Fallout

Fallout

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Fallout SEASON1 720p/1080p/2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by Ali99

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
TS
x264
webrip
BRip
XviD
x265
HEVC
2CH
Published on: 2024-04-12
Downloads: 155
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« پایان »

‫...مذاکرات امروز طبق برنامه دنبال خواهد شد

‫و این درحالی‌ست که کاخ سفید هیچ توضیحی ‫راجع‌به موقعیت فعلی رئیس‌جمهور ارائه نداده

‫آماده‌ی خدمت‌رسانی هستم، بانو

‫بین آمریکا و رقبایش

‫امروز صبح در شهر انکوریجِ آلاسکا رخ داد

‫افتادن سایه‌ی یک جنگ هسته‌ای ده ساله

‫بر این کشور، قطعی شده است...

‫ما امروز مهمونی داریم، پس... ‫بیاید حواس‌مون رو بدیم به مهمونی‌مون

‫خیلی‌خب، متولدیِ کوچولو.

‫بیا بپر سوار «شوگرفوت» شو، ‫یه عکس ازت بگیریم

‫کوپر هاوارد چرا زده تو کارِ ‫جشن تولد بچه‌های کوچیک؟

‫مشخص نیست؟ نفقه دیگه

‫اونا چی گفتن، بابا؟

‫گفتن من خیلی خوش‌شانسم که ‫کمک‌دستِ خوبی مثل تو دارم

‫بسیارخب، آماده‌این؟

‫- حله ‫- خب

‫خوبه. بیا پایین، رفیق

‫هی عزیزم. عشقم

‫وایسا بغل کوپر. یه عکس بگیرم ازتون

‫- چرا که نه. آره ‫- باشه

‫خیلی‌خب

‫راستی! کوپ کوپ کوپ. ‫اون لایکِ معروفتو نشون بده

‫آره، راستش با توجه به شرایط فعلی،

‫ترجیح میدم این‌کارو نکنم، اگه اشکال نداره

‫برای چی؟

‫تو به همین لایک‌ات معروفی

‫- آره ‫- بی‌خیال شو، باب

‫ما... دیگه باید بریم پی زندگی‌مون

‫یک دنیا ازتون ممنونم، آقای هاوارد

‫باعث افتخار بود، خانم

‫امیدوارم جشن تولد پسرتون ‫بهش خوش گذشته باشه

‫- بی‌نظیرید ‫- بله

‫کی‌ها آماده‌ان کیک بیاریم؟

‫- من! ‫- خیلی‌خب. بریم، جینی؟

‫بزن بریم

‫آفرین

‫- کمونیست ‫- آره

‫ولی بازم پول منو گرفت

‫...طلوع خورشید در لس‌آنجلس.

‫من نمی‌تونم، هال. ‫شرمنده، من واقعاً نمی‌تونم

‫نمی‌تونم اینجا گزارش هواشناسی بخونم ‫وقتی حتی نمی‌دونم

‫- هفته‌ی بعد زنده‌ایم یا نه ‫- امروز فقط انرژی مثبت می‌خوایم

‫دو محصول جدید از شوگر بامب: ‫«گروناکِ وحشی»

‫و «ویرانه‌های روبی»

‫خیلی‌خب

‫فکر کنم همه‌چیز رو جمع کردیم

‫چرا انجامش ندادی؟

‫لایک معروفت رو.

‫خب...

‫یه قضیه‌ایه که به بزرگترها مربوط می‌شه

‫خب قبلاً که عضو نیروی دریایی بودم،

‫بهمون تعلیم داده بودن که ‫اگه یه‌وقت یه بمب خیلی بزرگ انداختن...

‫گفتن که انگشت شست‌مون رو ‫این‌جوری بیاریم بالا

‫و اگه ابرها کوچیک‌تر از انگشتت بودن،

‫باید بدوئی به سمت تپه‌ها

‫اگه بزرگ‌تر از انگشتت بود، چی؟

‫می‌گفتن به خودمون زحمتِ فرار ندیم

‫به‌نظرت این اتفاق قراره بیفته؟

‫واقعاً امیدوارم که این‌طور نشه

‫ولی ما گاوچرون‌ها خودمونو برای ‫هر اتفاقی آماده می‌کنیم، مگه نه؟

‫می‌شه یه تیکه کیک بخورم، بابا؟

‫خب، بذار برم ببینم

‫می‌تونم یه تیکه برات جور کنم

‫خیلی‌خب، اینم یه تیکه کیک

‫برای دختر گاوچرونِ محبوبم

‫با انگشت شست تو یا من؟

‫جینی، اون دودی که می‌بینی ‫یه آتش‌سوزی ساده‌ست

‫ما رو هم جا بدید

‫جا نداریم. برو رد کارت

« زیرنویس از ســروش و آریــن » ‫ :. Cardinal & SuRouSH_AbG .:

‫« ۲۱۹ سال بعد »

‫اسم بنده «لوسی مک‌لین» هستش

‫و من یک کمک‌رسانِ فعال برای ‫حفظ سلامت جامعه‌مون هستم

‫با مهارت‌های فنی و تعمیراتی.

‫لذت می‌برم که عضوی از ‫انجمن لوله‌کشان جوان هستم

‫که منو پرجنب‌وجوش نگه می‌داره

‫و مهارت‌های علمی.

‫گرچه پرواضحـه که در مقابل سطح علمی بابام ‫حرفی برای گفتن ندارم،

‫ولی همیشه از به چالش‌کشیدن خودم لذت می‌برم

‫مهارت‌های گفتاری.

‫علاقه‌ی اصلیم آموزش تاریخ آمریکاست،

‫با محوریتِ اخلاقیات

‫همچنین عضوِ باشگاه ژیمناست‌ها،

‫تیم ۳ شمشیربازی...

‫تربیت بدنی سطح متوسط هستم...

‫و گهگداری تیراندازی هم می‌کنم

‫البته زیاد حرفه‌ای نیستم

‫تو اوقات فراغتم هم

‫دوست دارم پیاده‌روی کنم

‫و با بابام فیلم نگاه کنم،

‫باغ‌بونی کنم... اینم به همراه بابام...

‫و توی جلسات کتاب‌خوانی خونوادگی‌مون شرکت کنم

‫« جنگ و صلح - از لئو تولستوی »

‫هنوز مشغول قانع‌کردن داداشم هستیم

‫هرموقع حاضر باشه بالأخره میاد شرکت می‌کنه

‫دستگاه تناسلی و تولیدمثل‌ام سالمه،

‫بهداشت فردی‌ام رو به‌خوبی رعایت می‌کنم،

‫و بااین‌حال هنوز نتونستم

‫یک کِیس مناسب ازدواج پیدا کنم

‫حداقل یه نفر که رابطه‌ی فامیلی نداشته باشیم

‫و این قضیه برامون خط قرمزه، به دلایلی

‫بنابراین با سلامتِ عقل و جسم،

‫بدین‌وسیله درخواستم رو به شورا ارائه می‌دهم

‫برای شرکت در برنامه‌ی ‫«تبادل سه‌ساله با پناهگاه ۳۲»

‫« درخواست ازدواج تأیید شد »

‫« لوسی »

‫نورمن

‫« لوسی مک‌لین »

‫یه نمه تنگـه

‫زیاد حسش نمی‌کنی

‫تو شب عروسی من، همون‌قدر که «برت» ‫زود اومد، این لباس هم زود دراومد.

‫خدایا. بعد از ۱۰ سال مالیدنِ پسرعموم،

‫خیلی برای اصل کاری ذوق دارم

‫لوسی

‫من فقط از این خوشحالم که قراره ‫بچه‌هامونو باهم بزرگ کنیم

‫بابا

‫قندِ کوچولوی من

‫وای، درست عین مادرت شدی

‫آره. دوست داشتم اونم الان اینجا بود

‫منم همین‌طور

‫ترسیده بودی؟

‫- وقتی می‌خواستی با مامان ازدواج کنی؟ ‫- من؟

‫وحشت کرده بودم!

‫خب، من هیچ‌وقت پام رو از ‫پناهگاه ۳۱ بیرون نذاشته بودم

‫ترست کِی رفع شد؟

‫لحظه‌ای که مادرت رو دیدم

‫بعد از اون لحظه، ‫انگار نه انگار پناهگاه ۳۱ ای وجود داشت

‫جناب سرپرست، وقتشه

‫مطمئنم خیلی رو مخه.

‫شوهرت هرکسی می‌تونه باشه

‫خودم درجریانم

‫- تیپ و قیافه‌ش چی؟ ‫- کسی چمیدونه؟

‫کونش گنده‌ست؟ یا کون نداره؟

‫ولی البته

‫این‌جور دغدغه‌ها سطحی‌ان. ‫مهم باطنِ طرفـه

‫بله درسته

‫و در این مورد، ‫طرف ممکنه آدم‌خوار باشه یا..

‫کلی تومور داشته باشه

‫نورمن

‫ببخشید، بابا

‫نگهبان در.

‫- «چِت» ‫- راستش...

‫دکمه‌ش گیر کرده

‫یه‌کم طول می‌کشه درستش کنیم

‫احتمالاً بهتره که برنامه رو عقب بندازیم

‫- تا گروه تعمیرات... ‫- چت

‫چی شده؟

‫لوسی، من دوستت دارم

‫همه اینو می‌دونیم، چت

‫ور رفتن با پسر فامیل

‫برای وقتی که بچه‌ایم حال میده، ‫ولی یه عمل جنسیِ

‫بلندمدت و بادوام نیست، می‌دونی؟

‫آره می‌دونم

‫همسایه‌های عزیز پناهگاه ۳۲ خیلی خوش‌آمدین

‫من هک مک‌لین هستم،

‫سرپرست پناهگاه ۳۳

‫منم لی مولدیور هستم، سرپرست پناهگاه ۳۲

‫خیلی ممنونم از مهمان‌نوازی شما

‫از بابت خبر درگذشتِ سرپرست «جکسون» ‫در تلگراف‌هاتون

‫بسیار متأثر شدیم

‫وقتی قحطیِ گندم به ما خورد،

‫خیلی از افراد خوب‌مون رو از دست دادیم، ‫اما این تبادل

‫بهمون کمک می‌کنه دوباره رو پامون بایستیم

‫بله، خب طبق قرار و مدارمون، ‫ما به شما تخم و قطعاتِ

‫- ماشینی می‌دیم. ‫- و ما یک مرد برای فرزندآوری به شما می‌دیم

‫خب...

‫کی قراره شوهر من بشه؟

‫من لوسی‌ام

‫شما اسمی داری؟

‫«مانتی»

‫خرشانس

‫خب، تعداد اسپرم‌هات چقدره؟

‫پزشک پناهگاه‌تون حتماً ‫همه‌ی تست‌ها رو ازتون می‌گیره، نه؟

‫و خب تعداد اسپرم برای ‫حفظ و بقای آمریکا چیز مهمیـه

‫بسه

‫عصر به‌خیر و خوش‌آمد میگم ‫به تمام شهروندان سربلندِ

‫پناهگاه شماره ۳۲.

‫چیزی که ما رو به‌هم پیوند داده

‫فقط همسایگی‌مون نیست،

‫بلکه یک وظیفه‌ی مشترکـه

‫یعنی روشن نگه‌داشتن مشعل تمدن

‫درحالی‌که بقیه‌ی مردم دنیا

‫در تاریکی فرو رفته‌ان

‫خیلی زود،

‫اگر که تخمین ما درست باشه،

‫میزان تشعشعات داره با ‫سرعتی کاهش پیدا می‌کنه که

‫نسل آینده، یعنی بچه‌های لوسی و مانتی،

‫می‌تونن دوباره روی زمین ساکن بشن

‫ایول!

‫بله

‫بعد از گذشت ۲۰۰ سال...

‫خیلی نمی‌دونیم اون بالا ‫الان داره چی می‌گذره

‫فلاکت، خشونت،

‫هرج و مرج.

‫باید به این بازماندگان روش درست زندگی

‫رو نشون بدیم

‫باید اعتراف کنم که گاهی می‌ترسم

‫که برعکس، این دنیای بدجنس ما رو عوض کنه.

‫ولی بعد به دخترم نگاه می‌کنم...

More Farsi Persian subtitles for Fallout

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left