The first 200 lines.
در ادامه
بچهها کیو رو مجبور میکنن تا شکمچرونی کنه
وای خدا
مورر توی پاساژ، خرچنگی میشه
مثل خرچنگ راه برو، مثل خرچنگ راه برو
میبینین که
و همه تو تیررس قرار میگیرن
وقتی این یارو رو کفری کنن
به اضافه، بازنده بزرگ امشب
باید جلوی جمعیت اعتراف کنه
که اون کارو کرده
چی؟!
توی دوناتفروشی مایک کار میکنیم و از مشتریها میپرسیم
میخوان کمک کنن
به خیریه امروز ما
نکتهش اینه که ما خودمون نمیدونیم این خیریهها چیان
چون اونا رو برای هم نوشتیم
آره، باید اسمشو با صدای بلند بگیم و کمک جمع کنیم
اگه نتونی کمکی جمع کنی، میبازی
صبر کن. - ما اینجا کار میکنیم؟
آره. - -ما اینجا کار میکنیم
باشه
اینم یه دونات لعابدار
و ما امروز داریم پول جمع میکنیم
برای یه خیریه
دربارهی
«خیلی کلیسا وجود داره»
اوه، هو هو!
همه جا کلیسا هست. - منم همینو میگم
پس ما میخوایم پولی جمع کنیم
و یه چندتاشو خراب کنیم
متوجه منظورم هستین؟
درسته؟ - -بله
یه دلار کمک میکنین؟
باشه، بعداً در موردش باهاتون حرف میزنم
یک دلار و بیست و پنج سنت. - -یک دلار و بیست و پنج سنت
خب، ما داریم یه جمعآوری محلی انجام میدیم
واسه خیریه من
که دارم سعی میکنم براش پول جمع کنم
پس ما داریم برای... کمک جمع میکنیم
«هندجاب در سراسر آمریکا»
پس، یه جورایی شبیه «دستان در سراسر آمریکا» ست
که توش همه دست همدیگه رو میگرفتن
اما اینجا یه چیز دیگه رو میگیرن
به همه کمک میکنه
یعنی، همه توش برندهن
پس ما فقط دنبال یه کم پولیم که کمک کنیم
که، میدونی، پول اولیهش جور بشه
کمک نمیکنین؟ باشه؟ - اشکالی نداره
هیچی
جو داره هیچ پولی جمع نمیکنه
همین بود؟
بله
چرا تو - قرمز نپوشیدی؟
علاوه بر کار اینجا، من برای خیلی جاها هم کار میکنم
من قبلاً ندیده بودم - اینجا کار کنی
آره، آره، من اینجا هستم - وقتی تو اینجا نیستی
من در واقع دارم پول جمع میکنم - برای یه خیریه
که واقعاً - خیلی بهش اعتقاد دارم
خب، - اسم خیریه چیه؟
«به یه بچه چاق میوه بدین»
اگه به یه بچه چاق یه کم
میوه بدین، فقط چاقتر میشه
خب، دوست دارین - به این خیریه کمک کنین؟
جو: نه، نه
هیچی نمیده
وای، این محشره
این یه خانم مسنّه - برای این خیریه
امروز چطورین؟
سال، برو جلو، مرد. - بکشونش داخل
اون اصلاً نمیدونه
چه بلایی قراره سرش بیاد
بیا همینجوری هلش بدیم - زیر اتوبوس
فقط هل بده
اون پول خیریه رو بگیر
یالا. - من که سرت کلاه نمیذارم
نمیتونم نگاهش کنم
مورر: - انجامش بده رفیق، انجامش بده
ما امروز هم داریم پول جمع میکنیم - برای خیریه
حتی نمیتونم نگاه کنم. - - اوه، خدای من
خیلی هدف خوبیه
اوه، نه نه. -
من مدتهاست دارم براش پول جمع میکنم
سالهاست
این خیریه خودمه
که خودم درستش کردم
ما امروز برای - خیریه داریم پول جمع میکنیم
هر جور خیریهای؟ - نه، نه
ما فقط برای چندتاش جمع میکنیم
که خودم ادارهشون میکنم
یه کمی... - یه کمی
«کولونیک برای بچهها»؟
«کولونیک برای بچهها» هست
حالا، اونا
تا حالا - به یه بچه تنقیه انجام دادین؟
ولی فقط - برای بزرگسالانه
نه، ولی دیگه نه
اوه، باشه
این یه روش غیر تهاجمیه
این دیگه چه کوفتیه؟
تنقیه غیرتهاجمی؟
چه جوری کار میکنه، رفیق؟
ما... ما... هیچی
هیچی... هیچی داخلشون نمیره
ما فقط... ما فقط فشارشون میدیم
-فشارشون میدین؟
این دیگه چه روش عجیبغریبیه!
اما واقعیه
این کار کاملاً درسته، - آره؟
اوه، - کاملاً درسته و قانونیه!
باشه. - -اوه، واقعاً؟
ایشون الان اهدا کردن
به کلونیکس برای بچهها؟
اَه. - -ممنون
بفرمایید دوناتتون
راستی، بگم بهتون، - ما در واقع داریم پول جمع میکنیم
امروز تو مغازه - برای خیریه
خب، - اگه علاقه دارین
بهتون نشون میدم که
خیریهمون چی هست، خیلی سریع
باشه.
اونو توضیح بده رفیق.
آه... خیریه دروغه.
من واسه خیریه دروغی کار کردم.
سالهاست که.
این یه انجمن بینالمللیه
انجمنه.
برای مبارزه با جهانیشدن
و جنگلزدایی.
تو کشورهای فراآتلانتیک – به طور خاص.
این خیریه دروغی،...
آ... آ... آ...
بهترین خیریه دروغیه
که وجود داره.
خب، ما داریم سعی میکنیم پول جمع کنیم – واسه این خیریه دروغی.
شانسی داری؟ – محاله، مگه نه؟
یه ربع دلار دارین؟
یا چیزی شبیه اون؟
واسه این خیریه دروغی؟
واقعا؟ – اوه هو!
نوشته "خیریه دروغین". - دیگه مگه چی میخواستیم؟
نوشته خیریه جعلی. - میدونم چی نوشته. دارم میبینم!
خیلی ممنونم
توی جلسههای دروغینی که داریم
به همه میگم
من یه خیریه دارم که
امروز اینجا راه انداختم
پس داریم پول جمع میکنیم - برای یه هدف بزرگ
امم...
یالا، مردم!
این... این...
میدونی، مثلاً، مثلاً
مثلاً "یالا، مردم!"
مثلاً "یالا!"
"فقط یالا!"
میدونی، انگار داریم سعی میکنیم
یه گردهمایی بزرگ راه بندازیم
میدونی، قشنگیش اینه که
راجع به این اینه که، بچهها،
دخترا، - هرکی میتونه بیاد.
همهمون میتونیم
یالا مردم!
من که عاشقِ
یالا مردم!
مطمئنی؟ - «یالا مردم.»
آره، فقط
۴۶ سنت برای «یالا مردم»
داریم پول جمع میکنیم
واسه خیریه اینجا امروز
اگه علاقهمندین
باحاله. خب، شما هم میتونین تو این کار سهیم بشین.
آمادهای؟ - فقط یه کاره خیر کوچولو.
اینه که
«به بز تکون نده.»
شما احتمالاً بزها رو میبینید
مثلاً همهجا.
به بز تکون نده
هردو: بز
به بز تکون نده. - درسته. درسته.
پولی دارین که - بخواین اهدا کنین؟
جو
اوه، تو چقدر بدجنسی.
خلاصه بگم، من یه غریبهام. ما هیچ وقت همدیگه رو ندیدیم.
من بهت گفتم، - بز رو تکون نده.
به من پول بده، - تو گفتی باشه.
و تو پول رو بهم دادی، - و من گذاشتمش تو اون جعبه.
آره. - ممنونم آقا.
اون پیراهن - تنش نیست؟
مر
زیر کتش پیراهن تنش نیست؟
اوه خدای من. اون یارو
سال: بگیرش. - بگیرش!
کاری که امروز داریم انجام میدیم اینه که
داریم برای خیریه پول جمع میکنیم.
اونا ازم خواستن - این حرفا رو بهت بزنم.
یه لحظه وقت داری - برای این حرفا؟
این برای خیریه است.
اینم از این.
آره، اون بچه رو
از تو اون چاه دربیار.
No comments yet. Be the first to leave one.