکنم، بهت نیاز دارم ولم نکن. تو آخرین کسی هستی
که تو کل این دنیا برام مونده - جیسون -
ساندرا - جیسون، لطفا نکن -
ساندرا
فقط برو - خواهش میکنم -
لطفا در رو باز کن ساندرا
کیر توش
جنده عوضی
حالت خوبه؟
کی بود؟
برادرمه. پول میخواد
بخت خیلی با جیسون یار نبود
...یه سری از خونههایی که فرستادنش
جای بدی بودن
تقصیر تو که نیست
میدونم، ولی تنها خانوادهایه که دارم
همه خانوادههای خوشبخت شبیه همهن» و از این مزخرفات»
هر چند باری هم که به گام بده باز هم نمیتونم کمکش نکنم
برادرمه. دوستش دارم
تولدت مبارک
تولدت مبارک تام عزیز
تولدت مبارک
هورا. باید فوت کنی. اینجا
محکمتر. زودباش
محکمتر. آفرین
آره! موفق شدی
چند وقته تام رو میشناسی؟
یه چند هفتهای میشه
ولی انگار کلی وقت باهم بودین - آره میدونم. خیلی بهم نزدیک شدیم -
عین یه کتابدار سکسی میمونه
واقعا دختر رویاهاته - آره میدونم. بینظیره -
دوره کارشناسیت رو کجا گذروندی؟ - واسر -
عه. من هم اونجا خوندم
.گفتم چهرهت برام آشناست ها چه سالی فارغالتحصیل شدی؟
من 2016
زیاد تو «ماگ» وقت میگذروندی؟
راستش اکثر اوقات تو کتابخونه بودم
ولی به تام چیزی نگو. نمیخوام فکر کنه یه خرخون تمام عیار بودم
خوشحالم میبینم حالت خوبه
خیلی وقت بود اوضاع جالبی نداشتی
فقط یه کوچولو افسرده شده بودم
...باشه. شدید بود ولی
همه یه مقطعی تو زندگیشون به مرز خودکشی میرسن دیگه
.مسئله خندهداری نیست نباید دربارهش شوخی کنی
جدی میگم - میدونم. حق با توئه -
ولی الان حالم خوبه
راستش خیلی خیلی خوبم
خیلی خوب بود. تو کتابفروشی باهم آشنا شدیم
چرا همیشه میایم خونه من؟
منظورت چیه؟
دوست دارم ببینم کجا زندگی میکنی
جای خیلی راحتی نیست
باشه، ولی خونه من هم که هتل پنج ستاره نیست
نه، مسئله این نیست
...پیش پدرم و زن جدیدش زندگی میکنم و
No comments yet. Be the first to leave one.